Posted: Mon May 05, 2008 12:21 am Post subject: نيکول فريدني
نيکول فريدني
کسي که به زمين بازگشت
علي اتحاد
اگر نويسنده يي در زماني دور بخواهد به سنت روايي «مجمع الجزاير گالاپاگوس» چيزي درباره زمانه و سرزمين ما بنويسد و احياناً اگر به اندازه شخصيت راوي رمان «کرت ونه گوت» باريک بين هم باشد؛ قطعاً بايد تصاويري از اين سرزمين جست وجو کند که نشان مي دهد در کجاي جغرافياي آن چه مي رويد و آدم ها چه شکلي دارند و به شما اطمينان مي دهم که در اين راه ناگزير است سري هم به عکس هاي نيکول بزند. بايد عکس هاي فريدني را زير و رو کند تا براي خود خاطراتي از زماني که «آدم ها مغزشان بزرگ» بود، بسازد. و قطعاً از آن آدم مغرگنده يي که اين تصاوير را براي او فراهم آورده سپاسگزار خواهد شد.
---
درباره نيکول فريدني به عنوان عکاسي که چندين شاخه عکاسي را تجربه کرده مي توان بسيار سخن گفت. مي توان از تجربيات مردم نگاري و تصاوير شهري اش نوشت و مي توان براي اندوه از دست دادن تدريجي اش که چقدر براي نزديکان او دردناک بود و چند سالي بود که براي خودش هم درد بسيار به همراه داشت، سوگواري کرد. مي شود باز هم بلافاصله پس از مرگ يک شخصيت فرهنگي تمامي خوبي هاي جهان را به او نسبت داد اما بهتر است چنين نکنم چرا که تا همين جا هم نيمي از آنچه بايد مي نوشته ام، رفته است.
---
نيکول فريدني يک عکاس طبيعت بود. و شايد اين کوتاه ترين جمله يي باشد که بتوان درباره زندگي يک عکاس گفت. فريدني عکاسي را از کودکي و به صورت تجربي آغاز کرد و مجموع اين تجربيات سبب شد در جواني تمايلي به تحصيل دانشگاهي نشان ندهد. اما از آنجايي که توان خواندن متون فرانسوي و انگليسي را داشت هرگز مطالعه در اين زمينه را رها نکرد. نيکول خود درباره آغاز زندگي عکاسانه اش چنين مي گويد؛ «پدر من در طرح معروف «ترومن» شاغل بود و شخصي به نام «حسين شريفي» هم متصدي عکاسي «اصل چهار» بود. او گاهي از من مي خواست در خشک کردن عکس ها کمکش کنم. در آن چهارديواري تاريک، تمام عشق و علاقه من به عکاسي زاده شد. بعد از مدتي با اصرار از حسين آقا خواستم اجازه دهد عکاسي کنم. ابتدا مخالفت کرد و گفت؛ «تو عکاسي بلد نيستي.» راست مي گفت، بلد نبودم اما قول دادم زود ياد بگيرم. او هم سرانجام يک دستگاه دوربين «زايسي ايکون 6+6» و يک حلقه فيلم «ارتوکروماتيک گورت» به من داد و من که مي خواستم از ابرهاي درهم پيچيده در زمينه آسمان آبي عکس بگيرم، روي لنز دوربين فيلتر قرمز گذاشتم؛ غافل از اينکه فيلم ارتوکروماتيک در مقابل نور قرمز حساسيت ندارد و در نتيجه کل فيلم ها خراب از آب درآمد. پدرم وقتي علاقه مرا به عکاسي ديد، يک دوربين 35 ميلي متري آرگوس برايم خريد؛ بعدتر هم يک نيکون اس-2. شب و روزم شده بود عکاسي؛ با چند تا از دوستانم، سوار دوچرخه مي شديم و رکاب زنان فاصله شش فرسنگي کرمان - ماهان را طي مي کرديم. بعدازظهر خسته و خاک آلود به تاريکخانه کوچکم مي رفتم و فيلم ها را ظاهر مي کردم. آن تاريکخانه را با خون دل از مقواي کلفت درست و چند تشک و يک تانک ظهور کوچک و يک دستگاه آگرانديسور هم برايش تهيه کرده بودم...»
نيکول فريدني به واسطه پشت سر گذاردن چنين دوره کاري طولاني يعني از روزگار کودکي تا آستانه هفتمين دهه زندگي اش (که با ابتلا به پارکينسون متوقف مي شود) جايگاه خود را در عکاسي طبيعت به جايگاهي يکه و بي رقيب بدل ساخت. تا جايي که امروز اگر بخواهيم مجموعه تصاوير قابل توجهي از طبيعت و زيست بوم ايران گرد آوريم و براي چنين گزينشي سخت ترين معيارهاي بصري را هم در نظر بگيريم تقريباً غيرممکن است که بخش عمده تصاوير مجموعه ما حاوي عکس هاي نيکول نباشد. اما در پايان اينکه چرا نيکول عکاسي طبيعت را از ميان ديگر شاخه هاي عکاسي برگزيده است پرسشي است که مي توانيد از خود عکاس بپرسيد و مطمئن باشيد همين پاسخ را خواهيد شنيد؛ «اين سوال خوبي است ولي جواب آن کمي مشکل است... براي اينکه عکاســي اصولاً هميشه با طبيعــــت ارتباط دارد. من به جز اينکه به عکاسي از طبيعت علاقه دارم به خود طبيعت نيز علاقه مندم. در عکاسي از طبيعت از عکاس انتظار نمي رود که حتماً صحنه هاي خاصي را ثبت کند يا نکند، تنها عکاس بايــــد از عکس هايش، هرچقدر هم که عجيب باشند، لذت ببرد.»1
پي نوشت؛------------------------------------
1- متن گفت وگوها از همشهري آنلاين و سايت عکاسي است. _________________ ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند . اسپانيولي
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum