Posted: Wed Apr 16, 2008 10:52 am Post subject: دكتر كوچك زاده در مسجد اعظم تجريش
دكتر كوچك زاده در مسجد اعظم تجريش: ترك امر به معروف و نهي از منكر ريشه بسياري از مشكلات است
آنچه در پي مي آيد، سخنان دكتر مهدي كوچك زاده نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي است كه اخيرا حرف و حديث هايي ناروا در مورد آن زمزمه شده است، لذا كيهان به جهت رفع برخي سوء تفاهمات و همچنين محتواي ارزشمند اين سخنان، متني را كه در اختيار دارد منتشر مي كند.
ريشه بسياري از مشكلاتي كه امروز گريبانگير جامعه ماست همين عرايضي است كه خواهم گفت. ممكن است از يك نماينده اين توقع باشد كه بيايد در مورد آب، برق و آسفالت كوچه و خيابان حرف بزند اما يك نماينده بايد ريشه و دليل همه مشكلاتي را كه مردم با آن ها روبه رو هستند، تبيين كند.
چرا اينگونه است؟ چرا همه چيز ناميزان به نظر مي آيد؟ چرا در هرجا جلوي يكديگر مي پيچيم؟ چرا مسئول، رعايت مردم را نمي كند و مردم، حرمت مسئول را نگه نمي دارند؟ اين اوضاع به چه دليلي است؟
عرايضم را از دو مرجع بيان
مي كنم. يكي سه جلد كتاب علامه شهيد مرتضي مطهري به نام نهضت حسيني كه در آن در باب تحريفاتي كه در مورد عاشورا شده است مطالبي آمده و ديگري از نهج البلاغه اميرالمؤمنين(ع) با موضوع امر به معروف و نهي از منكر است.
فلسفه قيام اباعبدالله(ع) به استناد وصيتي كه به برادرش محمد حنفيه كرده مشخص است. حالا شايد اين سؤال پيش بيايد كه چرا خود محمد حنفيه در قيام عاشورا نبود؟ در كتاب شهيد مطهري خواندم كه به واسطه فلج شدن دستش در جهاد نبوده است.
حضرت در اين وصيت جمله معروفي دارند: اني لم اخرج اشرا و لابطرا و لا مفسدا و لاظالما انما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان آمر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي بن ابي طالب عليه السلام. من براي طغيانگري و شرارت آفريني و دنياطلبي يا فسادگري وستمگري بر دولت وقت خروج نكرده و راه مبارزه را درپيش نگرفته ام بلكه تنها براي اصلاح گري در امت جدّ خويش اقدام به خروج نموده و مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر نمايم و روش و سيره جدم و پدرم علي بن ابي طالب را درپيش گيرم.
از اين كلام استفاده مي شود كه يكي از اهداف اصلي و بزرگ اباعبدالله(ع) در قيامي كه داشت و خودش و خاندانش را در آن قرباني كرد، امر به معروف و نهي از منكر بوده است.
اين روزها بعضي ها كه دين شان مدرن تر است! و قائل به اين هستند كه دين را بايد كامل و اصلاح كرد، به خود اجازه مي دهند كه به دين هم يك چيزهايي اضافه كنند! اين فراز از سخنان سيد الشهدا(ع) را تحريف كرده و اينچنين
مي خوانند:«اني خرجت لطلب الاصلاح في دين جدي». «من خروج كردم براي اصلاح در دين جدم » در حالي كه دين اشتباهي ندارد بلكه امت يك راه اشتباهي به واسطه فساد و طغيان گري سرانشان رفته بودند كه حضرت براي اصلاح در اين امت قيام كردند نه براي اصلاح دين.
اما دو حكمت از نهج البلاغه اميرالمؤمنين(ع) مي خواهم قرائت كنم و تمام عرايضم، همين است. يكي حكمت 373 و ديگري 374 كه ببينيم حضرت امير(ع) امر به معروف و نهي از منكر را چگونه تعريف مي كنند؟
هر كدام از ما تعاريف و مراحلي از امر به معروف و نهي از منكر در ذهنمان هست و اگر حالش را هم داشته باشيم، برحسب فهم، درك و آموزش خودمان عمل مي كنيم اما كمتر در مورد مراتب آن جستجو مي كنيم. آنقدر كه به مسائل شرعي ديگر اهميت مي دهيم، درباره امر به معروف و نهي از منكر اهميت نمي دهيم. مثلاً براي تصحيح نمازمان مي رويم پيش امام جماعت و مي گوييم ما حمد را اين جوري مي خوانيم آيا درست است؟ و لاالضالين را اين گونه
مي گوييم آيا صحيح است يا نه؟ درست هم هست، بايد بپرسيم؛ ولي اين وسواسي كه ما اينجا داريم و يا وسواسي كه در شب ماه رمضان داريم كه ذره اي از غذا هم كه در داخل دندان قرار گرفته بود، فرو بدهم يا ندهم، آيا اينگونه مسائل را درباره امر به معروف و نهي از منكر هم داريم؟ مثلاً بياييم به امام جماعت بگوييم ما كه پشت سر شما نماز خوانده ايم، امروز سؤال داريم. امروز چنين مسأله اي را در اداره مان ديديم، چنين تعدي را در خيابان ديديم. فلان كم كاري را در مسئوليت فلان فرد ديديم. چگونه بايد ايشان را از اين عمل نهي كنيم؟ آيا مي رويم بپرسيم؟ نه!
در دين يك سري اعمال واجب داريم كه بايد انجام دهيم و آن ها را فروع دين مي ناميم. نماز، روزه، حج، جهاد، خمس، زكات، امر به معروف و نهي از منكر و تولي و تبري. از يك ماه قبل از رفتن به حج، در مساجد كلاس مي گذارند، حساب خمسي خود را صاف
مي كنند، حمد و سوره را درست مي كنند. همه را مي پرسيم و سعي مي كنيم كه ذره اي هم كار غلط نباشد. به خانه خدا هم كه رسيديم مي خواهيم طواف كنيم بايد 7 مرتبه در جهت خلاف عقربه ساعت بچرخيم و در رساله ها مي نويسند كه بايد شانه چپ طرف خانه خدا باشد يا روزه كه مي گيري حتماً مسائلش را مي پرسي، ياد
مي گيري خمس كه مي خواهي بدهي وسواس به خرج مي دهي، اما آيا در امر به معروف و نهي از منكر هم همين گونه عمل مي كنيم؟ مگر با ديگر عبادات چه فرقي دارد؟ نكند خداي نكرده تركش كرده باشيم. از رسول اكرم(ص) نقل است كه
مي فرمايند: اي مردم! بايد امر به معروف و نهي از منكر كنيد! والا بر شما مسلط مي شوند، دعا
مي كنيد، مي بينيد دعايتان مستجاب نمي شود. اما هم بلد نيستيم، هم مراتبش را نمي دانيم و هم به آن فكر نمي كنيم.
مثلاً راجع به رئيس دانشگاه حرف پيش مي آيد. مي گويد ديدي فلان مسئله را داشت؟ يك ساعت، دو ساعت، عليه او حرف مي زنيم، بعد كه خسته مي شويم و مي رويم بيرون و آقاي رئيس را در راهرو
مي بينيم. در همين مسير كه او را مي بينيم مي گوييم، «سلام عليكم»، اين همين آقايي است كه تا چند دقيقه پيش عليه او حرف مي زديم. حداقل اين را نمي دانيم كه آقا اگر رئيس اداره مان هم كار بدي مي كند، تو اول به او سلام نكن، امر به معروف و نهي از منكر همين است، تا كمر هم خم
مي شود و سلام و عليك مي كند.
خلاصه مي خواهم بگويم كه امر به معروف و نهي از منكر را خيلي كمتر از نماز و روزه و خمس و... بلديم. حتي كمتر از جهاد. خيلي از شما برادران، پسران و پدرانتان به جهاد رفته اند.
در حكمت 373 حضرت امير(ع) پدر اباعبدالله الحسين(ع) مي فرمايند: اي مؤمنان اگر كسي ديد كه تجاوزي دارد صورت
مي گيرد، يك عمل بدي انجام
مي شود و يك منكري ترويج
مي شود و در جامعه اشاعه
مي شود، اگر داشتي مي رفتي در محيط اداره، درس و يا هرجاي ديگري، ديدي يك منكري انجام مي شود و قلبت آزرده شد و بدت آمد، با قلبت انكار كردي، به سلامت رفتي و اگر رفتي با زبان انكار كردي، به اين كار جزا داده مي شود. اين افضل است، چرا كه هم بدش مي آيد و هم مي گويد نكن، انجام نده، ولي الآن ديگر مي گويند دنيا، دنياي گفتگو است، مي بينيد چقدر تمام دنيا با ما خوبند! مي بينيد چقدر آمريكايي ها با فلسطينيان مهربانند! در عراق، در افغانستان. دنيا، دنياي گفتگو است، گفتگوي اديان، گفتگوي تمدن ها. حرف از سيف و شمشير و خون ريختن، خشونت است، چندش آور است.
خدا امام(ره) را رحمت كند ، داد مي زد و مي گفت پس نتيجه مي گيريم راهي جز مبارزه باقي نمانده است، يا شهيد مي شويم و يا دشمن را شكست مي دهيم كه هر دو پيروزي است.
يك مشت سازشكار نامرد به رهبر انقلاب در همين مجلس قبلي نامه نوشتند كه آقا اوضاع اينطور است و اگرجام زهري بايد نوشيد، پس زدوتر بنوشيد. در واقع مي خواستند بگويند «امام كه بزرگتر از شما بود، سازش كرد» اما برويد آن نامه قطعنامه را بخوانيد و ببينيد جز سرافرازي و يورش و شورش عليه استكبار چيز ديگري بيرون مي آيد؟ بند بند آن تعرض به امريكاست. ما چنگ و دندان ابرقدرتها را به ياري خداوند خواهيم شكست. به استناد اين نامه به رهبر انقلاب نامه
مي نويسند و مي گويند: اگر جام زهري بايد بنوشيد، بنوشيد. يعني براي چه مي رويد در سازمان ملل ابتداي سخنرانيتان دعاي فرج
مي خوانيد و بعد هم درباره هولوكاست سؤال مي كنيد؟ درست حرف بزنيد! اسرائيلي ها را ناراحت نكنيد، خون به پا مي كنيد. من نمي دانم اين فرهنگ از كجا آمده است، فرهنگ امام حسين(ع) است؟ فرهنگ روح الله است؟ فرهنگ كيست؟
اميرالمؤمنين در مرحله سوم مي فرمايد اگر رفتي و ديدي كه منكري انجام مي شود و با سيف و شمشير مخالفت كردي تا سخن حق بالا گيرد و سخن باطل پايين بيايد، كسي است كه راه رستگاري را يافته و بر آن قيام نموده و نور يقين در قلبش درخشيده است.
در حكمت 374 هست كه هركسي كه منكري را ديد و با زبان و دست و قلب آن را انكار كرد، او همه خصلت هاي خوب را دارد و آدم درستي است و از بين اين مردم كساني هستند كه قلباً بدشان
مي آيد. دو خصلت خوب را براي خودش جمع كرده، ولي يكي را جمع نكرده، ولي اگر كسي هيچ كاري نمي كند دو تا از خصلت هاي بد را ضايع كرده و يكي را كسب كرده اما كساني هستند كه نه با زبان و نه با دست و نه با قلب انكار نمي كنند و درواقع «ميت الحياء» به مانند اجساد مي مانند.
ما چيزي بزگتر و برتر از تقوا نداريم. اگر من نماينده اشتباه
مي كنم، نبايد بگذريد. ان اكرمكم عندالله اتقيكم. اين بزرگي و كرامتي را كه خودمان درآورده ايم، از كجاست؟ هزار و يك بي تقوايي از طرف مي بينيم، تعدي، تضييع حقوق مردم و ... اما باز هم به او احترام مي گذاريم.
حضرت مي فرمايند: همه اعمال خوب، نيك، انفاق ها، روزه گرفتن ها، در مقايسه با امر به معروف و نهي از منكر، مثل قطره آبي است در برابر دريا... «و ان الامر بالمعروف والنهي عن المنكر لخلقان من خلق الله سبحانه و انهما لايقربان من جل»، موجب جلو افتادن اجلت نمي شود و «لاينقصان من رزق» و موجب كم شدن رزقت نمي شود. حالا
مي رويم در اداره اي براي راه افتادن كارمان رشوه مي دهيم. ما بايد به اعمال خودمان فكر كنيم، من اصلاً كاري به اين ندارم كه ما بايد بيانديشم كه چه كرديم كه اينگونه شد؟ مگر مي شود با 5 هزار مأمور بازرسي تعزيرات همه نانوايي ها را درست كرد؟ مي گويند در قم نان و تاكسي از همه جا بهتر و ارزان تر است به خاطر اينكه در اكثر كوچه هايش 5 تا طلبه هست، اگر نان بد بدهند، اعتراض مي كند و مي گويد چرا نان را اينگونه
مي پزي؟ در آنجا آرامش بيشتري هست، چون عده بيشتري از مردم پايبند به اين قضيه هستند.
اجر امشب ما اين باشد كه شب برگرديم به اعمالمان و ببينيم چقدر كوتاهي كرديم؟ در بدي هايي كه ديديم و باعث گسترش آن شد، به جاي اينكه به حرف حضرت آقا گوش دهيم، مثل خانه اشراف خانه درست كرديم و رفتيم وزارتخانه هاي چند ده طبقه ساختيم و مردم را پشت درها نگه داشتيم. آقا مي فرمايد اين دولت آمده شعارهاي انقلاب را زنده كرده است از همه طرف سنگ به پايش مي زنند. چقدر وقتي يك افسري رشوه خواست، يك مدرسه اي فرزندمان را ثبت نام نكرد، گفت بايد يك چيزي بدهي تا اسمش را بنويسند، چقدر رفتيم، ايستاديم، معطل شديم و مقاومت كرديم؟ همين مردمي كه
بچه هايشان را براي اصلاح امور
مي دادند، يك فرهنگي يك كساني حاكم كردند كه مي گويد بگذار حالا كار من راه بيفتد. اين يكي از مشكلات بزرگي است كه ما غفلت كرديم و بسياري از مشكلات ناشي از همين است. _________________
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum