Posted: Sun Apr 13, 2008 10:58 am Post subject: پاسخ مكارم شيرازى به سروش
پاسخ آيت الله مكارم شيرازى به عبدالكريم سروش:
افكار صوفيانه و ناتوانى در تفسير قرآن
سرچشمه انحراف درباره پيامبر(ص) است
گروه سياسى ـ در پى انتشار اظهارات اخير عبدالكريم سروش درباره قرآن، مركز پژوهشگاه قرآنى اميرالمؤمنين (ع) قم نظر آيت الله ناصر مكارم شيرازى را پيرامون اين مسئله جويا شده است.
آيت الله مكارم شيرازى در اين گفت وگو در پاسخ به سؤالى درباره دلايل صحبت هاى اخير سروش در مورد اصالت قرآن و نقش پيامبر در توليد قرآن، تصريح كرد:
به يقين اين گونه سخنان هيچ گونه سازگارى با متون اسلامى بخصوص قرآن مجيد ندارد و دانسته يا ندانسته جسارت عظيمى به قرآن مجيد و پيامبر عظيم الشأن اسلام (ص) است و قداست قرآن را زير سؤال مى برد.
وى افزود: سرچشمه اين تفكر انحرافى كه تازگى هم ندارد دو چيز است:
اول، فرو رفتن در افكار صوفيانه افراطى و تأثر پذيرى از مسئله حلول و اتحاد صوفيان آنگونه كه وجود پيامبر (ص) را پر از خدا مى پندارند و مانند آن و دوم، ناتوانى در برابر تفسير بعضى از آيات قرآن مجيد مانند آيات مربوط به هفت آسمان و رجوم الشياطين و امثال آن و پنداشتن ناسازگارى آن با علوم روز و اين به آن مى ماند كه انسانى كه بر اثر نقص اطلاعاتش گوشه ديوار قصر باشكوهى را ناموزون مى بيند، برخيزد و بخواهد آن قصر را از بيخ و بن ويران كند.
آيت الله مكارم شيرازى همچنين تصريح كرد: مفهوم اين سخن كه قرآن مجيد مستقيماً از سوى خدا نيست تكذيب پيامبر(ص) است. زيرا
الف) در ۱۰ آيه از قرآن مجيد مى خوانيم: اگر قرآن جوشيده از درون روح پيامبر (ص) است چگونه آن را با اين صراحت به خداوند متعال نسبت مى دهد. آيا اين تكذيب پيامبر (ص) نيست
آيا همين كه خداوند آفريننده اوست مجوز تعبير مى شود اگر اين گونه است پس چه مانعى دارد كه بگوئيم تمام اشعار حافظ و سعدى از سوى خداست زيرا خداوند آفريننده آنهاست. اضافه بر اين آيا خدا قادر نيست كه مستقيماً وحى خود را به پيامبرش نازل كند و حتماً بايد از اين راه وارد شود
ب) در ده ها آيه از قرآن مجيد آمده است: ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم يا قرآن را براى اين نازل كرديم كه مردم را از ظلمات به سوى نور هدايت كنى (ابراهيم آيه ۱) يا با صراحت دستور مى دهد آنچه را بر تو نازل كرديم ابلاغ كن كه اگر نكنى رسالت خدا را انجام نداده اى (مائده آيه ۶۷) آيا اين آيات هرگز با جوشيدن قرآن از درون پيامبر سازگار است. آيا پيامبر خودش به خودش مأموريت مى دهد و خودش را تهديد مى كند
ج) در بيش از ۳۰۰ آيه قرآن مجيد خطاب به پيامبر (ص) آمده است: قل (بگو) آيا پيامبر (ص) خودش به خودش مى گويد بگو و مأموريت مى دهد يا همه اين ها كلام خدا و مأموريت الهى است. مختصر تأملى در آيات قرآن جاى ترديد نمى گذارد كه قرآن مى فرمايد كه همه اين آيات مستقيماً از سوى خداوند بر پيامبر (ص) نازل شده، نه از فكر او جوشيده و نه پيامبر(ص) به منزله يك بلندگوست، بلكه روح عظيم او قادر به تحمل دريافت وحى از سوى خداوند بزرگ بوده است.
د) بار ها مى شد كه نزول وحى تأخير مى افتاد و پيامبر (ص) در فشار دشمنان قرار مى گرفت و در انتظار نزول وحى مى نشست، از جمله در داستان تغيير قبله از بيت المقدس به سوى كعبه كه قرآن مى فرمايد: ما ديديم پيوسته به سوى آسمان مى نگرى (و در انتظار وحى الهى هستى، اكنون به تو اعلام مى كنيم) ما تو را به سوى قبله اى باز مى گردانيم كه از آن خشنود شوى (بقره آيه ۱۴۴) آيا پيامبر (ص) خودش در انتظار خويش مى نشست يا لايه اى از وجود او منتظر لايه ديگرى بود. اين به طنز شبيه تر است تا به يك واقعيت.
هـ) در آيه مباهله خداوند به پيامبر(ص) دستور مى دهد كه اگر مخالفان در برابر دلائل علمى تو سر تسليم فرود نياوردند آنها را دعوت به مباهله كند (آل عمران آيه ۶۱) آيا پيامبر (ص) به خودش دستور مباهله مى دهد و از اين صريح تر اين كه گروهى به پيامبر (ص) پيشنهاد كردند كه قرآن را تغيير دهد و نكوهش از بت هاى آنها نكند، آيه نازل شد و فرمود: من هرگز نمى توانم از پيش خود قرآن را تغيير دهم من تنها از وحى كه بر من مى شود پيروى مى كنم. (يونس، آيه ۱۵).
خلاصه اين كه يا بايد پيام روشن اين آيات را پذيرفت و يا بايد با مشركان مكه همصدا شد و گفت: او فقط افترا به خداوند مى بندد. (مؤمنون آيه ۳۸).
اين مرجع تقليد در ادامه به بخش هاى ديگرى از صحبت هاى سروش اشاره كرد و گفت: اين تعبير زشت كه فصاحت قرآن برحسب حالات پيامبر (ص) تغيير مى كند هرگاه روح پيامبر (ص) در اوج باشد قرآن فصيح تر مى شود و اگر نباشد فصاحت كمتر خواهد شد مانند اشعار شعرا. آيا اين سخن قداست و الهى بودن قرآن را به كلى زير سؤال نمى برد و در سرحد اشعار شاعران تنزل نمى دهد كه گاه ذوق آنها گل مى كرد و بهترين اشعار را مى سرودند و گاه كه چنين نبود اشعار عادى.
وى ادامه داد: از همه زشت تر و تنفرآميزتر نسبت خطا دادن به قرآن مجيد و پيامبر (ص) در مسائل مربوط به دانش هاى غير دينى است كه گفته شود چون علم پيامبر (ص) در مسائل طبيعى و... فراتر از علم زمان خودش نبود بنابراين آياتى كه در آن سخن از اين علوم به ميان آمده ممكن است آلوده به انواع خطا باشد كه با پيشرفت علوم خلاف آن اثبات شده است.
اگر العياذ بالله احتمال خطا حتى در يك آيه از آيات قرآن راه يابد ديگر چه كسى مى تواند به عنوان وحى آسمانى بر ساير آيات آن تكيه كند. چرا كسى كه دم از اسلام مى زند و خود را مسلمان و پايبند به احكام اسلام مى شمرد اين گونه بى محابا به قرآن نسبت ناروا مى دهد و به آثار شوم گفته هاى خود فكر نمى كند
بزرگان علماى شيعه تأكيد مى كنندكه معصوم بودن پيامبر (ص) و امامان (ع) از خطا از آغاز عمرشان حتى قبل از نبوت و امامت شروع مى شود تا هرگز پايه اعتماد مردم بر اثر ديدن خطا از آنها متزلزل نشود (ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا).
بلكه به عكس، ما در آيات فراوان مطالبى مى بينيم كه كاملاً فراتر از علوم زمان آن حضرت بوده است. اولاً قرآن مى گويد: هيچ امر باطلى نه امروز و نه بعد از آن دامان قرآن را نمى گيرد زيرا از سوى خداوند حكيم و حميد نازل شده است. (فصلت آيه ۴۲).
ثانياً: اين نكته شايان دقت است كه به هنگام نزول قرآن هيأت بطلميوس بر تمام محافل علمى دنياى آن روز حاكم بود و مطابق آن ماه و خورشيد را در دل افلاك كه مانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند ميخكوب مى دانستند و مى گفتند افلاك پوست پيازى حركت مى كند نه ماه و خورشيد، در حالى كه قرآن مجيد در آن روز طبق آيه ۴۰ سوره يس، خورشيد و ماه را در فضا شناور شمرده و مى فرمايد: اين حقيقتى است كه بعد از هزار سال براى دانشمندان هيأت كشف شد و آن روز كسى از آن خبر نداشت و نيز بر طبق هيأت بطلميوس زمين مركز عالم و ثابت و بى حركت بود در حالى كه قرآن براى آن حركت سريع و بى سر و صدا همچون حركت ابرهاى آسمان قائل است و مى گويد: كسانى كه گمان مى برند آيه مربوط به دگرگونى هاى آستانه قيامت است سخت در اشتباهند زيرا سخن در آيه از انفاق و نظم اين جهان است، نه به هم خوردن جهان (نمل آيه ۸۸).
حركت زمين مطلبى است كه بعد از هزار سال از نزول قرآن ثابت شد، با اين حال چگونه به خود اجازه مى دهند كه اگر به فرض بعضى از آيات قرآن را ناسازگار با دانش روز ديدند (كه حتماً چنين نيست و در تفسير آن را ثابت كرده ايم) جسورانه سخن از خطاى قرآن و خطاى پيامبر (ص) به ميان آورند همان قرآنى كه به گفته پيامبر (ص) درياى بيكرانى است كه شگفتى هايش احصا نمى شود و مطالب بديعش كهنه نمى گردد. به گفته امير مؤمنان در نهج البلاغه بهار دل ها و چشمه هاى جوشان علم در آن است. زهى بى انصافى.
چرا در زمانى كه دشمنان اسلام در غرب، قرآن و پيامبر (ص) را هدف تيرهاى هتك و افترا و توهين قرارداده اند در داخل نيز سخنانى گفته شود كه قداست آن بزرگوار و قرآن را زير سؤال مى برد.
به هر حال لازم است از گفته هاى خود توبه نموده و عذر تقصير به پيشگاه خداوند و قرآن بياورد و براى جبران بكوشد، خداوند همه را به راه راست هدايت فرمايد. _________________ بسيار ياد کردن از سختي هاي زندگي ، بردگي مي آورد . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum