تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

بيست و نه سال پس از احمد ظاهر

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
mona
ه ستاره
ه ستاره



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 169

PostPosted: Thu May 01, 2008 10:29 am    Post subject: بيست و نه سال پس از احمد ظاهر Reply with quote

بيست و نه سال از مرگ احمد ظاهر گذشت



احمد ظاهر در 24 جوزا 1358 در گذشت

سه شنبه 24 جوزای امسال، بيست و نهمین سالگرد در گذشت احمد ظاهر خواننده مردمی و محبوب افغانستان است.

آهنگهای احمدظاهر حالا هم در صدر جدول آهنگهای درخواستی راديو ها و تلويزيونهای افغانستان قرار دارد

پرونده مرگ احمدظاهر نيازی به دادگاه و ثبوت ندارد. او خود شاهد زنده زندگی و مرگ خود است.

احمدظاهر يک روز در" بهار روشن از امواج نور" باعبور از دامنه های تاکستان زار شمالی نرسيده به ارتفاعات سالنگ ظاهرا در يک حادثه تصادف اتومبيل جانش را ازدست داد. در واقع آنگونه که شواهد گواه است کشته شد. اما از آنروز تاکنون هيچگاه پرونده قتل او گشوده نشد و اين راز سر به مهر همچنان در پيچيدگی های روزگاران جنگ زده مانند پرونده مرگ ده ها هزار افغان ديگر که قربانی شدند مکتوم ماند. مثل اينکه اين سه دهه گذشته کسی يا کسانی ماموريت داشت تا ازاين خطه آدم بربايد و آنهم بهترين ها را.

احمدظاهر چگونه جان داد هر کس داستانی دارد. ساعت يازده صبح روز بيست و چهارم جوزای 1358 خورشيدی احمد ظاهر با محبوب الله پاچا از دوستان و اعضای خانواده و دو دوشيزه علاقمند صدايش از کابل به سوی شمالی در دره سالنگ می رود و همانجا دچار فاجعه می شود.

در ناحيه چپراق در پلچک نزديک به علاقداری سالنگ روستاييانی که اورا می شناختند جسم بيجانش را يافتند. زخم کاری بر پيشانی اش داشت. اين ضرب از آله ای بود و گلوله ای مهم نبود. مهم اين بود که قلب احمدظاهر از تپش باز مانده بود.

اين ضرب را اگر ازدست دوست "محبوبش" خورد يا رقيب مغلوبش باکی نبود. دستور آن اگر از سوی زندانبان بود يا کاخ نشين شکنجه گر يا انتقام جوی درويزه گر روشن نشد و هرگز به دادگاه کشيده نشد. نه آنگاه و نه حالا. شايد لازم هم نيست کسی ثابت کند که : احمدظاهر را که کشت؟ امين؟ اسد؟ ترون؟ محبوب الله؟ يا کل رژيم در اين مرگ دست بدست هم دادند؟ خدا می داند. چرا که مردی که می سرود" زندگی آخر سرآيد بندگی در کار نيست ... بندگی گر شرط باشد زندگی در کار نيست" چه باک از مرگ داشت. مردی که سند جاودانگی اش را مردم با جان ودل امضا کرده بودند، مگر می ميرد؟


از آن پرونده قتل يک شاهد هميشه در دادگاه ها حاضر است. يک شاهد زنده - خود احمد ظاهر که بيست و شش سال است هم شهادت می دهد و هم مدعی است برای دادخواهی . هنوز صدای او در صدر جدول آهنگهای درخواستی قرار دارد .آهنگهايش را می خواهند و می شنوند و هيچگاه اين سرودها کهنه نمی شود نه برای آنهايی که اورا ديده اند و نه برای آنهايی که او را نديده اند و نسل بعد از اويند. اوهر روز می خواند و در هر موج ، صدايش بال می زند و در هر تصوير حضورش می رقصد و هنوز همچنان سی و سه ساله است. مثل روز مرگش . ترانه های او پيام انديشه و عشق، اندوه و سرور، وصال و جدايی و سوز و گداز است که در روستاها و شهرها از دلی به دلی سفر دارد و هر جا که سفر دارد "او همسفرش" است. اين ترانه ها عاطفه ايجاد می کنند و هيجان و سکوت و شيدايی و برتر از اينها عشق، عشق، عشق.

احمدظاهر که به قول صمد"دار دار" دوست دوران درس، آوازخوانی، زندان و تنهايی های اوست قربانی معصوم شهرت خود است. زندگی او از شراب شهرت سيراب شد و مست در باطلاق های حادثه و فاجعه افتاد.

احمد ظاهر يا بايد در خود می ماند و برای "ناجيه"، زنی که احمدظاهر به او دلباخت مرد زندگی می شد يا هم در کوچه های رسوای شهرت و محبوبيت دست بدست میشد قول مادر همسرش "باشه ای هر دست" شد و اين چيزی بود که همسرش را به تنگ کرد تا مرز جدايی و طلاق.

احمدظاهر با شکست اين عشق و جدايی از همسرش "رشاد" را نيز از دست می داد. آرام آرام در کام آشوبها وتنهايی های "شبهای ظلمانی" فرو رفت و ترانه هايش قصه های درد شدند، سوخت و سرود "بسه ديگه سوختم شعله ره خاموش کن.



مقبره احمد ظاهر در سال 1996 توسط طالبان ويران شد

برای او همه جا تصوير عشق شد. عشقی که او را از هر چيز بيگانه می کرد."بوی او هنوز از بسترش برمی خاست" و "تنها می شد .تنها می شد" و" هرجا که سفر می کند او همسفرش بود".

با خالده ازدواج می کند. ازدواج ناموفقی که با مرگ خالده آغازگر هزار ماجرای ديگر می شود. با فخريه ازدواج می کند زنی که شبی خود را در رويا دچار توفان می يابد. توفانی که موهايش را آشفته می کند و روسری سفيدش را به هوا بلند می کند. فخريه بيمناک در سدد است تا اين خواب را تعبير بگيرد اما زمان کوتاه است، کسی جز خود احمد ظاهر آنرا تعبير نمی کند. فردا ۲۴ جوزا اين خواب تعبير می شود. توفانی در بهار روشن از امواج نور او را با خود می برد و آن موها برای هميشه آشفته می ماند.

از احمدظاهر هزار خاطره ماند و "شبنمی" با "رشادی" و چه پر تعجب که کسی ديگری همصدا و هم چهره او در بيست و ششمين سال روز مرگش در کابل در هيات احمد ظاهر ثانی تبارز کرده و آنچنان است که گويی سيبی را دو نيم کرده اند. ياسر بهار نمی داند با احمدظاهر چه نسبتی دارد اما عاطفه سرشار از محبت او را با احمدظاهر گره می زند و قصد دارد خاطرات آن بلبل شوريده مکتب "حبيبيه" را دوباره در خاطره ها زنده کند.

ياسر در صنف چهارم مکتب بود که متوجه شد همه آهنگهای احمدظاهر را از حفظ است و تازه وقتی او هارمونيه ظاهر هويدا را از دوستی در کابل به عنوان هديه دريافت کرد پس از دو روز توانست آن را بنوازد. پدر و مادری که به قول ياسر او را به فرزندی بزرگ کرده اند و بسيار دوستش دارند انگشت حيرت گزيدند و ياسر هنوز نمی داند چرا؟ چه نسبتی در اين ميان است؟

آيا او يک ستاره ديگری همچون احمد ظاهر خواهد بود؟خودش می گويد مقابل آينه می ايستم به خود نگاه ميکنم و می گويم: نه، تو که احمدظاهر نمی شوی اما رياضت بکش شايد مثل او در دلها راه يابی . می گويد آرزو دارد روزی از رشاد و شبنم پسر و دختر احمدظاهر در کابل استقبال شاهانه کند.

_________________


بیچاره مردمی که فرمانروایانشان ، شاگردان رسانه ها باشند . ارد بزرگ
Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Thu May 01, 2008 10:29 am    Post subject: Adv



Back to top
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004