Posted: Mon Apr 14, 2008 9:31 am Post subject: اینجا پاییز است
اینجا پاییز است
اینجا اعجاز حقیقت خلق و خاک با رنگها روشن است
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر از عشق
اینجا پاییز است
فصل نرم نگفته ها
همان زایش است اما بشکل نم نم باران
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر عشق
کناره یادها ...
کناره بود های دیروز و نبود های امروز
بوی نمی دارد اینجا
کهنه ی کهنه ...
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر از عشق
همانجا که تن خسته ی برگ
پر از درد نوازش می کند قدم های عابران را
و
با هر قدمی میشکند
اما ...
باز هم
اینجا پاییز است
فصل تلخ حقیقتهای زشت دنیا
یکی زرد
یکی سرخ
ان یکی خشک
اینجا پاییز است
و
کمی بالاتر کسی در راه...
معلم که امد دلهره هم امد
دفتر کهنه ی انشا
و
یک موضوع
خانه....
نوشته بودم از همه جایش
از اشپزخانه ی هیمشه ساکت مادر
از اتاق خسته ی پدر
از حیاط و شمعدانی ها
حتی از دوچرخه ی احمد هم نوشته بودم
خانه را ان جور که بود نوشته بودم
معلم امد و دفترم را خواست
دفتر کهنه ام را به او دادم
راننده زن را چطور بشناسيم 1) اگه ماشينش پنچر بشه کاپوت ماشين رو بالا ميزنه و توي ماشينو نگاه ميکنه! 2) اگه راهنماي چپ رو بزنه و سمت راست بپيچه! 3) وقتي پشت سرش باشي و چراغ بزني يا بوق بزني توي آينه رو نگاه کنه تازه يادش مياد که روسريش رو بايد درست کنه
: اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است.
اُرد بزرگ
اینجا پاییز است
اینجا اعجاز حقیقت خلق و خاک با رنگها روشن است
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر از عشق
اینجا پاییز است
فصل نرم نگفته ها
همان زایش است اما بشکل نم نم باران
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر عشق
کناره یادها ...
کناره بود های دیروز و نبود های امروز
بوی نمی دارد اینجا
کهنه ی کهنه ...
اینجا پاییز است
یک دو کوچه بالاتر از عشق
همانجا که تن خسته ی برگ
پر از درد نوازش می کند قدم های عابران را
و
با هر قدمی میشکند
اما ...
باز هم
اینجا پاییز است
فصل تلخ حقیقتهای زشت دنیا
یکی زرد
یکی سرخ
ان یکی خشک
اینجا پاییز است
و
کمی بالاتر کسی در راه...
معلم که امد دلهره هم امد
دفتر کهنه ی انشا
و
یک موضوع
خانه....
نوشته بودم از همه جایش
از اشپزخانه ی هیمشه ساکت مادر
از اتاق خسته ی پدر
از حیاط و شمعدانی ها
حتی از دوچرخه ی احمد هم نوشته بودم
خانه را ان جور که بود نوشته بودم
معلم امد و دفترم را خواست
دفتر کهنه ام را به او دادم
باز که کرد کمی خواند
اما نمیدانم چرا دفترم رانبست!!!
دفتر دیگران را ندید
ارام ارام رفت و نشست پشت میز اش
ان روز برف هم امده بود و من چقدر گرمم بود
من در دلهره میسوختم و معلمم در نوشته هایم
رنگش سرخ شده بود
ترکه را که بیاد اوردم چشمانم تر شد
قدری گذشت
معلمم دوباره امد
اینبار هدفش من بودم
هر قدمش به سمت من نزدیکی من را به ترکه گوش زد میکرد
اینجا بود که ترس را همراه دلهره تجربه کردم
به من که رسید با صدایی برخلاف چهره اش ارام گفت :
این انشا را تو نوشته ای ؟
نفهمیدم چه گفتم که دوباره پرسید :
این انشا را تو نوشته ای ؟
سوالش بی جواب ماند
دفترم را به سمتم گرفت و گفت :
برای همه بخوان که چه نوشته ای
برخواستم اما پاهایم از ان من نبودنند
به هر جان کندنی که بود به تخته رسیدم و شروع کردم به خواندن :
خانه ی ما کوچک ترین خانه ی دنیاست این را مادرم بارها گفته است
خانه ی ما 3 اتاق دارد
یکی از این اتاقها از ان پدرم است
او را چند ماهی است که ندیدمش
شب که می اید ما خوابیده ایم
صبح هم که میرود ما باز خوابیم
خانه ما دو اتاق دیگر هم دارد
یکی از این اتاقها اتاقه من است
یعنی دوست داشتم که مال من باشد
شبهایی که باران می اید
در این اتاق هم باران می اید
مادرم میگوید سقفش خراب است
مادرم یک بار با صدایی بلند فریاد زد
ای کاش شب که میخوابم سقف خراب شود تا راحت شوم از این زندگی
خانه ی ما یک اتاق دیگر هم دارد
اما انجا کسی نمیرود چون اجاره داده ایم به عباس اقا
عباس اقا هم خانه دارد او یک خواربار فروشی هم دارد
ان اتاق را از ما اجاره کرده است تا لوازم اضافی مغازه اش را انجا بگذارد
مادرم میگوید زندگی نمیچرخد
چند ماه قبل که پدرم را دیدم گفت :
زندگی سخت شده است
ان روز من دوچرخه ی احمد پسر عباس اقا را دیده بودم چقدر قشنگ بود
میخواستم به پدر بگویم برایم بخرد اما صدای پدرم که به مادرم میگفت ندارم را شنیدم
ندارم را میفهمم
ان شب به پدرم هیچ چیز نگفتم
ان وقت ها که پدر بزرگم زنده بود میگفت :
اگر چیزی را از خدا بخواهی او ان را حتما برای تو میخرد
من هم ان شب به خدا گفتم که دوچرخه میخواهم
اما خدا تا امروز برایم نخریده است
راستی یادم امد خانه ی ما یک عالمه شمعدانی هم دارد
یک حوض هم داریم
خانه ما همین بود
وقتی انشایم را تمام کردم معلمم سرش را پایین انداخته بود
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum