Posted: Wed Apr 30, 2008 10:57 pm Post subject: هنوز هم كه هنوز است دوستت دارم
هنوز هم كه هنوز است دوستت دارم
روزي روزگاري مدرسه، كلاس، گچ، تخته سياه و خنده هاي ريزريز ما. همهمه بچه گانه اي كه پر از كودكانگي بود.
از آن سال ها روزهاي زيادي گذشته است حالا قد كشيده ايم و كلاس ها و مدرسه ها جزء خاطرات كودكي ما شده است اما خدا مي داند هنوز هم كه هنوز است گاهي كه دلمان هوايي مي شود، به كودكي مان بر مي گرديم به آن كلاس ها و خنده هاي ريز ريز و ذوق مي كنيم وقتي معلمان زير مشق هايمان مي نويسند «هزار آفرين».
دل من اين روزها براي كودكي ام تنگ مي شود براي معلم كلاس اولمان، معلم كلاس دوممان، كلاس سوممان و براي همه معلم هايي كه دوستشان داشتم با همه اخم ها و لبخندهايشان اين ها را براي آنها نوشتم و براي خودم و براي همه آن معلم هايي كه نمي دانم حالا كجا هستند و براي همه معلم هايي كه مي بينمشان و در همين نزديكند.
عكس ها: بهناز سيدي - فرامرز عامل بردبار - متن: عباسعلي سپاهي يونسي
عيادتي از «محسن اسدي» جانباز دردمند شيميايي ؛
او ساكت است، تاولها حرف مي زنند
* مليحه پژمان
فقط براي ذره اي تاول...
يك زيرزمين 24 متري در يكي از خيابانهاي جنوب شهر تهران محل زندگي مردي است كه روزگاري قهرمان جنگ بوده و قهرمان ميادين ورزش.
يك قالي 12 متري كه البته گوشه هايش تا خورده، زندگي اي ساده با حداقل امكانات و خانواده اي مهربان كه با وجود اين همه مشكلات هنوز گرم و صميمي اند. زندگي كه تا چند روز پيش در اتاق محقر يك مسافرخانه اداره مي شد و حالا به كمك خيرين به اين چارگوشه 24 متري منتقل شده است.
محسن اسدي در سالهاي جنگ چندين بار در معرض استنشاق گازهاي سمي سلاحهاي ميكروبي رژيم بعث عراق قرار گرفته و اين روزها زندگي را بسختي مي گذراند. شايد اگر محمد رضا طاهري به عنوان مستندسازي كه در مورد زندگي جانبازان فيلم مي سازد در آن شب سرد زمستاني، اسدي را به من معرفي نمي كرد، من هم مثل همه آنها كه خيلي چيزها را فراموش كرده اند آن شب را به راحتي مي گذراندم. غافل از اينكه نه محسن اسدي و خانواده اش بلكه بسياري از جانبازان و مجروحان شيميايي دوران جنگ، سالهاست كه با خواب آرام و راحت بيگانه اند. و كيست كه اين همه غربت و مظلوميت بچه هاي جنگ را باور كند؟ وقتي با اسدي همصحبت مي شوم، دوست ندارد چيزي در مورد خودش بگويد. اما من به عنوان يك خبرنگار كه نه، به عنوان يك جوان دوست دارم رازهاي نگفته اش را بدانم. مي پرسم مجروحيت او به چه زماني برمي گردد كه مي گويد: «از سال 63 به بعد به طور مداوم در جبهه بودم كه چيزي حدود 66 ماه مي شود و طي اين سالها بارها و بارها مجروح شدم. اما از سال 62 به بعد، عراق رسماً از سلاحهاي شيميايي در جنگ ايران استفاده مي كرد.
سلاحهايي كه عمدتاً گازهاي عامل اعصاب، خون، خردل و سيانور بودند كه در مورد جنگ ايران فقط از سلاحهاي عامل اعصاب، خون و خردل و از سيانور فقط در بمباران شيميايي حلبچه استفاده كرد. در دوران جنگ، ايران با اين نوع سلاحها آشنا نبود و حتي دو سالي هم گذشت تا اين آشنايي به وجود آمد. من در سال 63 در تيپ مستقل 63 خاتم الانبيا(ص) بودم. در آن زمان فرمانده اين تيپ شهيد حاج حبيب ا... كريمي بود كه براي سركشي آمده بود. ايشان هم همان شب را در ميان جمع رزمنده ها ماند.
نيمه هاي شب متوجه شديم كه عراق از بمب ميكروبيولوژيك استفاده كرده و همان شب 60 نفر از بچه ها به همراه حاج حبيب ا... كريمي شهيد شدند. من و 3 نفر ديگر مانديم كه البته يك هفته بعد اثرات بد بمب شيميايي روي بدنمان ظاهر شد. مدتي را تحت درمان قرار گرفتيم و تاحدودي من و دوستانم بهتر شديم، تا اينكه در سال 65 به جدي بودن مسأله پي بردم.
تاولهاي شديد روي بدنم ظاهر شد، مجراي تنفسي ام دچار مشكل گرديد، دوباره مدتي تحت درمان قرار گرفتم و از آنجا كه اثرات بمب ميكروبيولوژيك بعد از 20 سال بشدت ظاهر مي شوند در سال 1381 اين بيماري تمام اعضاي بدنم را درگير كرد. اول ريه هايم را از بين برد، بعد ضعف بينايي پيدا كردم و بتدريج و البته به سرعت تمام بدنم را تحت تأثير قرار داد. سال 81 بستري شدم و با وجود هزينه هاي بالا مجبور شدم 50 درصد از زندگي ام را صرف هزينه هاي درمان كنم. از آنجا كه بيماري ام به دليل عارضه شيميايي بود به بنياد معرفي شدم تا مسير درمان را از طريق آنها دنبال كنم. يكسال تحت پوشش بودم و به گفته خود مسؤولان مبلغ زيادي صرف هزينه هاي درمانم شده است.
اسدي نمي تواند به راحتي نفس بكشد و من در حين اين گفتگو مدام مي بينم كه از گوشه چشمهاي كم سوي او اشك جاري مي شود.
او در ادامه مي گويد: «اين حرف من نيست، دوست دارم از طرف خيلي از بچه هاي جنگ كه شرايط شبيه من و يا حتي بدتر از من دارند، حرف بزنم. بنياد يكسال من را تحت پوشش قرار داد و بعد از آن نمي دانم به چه دليل اين شرايط قطع شد و به تشخيص آنها من شامل حمايت نمي شوم!
اما براي من جاي سؤال است كه اگر من تمارض مي كنم، اگر مجروح جنگ نيستم چرا به گفته خودشان مبلغ زيادي يا بيشتر براي من هزينه كرده اند؟ چرا چشم روي يكسال و نيم بستري بودن من در بيمارستان و حتي 144 عمل جراحي ام بسته اند؟ چرا مبلغ زيادي كه صرف درمان من شده پس نمي گيرند؟ !ما جانبازان زيادي داريم كه در آستانه مرگ هستند، ولي بنياد هيچ درصدي براي آنها قائل نيست در حالي كه تمام اسناد و شواهد آنان مبني بر حضور در جبهه و قرار گرفتن در معرض گازهاي سمي، موجود است. بعضي عقيده دارند سلاح شيميايي در جنگ خيلي مورد استفاده قرار گرفته و حال آنكه تمام مجامع بين المللي - به اعتراف صدام در زمان فروپاشي حزب بعث - واقفند كه صدام مي گفت من سلاح ميكروبي عليه ايران استفاده كرده ام. من همه زندگي ام را به دليل اين بيماري باخته ام، اما هنوز خودم را سرباز كوچك اسلام و پيرو خط امام(ره) مي دانم؛ چرا كه اگر به جبهه رفتم براي كسب مقام و موقعيت نبود، براي خدا بود پس اگر در شرايط بدتر از اين هم قرار بگيرم باز هم به خدا توكل مي كنم و شكرگزار او هستم و مي دانم اين شرايط به منزله امتحان صبوري و استقامت است. اميدوارم در كشور ما شرايطي به وجود بيايد كه از خيل جانبازاني كه وضعيت مشابه من را دارند، حمايت شود.»
***
اين گفتگو تمام مي شود، حرفهاي جانباز محسن اسدي را كه يكي از خيل هزاران جانبازي است كه مشكلاتي شبيه او دارند، در ذهنم مرور مي كنم. براستي چه كسي جوابگوي اين همه رنج است.
در حالي كه طبق آخرين اخبار، مجلس شوراي اسلامي، بنياد شهيد و امور ايثارگران را موظف كرده به مصدومان شيميايي و اعصاب و روان ناشي از جنگ تحميلي فاقد «درصد» و فاقد «صورت سانحه» و كساني كه تركش در بدن دارند «طبق گواهي حضور در جبهه» خدمات رايگان درماني ارايه كند و باز در حالي كه عباس پور عضو كميسيون اجتماعي مجلس در اين باره گفت: اين مصوبه اختلافات بين مصدومان شيميايي و بنياد امور جانبازان را حل نمي كند؛ زيرا بنياد همچنان به داشتن صورت سانحه و اثبات شيميايي شدن در كميسيون پزشكي اصرار دارد !واقعاً چه بايد كرد؟!
دلمويه هايي از ميان نامه ها ؛ پيام من رابه آقاي دهقان برسانيد...
* تلفن زنگ مي زند. صداي گريه زني به گوش مي رسد كه از بيماري اعصاب و روان همسر جانبازش گله دارد و مي گويد كه ديگر وامانده چه كند!
* تلفن زنگ مي زند. صداي پير و شكسته مادري است كه از سرفه هاي پي در پي پسرش گله دارد. هر چه داشته خرج او كرده ولي به تازگي حال پسرش بدتر شده است. او نمي داند چه كند؟
* تلفن زنگ مي زند. صداي جانبازي است كه اصرار دارد از نوشته هايش خطهايي را حذف كنيم چون فكر كرده اگر آنها را بنويسيم دشمن سوء استفاده خواهد كرد!
* تلفن زنگ مي زند و ... !
نامه هاي زيادي هم از نقاط مختلف كشور به دستمان ميرسد كه از ما مي خواهند مشكلشان را حل كنيم. ما هم بعضي ها را منعكس مي كنيم تا كساني كه مسؤوليتشان حل مشكل اين عزيزان است مثل دفعه قبل به ما زنگ بزنند و آدرس و شماره تلفن بخواهند و ما هم با دلگرمي همه مشخصات را به آنها بدهيم چون مطمئن شده ايم كه با دخالت مستقيم آقاي دهقان، رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران مشكلات بعضي از عزيزان حل شده است.
و اين بار به انعكاس نامه اكتفا مي كنيم
***
* حسين بختياري جانباز 45 درصد از گناباد
احتراماً به استحضار مي رساند كه اين جانب جانباز از كار افتاده جنگ تحميلي، طبق مدارك پيوستي از كار افتاده كلي هستم و چند سال است كه به خاطر قطع پا دچار مشكلاتي در ناحيه كمر و پاها شده ام و تحت درمان دارويي و بستري به خاطر اعصاب و روان هستم و از قبل هم بودم ولي حق پرستاري به همسرم نمي دهند. بنا به گفته آقاي دهقان: اگر جانبازي حدي از كار افتادگي را داشته باشد و گواهي پزشكي مؤيد آن باشد به همسر و خانواده او حق پرستاري تعلق خواهد گرفت. (روزنامه قدس17/5/86)
طبق مدارك پيوست، من از كار افتاده كلي و خواهان دريافت حق پرستاري براي همسرم هستم. خواسته مرا به آقاي دهقان برسانيد و مرا از نتيجه مطلع سازيد.
***
* بهرام انديكايي زاده از تهران
در سال 1361 در منطقه فكه از ناحيه ران و دست مجروح شدم. در حين بمباران هوايي دچار موج گرفتگي و شيميايي شده ام و الان 8 سال است كه تنگي نفس و ... دارم. از من صورت سانحه مي خواهند، دنبال صورت سانحه رفتم گفتند از بين رفته است. بر اثر هزينه زياد معالجه، زندگي ام از بين رفته است. بارها اعلام شده كه جانبازان شيميايي بيمه مي شوند اما خبري نيست. از مسؤولان تقاضا دارم جواب مرا بدهند كه من از چه طريقي بايد اقدام كنم تا از بلاتكليفي نجات يابم و معالجه شوم.
***
* داريوش احمد رضا بهمنيار (كد جانبازي 0919025421) از كاشمر
جانباز بسيجي (15 درصد) هستم. در آزادسازي خرمشهر بر اثر اصابت گلوله ران چپم دچار شكستگي باز (فمور) شد به طوري كه استخوان رانم تكه تكه شد. 7 مرتبه جراحي شدم و ...
لگن من سالي چند بار چرك مي كند و از كار افتاده كلي هستم. من در سال 1361 زخمي شدم و بعد از 20 سال كميسيون پزشكي مي گويد در نامه تو نوشته اصابت گلوله به ران پاي چپ و ما نمي توانيم به لگن و ساق پاي تو درصد بدهيم. بايد همان زمان دنبال كارت را مي گرفتي.
من در اثر برخورد كاليبر پنجاه (ضد هوايي)، دچار شوك و لكنت زبان نيز شده ام. همه جراحي ها و مشكلات من در پرونده جانبازي ام هست. 20 سال پيش من براساس اعتقاد به وظيفه شرعي و ملي خود عمل كردم.
ولي الان آن قدر از كار افتاده شده ام كه نه مي توانم كار كنم و نه حقوقي از بنياد به من مي دهند. آن قدر به من كورتون زده اند كه دچار پوكي استخوان شده ام. (76درصد). حالا همسرم مي خواهد از من طلاق بگيرد.
همسرم بچه ام را برداشته و به تبريز پيش خانواده اش رفته و من در كاشمر پيش پدر و مادرم هستم.
تا حالا شايد 20 بار به آقاي دهقان نامه نوشته ام اما نتيجه اي نداشته است.
زانوانم تا نمي شود تا در اتوبوس بنشينم و دنبال زن و بچه ام بروم.
نمي دانم شكايت خودم را پيش چه كسي ببرم. (در ضمن يك سال است سپاه پاسداران كاشمر ماهي صد تومان به من حقوق مي دهند كه البته كد حقوقي ندارم.)
خواستم كد جانبازي ام را به تهران بفرستند چون متولد تهران هستم اما نشده. شما را به آن خدايي كه ناظر بر اعمال ماست به من كمك كنيد، مرا راهنمايي كنيد تا زنم طلاق نگيرد و بچه ام دور از من بزرگ نشود! من هر روز چشم به راه آنها هستم و چشم به راه نامه اي كه مرا از اين وضعيت نجات بخشد.
از خاك تا افلاك
* سرتيپ شهيد اسماعيل طالبي
شهيد اسماعيل طالبي در سوم خردادماه سال 1343 در روستاي گدگانلو از توابع شهرستان درگز ديده به جهان گشود.
پس از گذراندن دوران خردسالي به مدرسه رفت. علاقه زيادي به درس و تحصيل داشت و اوقات فراغتش را همگام با پدر به كار كشاورزي و دامداري مي پرداخت. پدرش هر گاه اسماعيل كوچك را مي ديد كه بسان مردي قدرتمند كار مي كند، بار سنگيني از دلش برداشته مي شد و از اينكه پس از او كسي هست كه خانواده اش را سرپرستي كند، آسوده خاطر مي گشت.
اسماعيل در دامان طبيعت پاك و خيال انگيز روستا پرورش يافت. هر شامگه كه خسته از كار و تلاش روزمره به رختخواب مي رفت، خواب در چشمش مي شكست و چشمش به آسمان پرستاره روستا خيره مي ماند.
به آرامي به نجوا با پروردگار خويش مي پرداخت. انگار هر ستاره اي راهي بود برايش از خاك به افلاك.
هر صبح و شام ديدن آن همه زيبايي هاي طبيعت او را تشنه ديدار صورتگر آن همه زيبايي مي كرد و هر روز بيش از پيش مفتون قدرت لايزال الهي مي گشت.
بدين منوال، تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم ادامه داد و سپس به دانشگاه افسري رفت و پس از طي دوره هاي مربوط با درجه ستوان سومي از آنجا دانش آموخته شد و به جمع دلاور مردان لشكر 81 كرمانشاه مستقر در مناطق عملياتي جنوب كشور پيوست.
سرانجام پس از ماهها رشادت در راه حفظ و حراست از كيان وطن به درجه سرتيپي نايل شد و در سال 1367 در منطقه سومار مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و مرغ جانش قفس تن را شكست و به ملكوت اعلي پرواز كرد.
روحش شاد و يادش گرامي.
* سرباز يكم شهيد كمال گلي پور
دهم اسنفد ماه سال 1340، روستا ساكت و آرام بود كه صداي گريه نوزادي سكوت روستا را شكست و به دنبال آن صداي شادي و پايكوبي از منزل گلي پور برخاست.
همسايگان و دوستان كه همه در منزل گلي پور جمع بودند قدم نو رسيده را به اين خانواده تبريك مي گفتند و هر يك براي سلامت و سعادت كودك دعا مي كردند. به راستي، دعايي كه از دلهاي پاك و با صفاي مردم زحمتكش روستا برخيزد، به ثمر مي نشيند.
كمال دوران كودكي را در دامان طبيعت زيباي روستا گذراند. مرغ سرسبز، كوههاي راست قامت و استوار كه تنپوشي از سبزه به تن كرده بودند، چشمه هاي پاك، شقايقهاي وحشي روييده در حواشي زمينها و ... همه و همه همچون پيكانهايي بودند كه او را به طرف دستي زيبايي آفرين رهنمون ميساختند. آري قرار گرفتن در آن همه زيبايي و طراوت، روحش را صيقل مي داد، زنگارهايش را مي زدود و او را بي تاب ميكرد. بي تاب براي پرگشودن و به پرواز درآمدن.
تحصيلات خود را تا مقطع دوم راهنمايي ادامه داد و سپس ترك تحصيل كرده و با رسيدن به سن هجده سالگي، لباس مقدس خاكي رنگ و پر افتخار ارتش را به تن كرد و زير بيرق پر افتخار لشكر 77 پيروز ثامن الائمه به ميادين نبرد با متجاوزان بعثي شتافت.
پايان روز بود و روستاييان از مزارع خود به خانه باز ميگشتند. غروبي غم انگيز بود و خورشيد همچون صيدي نيمه جان با صورت خونين فام، آرام آرام خود را در پشت سينه ستبر كوهها مخفي مي كرد. باد زوزه كشان صورت خود را بر در و ديوار مي كوفت. انگار خبر از حادثه اي شگرف تا بيكران عمق جانش را سوخته بود. گرد و خاك از جاده روستا بلند شد؛ گويي قاصدي به سمت روستا ميآيد. در كنار چند تن از مردان روستا ايستاد و آدرس محل زندگي كمال گلي پور را از ايشان طلب كرد.
مردم روستا انگار پيش از آنكه قاصد خبر خويش را بازگويد آن را فهميده بودند و همه به طرف خانه كمال به راه افتادند. قاصد خبر خويش را به نجوا گفت و رفت. ناگهان هنگامه اي در روستا به پا خاست و صداي شيون و زاري از ميان اهالي روستا بلند شد. اهالي روستا گرد خانواده گليپور جمع شده بودند و اين حادثه را به ايشان تبريك و تسليت مي گفتند، آري خبر اين بود.
كمال گلي پور، مرد مردستان ايران، سرباز دلاور ارتش، بعد از ماهها حضور در مناطق مختلف عملياتي و دلاوريها و رشادتهاي فراوان، سرانجام در تاريخ چهارم فروردين ماه سال 1361 در منطقه عملياتي شوش در اثر اصابت تركش خمپاره، اين خاكدان پر صداع را وداع گفت و به خيل افلاكيان پيوست.
* با تشكر از روابط عمومي لشگر ثامن الائمه(ع)
شميم ايثار و شهادت در نمايشگاه كتاب
گروه هنر -عشقستان: با ارائه جديدترين آثار تأليفي، عطر ايثار وشهادت در بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران مي پيچد.
دكتر عباس خامه يار، معاون پژوهش و ارتباطات فرهنگي بنيادشهيد و امور ايثارگران با اعلام اين خبر گفت: «امسال 3 غرفه در سالنهاي عمومي، كودك و نوجوان و بازار جهاني نشر داريم.» او ادامه داد: «نشر شاهد با 300 عنوان كتاب كه براي اولين بار طي سه سال گذشته منتشر شده، در نمايشگاه كتاب شركت مي كند كه 120 عنوان آن مربوط به سال 86 است. از اين تعداد 11 عنوان داستان، 19 عنوان پژوهشي و 17 عنوان خاطره است.
دكتر عباس خامه يار، همچنين از عرضه 63 عنوان كتاب كودك و نوجوان با رويكرد فرهنگ مقاومت و شهادت در نمايشگاه و غرفه خاص كودك و نوجوان خبر داد و گفت: «اين غرفه كه از سال گذشته فعال شد، بسيار خوب جواب داد.»
وي كتابهاي ترجمه اي را 14 عنوان كتاب عربي، 5 عنوان اردو، 3 عنوان انگليسي و 2 كتاب ترجمه به فارسي عنوان كرد و ادامه داد: «لوح فشرده كتابهاي كودك در حوزه ايثار و شهادت كه به صورت انيميشن توليد شده، با زير نويس انگليسي، عنوان (داستانهاي نويد و ندا) عرضه مي شود.»
رئيس بنياد شهيد:اطلاق عنوان شهيد براساس شرايط خاص افراد ممكن است
رئيس بنياد شهيدو امور ايثارگران گفت: بر اساس آيين نامه، اطلاق عنوان شهيد بر اساس شرايط خاص صورت مي گيرد.
دكتر حسين دهقان در حاشيه دومين همايش معتمدين معين در جمع خبرنگاران افزود: اگر افرادي در انجام مأموريتي كه جنبه دفاعي و امنيتي داشته باشند و يا مورد هجوم ضد انقلاب قرار گيرند اين افراد با توجه به نوع مصدوميت در زمره افراد جانباز يا شهيد قرار مي گيرند.وي خاطرنشان كرد: اين موضوع بايد از طريق مراجع رسمي اعلام شود و اين مراجع بايد نوع حركت و يا نوع انفجار را تشخيص و اعلام كنند.
معاون رئيس جمهور درباره اجراي مصوبه مجلس شوراي اسلامي مبني بر الزام بنياد شهيد به درمان مصدومان شيميايي و جانبازان اعصاب و روان گفت: اجراي اين مصوبه نياز به ايجاد هماهنگي بين بنياد شهيد و نيروهاي مسلح دارد تا بدين ترتيب از سرگرداني افرادي كه خواهان دريافت اين خدمات هستند، جلوگيري شود.
دهقان افزود: در حال حاضر، ساز و كار اجرايي اين قانون پيش بيني شده واين خدمات ارايه مي شود.
وي ادامه داد: نحوه اجرا و عملياتي شدن اين مصوبه، نيازمند هماهنگي بين بنياد شهيد و نيروهاي مسلح است، چرا كه بنياد نمي تواند در جبهه بودن يا نبودن افراد را تعيين كند و بنابراين ارگانهاي نظامي بايد بر ادعاي اين افراد صحه بگذارند.
دهقان با بيان اين كه اين موضوع را به سازمان نيروهاي مسلح نيز اعلام كرده ايم، تأكيد كرد: هر چه ارگانهاي نظامي در اين راستا سريعتر عمل كنند، ما نيز خدمت را سريعتر ارايه مي دهيم.وي در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر سرانجام لايحه جامع خدمات رساني به ايثارگران، اظهار كرد: اين لايحه از مجمع تشخيص مصلحت نظام به مجلس شوراي اسلامي بازگشت و در كميسيونهاي اجتماعي مجلس مورد بررسي نهايي قرار گرفت كه اميدوارم هر چه زودتر تبديل به قانون شود.
رئيس بنياد شهيد افزود: قانون مصوب بايد به گونه اي باشد كه بتواند مشكل جامعه ايثارگري را رفع و وضعيت بهتري براي آنها ايجاد كند.
وي درباره كشته شدن چند زائر ايراني در كربلا كه پيش از سال نو بر اثر انفجاري در كربلا كشته شدند نيز گفت: اين مسؤوليت وزارتخانه هاي اطلاعات و كشور است كه اعلام كند كه آيا آنها در جريان عمليات تروريستي كشته شده اند يا نه، بنابراين چنانچه مرجع رسمي اين موضوع را اعلام كند، اين افراد براساس نوع مصدوميت جانباز يا شهيد محسوب مي شوند.
توسط پژوهشگر ايراني؛ويلچر هوشمند ويژه معلولان فاقد دست و پا ساخته شد
يك پژوهشگر ايراني در تازه ترين اختراعات خود، ويلچر هوشمند ويژه معلولان فاقد دست و پا را در جشنواره ملي خلاقيتهاي ذهني و فكري مالزي ارايه كرد.
به گزارش ايرنا، اين اختراع پروفسور محمود مقومي و تيم تحقيقاتي تحت سرپرستي وي، در ميان مجموعه آثار ارايه شده در جشنواره ملي خلاقيتهاي ذهني مالزي كه بتازگي به كار خود پايان داده است، از امتياز ويژه اي برخوردار بوده و به اعتبار علمي اين جشنواره غناي بيشتري بخشيده بود.
عرضه اين ويلچر هوشمند، ساخته پژوهشگر ايراني دانشگاه مالزي(UM) از جلوه هاي خاص اين نمايشگاه بشمار مي رفت و توجه ويژه مخاطبان را به خود جلب كرده بود.
پروفسور مقومي استاد دپارتمان برق و الكترونيك دانشكده مهندسي دانشگاه مالزي درخصوص ويژگي اين ويلچر هوشمند به ايرنا گفت: اين ويلچر كه در مركز تحقيقات الكترونيك كاربردي اين دانشگاه طراحي شده، تمام خودكار بوده و تنها از طريق صدا فرمان مي گيرد.
اين پژوهشگر ايراني در مورد ايده خود توضيح داد: ايده اوليه اين ويلچر هوشمند از فيلم ايراني بربال فرشتگان گرفته شده كه در آن يك جانباز جنگ تحميلي درحالي كه فكر وي كار مي كرد، اما قادر به انجام هيچ كاري نبود.
به گفته وي، اين ويلچر هوشمند براي آن دسته از معلولان ساخته شده كه به هيچ عنوان قادر به انجام حركتي نيستند و تنها مي توانند ازطريق صدا، ويلچر را به نحو دلخواه به حركت در بياورند.
پروفسور مقومي ادامه داد: كار بروي اين ويلچر دو سال زمان برده و ما اميدواريم بتوانيم آن را ماه آينده در نمايشگاه عرضه محصولات صنعتي مالزي به بازار عرضه كنيم.
اين ويلچر با يك باطري12 ولتي با قابليت شارژ مجدد كار مي كند و تنها 20 درصد از قدرت آن براي انجام كارهاي روزانه يك فرد معمولي كافي است.
به گفته وي، اين ويلچر قابليت بالايي براي ارتقا از جمله حركت از طريق دريافت امواج فكري فرد معلول، حمل 300 كيلوگرم بار و افزايش سرعت آن تا 40 كيلومتر در ساعت را داراست.
اين پژوهشگر ايراني درمورد نحوه عرضه اين محصول به ايران با فروتني گفت: تنها اگر 10 هموطن معلول يا جانباز از كشورمان بتوانند از اين ويلچر بهره ببرند براي من كافي است و من در واقع پاداش كار خود را گرفته ام.
وي همچنين براي هرگونه توليد انبوه اين ويلچر در ايران با هدف استفاده اختصاصي جانبازان و معلولان كشورمان در صورت درخواست دستگاههاي ذيربط اعلام آمادگي كرد _________________
سرچشمه خوار کردن دیگران ، از بی شرمی و بی ادبی ست . ارد بزرگ
ظرفيت داشته باشيد؛ اين فقط يك پيشنهاد است؛ پيشنهاد وارده!
*محسن اشتياقي
همچنان كه در نوبت پيش عرض شد، اصولاً فلسفه نامگذاري مغازه ها و بنگاه هاي اقتصادي، بر مبناي اهداف و دامنه كاربرد و فعاليت صاحب بنگاه، معنا مي يابد. نام بايد با ماهيت جوهري و فلسفه وجودي كسب و كار مربوطه، ارتباط ارگانيك و تنگاتنگ داشته باشد؛ زيرا «از كوزه همان برون تراود كه در اوست!»
چنانچه اين قاعده فلسفي كلي را در مورد سازمانها، شركتها و بطور كلي اشخاص و مؤسسات حقوقي ساري و جاري بدانيم، آنگاه بايد برخي مغازه ها، شركتها و سازمانها را مجدداً نامگذاري يا به تعبير فرنگي ها «Rename» نماييم!
در همين راستا، با عنايت به ضرب المثل معروف «كس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من» و اينكه عنداللزوم بايد خودمان را نسبت به بهبود وضعيت زندگي و حفظ اخلاق شهرنشيني، متعهد بدانيم، نام شركت واحد اتوبوسراني را از منظر «نظام پيشنهادها» مورد واكاوي قرار داده ايم. «تا چه قبول افتد و چه در نظر آيد!»
مقدمه پيشنهاد: اصل كرامت انساني و احترام به عقول و استفاده از نظرات ديگران از اصول اساسي مديريت اسلامي است. در كلام خداوند متعال آمده است: «و شاورهم في الامر فاذا عزمت فتوكل علي ا...» سوره آل عمران- آيه 159
عنوان پيشنهاد: تغيير نام «شركت واحد اتوبوسراني ... و حومه»
توضيح غير ضروري: به جاي ... مي توانيد نام يكي از كلان شهرها را بگذاريد!
عارضه يابي پيشنهاد: در حال حاضر با توجه به اجرايي شدن سياستهاي اصل 44 و رويكرد دولت به خصوصي سازي (كه با خصوصي بازي يا بازيهاي خصوصي، توفير دارد) و عزم و اراده جدي در سطح ملي بر بهبود انجام امور از طريق «برون سپاري» فعاليتها، پاي شركتهاي خصوصي نيز كم كم به اين حوزه باز شده و آنها نيز وارد گود شده اند.
(در پرانتز عرض شود كه اين «برون سپاري» عمدتاً به معني واگذاري به غير يا «به غير سپاري» نيست! زيرا:
اصطلاحاتي است مر ابدال را
كه از آن نبود خبر غفال را!
ما «درون» را بنگريم و حال را
ني «برون» را بنگريم و قال را!
به اين ترتيب كه از همان درون، برخي به بيرون دلالت(!) مي شوند و چون قاعده هاي بازي و كسب و كار را بهتر از سايران مي شناسند، ناچار كار را به آنها مي سپارند !زيرا از قديم گفته اند: «كار را به كاردان بسپار»!
شاهد مثال:
تا «خودي»هاي داخلي داريم
كارها را به «غير» نسپاريم!
اين جوري نه سيخ مي سوزد و نه كباب! همين جا هم پرانتز را مي بنديم تا از شكايتهاي احتمالي ذي نفعان با سوادي چون ابوريحان بيروني، در امان باشيم!)
متدولوژي پيشنهاد: اگر بخواهيم نام مذكور را از منظر ادبيات و فرهنگ غالب، مورد بررسي كارشناسانه و اديبانه قرار دهيم، بايد آن را به شيوه قدماي اهل ادب تقطيع كنيم، نتيجه حاصل از اين مقاطعه كاري(!)، كلمات: «شركت، واحد، اتوبوسراني، ... و حومه» خواهد بود. «... و حومه» كه علي القاعده مشكل زيادي از لحاظ ادبي(!) ندارند. غير از زيادي جمعيت و ترافيك و ... كه ما در اين فرصت كوتاه، مجال پرداختن به مشكلات نه چندان مهم را نداريم!
پيشنهاد اجرايي: از آنجا كه انتقاد بدون پيشنهاد، مشتري چنداني نداشته و در رديف غرغرهاي كنيز معروف حاجي باقر شمرده مي شود و به قول شاعر گفتني: «به عمل كار برآيد، به سخنراني نيست!»، لذا پيشنهادهاي بكر زير با ارائه وجه تسميه هريك ارائه مي گردد. ضمناً لازم به يادآوري است كه پيشنهادها بدون دريافت حق مشاوره ارائه مي گردد! ما را همان پاداش پيشنهاد كافي است؛ زيرا از قديم گفته اند: «رياضت كش به بادامي (و پاداشي) بسازد»!
شرح پيشنهاد:
1- شركت: كلمه «شركت» في نفسه بسيار هوشمندانه و به جا انتخاب شده است !زيرا علاوه بر داشتن معني رسا و گوياي حضور داشتن - كه با فلسفه وجودي شركت واحد كه همانا حضور در همه صحنه ها مي باشد - از لحاظ عروضي نيز بر وزن حركت است، كه بيانگر جاري بودن و تحرك داشتن اين شركت مي باشد. به همين دليل خودروهاي اين شركت، حتي در ترافيك و راه بندان نيز به مسافران خسته و بعضاً از پا نشسته خود - كه از راه هاي دور و نزديك قدم بر ديده ما مي گذارند- حركت و پويايي را نويد مي دهند كه در افزايش شادابي و طراوت جامعه، سهم بسزايي دارد. به هر روي در اينجا، از لسان خودم و بقيه بازماندگان(!) از اتوبوس، از اين همه دقت و باريك بيني مسؤولان اوليه شركت مزبور، قدرداني و تشكر مي نمايم. اجركم عندا...!
2- واحد: «شركت واحد اتوبوسراني ... و حومه» مدت زمان مديدي بود كه به عنوان تنها شركت اتوبوسراني داخل شهري فعاليت مي نمود. اكنون كه به سلامتي شركت واحد، از تنهايي و احديت (كه مخصوص ذات مقدس پروردگار عالم است) درآمده، ضروري است كه نام آن نيز به شكل آبرومندانه اي مطابق با ماهيت وجودي و كاركردهاي آن، اصلاح گردد. كلمات زير به عنوان جانشينهاي كلمه واحد پيشنهاد مي گردند:
2-1- وارد: در راستاي افزايش دانش مديران و سياست محوري رويكرد عمومي به سازمانهاي يادگيرنده و دانش محور، اخيراً مشاهده مي گردد كه مهارت مديران و سياستگذاران شركت واحد، توسعه چشمگيري پيدا كرده و با وارد كردن شبكه خصوصي اتوبوس راني به مجموعه ناوگان حمل و نقل شهري و شيك كردن ظاهر (و ان شاءا... باطن) اتوبوسها، به جاي بليتهاي 200 ريالي از مسافران اسكناسهاي 1000 ريالي و 1250 ريالي (!) دريافت مي كنند. از آنجا كه شركت، در افزايش تدريجي نرخ بليت يد طولايي دارد و در انجام اين عمليات محيرالعقول بسيار حرفه اي و وارد شده است، پيشنهاد مي شود نام شركت مزبور به «شركت وارد اتوبوسراني ... و حومه» تبديل گردد! باشد كه بزودي شاهد 1000 و 1250 ريالي شدن نرخ بليت يا كرايه تمامي خطوط باشيم! ضمناً به اين ترتيب دست سودجويان و كلاهبرداراني كه با چاپ و توزيع بليتهاي جعلي ضرر هنگفتي به بيت المال وارد مي نمودند، كوتاه مي شود. به قول معروف: دست خر كوتاه!
2-2- والد: در راستاي پيروي از سياستهاي كلي در باب افزايش جمعيت، چون قرار است در آينده نزديك به تعداد فرزندان (اتوبوسها و شبكه هاي خصوصي اتوبوسراني) شركت واحد افزوده شود، بهتر است در يك اقدام غيرمترقبه خودجوش، نام شركت واحد به «شركت والد اتوبوسراني ... و حومه» تبديل شود!
2-3- صاحب: اين شركت متولي اصلي و متهم رديف اول امر خطير و حساس حمل و نقل همشهريان مي باشد. اگر با ديدگاه «مهندسي فرايند» به موضوع نگاه كنيم، مالك و صاحب فرايند حمل و نقل شهري، همين شركت است. اينجاست كه انتخاب نام متناسب با آن از اهميت ويژه اي برخوردار مي شود كه دست كمي از اهميت خطوط ويژه ندارد! بيخود نيست كه هنگام ورود به برخي اتوبوسها با اين شعر عميق و كاربردي، مواجه مي شويم كه:
در حقيقت صاحب اصلي خداست
اين امانت بهر روزي دست ماست!
البته در پاره اي نسخ كلمه صاحب، مالك هم ذكر شده است. لهذا بيراه نيست، اگر به جاي «شركت واحد اتوبوسراني ... و حومه» بگوييم: «شركت صاحب اتوبوسراني ... و حومه». اين طوري حساب كار دست بعضي ها مي آيد و مي فهمند كه مملكت حساب و كتاب دارد و هيچ چيزي بي صاحب نيست!
3- اتوبوسراني: كلمه اتوبوس، مضاف بر اينكه كلمه اي است خارجي، داراي نوعي بار منفي است كه از همنشيني دو كلمه «اتو» (وسيله اي داغ كه براي صاف كردن انواع منسوجات به كار مي رود) و «بوس» (عملي كه هنگام مواجهه و مصافحه با محارم، نزديكان و آشنايان انجام مي گردد) ناشي مي شود! تصور كنيد كسي بخواهد «اتو» را ببوسد! اين از آن بوسه هاي داغي خواهد شد كه جدا مي چسبد! بنابراين بهتر است كه به توصيه فرهنگستان زبان فارسي عمل نموده و به جاي كلمه نامأنوس و بيگانه «اتوبوس» از واژگان «خودروي بزرگ جمعي» استفاده نماييم!
ممكن است برخي ايرادگيران بگويند:« اوووه! استعمال جمله : «شركت واحد خودروي بزرگ جمعي راني ... و حومه» خودش يك اتوبوس يا حداقل ميني بوس لازم دارد!»، ايراد چنداني ندارد! از قديم گفته اند: «در اتوبوس را مي شود بست، اما دهان مردم را نمي شود!»
طب سوزني به روش ما
*مخبرالسلطنه (جديد المرام)
گفت: كمان تل وو
گفتيم: مقسي، شما كمان تل وو، سي ل و پله!
گفت: تخه بين مقسي.
آنچه در ابتداي كلام آمد، مختصري از كلام شخص بنده با يك هنرمندي از مردمان پاريس بود كه در مقدمه راپورت حاضر آمد و قصدمان از تلفظ كلام آنكه نكته مهمي يادآور شويم در باب تحولات رخ داده در روابط بين المللي مان در سال تازه.
شرح آنكه چندي است يك شركت بزرگ تجارتي تأسيس كرده ايم در مملكت فرانسه و درآمد خوبي هم داريم و شكر خدا رضاييم به امور جاريه. جانمان براي شما بگويد كه مغز مبارك را به كار انداختيم، ديديم اين مردمان مملكت فرانسه كم كم دارند مردمان بي دردي مي شوند و آنقدر در رفاه و آسايش نانو تكنولوژيك غرقه شده اند كه در زندگي شان دچار يك يأس بي ريختي شده اند و به قول حضرت حافظ:
به جان دولت كه غم پرده شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف كار ساز كنيد
چاره اي لازم مي آمد كه تنوعي در زندگي ايشان ايجاد كرده بين احوال مرفه، طبقه بالايي انديك شوكه وارد آورديم كه بي شباهت به طب سوزني - منتها - در احوال روح ايشان نمي بود.
لذا چنانكه امورات كلهم اجمعين رعايا و جماعت عمله ولكره مملكت خويش تحليل كرديم و خيالمان از بابت سرگرمي جماعت خودي آسوده شد. در مطبوعه اطلاعيه كرديم چندي از رعاياي جوان جوياي كار مجموع آورده، تست زده، تعليم داده با استرو شتر و مرغابي و الاغ به مملكت فرهنگ و مقصد پاريس گسيل داشتيم. در راه انديشيديم عجب بلدي است اين پاريس كه از قطب شمال الي قطب جنوب در طرفين كرة الارض هر كه از بلد و ولايت خويش رضايت بي حد و حصر داشته احساس غرور منوط بر جغرافياي بلد خويش نمود، لقب پاريس بر آن داده و استغفرا... معيارهاي قبيحه نيز در اين تعبير و تشبيه بي تأثير نبوده؛ في المثل هر ولايت كه بساط فسق و فجور بيشتر داشته شباهت با اين بلد فرنگي فزون كرده. ليكن برانگيزه مان افزوده گرديد.
باري جماعت به مملكت فرهنگ رسانده در شهر پاقيس اسكان داده، هر يك را به سوزن، تبنه و جوال دوزي مجهز كرده طبق تعليمات بر ايشان دستور داديم به تناسب رفاه افراد و اسكنه شهر مذكور تيزي مذكور در قسمتي از بدن ايشان فرو كرده دست كم لحظه اي ايشان را از رفاه و بي دردي مفرط خارج ساخته به احوال واقع زندگي خويش بر خاك فاني آگاه سازند. از آن زمان كه چنين كرده ايم كل البلاد مملكت فقانه به دنبال ما بوده مثل سير و سركه در پي طب سوزني ما بر احوال روح خويشند و چندي پيش راپورت آمده خانوم كنده ليسه راست رئيس جومهور فقانسه مي خواهد به ما كه مخبرالسلطنه متحول شده قطب الدنيا والاخره هستيم، لقب شواليه فرانسه بدهد. كه چه نياز؟!
افسانه هاي 2000 و چندمي ؛ جك و لوبياي سحر آميز
* فاضل تركمن
جك لوبياها را كاشت توي خاك. كمي آب پاشي كرد، بعد خميازه اي كشيد و با خودش گفت: چه قدر خوابم مي آيد! توي خواب ديد كه لوبيا ها درخت بزرگي شده اند و سر به فلك كشيده اند. كنجكاو شد. از درخت بالا رفت، بالا، بالاتر... آنقدر بالا رفت تا رسيد به خانه غول. با كمك زن غول مرغ تخم طلا را كش رفت و زد به چاك، اما آنقدر از مرغ بيچاره كار كشيد كه از كار افتاد! يك روز ديگر به اميد كش رفتن يك چيز ديگر از خانه غول دوباره از درخت بالا رفت. روي ميز ناهار خوري، پر از استخوان بود. غول داشت خروپف مي كرد و چنگ خوش نواز هم هنوز مشغول آهنگ نواختن بود... جك كه از چنگ خوش نواز حسابي خوشش آمده بود، در يك اقدام ضربتي چنگ را كش رفت اما در همين لحظه صداي چنگ در آمد و غول از خواب بيدار شد. جك فوري فرار كرد. غول هم با عصبانيت دنبالش گذاشت. جك با كمك مادرش تنه درخت را با تبر قطع كرد و غول هم تالاپي افتاد زمين و مرد!
صبح زود مادرش با دسته جارو زد توي سرش و گفت: پاشو! پسره بي عرضه! پاشو ديگه! آخه به تو هم مي گن مرد؟ خدايا! چي كار كنم؟! بدبخت شديم، بيچاره شديم، همه دار و ندارمونو بردن! جك با صداي مادرش، از خواب پريد. نگاهي به دور و برش انداخت... حتي فرش زير پايشان را هم برده بودند. چشمهايش را كمي ماليد و بعد باعجله رفت توي حياط. لوبياها درخت بزرگي شده بودند، اما انگار يك نفر با تبر تنه درخت را قطع كرده بود. فكر مي كرد خواب مي بيند رفت به طرف دستشويي تا كمي آب به صورتش بزند، در شكسته بود، يك گرز هم كنار در دستشويي جا مانده بود. جك با تعجب نگاهي به در شكسته دستشويي انداخت كه روي آن با خط خيلي خيلي گنده اي نوشته شده بود: «گهي پشت به زين و گهي زين به پشت!» و بعد از حال رفت.
كارگران دنبال كارند!
با توجه به افزايش بي رويه قيمت زمين و مسكن و در نتيجه ساخت و ساز هاي قانوني و غير قانوني بي شماري كه هر روزه در هر كوچه و پس كوچه شهرهاي كشورمان در حال انجام است و موجب روي آوردن بيش از پيش جوانان بيكار به شغل پر درآمد عملگي شده است، لذا در سطح شهرها شاهد حضور بي شمار جوانان و ديگر اقشار علاقه مند به اين حرفه در سر چهارراهها و يا دور ميادين هستيم كه اين پديده موجب بروز مشكلات زيادي در امر تردد خودروها در سطح شهر شده است، زيرا در اكثر موارد تجمع بيش از حد كارگران در سر چهار راهها و يا دور ميادين پر رفت و آمد شهر و همچنين هجوم ناگهاني آنها به سمت خودروهاي طالب كارگر، موجب بروز سوانح رانندگي زيادي خواهد شد .
لذا جا دارد اداره راهنمايي و رانندگي به زودي در كتاب آيين نامه خود، در قسمت علايم هشدار دهنده، تابلوي ( كارگران دنبال كارند) را نيز در كنار تابلوي ( كارگران مشغول كارند) اضافه نمايد و اين تابلو را در فواصل 500 متري از محل هاي مذكور نصب نمايد تا رانندگان عزيز با اطلاع يافتن از اين محل ها، هنگام عبور از آنجا با حداقل سرعت ممكنه عبور كنند تا انشاءا... با اين اقدام، گام ديگري در جهت كاهش حوادث رانندگي در كشور برداشته شده باشد !
سعيد ترشيزي
ضرورت يك مسأله
- در كشور ما هفتاد ميليون زندگي مي كنند و همه افراد نمي توانند داراي خانه مجلل و اتومبيل گران قيمت، كارت سوخت هزار ليتري و حقوق بالا باشند. پس چه كنيم؟!
- در كشور ما همه افراد نمي توانند سخنراني و نطق كنند و به اين صورت اعتراض كنند يا از حق خودشان دفاع كنند اگر هم تك تك افراد بخواهند اين كار را كنند، شايد حتي در تمام عمر حتي يك بار هم نوبتشان نشود كه از حق خود دفاع كنند، چون به هر حال يك تعدادي به دلايلي جا مي زنند يا چند بار سخنراني مي كنند . پس چه كنيم ؟!
- در كشور ما همه افراد نمي توانند فرزندان خود را دانشگاه آزاد بگذارند يا فرزندان خود را براي ادامه تحصيل به خارج كشور بفرستند . پس چه كنيم ؟!
- در كشور ما همه افراد نمي توانند از اول اسفند تا آخر فروردين تعطيل باشند و مدام به مسافرتهاي خارج از كشور بروند- حال كه همه افراد نمي توانند اين امكانات را داشته باشند، تنها راه اين است كه اين هفتاد ميليون از بين خود تعدادي را انتخاب كنند كه نماينده آنها باشند و به نمايندگي از آنها در خانه مجلل زندگي كنند، اتومبيل گران قيمت با كارت سوخت هزار ليتري سوار شوند و به نمايندگي از آن هفتاد ميليون، نطق و سخنراني كنند و از حق خودشان دفاع كنند. فرزندانشان را در دانشگاه آزاد بگذارند يا به خارج بفرستند، تعطيلات چند ماهه داشته باشند و مدام سفرهاي خارجي بروند و حتي به نمايندگي از مردم گوجه فرنگي بخرند!
محمدرضا حسيني
مهدي محمدي
- با هر خداحافظي به تنهايي خودم سلام مي كنم.
- جسم خود را گرسنگي مي دهم تا روحم تغذيه شود.
- كم سوترين ستارگان هم مقابل ستاره بختم خودنمايي مي كنند.
- از سكوت مردگان حرف حساب مي شنوم.
- پرندگان بدون علم نقاشي هم پر مي كشند.
- سوراخ جا كليدي، روزنه اميد آدم فضول است.
- عمر درازم را مديون فراموشكاري ملك الموت هستم.
- زلزله باعث ايجاد واحدهاي مسكوني براي جغد مي شود.
- پرواز دو بخش است: بال راست، بال چپ.
- ملك الموت براي رها كردنم از بدبختي هاي دنيا به سراغم آمد.
- از كانون گرم خانواده خوشش آمده بود، علت
چند همسري او اين بود.
بعضي ها راه راست را به سوي خود كج مي كنند
بعضي از اصلاح طلبان سلماني باز كرده اند.
همه را مار مي زند مارا بساز بفروشهاي كلاه بردار
سالن پذيرايي از غذا، دهان است.
ضبط صوت از صداي بلند نوار، سر درد گرفت.
وقتي از دو دلي خسته شد ، يكي از آنها را اهدا نمود.
وقتي از دو رنگي خسته شد ، يكي از رنگهايش را پاك كرد.
بساز و بفروشها براي استحكام ساختمان از قرص آهن استفاده مي كنند
گاهي افكارم لابه لاي نوشته هام گم ميشه!
دلم براي آدمهاي گرسنه كباب است
زماني كه چشمانم تار مي شود، دلم شروع به نواختن مي كند
گاهي اوقات مجبورم افكارم را در مغزم زنداني كنم
- چرا نمايندگان مجلس، در اين روزهاي پاياني، حضورشان در مجلس ، تق و لق است؟
- چرا جلسات مجلس به خاطر دستشويي رفتن نمايندگان، از رسميت مي افتد؟
- چرا عده اي هميشه در صحن علني مشغول گشت و گذار هستند؟
- چكار كنيم تا در مجلس بعدي، هيچ نماينده اي غيبت نكند و دير نيايد؟
دوستان سوسه اين پيشنهادها را ارايه مي كنند.
توسط پليس آگاهي انجام شد ؛رمزگشايي از پرونده سرقت 1/7 ميلياردي در شهر ري
گروه حوادث- مصدق: رئيس پليس آگاهي مركز از دستگيري متهمان دو پرونده كه به اتهام آدم ربايي و مجروح نمودن مأمور نيروي انتظامي و سرقت ميليوني تحت تعقيب بودند، خبر داد.
به گزارش خبرنگار ما، سرهنگ محمديان صبح ديروز در جمع خبرنگاران رسانه هاي جمعي ابتدا به دستگيري ضارب مأمور انتظامي اشاره كرد و گفت: پانزدهم دي ماه سال 81 مأموران آگاهي هنگام گشت زني در اتوبان آزادگان به سمت ميدان جهاد به دو سرنشين يك دستگاه پژو 405 مظنون شدند و به آنان دستور ايست دادند. اما به رغم هشدارهاي مكرر، سرنشينان خودروي ياد شده به سمت سه راهي شهريار فرار كردند.
وي افزود: در نتيجه مأموران آگاهي پس از تيراندازي هوايي لاستيك خودروي پژو 405 را مورد هدف قرار دادند و سرنشينان آن را وادار به توقف كردند، اما لحظاتي بعد يكي از دو جوان با شليك مأموران پليس آگاهي به صورت سطحي مجروح شده و سپس با گروگان گرفتن راكب يك دستگاه موتورسيكلت كه در حال عبور از صحنه درگيري بود، فرار كردند.
محمديان با اشاره به اينكه افراد متواري سپس گروگان خود را رها كردند، افزود: بدين ترتيب شناسايي و دستگيري متهمان در دستور كار مأموران اداره يكم پليس آگاهي مركز قرار گرفت و در بررسيهاي اوليه روشن شد خودروي توقيفي متعلق به شخصي به نام ابراهيم است.
وي اضافه كرد: با شناسايي محل زندگي نامبرده، وي از سوي مأموران آگاهي تحت بازجويي قرار گرفت و مدعي شد خودرويش چند روز قبل به سرقت رفته بود، اما او به علت مشغله زياد موفق به گزارش و اعلام سرقت نشده است.
رئيس پليس آگاهي مركز در ادامه گفت: وقتي كارآگاهان نسبت به ادعاهاي مطرح شده از سوي صاحب اصلي خودرو شك كردند، تصوير رايانه اي متهمان فراري را با عكس اعضاي خانواده ابراهيم مورد مطابقت قرار دادند و دريافتند شخصي كه روز حادثه با پژو 405 رانندگي مي كرد و مأمور نيروي انتظامي را از ناحيه پا مجروح كرده بود، «حسن» فرزند بزرگ فرد ياد شده است.
سرهنگ محمديان اظهار داشت: به رغم شناسايي «حسن» تلاش براي دستگيري وي بي نتيجه ماند تا اينكه اوايل نوروز امسال كارآگاهان در اجراي طرح شناسايي متهمان فراري پي بردند كه نامبرده به اتهام درگيري مسلحانه در كرج دستگير شده و در زندان رجايي شهر بسر مي برد. براين اساس با هماهنگي صورت گرفته متهم تحويل كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهي مركز قرار گرفت.
به گفته اين مقام پليس آگاهي، «حسن» در جريان بازجوييهاي اوليه منكر ارتكاب جرم شد، اما پس از مواجهه حضوري با راكب موتورسيكلت و مأموري كه از ناحيه پا مجروح شده بود، اعتراف كرد و گفت: روز حادثه با برادرش براي انجام معامله مواد مخدر قصد مراجعه به كرج را داشته است.
رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ تصريح كرد: با اعترافات اين متهم، برادر وي نيز شناسايي و دستگير شد.
170 ميليون تومان تراول چك در گلوي سارقان گير كرد
سرهنگ محمديان به تشريح دستگيري افرادي كه دست به سرقت و وصول 170 ميليون تومان تراول چك يك تاجر تهراني كرده بودند، پرداخت و گفت: بيست و دوم مرداد ماه سال 86 در پي اعلام شكايت شخصي به نام محمدرضا مبني بر سرقت 170 ميليون تومان تراول چك از داخل خودرويش در شهرري پرونده اي به دستور مقام قضايي براي رسيدگي در اختيار پايگاه نهم پليس آگاهي قرار گرفت.
وي افزود: بعد از مدتي كارآگاهان پليس دريافتند فردي براي وصول تعداي از تراول چك ها به بانكي در تهران مراجعه كرده است. براين اساس شخص مورد نظر تحت بازجويي قرار گرفت و اظهار داشت: تراول چكها را در قبال فروش چند عدد گوشي تلفن همراه از شخصي به هويت طاهريان، كارمند يكي از ادارات دولتي دريافت كرده است. از اين رو، نامبرده شناسايي شد، اما در مواجهه حضوري با فروشنده گوشيهاي تلفن همراه روشن شد كه وي خريدار تلفنها نبوده است.
سرهنگ محمديان افزود: تحقيقات در اين رابطه ادامه داشت تا اينكه شخص ديگري براي وصول تعدادي از تراول چكهاي مسروقه به بانك مراجعه كرد. با بازجويي از اين فرد، وي ادعا كرد تراول چكها را به ازاي فروش لوازم منزل از شخصي به نام «حسين» گرفته است.
اين مقام پليس در ادامه شرح ماجرا گفت: با شناسايي «حسين» وقتي مأموران پايگاه نهم با حكم قضايي براي دستگيري وي به خانه اش رفتند، پي بردند نامبرده مدتي قبل به اتهام كيف قاپي از سوي مأموران اداره هجدهم مبارزه با كيف قاپي پليس آگاهي دستگير شده است. بنابراين با هماهنگي صورت گرفته حسين تحويل پايگاه نهم شد و تحت بازجويي قرار گرفت.
به گفته رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ، حسين ضمن اعتراف به جرم خود شخصي به نام جعفر را به عنوان همدستش معرفي كرد.
وي در ادامه تصريح كرد: با اعترافات انجام شده جعفر شناسايي و در منزلش دستگير شد.
محمديان با اشاره به اينكه در بازرسي از خانه «جعفر» 12 گرم كراك كشف شده است، گفت: اين مرد 35 ساله اعترافات دوستش حسين را تأييد و اعتراف كرد: بقيه تراول چكهاي مسروقه را در اختيار ابوذر و 13 نفر از دوستانش قرار داده تا آنها تراول ها را وصول كنند.
رئيس پليس آگاهي مركز با اشاره به اينكه با دستگيري ابوذر، پليس 27 ميليون تومان تراول چكهاي مسروقه را كشف كردند، گفت: با راهنمايي نامبرده ساير دوستانش نيز شناسايي و دستگير شدند.
محمديان با اشاره به اينكه متهمان با اسامي جعلي اقدام به خريد لوازم خانگي، صوتي و تصويري و مواد مخدر از جمله كراك مي كردند و به جاي پول، تراول چك هاي مسروقه مي دادند، گفت: پرونده اين افراد براي رسيدگي قضايي در اختيار دادسراي جنايي قرار گرفت.
از 15 ارديبهشت ماه ؛
طرح امنيت اخلاقي در شركتها و مؤسسات خصوصي اجرا مي شود
گروه حوادث : طرح امنيت اخلاقي در شركتها و مؤسسات خصوصي از 15 ارديبهشت ماه جاري در كشور اجرا مي شود.
به گزارش خبرنگار ما، سردار احمد روزبهاني صبح ديروز در جمع خبرنگاران رسانه هاي جمعي با اعلام اين خبر در تشريح آن گفت: بعضي از باندهاي تبهكار در پوشش شركتها اقدام به فعاليتهاي مجرمانه مي كنند. زنان و دختران را به انحراف مي كشند و مشكلات عديده اي را براي مردم به وجود مي آورند.
وي با اشاره به اينكه در اجراي اين طرح، ابتدا شركتهايي كه فاقد تابلو و پلاك هستند و در مراجع قانوني به ثبت نرسيدند و در مجتمع هاي مسكوني فعاليت دارند مدنظر پليس مي باشد، گفت: اجراي طرح امنيت اخلاقي در شركتهاي خصوصي در حقيقت نوعي حمايت از شركتهايي است كه قانونمدار بوده و در چارچوب قوانين فعاليت مي كنند.
سردار روزبهاني اجراي طرح ياد شده را براساس مصوبه هيأت وزيران دانست و گفت: هيأت وزيران در جلسه 23/3/1363 آيين نامه اي را تحت زمينه نظارت بر شركتهاي خصوصي به عنوان نظارت بر اماكن عمومي به تصويب رساند.
وي در پاسخ به سؤال خبرنگار ما مبني بر اينكه آيا ورود مأموران انتظامي به شركتهاي خصوصي با مجوز قانوني صورت مي گيرد، گفت: ما طبق مصوبه هيأت وزيران عمل مي كنيم و اگر جايي باشد كه نياز به مجوز باشد قطعاً از قوه قضائيه حكم مي گيريم.
وي زمان اجراي طرح امنيت اخلاقي در شركتهاي خصوصي را از 15 ارديبهشت ماه عنوان كرد.
وي در خاتمه اظهار داشت: اجراي اين طرح همچون ديگر طرحهاي اجرا شده از سوي پليس با استقبال مردم مواجه خواهد شد.
عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي:
قوانين بايد منطبق با شكل بزهكاري جديد باشد
گروه حوادث - محمدزاده: عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي گفت: با توجه به تغيير شكل بزهكاري و روابط بزهكاران، بايد قانوني منطبق با اين تغييرات وجود داشته باشد.
به گزارش خبرنگار ما، در همايشي كه روز گذشته با عنوان بررسي لايحه قانون مجازات اسلامي در دانشگاه فردوسي مشهد برپا شد دكتر اردبيلي در بيان الزامات قانونگذاري اظهار داشت: در تصويب قوانين كيفري نكات ريز فراواني وجود دارد كه اگر مورد توجه قرار نگيرد جامعه را دچار هرج و مرج خواهد كرد.
وي افزود: علاوه بر عدم مغايرت قوانين عادي با قانون اساسي، نبايد قوانيني وضع شود كه مخالف پيمان نامه ها و كنوانسيونهايي باشد كه كشور ما در سطح بين المللي از اعضاي آن محسوب شده و قواعدش را پذيرفته است.
استاد جزاي دانشگاه شهيد بهشتي گفت: پس از پيروزي انقلاب اسلامي قوانين كيفري دستخوش تغييرات فراواني شد و در مقاطع مختلف قوانين جديدي تصويب كردند ولي هيچگاه قانوني جامع براي استناد به آن به تصويب نرسيد و آخرين قانوني كه در كشور اجرا مي شود قانوني است كه تحت عنوان قانون آزمايشي به اجرا درآمد اما متأسفانه اين قانون آزمايشي بيش از 16 سال است كه در كشور اجرا مي شود.
وي ادامه داد: در لايحه اخيري كه به عنوان قانون مجازات دايمي از سوي مركز تحقيقات قوه قضاييه به مجلس ارائه شده نيز متأسفانه برخي ايرادهاي اساسي ديده مي شود كه در صورت عدم اصلاح اين موارد، باز در زمان اجرا با مشكلاتي روبرو خواهد شد.
اردبيلي افزود: از جمله اين ايرادها مي توان به جرم انگاري قانونگذار در بحث ارتداد اشاره كرد، هر چند مواردي از سوي نويسندگان به عنوان شروط شناخت ارتداد ذكر شده اما قطعاً در عمل مشكلاتي را به وجود خواهد آورد.از ديگر موارد منفي اين لايحه مي توان به اين نكات اشاره كرد كه در اين لايحه در خصوص سحر و جادو و مجازات مرتكبان و مراكز فساد و بزهكار حرفه اي تعاريفي داده نشده است.
اردبيلي در بيان لزوم تعيين تكليف قانون اساسي و يا شرع به عنوان مبناي قانونگذاري گفت: در اينكه دين اسلام دين جامعي است شكي وجود ندارد اما اينكه در پاره اي از قوانين مبناي قانونگذاري شرع بوده و در پاره اي قانون اساسي، قطعاً اين دوگانگي نخواهد توانست نتيجه اي مطلوب به دنبال داشته باشد.
ميهمان ديگر اين همايش دكتر فتحي، رئيس گروه تحقيقات لايحه قانون مجازات اسلامي بود كه ضمن پاسخ به ايرادهاي مطرح شده، گفت: هر چند اين لايحه به عنوان لايحه قانون دائمي مجازات اسلامي مي باشد اما اين به معناي آن نيست كه كار آسيب شناسي آن تعطيل شود.
وي افزود: در اين لايحه تلاش بر آن بوده تا قوانيني نوشته شود كه نيازي به تفسير و يا رجوع به قوانين ديگر از جمله قانون اساسي نداشته باشد و در موادي كه بر مبناي فقهي نگاشته شده سعي بر آن بوده تا در راستاي نظر اجماعي علما و فقها باشد.
وي از نوآوريهاي اين لايحه توجه به مسؤوليت كيفري اشخاص حقوقي اشاره كرد و گفت: با توجه به گسترش جرايم جمعي و بويژه جرايمي كه از سوي شركتها انجام مي شود، ضرورت داشت تا مسؤوليت كيفري اين گونه از جرايم نيز مورد توجه قرار گيرد.
كشف محموله بزرگ كريستال از يك دستگاه پژو
گروه حوادث- محمدزاده: پژوي فراري با 120 كيلوگرم كريستال به آخر خط رسيد.
به گزارش خبرنگار ما، بامداد روز گذشته تيم گشت و عمليات پليس تربت جام در حال گشت زني در حوزه استحفاظي خود بودند كه به يك دستگاه پژو مشكوك شدند.
در ادامه، مأموران به راننده اين خودرو دستور ايست دادند، اما راننده جوان بدون توجه به فرمان ايست پليس به سرعت خود افزوده و از محل متواري شد.
برپايه اين گزارش هر چند اين خودرو از دست مأموران گريخت، اما تحقيقات فني پليس منجر به كشف سرنخهايي شد كه نشان مي داد خودروي ياد شده در يكي از روستاهاي اطراف تربت جام مي باشد.
برپايه اين گزارش، مأموران به اين روستا اعزام شده و در اقدامي غافلگيرانه هر دو سرنشين خودرو را دستگير كردند.
همچنين در بازرسي از اين خودرو مقدار 120 كيلوگرم كريستال كشف و ضبط شد.
تحقيقات تكميلي در اين خصوص زيرنظر مقام قضايي ادامه دارد.
سارق حرفه اي پس از آزادي ضبط خودرو را دزديد
گروه حوادث: يك سارق حرفه اي كه بارها به اتهام سرقت دستگير و روانه زندان شده است، بار ديگر به جرم سرقت دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما، سارق حرفه اي كه هر بار پس از آزادي از زندان و يا مرخصي اقدام به سرقت مي كند، در آخرين مورد از سرقتهاي خود شب گذشته توسط مأموران تجسس كلانتري سجاد شناسايي و دستگير شد.
برپايه اين خبر، متهم هفته گذشته پس از سرقت مدارك و ضبط يك خودرو با مالباخته كه زن جواني است، تماس گرفت و قصد اخاذي وجه نقد از وي را داشت كه با شكايت شاكي و حضور پليس در محل قرار، وي دستگير شد.در بررسي سوابق متهم مشخص شد، وي بهمن ماه سال گذشته هنگامي كه رانندگي يك خودرو را برعهده داشته، زن و مرد جواني را به عنوان مسافر سوار كرده و پس از پياده شدن مرد، همسر وي را به انگيزه سرقت ربوده و متواري شده است.سارق كه با همكاري مردم توسط پليس دستگير شده بود، به جرم خود اعتراف كرد و به زندان رفت. وي اوايل ماه جاري بار ديگر به جرم سرقت دستگير شد كه خبر آن سوم ارديبهشت ماه جاري به چاپ رسيد.گفتني است، متهم كه 35 سال دارد، در آخرين جرم ارتكابي خود پس از سرقت ضبط صوت يك خودرو در بولوار سيدرضي، اموال مسروقه را به بولوار اماميه قاسم آباد برده و در خرابه نزديك منزلش زير خاك پنهان كرد.مأموران تجسس كلانتري سجاد كه به متهم مظنون شده بودند، وي را در نزديكي منزلش دستگير كردند.
اعضاي شبكه جعل اسناد دولتي در دام پليس
گروه حوادث- ماني قرباني: دو سارق مسلح كه پس از آزادي از زندان با همدستي يك زن شبكه جعل اسناد دولتي را راه اندازي كرده بودند در تحقيقات مأموران پليس شهريار به دام افتادند.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس شهريار چندي قبل از طريق منابع خبري خود مطلع شدند دو مرد و يك زن در منطقه ملارد شهريار اقدام به جعل اسناد دولتي، كارت پايان خدمت و گواهينامه مي كنند. با دريافت اين گزارش گروهي از مأموران تحقيقات خود را آغاز كرده و مطلع شدند دو سارق مسلح به نامهاي اميرحسين و جبرئيل به همراه زني به نام خاطره اين شبكه جعل را تشكيل داده اند. امير حسين و جبرئيل چندي قبل به اتهام سرقت مسلحانه دستگير و پس از آزادي از زندان اعمال مجرمانه شان را از سر گرفته بودند.
در ادامه ظهر روز دوشنبه دهم ارديبهشت، مأموران با دستور قضايي وارد خانه متهمان شده و در يك عمليات غافلگيرانه آنان را دستگير كردند.
همچنين در بازرسي از خانه 30 مهر جعلي ادارات دولتي، تعدادي گواهينامه و كارت پايان خدمت، برگه هاي مخصوص دادگاه و تعدادي چك كشف شد.
متهمان در بازجوييها اظهار داشتند: از حدود دو ماه قبل فعاليت مجرمانه خود را آغاز كرده و با شناسايي افرادي كه در ادارات دولتي مشكل داشتند، با گرفتن پولهاي هنگفت اقدام به جعل اسناد دولتي براي آنان مي كرديم. در حال حاضر تحقيقات از متهمان در اداره آگاهي شهريار ادامه دارد.
سارقان با ميله آهني به جان مالباخته افتادند
گروه حوادث - زنجاني: سارقاني كه با ميله آهني مالباخته را مصدوم كرده بودند، شناسايي و دستگير شدند.به گزارش خبرنگار ما، در
پي دو مورد سرقت كابل برق از يك ساختمان در حال احداث در خيابان مجد مشهد، با دستور سرگرد قنادزاده، رئيس كلانتري سناباد، مأموران گشت و تجسس كلانتري، تحقيقات خود را براي شناسايي و دستگيري سارقان آغاز كردند.بر پايه اين خبر، در حالي كه تحقيقات مأموران در اين باره ادامه داشت، مالباخته كه مردي 50 ساله است به همراه فرزندش شبها داخل ساختمان مي خوابيد تا اين كه عوامل سرقت را شناسايي كند.
ادامه اين خبر حاكي است، سارقان كه سه نفر بودند اين بار ساعت 2 بامداد به محل ساختمان آمدند و در حالي كه يك نفر آنان در بيرون مراقب بود هر دو نفر براي سرقت وارد ساختمان شده و ناگهان در يكي از طبقات با مالباخته و فرزندش مواجه شدند.در حالي كه مالباخته سعي داشت سارقان را دستگير و تحويل پليس دهد، يكي از سارقان با ميله آهني به وي حمله ور شده و وي را از ناحيه سر به شدت مصدوم كرد.مالباخته كه به شدت مجروح شده بود، توسط همسايه ها به بيمارستان انتقال يافت . در ادامه اين ماجرا با حضور همسايه ها و مأموران كلانتري سناباد، دو نفر از سارقان مورد شناسايي قرار گرفتند.گزارش خبرنگار ما مي افزايد: مأموران گشت و تجسس كلانتري سناباد روز گذشته با دستور بازپرس شعبه 807 مجتمع قضايي شهيد قدوسي محل سكونت متهمان در بلوار قره ني را محاصره كردند و در جريان عمليات پليس، يكي از سارقان دستگير شد و دو نفر آنان از روي بام منزل متواري شدند كه آنان را نيز دستگير كردند.متهمان در بازجويي به سرقت اموال و ضرب و جرح مالباخته اعتراف كرده و با دستور مقام قضايي براي تحقيقات بيشتر در اختيار اداره آگاهي قرار گرفتند.
حوادث جهان
نزاع رونالدو با اخاذان در برزيل
بي بي سي: رونالدو ادعا كرده است كه سه روسپي تلاش كرده اند از او اخاذي كنند.
رونالدو ستاره فوتبال برزيل با سه روسپي كه تصور مي كرد زن باشند، درگير شده است.
بنا به گزارشها، رونالدو دوشنبه شب پس از رساندن دوست دخترش به خانه او در ريودوژانيرو سه روسپي را سوار كرد.
زماني كه آنها در متلي اتاق گرفتند، رونالدو متوجه شد كه روسپي ها مرداني در لباس و آرايش زنانه هستند.
به گفته پليس ريو، رونالدو ادعا كرده است كه اين سه نفر سپس تلاش كرده اند از او اخاذي كنند.
گزارشهاي مطبوعات محلي به نقل از يكي از روسپي ها به نام «آندريا آلبرتين»- كه نام ديگر او آندره لوئيز ريبيرو آلبرتينو است - حاكي است كه رونالدو پس از آنكه فهميد آندريا مرد است، او را تهديد به ضرب و شتم كرده است.
كارلوس آگوستو نوگيرا، از مقامات پليس ريو گفت: رونالدو «گزارش داد كه آندريا اسناد خودرويش را برداشته و خواستار 30 هزار دلار پول شده است.»
وي افزود: احتمال زيادي دارد كه رونالدو قرباني اخاذي شده است.زماني كه رونالدو از پرداخت پول به آن سه خودداري كرد، آندريا آلبرتين ادعا كرد كه اين فوتباليست مواد مخدر مصرف كرده و تهديد كرده بود آنها را كتك خواهد زد.بنا به گزارشها، رونالدو در بيانيه اي هرگونه استفاده از مواد مخدر را رد كرده و تأكيد كرده است كه او قرباني اخاذي شده است.
آزمايش دي ان آي تأييد كرد ؛متهم پرونده «خانه وحشت»، پدر شش فرزند دخترش است
به گفته بازپرسان اتريشي، آزمايش «دي ان آي» تأييد كرد كه «جوزف فريتزل»، متهم پرونده جنايت «خانه وحشت»، پدر شش فرزند دخترش «اليزابت» است.
به گزارش ايسنا، اليزابت در طول 24 سال حبس در دخمه مخوف و سري در زيرزمين خانه شان از پدر خود صاحب هفت فرزند شد.
همچنين پليس در يك كنفرانس مطبوعاتي تأكيد كرد: به اعتقاد آنها در اين جنايت، هيچ يك از اعضاي خانواده نقشي نداشته اند و تنها متهم، پدر خانواده است كه به تنهايي دست به اين اقدام زده است.
گروههاي تجسس و بازرسي علمي در حال جمع آوري مدارك از دخمه هستند. آنها تلاش مي كنند، بفهمند كه چطور يك فرد به تنهايي توانسته اين دخمه را با يك در فولادي به وزن بيش از 300 كيلوگرم بسازد.به گفته پليس، هيچ يك از اعضاي خانواده از جمله مادر اليزابت و سه فرزند وي كه در طبقه هاي بالا ساختمان زندگي مي كردند، از وجود دخمه پنهان در زيرزمين كاملاً بي اطلاع بودند.به گفته پليس، دخمه مخفي آن چنان حرفه اي پنهان شده بود كه وقتي پليس خانه را مي گشت، نتوانست جايي را پيدا كند و در نهايت خود «فريتزل» جاي آن را به پليس نشان داد. درب مخفي دخمه، به طور الكترونيكي قفل شده و باز كردن آن تنها با يك كد خاص و يك دستگاه كنترل از راه دور امكانپذير بود كه فريتزل هميشه اين دستگاه را به همراه خود داشت.بسياري از مقالات، تصاويري از متهم منتشر كردند كه او را در تفريح گاههاي ساحلي قبرس و تايلند نشان مي دهد در حالي كه نيمي از اعضاي خانواده اش در همان زمان در دخمه اسير بودند.
خرابكار خواب آلود دستگير شد
آسوشيتدپرس: پليس بوستون در جستجوي خرابكاري بود كه با شكستن شيشه هاي يك كليسا در جستجوي اشياي با ارزش وارد ساختمان كليسا شده بود، اما تلاششان خيلي به درازا نكشيد و آنها فرد خرابكار را در حال چرت زدن داخل كليسا يافتند.«چارلز مارتين» 47 ساله در برابر پليس مقاومت كرد و به يكي از افسران پليس هم لگدي زد.به همراه اين سارق يك قاشق طلا، دو چاقو و يك شمشير و چند قرص پيدا شد.
فرار مجدد رئيس سارقان
رويترز: رئيس يك باند سرقت مسلحانه در فيليپين كه پس از ماهها تحت تعقيب بودن توسط پليس دستگير شده بود، دوباره گريخت.به هنگام انتقال «پدرو روديكا» به زندان مانيل هشت مرد مسلح خودروي پليس را محاصره كرده و وي را فراري دادند.رئيس پليس فيليپين در اين باره گفت: بايد بگويم كه اين حادثه يك بد شانسي بزرگ است.«روديكا» كه متهم به چندين فقره سرقت مسلحانه و قتل است، هفته گذشته دستگير شده بود.وي در دسامبر گذشته نيز توانسته بود حين انتقال به دادگاه بگريزد.
بايگاني راكد
روزنامه دولت عليه ايران شماره 568 پنجشنبه 9 ذي القعده 1281 ه.ق برابر با 1244 ه.ش
يك شخص مضحكي در گيلان در كنار رودي چند طفل را مشاهده نمود كه مشغول بازي بودند، يكي از آنها را گرفته و به شوخي خواست او را به نهر بيندازد طفل از اضطراب تلاش كرده شخص مضحك پايش ليز خورده و هر دو به رود افتادند مردم در همان لحظه به كمك و امداد آنها دويدند و سعي و اهتمام و تمام تلاش به جهت خلاص كردن اين دو نفر كردند از قضا آن شخص غرق شده و طفل جان به سلامت به در برده بود. _________________
سرچشمه خوار کردن دیگران ، از بی شرمی و بی ادبی ست . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum