تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

داريوش مهرجويي

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> زندگینامه ها
View previous topic :: View next topic  
Author Message
HABIB
100000
100000



Joined: 15 Apr 2008
Posts: 530

PostPosted: Mon May 05, 2008 12:10 am    Post subject: داريوش مهرجويي Reply with quote

داريوش مهرجويي
با چهره يي خشمگين در کوچه بن بست
سعيد مروتي

هيچ گاه مهرجويي را اينچنين خشمگين نديده بوديم. چه در روزهايي که «بانو» 7 ساله در محاق ماند و چه در زماني که «ميکس» خشم منتقدان را برانگيخت. مهرجويي اين موفق ترين فيلمساز جريان موج نو در سال هاي پس از انقلاب، نه آن بدبيني ذاتي و هميشگي بهرام بيضايي را داشت و نه مثل مسعود کيميايي يک مخالف خوان حرفه يي بود. او را استاد تطبيق با شرايط خوانده بودند؛ چه در دهه 50، که مهم ترين پرچمدار سينماي روشنفکرانه ايران بود و چه در سال هاي پس از پيروزي انقلاب که با «اجاره نشين ها»، «هامون» و «ليلا» تولدي دوباره را جشن گرفت. در ميان فيلمسازان موج نو، او از همه موفق تر بود. چون نسبت به هم نسلانش درک درست تري از شرايط داشت و مي دانست که چگونه مي توان از شرايطي که دوستانش را گيج کرده بود، به بهترين شکل استفاده کرد، تاييد همگان را به دست آورد و در نهايت هم فيلم خود را ساخت. نگاه کنيد که او چگونه در هر دوره يي به صدر نشسته و بيشتر از تمام کارگرداناني که با هم سينماي متفاوت ايران را در اواخر دهه 40 شکل دادند، توانسته فيلم خوب بسازد. چهره مهرجويي معترض را کسي به ياد نمي آورد. امسال اما ابتدا سانسور فراوان فيلم «هامون» در پخش از تلويزيون خشمش را برانگيخت و بعد ماجرايي که بر سر «سنتوري» اش آمد او را در مقام يک منتقد تمام عيار قرار داد. «هامون» به عنوان يکي از شاخص ترين فيلم هاي سينماي پس از انقلاب، در برنامه «سينما 4» با چنان کيفيتي روي آنتن رفت که صداي همه را درآورد، همه آن «هامون بازان» شيفته و شيدا و البته در راس همه شان خود استاد، که تکه پاره کردن فيلمش را برنتابيد؛ فيلمي که در جشنواره هشتم فجر، تقريباً تمام سيمرغ هاي اصلي را از آن خود کرد و در تمام اين سال ها، به جايگاهي در ميان علاقه مندان سينما دست يافته که بعيد به نظر مي رسد فيلمي بتواند جايش را بگيرد. فيلمي که به دليل «ترويج فرهنگ علي خواهي» از سوي مديريت وقت سينما مورد ستايش قرار گرفته بود، بعد از 17 سال با جرح و تعديل فراوان روي آنتن رفت تا مهرجويي آن روي سکه را نشان مان بدهد؛ در قامت فيلمسازي معترض که رفتارهاي غيرمنطقي را برنمي تابد. وقتي «سنتوري» پس از حرف و حديث هاي فراوان در جشنواره فجر به نمايش درآمد، در جلسه مطبوعاتي، او را با همان رندي و خونسردي هميشه ديديم که با اطمينان از نمايش عمومي فيلم حرف مي زد. احتمالاً با همين روحيه بود که به اصلاحات اداره نظارت هم تن داد تا فيلمش رنگ پرده را بر خود ببيند. «سنتوري» پروانه نمايش گرفت. بيلبوردهايش در سطح شهر نصب شد ولي درست سه روز مانده به موعد اکران، جلوي نمايش اش گرفته شد. صفارهرندي نمايش فيلم را فعلاً به مصلحت نديد و مديرکل اداره نظارت هم گفت که از دستور مافوق تبعيت کرده است. اين همان روزهايي بود که در کنار پياده روها، دستفروشان سي دي هايي که خام بودند يا در آنها فيلم ديگري ضبط شده بود را به اسم «سنتوري» مي فروختند. تابستان و پاييز گذشت و زمستان آمد و خبري از اکران «سنتوري» نشد. مهرجويي در روزهاي نزديک به برگزاري جشنواره فجر، چندباري به انتقاد صريح از جعفري جلوه پرداخت تا اينکه سرانجام «سنتوري» هم به شبکه قاچاق فيلم راه يافت و در کمتر از 48 ساعت، نسخه باکيفيت فيلم دست همه کساني بود که يک سال عطش ديدن فيلمي را داشتند که دولت نمايش آن را به مصلحت نمي دانست. اينجا بود که مهرجويي با لحني تند به انتقاد از کساني پرداخت که يک سال جلوي نمايش «سنتوري» را گرفتند. مدير اداره نظارت سعي کرد توپ را در ميدان مهرجويي بيندازد و گفت صاحبان فيلم از نسخه خود مراقبت نکرده اند و بدون اجازه فيلم شان را در خارج از کشور به نمايش درآورده اند و ريشه ورود فيلم به شبکه قاچاق را هم بايد در همين جا جست وجو کرد در حالي که «سنتوري» داراي پروانه نمايش براي حضور در جشنواره هاي خارجي بود. از همه عجيب تر اما، صحبت هاي شخص وزير بود که از نقش عوامل «سنتوري» در ورود فيلم به شبکه قاچاق سخن گفت؛ حرفي که نه تنها مهرجويي که حتي مديران زيردست صفارهرندي را نيز به واکنش برانگيخت. جلوه که در ماه هاي اخير مورد انتقاد مهرجويي واقع شده بود، سعي کرد با صحبت هايش از التهاب ماجرا قدري بکاهد و مدير ستاد مبارزه با قاچاق فيلم هم با حضور در تلويزيون رسماً به دليل ورود «سنتوري» به شبکه قاچاق، از مهرجويي عذرخواهي کرد. هرچند در صورت مساله تغييري ايجاد نشد. سال 86 در حالي به پايان مي رسد که «سنتوري» همچنان در محاق است ولي کمتر کسي است که فيلم را نديده باشد. مهرجويي هم چاره يي ندارد جز اينکه شاهد به تاراج رفتن سرمايه مادي و معنوي اش باشد. برخورد با سد مميزي براي او که از زمان «گاو» و «دايره مينا» تا سال هاي پس از انقلاب با آن درگير بوده، تازگي ندارد ولي او که در طول چهار دهه توانسته بود با هوش درخشانش تقريباً از همه بزنگاه ها به سلامت عبور کند، اين بار در کوچه يي بن بست گرفتار شده است

_________________
ماهي و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو مي گيرند . اسپانيولي
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
Google







PostPosted: Mon May 05, 2008 12:10 am    Post subject: Adv



Back to top
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> زندگینامه ها All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004