Posted: Wed Apr 30, 2008 11:34 pm Post subject: طرح هاي استراتژيك اشغالگران در ع
طرح هاي استراتژيك اشغالگران در عراق
سبحان محقق
عراق اشغالي كه پنجمين سال حضور سنگين و پرهزينه نيروهاي آمريكايي را پشت سر گذارده است، به نظر مي رسد كه بايد خود را براي ناملايمات جديد نيز آماده سازد.
روزگاري رهبران مخالف رژيم ديكتاتوري صدام كه پس از سقوط اين رژيم در بهار سال 1382 و اشغال عراق توسط نيروهاي آمريكايي و ائتلاف به كشور بازگشتند، احتمالا فكر مي كردند كه آمريكايي ها پس از انجام مأموريت شان (سرنگون كردن رژيم صدام و انهدام سلاح هاي كشتار جمعي)، عراق را ترك مي كنند و مردم نيز همزمان با آن و در يك روند صلح آميز، دست به ايجاد يك نظام دموكراتيك مي زنند.
اما، تحولات بعدي نشان داد كه اين انتظار چقدر با واقعيت فاصله داشت.
آن موقع رهبران مخالف صدام، كه من با يكي از آنها گفت وگوي مفصلي داشتم، اصلا احتمال نمي دادند كه حمله به عراق، اين همه كشتار و ويراني به همراه داشته باشد. آنهاحتي در مورد مأموريت آمريكايي ها هم خوشبين بودند و مي گفتند كه آمريكا فقط مي خواهد صدام را سرنگون نمايد و پس از انهدام سلاح هاي كشتار جمعي، نيروهايش را از عراق خارج مي كند. مخالفان ديكتاتور عراق معتقد بودند كه صدام بدتر از آمريكا است. اين درحالي است كه هر چند صدام شخصا فرد درنده خويي بود و جنايات زيادي را انجام داد، ولي اين جنايات در چارچوب استراتژي هدفمند آمريكا در منطقه صورت مي گرفت و واشنگتن و غرب ابزارهاي اين جنايت را براي ديكتاتور سابق عراق فراهم مي كردند. صدام تنها زماني مغضوب شد كه احساس كرد براساس خواست خودش هم مي تواند دست به جنگ و توسعه طلبي سرزميني بزند. براساس همين ذهنيت بود كه به كويت حمله كرد و با واكنش نظامي واشنگتن مواجه شد.
برخي از مخالفان صدام مثل بسياري از روشنفكران بومي كشورهاي مختلف باور داشتند كه كاخ سفيد واقعا طرفدار حكومت هاي دموكراتيك و مردمي در جهان است و انگيزه اصلي واشنگتن در عراق، ايجاد يك حكومت دموكراتيك است.
در صورتي كه براساس يك استراتژي جاافتاده در آمريكا، هر رويكردي در سياست خارجي اين كشور، بايد در راستاي منافع ملي (بخوانيد منافع شركت هاي بزرگ) باشد و اين هدف راهبردي، قابل تغيير نيست. اما براي رسيدن به هدف، ممكن است كه روش تغيير كند. آمريكا در دوران جنگ سرد (نيمه دوم قرن بيستم)، براي تأمين منافع ملي خود از خونخوارترين ديكتاتوري ها مثل «موبوتوسه سه سكو» در زئير (جمهوري كنگوي فعلي)، «سوهارتو» در اندونزي و «پينوشه» در شيلي حمايت كرد.
واقعيت اين است كه اكنون برحسب ضرورت، روش تأمين منافع ملي آمريكا تغيير كرد و در زير شعار برقراري نظام هاي دموكراتيك (از جمله در عراق)، همان استراتژي اصلي را دنبال مي كند.
به هر حال، عراق طي پنج سال اخير شاهد تحولات خونين و غيرقابل پيش بيني زيادي براي مخالفان ديكتاتور سابق اين كشور بود.
اگر بخواهيم رويدادهاي عراق اشغالي در پنج سال گذشته را طي چند سر فصل جمع بندي كنيم، به موارد ذيل مي توان اشاره كرد:
1- هر چند رژيم ديكتاتوري صدام طي دو سه ماه نخست حمله به عراق و در بهار سال 1382 سقوط كرد، اما حملات و انفجارهاي تروريستي مشكوك كه عمدتا غير نظاميان را هدف قرار مي دهد، اين كشور را در ورطه هولناك كشتار مردمي فرو برد و حتي بقاع متبرك شيعيان نيز هتك حرمت شد. در اين ميان، نيروهاي آمريكايي و انگليسي هم به بهانه هاي مختلف، مناطق غيرنظامي را مرتبا از هوا و زمين هدف قرار داده و مي دهند و دست به كشتار مردم مي زنند.
2) در طول مدت پنج سال اشغال عراق، عوامل سازمان هاي جاسوسي آمريكا (سيا) و اسرائيل (موساد) بيش از 5000 انديشمند، پزشك، استاد دانشگاه و فيزيك دان عراقي را ترور كردند. اين ترورها نيز همچنان ادامه دارد.
3) روند تشكيل دولت و نظام دموكراتيك در عراق آرام و بطئي بوده است و اكنون نيز پس از شكل گيري، بي ثباتي و واگرايي نيروها، آن را تهديد مي كند.
4) در مذاكرات محرمانه آمريكا و عراق در مورد انعقاد يك توافقنامه راهبردي، كه اكنون ادامه دارد، واشنگتن از مطامع واقعي خود در عراق پرده برداشته است؛ آمريكا خواستار ايجاد پايگاه هاي بزرگ و دايمي در عراق است، در پي امتيازات نفتي بوده و نفوذ سياسي گسترده در اين كشور را مي خواهد.
5) جريان «صدر» و رهبري آن نيز طي پنج سال اخير در يك طرف دعواها و رويدادهاي خونين با اشغالگران آمريكايي قرار داشته است و اكنون هم در نوك حملات آمريكايي ها قرار دارد.
افق هاي تاريك
واضح است كه اشغالگران آمريكايي به سادگي از اهداف واقعي و مطامع خود در عراق دست نمي كشند. خصوصاً اينكه، كاخ سفيد در كل منطقه خاورميانه يك سري منافع استراتژيك دارد و مي داند كه وضعيت و جايگاهش در عراق، بر جايگاهش در كل منطقه و جهان، اثر مستقيم مي گذارد.
لذا، مذاكرات جاري ميان آمريكا و عراق در مورد انعقاد يك توافقنامه راهبردي، ماراتني خواهد بود و شايد به نتيجه نرسد.
كينه مردم عراق نيز روز به روز نسبت به اشغالگران بيشتر مي شود و با توجه به افزايش آگاهي نسبت به مقاصد شوم اشغالگران، آنها هرگز اجازه نخواهند داد امتيازات يك طرفه بر دولت عراق تحميل گردد.
مسئله ديگر، ايجاد تفرقه و جنگ ميان شيعيان و از بين بردن وحدت آنان است. آمريكا در اين رويكرد سياسي توطئه آميز خود مي خواهد دولت شيعي «نوري مالكي» را مقابل جريان شيعي«صدر» و رهبر روحاني آن، «مقتدا صدر» قرار دهد. در گزارش اخير «رايان كروكر»، سفير آمريكا در عراق، كه به كنگره آمريكا ارايه شد، برخي از ابعاد اين توطئه افشاء شد.
در حملات هوايي يك ماهه اخير آمريكايي ها به بصره و شهرك صدر كه با هدف نابودي كامل «ارتش مهدي» صورت گرفت، واحدهاي زميني ارتش عراق نيز مشاركت داشتند. اين رويداد نيز با وسعت و شدتي كه دارد، پديده جديدي است. تعدادي از نظاميان عراقي هم كه نخواستند عليه شبه نظاميان صدر بجنگند، از ارتش اخراج شدند.
مسلماً، چيزي كه باعث پيوستن مردم به جريان صدر مي شود، تنفر از اشغالگران است و شيعيان وابسته به اين جريان، با هم كيشان خود در دولت عراق خصومتي ندارند.
اما، جرياني كه اين روند را هدايت مي كند، مي خواهد شيعه عليه شيعه سلاح بكشد و نيروي عظيم شيعيان در عرصه سياسي عراق تحليل برود.
دولت عراق در شرايط كنوني، مسير پيچ درپيچ و پرخطري را پيش روي دارد؛ از يك سوي، همگامي با اشغالگران در سركوب كردن شبه نظاميان ارتش مهدي، به مشروعيت دولت در ميان مردم ضربه مي زند و آمريكايي ها هم با علم به اين موضوع، مناطق مسكوني شيعيان در بصره و شهرك صدر را مرتباً بمباران مي كنند و غيرنظاميان را هدف قرار مي دهند.
دولت مالكي از طرف ديگر، بايد خواسته هاي آمريكا را مهار كند و اين ابرقدرت را متقاعد نمايد كه از امتيازات آنچناني (مثل ايجاد پايگاه هاي بزرگ و دايمي و سرمايه گذاري هاي نفتي) چشم بپوشد. اگر روند تحولات جاري ادامه يابد و اشغالگران همچنان دست به كشتار مردم بزنند، دولت و جريان حاكم در عراق نيز مجبور است دست به انتخاب بزند؛ يا جانب اشغالگران را بگيرد و يا با آنها وارد چالش شود و در مقابل آنها بايستد.
«موفق الربيعي»، مشاور امنيتي دولت خارجه عراق، اخيراً در لندن به خبرنگاران گفت: در عراق بايد تنها يك ارتش وجود داشته باشد. البته، مسلم است كه در شرايط جاري منظور وي، مخالفت با حضور ارتش آمريكا در عراق نيست، بلكه منظورش، شبه نظاميان ارتش مهدي است.
اگر ارتش مهدي با حداقل هزينه جاني و مالي نابود و «مقتدا صدر» نيز كاملاً منزوي شود، اين يك پيروزي بزرگ براي آمريكايي ها و دولت عراق خواهد بود. اما، اگر اين درگيري ها ادامه يابد و به كشتارهاي تازه تر بينجامد، مسلماً دود آن قبل از همه، به چشم دولت عراق مي رود، و دولت تا حدودي حمايت اقشار مستضعف شيعي را از دست مي دهد و مجبور است به اشغالگران آمريكايي نزديكتر شود و برخي امتيازات و مطالبات آنها را بپذيرد.
به هرحال، بايد منتظر ماند و ديد كه در ششمين سال اشغال عراق، سمت و سوي تحولات چگونه خواهد بود. _________________
" آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند " . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum