Posted: Tue May 06, 2008 2:15 am Post subject: اکران فيلم «آتشکار» به تعويق افت
اکران فيلم «آتشکار» به تعويق افتاد پروانه بي اعتبار نمايش
گروه فرهنگي؛ اکران فيلم «آتشکار» به کارگرداني محسن اميريوسفي بنا به دلايل نامعلوم تا اطلاع ثانوي به تعويق افتاد. «آتشکار» که مجوز نمايش اش را نيز در روزهاي پاياني سال گذشته از شوراي صدور پروانه نمايش اداره کل نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه يي معاونت سينمايي دريافت کرده بود، قرار بود از هجدهم ارديبهشت ماه در گروه سينمايي عصر جديد اکران شود.با اينکه مديريت سينما عصر جديد از سه هفته پيش فيلم «آتشکار» را به عنوان برنامه آينده خود پس از پايان اکران فيلم «پابرهنه در بهشت» به شوراي صنفي نمايش معرفي کرده بود، اما شوراي صنفي در اين مدت بنا به دلايلي که از آن به عنوان مصلحت نام برده مي شود، از ثبت قرارداد اين فيلم خودداري کرده بود.
سرانجام روز گذشته با وجود قرار قبلي مبني بر اکران «آتشکار» از 18 ارديبهشت در گروه عصر جديد، اعلام شد فيلم سينمايي «قرنطينه» برنامه آينده سينما عصر جديد خواهد بود و «آتشکار» فعلاً روي پرده نخواهد رفت.به گفته يکي از اعضاي شوراي صنفي نمايش از طرف مسوولان معاونت سينمايي به آنها اعلام شده است که فعلاً و در شرايط حاضر اکران فيلم «آتشکار» به صلاح نيست و بهتر است اين فيلم در شرايط ديگري اکران شود.
طي چند سال اخير اين چندمين باري است که از اکران عمومي يک فيلم با وجود داشتن پروانه نمايش جلوگيري مي شود. در اين چند سال فيلم هايي مانند عصر جمعه(مونا زندي)، يک شب(نيکي کريمي)، شاعر زباله ها(محمد احمدي)، سنتوري(داريوش مهرجويي)، تردست(محمدعلي سجادي) و... با وجود اينکه پروانه نمايش از طرف اداره نظارت دريافت کرده بودند، اما بنابر برخي ملاحظات و بعضي مصلحت ها از اکران عمومي اين آثار جلوگيري شده است.
در اين ميان مشخص نيست دليل اعطاي پروانه نمايش از سوي اداره کل نظارت و سپس جلوگيري و تعويق اکران فيلم بنابر آنچه مصلحت ياد مي شود توسط معاونت سينمايي و وزارت ارشاد چيست.به نظر مي رسد مصلحت انديشي بيش از اندازه معاون سينمايي ارشاد و بها دادن به برخي نظرات سليقه يي باعث شده «پروانه نمايش» که سند قانوني اکران يک فيلم است، به برگه يي بي اعتبار تبديل شود.اگرچه پيش بيني مي شود در آينده يي نزديک و با رفع برخي سوءتفاهم ها فيلم «آتشکار» به اکران عمومي درخواهد آمد اما بي اعتبار بودن نظر اعضاي شوراي پروانه نمايش که همگي از فيلمسازان و مسوولان متعهد و متخصص سينمايي هستند، مي تواند لطمات فراواني را بر پيکره معاونت سينمايي وزارت ارشاد وارد کند.
«آتشکار» دومين ساخته بلند محسن اميريوسفي پس از فيلم تحسين شده «خواب تلخ» محسوب مي شود که آخرين جوايز سينمايي ايران از جشنواره کن را از آن خود کرده است.اين فيلم با بازي حميد فرخ نژاد ماجراي يک آتشکار ذوب آهن است که با روح پدر خود درگير مي شود.
حاشيه هاي نمايشگاه کتاب ادامه دارد
جمع آوري کتاب ها به آثار کوئيلو و آلنده رسيد
گروه فرهنگي؛ با گذشت تنها چند روز از برپايي بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب حاشيه هاي مرتبط با جمع آوري کتاب از اين نمايشگاه ادامه دارد و اين بار کتاب هايي از صادق هدايت، پائولو کوئيلو و ايزابل آلنده از نمايشگاه کتاب جمع آوري شد. بنا به گفته مسوولان غرفه ها، کتاب «داستان هاي اوالونا» اثر ايزابل آلنده با ترجمه علي آذرنگ و «شيطان و دوشيزه پريم» نوشته پائولو کوئيلو با ترجمه آرش حجازي (انتشارات کاروان)، کتاب هاي «سه قطره خون»، «سگ ولگرد» و «زنده به گور» صادق هدايت (نشر روزگار) و «انحرافات اخلاقي سياستمداران جهان» نوشته کري سيگريو با ترجمه سيدحبيب گوهري راد (انتشارات توسن دانش)، در روزهاي اخير از نمايشگاه کتاب جمع آوري شده اند. اين در حالي است که ديروز محمود سالاري مدير کميته ناشران داخلي نمايشگاه درباره جمع آوري اين کتاب ها و فروش پوستر و لوح فشرده در نمايشگاه توضيحاتي ارائه داد و تاکيد کرد، هر کتابي که مجوز انتشار دارد، در نمايشگاه کتاب قابل عرضه نيست. محمود سالاري در گفت وگو با ايسنا در اين باره توضيح داد؛ «ما يک ليست کتاب هاي بدون مجوز داريم که بايد اول آنها را براي مجوز گرفتن بفرستيم و بعد در نمايشگاه عرضه شوند. حتي اگر کتاب هيچ مساله يي هم نداشته باشد، تا مجوز نداشته باشد، نمي تواند به نمايشگاه بيايد.» او با اشاره به اينکه يک سري کتاب ها قبل از اينکه مجوز بگيرند، براي اينکه نمايشگاه يک منبع اقتصادي خوب است، براي فروش به نمايشگاه آورده مي شوند و سپس براي مجوز ارائه مي شوند، گفت؛ «اين کار خلاف است. يک بخش از کتاب هايي را که جلوي شان را گرفته ايم، اين آثار هستند. بعضي از کتاب ها هم هستند که ناشرشان اينجا حضور دارد؛ اما چون کتاب هاي پرفروشند، ناشر ديگري آنها را کپي کرده و به صورت افست به نمايشگاه مي آورد و مي فروشد. اينها را هم جمع کرديم؛ به خصوص در بخش دانشگاهي و آموزشي اين مورد بسيار ديده مي شود.» او در ادامه افزود؛ «نمونه ديگر جمع آوري ها اين بوده که ناشر با مترجم و مولف خاصي کتابي را منتشر کرده، ناشر ديگري جلد آن را عوض کرده و با نام مولف يا مترجم ديگر که وجود خارجي ندارد، کتاب را منتشر کرده است. بنابراين جمع آوري کتاب دلايل متعددي دارد. هر کتابي که جمع مي شود، معنايش اين نيست که يک کتاب ممنوعه يا سياسي است.» سالاري همچنين درباره کتاب هايي که از نظر محتوايي مشکل دارند، گفت؛ «پيش از نمايشگاه ما به يک سري از ناشران ابلاغ کرده بوديم که يک سري از کتاب هايتان را نمي توانيد به نمايشگاه بياوريد؛ مثلاً کتابي که براي منطقه يي خاص با اعتقادات خاص است، در تهران قابل عرضه نيست. دسته ديگر، کتاب هايي هستند که گفته بوديم بايد جاهايي از آن را حذف کنند اما اين کار را نکرده اند و اين دسته نيز جمع آوري مي شوند.» او با بيان اين مطلب که کتاب هايي را که ما جمع کرده ايم، بخشي شان مباني اعتقادي را زير سوال مي برند، يادآور شد؛ «بخشي از اين کتاب ها، کتاب هايي هستند که به وضوح قرآن را تحريف کرده اند.» سالاري درباره اين موضوع که تعدادي از آثار داراي مجوز مانند آثار صادق هدايت، از نمايشگاه جمع آوري شده اند هم گفت؛ «اين آثار مجوز عرضه در فروشگاه و مغازه را دارند؛ مجوز عرضه در نمايشگاه را ندارند. به ناشراني که اين کتاب ها را دارند، اين را ابلاغ کرده ايم. موضوع ديگر اين است که کتاب هاي هدايت ناشري دارد؛ ولي عده يي هم خلاف ضوابط، آثار او را توزيع مي کنند که هم ناشر و هم آنها که خلاف توزيع مي کنند، تخلف مي کنند. يک استدلال هم در اين زمينه وجود دارد، و آن اين است که چون 30 سال از مرگ مولف گذشته، مي توانيم آن را چاپ کنيم. اين براي نمايشگاه که محل عبور ناشران اصلي است، استدلال خيلي قوي نيست. ما بايد آنها را محدود کنيم. اگر مي خواهند اين آثار را توزيع کنند، در اين 10 روز توزيع نکنند؛ بعد توزيع کنند.»
کيارستمي عضو افتخاري کانون فيلمنامه نويسان
امسال در روز فيلمنامه نويس، به علت معرفي فيلمنامه هاي سينماي ايران به خارج از کشور و خدمات متعدد به امر فيلمنامه نويسي در سينماي ايران اين کارت افتخاري به عباس کيارستمي اهدا خواهد شد. به گزارش فارس، فرهاد توحيدي ، مينو فرشچي، شادمهر راستين ،حسين ايري و کامران ملکي در نشست کانون فيلمنامه نويسان سينماي ايران به ذکر جزئيات مراسم بزرگداشت روز فيلمنامه نويس پرداختند. «فرهاد توحيدي» گفت؛ امسال مراسم روز فيلمنامه نويس مراسم ساده يي در تالار اجتماعات «خانه سينما» خواهد بود. يکي از بخش هاي مهم اين مراسم که تبديل به بخش ثابت جشن خواهد شد، تجليل از يک فيلمنامه نويس پيشکسوت است. وي افزود؛ بخش ديگري از اين مراسم اهداي کارت عضويت افتخاري به فيلمنامه نويسي است که خدمات زيادي را به فيلمنامه نويسي سينماي ايران کرده و به علت معرفي فيلمنامه هاي سينماي ايران به خارج از کشور و خدمات متعدد به امر فيلمنامه نويسي در سينماي ايران اين کارت افتخاري به عباس کيارستمي اهدا مي شود.
دريچه
? گروه کر نوري قطعه «کارمينابورانا» را اجرا مي کند؛ کنسرت گروه کر نوري به سرپرستي عليرضا شفقي نژاد از تاريخ 24 ارديبهشت به مدت 4 روز ساعت9/30 شب در تالار وحدت برگزار مي شود. به گزارش مهر ، سرپرست گروه کر نوري با اعلام اين خبر در جمع خبرنگاران در خصوص کم و کيف اين اجرا گفت؛ گروه ما 140 نفر هستند که قرار است قطعه «کارمينابورانا» اثر کارل ارف را براي نخستين بار در ايران اجرا کنند.
? ذوالفنون با جوانان به صحنه مي آيد؛ جلال ذوالفنون - هنرمند آهنگساز و نوازنده سه تار - گروه جواني را 19 و 20 ارديبهشت ماه جاري در تالار وحدت به صحنه مي برد. وي گفت؛ در اين کارها سعي شده موسيقي سنتي از حالت ايراني خارج نشود، ولي در تحرک و ريتم آن از موسيقي هاي ديگر استفاده شده است.
? «4«10» مانيا اکبري انتخاب موسسه «لاسيد» براي کن؛فيلم «4«10» دومين ساخته مانيا اکبري در برنامه ويژه نمايش فيلم هاي مستقل موسسه لاسيد در جشنواره کن به نمايش درمي آيد.
مديرعامل بنياد سينمايي فارابي؛
طراز سينماي ملي شرکت در جشنواره کن نيست
نفس حضور فيلم هاي ايراني در جشنواره هاي جهاني نبايد به معناي متر و طراز سينماي ملي ايران تلقي شود. طراز سينماي ملي شرکت در جشنواره کن نيست.«مجيد شاه حسيني» مديرعامل بنياد سينمايي فارابي در گفت وگو با برنا با اعلام اين مطلب درباره وضعيت حضور فيلم هاي ايراني در جشنواره کن گفت؛ امروز سينماي ايران در حال پيمودن مسيري است که گام نهادن در اين مسير احتمالاً باعث شده سياستگذاران جشنواره کن ترجيح دهند فعلاً فيلمي از ايران در بخش مسابقه اين جشنواره حاضر نباشد. لذا اين تصور که چون ما در بخش مسابقه جشنواره کن حضور نداريم، پس لاجرم سطح هنري سينماي ايران افت کرده، تصور درستي نيست. مديرعامل بنياد سينمايي فارابي اظهار کرد؛ فراموش نکنيم مسوولان برگزاري هر جشنواره بين المللي سياست هايي دارند که قسمت عمده يي از اين سياست ها (صرف نظر از ساختار و جنبه هاي زيبايي شناختي) رويکرد محتوايي دارند و اگر مسوولان برگزاري يک جشنواره بين المللي احساس کنند محتواي مورد نظر آنها در جريان رايج سينمايي يک کشور مشهود نيست طبعاً هيچ اصرار و الزامي ندارند فيلمي از آن کشور را به بخش رقابتي جشنواره دعوت کنند. شاه حسيني در ادامه تصريح کرد؛ البته اين مساله به معناي آن نيست که ما از ظرفيت بزرگي مثل جشنواره کن غافل باشيم. هر سال در کن يکي از بزرگ ترين بازارهاي فيلم دنيا بر پا مي شود و حضور فعال در اين بازار، به ما اين امکان را مي دهد که زمينه آشنايي پخش کنندگان عمده فيلم دنيا با محصولات جديد سينماي ايران فراهم شود و اين حضور، بزرگ ترين فرصت براي سينماي ايران است تا از اين طريق، زمينه اکران مناسب تري براي مخاطبان بالقوه خود در سطح دنيا پيدا کنيم. شاه حسيني ضمن تاکيد بر اينکه حضور بين المللي سينماي ايران منحصر به بخش رقابتي جشنواره هاي جهاني نمي شود، اظهار کرد؛ در جشنواره هاي خارجي معمولاً فيلم هايي دعوت مي شوند که محتواي آنها مورد پسند و تاييد دست اندرکاران سينماي کشور برگزارکننده جشنواره باشد. همچنين بعضي از جشنواره هاي جهاني از طريق اهداي هدفمند جوايز و برخي تسهيلات ديگر سعي مي کنند به سينماي کشورهاي در حال توسعه و جهان سوم جهت دهند. اين موضوع چندان پيچيده نيست و اصولاً سياستي تشويقي است که براي شکل گيري يک جريان خاص فيلمسازي در کشور مقصد شکل مي گيرد.
نکن به چشم حقارت نگاه در من خر يا چراغ ها را من خاموش مي کنم
سيد علي ميرفتاح
اول اينکه به هواداران «قلندران پيژامه پوش» که هي سراغ شان را از نگارنده مي گيرند، مژده دهم که کتاب مجموعه مذاکرات آن عزيزان فقيد با همين اسم شريف يعني «قلندران پيژامه پوش» منتشر شده. علي الظاهر مي توان آن را در نمايشگاه کتاب و غرفه نشر افق پيدا کرد. فکر نکنيد دارم از امکان ستون سوءاستفاده مي کنم و به نفع کتاب خود تبليغ مي کنم که ابداً ابدا. حقيقتاً در اين چند روز اخير آنقدر با شما خوانندگان ديرآشنا درباره آن پيرمردان يگانه (بلکه چهارگانه) صحبت کرده ام و ذکر خيرشان را به ميانه کشيده ام که گفتم شايد براي شما هم انتشار چنين کتابي فرخنده باشد.
گاو؛ يعني يکي دو سال ديگر کتاب ما هم منتشر مي شه؟
شتر؛ اگر تا آن موقع اسم و رسمي از ما مونده باشه. اينقدر در اين چند روز تحقير شديم که حالم از هر چي کتاب و کرگدن و بازگشتشه به هم مي خوره.
استر؛ مکن به چشم حقارت نگاه در من خر. بالاخره روزگار همواره بر يک پاشنه نمي چرخد. دوره ما هم فرا مي رسه. مي بينم روزي را که ما مرديم و تو زنده و داري اشک مي ريزي و کتاب چاپ مي کني.
پلنگ؛ چرا ما بميريم؟ خدا نکنه. زبونتو گاز بگير. ميرفتاح بميره و ما بشينيم و کتاب دربياريم.
گاو؛ خواستي من ناشر آشنا سراغ دارم.
گرگ بيابان؛ کدوم ناشري مياد با يه گاو قرارداد ببنده.
شتر؛ خيلي هاشون. چندتاشو برات اسم ببرم؟ وقتي با کرگدن قرارداد مي بندن، من و شما که ديگه جاي خود داريم.
استر؛ اگه خواستين کتاب چاپ کنين، من چندتا نوول خوب نوشتم که اگه خوب توزيع بشه مي زنه رو دست هري پاتر.
پلنگ؛ همه همينو مي گن. اما وقتي کتاب درمياد، دو هزار و دويستاشم فروش نمي کنه. بايد برن منت ارشادو بکشن که پونصدتا بخره براي کتابخونه ها و صدتا بخره براي آموزش و پرورش و...
گرگ بيابان؛ کتاب مي خواي، گرگ بيابان هسه. سه هزار بار خوندمش، هنوزم برام جذابه...
گاو؛ چراغ ها را من خاموش مي کنم؟
استر؛ اه. تو هم اين کتابو خوندي؟
گاو؛ کتاب چيه؟ گفتم حالا که هوا روشنه بيخودي چراغا رو روشن نذاريم.
پلنگ؛ اونم با اين پول برق؟ زرت زرت دارن تصاعدي مي برنش بالا. پول گاز هم جدا. و ديگر هيچ.
شتر؛ من مي گم بياييم براي کودکان کتاب بنويسيم. امروزً روز پول تو کتاب کودکه.
پلنگ؛ چي ياد بچه ها بديم؟ طرز تهيه سيخ و سنگ؟ آخه ما رو چه به کودکان؟
شتر؛ منظورم از همينا بود که مي گن شتره نمدمالي مي کرد و اسبه عصاري مي کرد و...
گاو؛ چقدر هم که تو نمد بلدي بمالي؟ هزار بار بهت گفتيم که زمستان آمده فکر نمد کن، گفتي پشمم هنوز به حد کافي نرسيده. تابستون شد ما هنوز يه نمد نداريم که زير بساطمون بندازيم.
شتر؛ تقصير اين کرگدنه فلان فلان شده است. تا مياد موي بنده بلن شه و اندازه بشه يوهو يه مقاله مي نويسه که آدم پشمش مي ريزه. منظورم شتره.
بوزينه؛ راستي باوفا نگفتي بالاخره اسممون چي شد؟ ما رو تو خماري حيواني، انساني گذاشتي ها. يه اسم بده خلاصمون کن ديگه...
درباره يک نمايش کوچک دانشجويي به نام
خواب هاي خاموشي
سعيد قطبي زاده
خيلي ها که سرخوش و بي تعهد و بي دعوت، يک بار سرشان را انداخته اند پايين و رفته اند به مثلاً جشنواره فيلم کوتاه يا جشنواره فيلم هاي صدثانيه يي يا هر جشنواره غيرفجري، حتماً چيز دندان گيري دشت کرده اند. زماني مطالب اميد روحاني در روزنامه شرق و همين اعتماد، راهنماي خوبي بود براي همين کارها، که ديگر اين يادداشت ها را نمي نويسد. نوشته هاي او هم راهنما بود براي خواننده ها و هم قوت قلب براي آدم هاي ناشناسي که احساس مي کردند کارشان ديده شده. نمي خواهم شعار بدهم اما واقعاً وسط اين همه مطلب و مصاحبه و يادداشت درباره بدترين سريال هاي تلويزيوني توي روزنامه ها، مثلاً يک جاي خالي براي اتفاق هايي که توي کوچه پس کوچه هاي اين شهر مي افتد، وجود ندارد؟ نمي دانم. شايد من آدم خوش شانسي هستم که هر وقت براي تفريح به اين جور جاها رفته ام دست خالي بيرون نيامده ام و حالا فکر مي کنم که همه آثار همان قدر خوب بوده اند.بعد از تماشاي نمايش «خواب هاي خاموشي» در جشنواره تئاتر دانشجويي توي تالار مولوي بدون اينکه به کار من ربط داشته باشد، همين جوري آرزو کردم که کاش نمايش هاي ديگري که نديده ام هم همين قدر خوب و تماشايي باشند. اين مطلب نه ديدگاه يک متخصص يا عاشق و دلسوز تئاتر است و نه قصد دارد ميان اين همه نمايش دانشجويي، يکي را علم کند. مي خواهم بگويم که با احترام به همه نمايش هايي که در اين جشنواره نديدم، به عنوان يک بيننده از تماشاي «خواب هاي خاموشي» لذت بردم؛ همان طور که ممکن است يک تئاتري وسط زمستان راهش به يکي از سينماهاي جشنواره فيلم فجر بيفتد و خيلي اتفاقي (اغراق مي کنم) «تنها دو بار زندگي مي کنيم» را ببيند و خوشحال باشد از ديدن يک فيلم دوست داشتني از کارگرداني ناشناس.اهميت کار کارگردان «خواب هاي خاموشي» در درجه اول، بهره گيري خلاقانه از المان هاي سينمايي است به نفع يک اثر نمايشي مثلاً نحوه طراحي نور در خدمت تمرکز نگاه تماشاگر است روي اتفاق مورد نظر کارگردان. عين يک تصوير two shot سينمايي که در آن بر حسب سليقه کارگردان، تصوير بازيگران به ترتيب فلو فوکوس مي شوند. در «خواب هاي خاموشي» که کنش اصلي با شخصيت هايي است که زاويه نگاه ما آگاهانه به سوي آنها متمرکز شده، ديگراني هم هستند که توجه به آنها نشان مي دهد که سازندگان اثر چه ميزانسن دقيقي طراحي کرده اند. در اين نمايش آماتوري پرشور، حرکت و کنش هر کدام از بازيگران حاشيه يي و اجزاي متحرک دکور، ديدني اند و شيوه نورپردازي نمايش را مي توان آدرس غلط کارگردانان دانست. مثل کشف حرکت يک بازيگر حاشيه يي در گوشه کادر، در فيلمي که وقتي آن را چند باره مي بينيم، تازه اهميت اش را مي فهميم. از اين جذاب تر ايده جابه جايي اجزاي ثابت دکور اين نمايش است. اين ايده جالب در نبود دوربين و تعيين زاويه ديد سينمايي، از چند جهت تاثيرگذار است؛ در فرم نمايش، علاوه بر بازيگران، حرکت اجزاي دکور است که ميزانسن را تعيين مي کند. در و پنجره خانه يي را تصور کنيد که به تناوب هم مانع ورود آدم هاي بيرون است و هم باعث امنيت آدم هاي داخل. بازيگران داخل و خارج خانه يا اتاق، هر بار حين بازي و حرف زدن با آدم هاي آن سوي در، در را جايي مي برند که اين بار فرصت براي بازي بازيگر روبه روي خود را فراهم کنند. در ديد محتوايي هم توجيه اين تکنيک، شخصيت اصلي نمايش است که در اثر اتفاقات هولناک دوران کودکي اش دچار فروپاشي رواني شده و در سرگيجه دائمي است. نوع روايتگري در «خواب هاي خاموشي» نيز آشنايي زدايي تئاتري از يک جريان مقبول و محبوب دهه اخير سينماي جهان است. راوي قصه که همان دختر رواني است، در يادآوري خاطرات بد کودکي اش به شکل کابوس، پراکنده گويي مي کند؛ به اين ترتيب که بخش هاي کوچکي از هر کدام از کابوس هايش را کنار هم مي چيند که به ظاهر بي ارتباط با يکديگرند اما از نيمه نمايش به بعد، کارگردان در هيئت يک روانکاو از اين پراکنده گويي ها براي شناخت شخصيت او بهره مي برد و اينچنين روايت را انسجام مي بخشد. نمي دانم امکانش هست که «خواب هاي خاموشي» اجراي ديگري داشته باشد يا نه... اصلاً اين نمايش ها، گيرم موفق ترين شان، امکان نمايش عمومي دارند يا نه... ولي اگر اسمش به گوش تان خورد، سرسري از کنارش نگذريد... _________________
دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . ارد بزرگ
Good point of view of people is the best patron of chosen men . Great Orod
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum