تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

زوزه شغال؛هتل پرماجرا

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش هشتم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
رضا صالحی
6 ستاره
6 ستاره



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 205

PostPosted: Thu Apr 10, 2008 12:02 pm    Post subject: زوزه شغال؛هتل پرماجرا Reply with quote

از صداي موتورسيكلت تا زوزه شغال؛هتل پرماجرا



- پس مي گويي هتلي كه در آن اقامت داشتي، جالب بود؟
- بله جالب ترين هتلي بود كه تاكنون ديده بودم
- مثلاً چه چيزهاي جالبي داشت؟
- از نظر دكوراسيون حرف نداشت
- حتماً اشياي تزييني گران قيمت در آن زياد بود؟
- بله اشياي تزييني زياد بود. اگر چه همه قيمتي نبودند. مثلاً يك راديو و يك يخچال داشت كه هر دو تزييني بود.
- يعني چطور بود؟
- يعني اينكه راديوش صدا نداشت، اما در عوض يخچالش صدا داشت، گر چه چيزي را خنك نمي كرد. اما چرا دروغ بگويم يك تلويزيون داشت كه نه صدا داشت و نه تصوير.
- پس واقعاً اشياي تزييني زيادي داشته وسايل سرگرمي چطور؟ چيزي داشت؟
- بله تقليد صدا داشت
- كي تقليد صدا مي كرد؟
- كي نه بفرماييد چي؟
- منظورت را نمي فهمم.
منظورم اين است كه تقليد صدا را شير دستشويي انجام مي داد.
- جان من؟ خيلي جالبه!
- بله، اول كه آن را باز مي كردي، صداي موتور سيكلت را تقليد مي كرد! صداي يك موتور سيكلت واقعي كه اتاق را به لرزه در مي آورد. اين طوري: ترترترتر، قارقارقارقار
- حتماً مي خواهي بگويي صداي حيوانات را هم تقليد مي كرد.
- البته بعد از صداي موتور، صداي زوزه شغال در مي آورد به چه قشنگي! صداي قطار و هواپيما و بعضي از خوانندگان راديو و تلويزيون و خيلي صداهاي ديگر
- لابه با اين همه هنر، آب زيادي هم داشت!
- چندان هم بي آب نبود؛ چون هر چه دقيقه يكبار، آب طوري با فشار بيرون مي پاشيد كه تمام هيكل آدم را خيس مي كرد، اما اندازه يك مشت براي شستن صورت، توي دست آدم بند نمي شد.
- پس بگو دوش بوده و تو طرز كارش را بلد نبوده اي حالا بگو ببينم اين هتل چي بود؟
- اسم واقعي اش يا هم رفته، ولي من اسمش را گذاشته بودم: هتل معكوس!
- براي چي هتل معكوسي؟
- چون همه چيزش معكوس بود. پنجره اش باز نمي شد، اما در عوض در اتاق بسته نمي شد. سوسك و پشه و مگس و مارمولك كه نبايد داشته باشد، داشت ولي در عوض جالباسي و ميزكار و پرده درست و حسابي و شوفاژ نداشت. بعضي چراغها لامپ داشت، ولي كليد نداشت. بعضي ها كليد داشت، لامپ نداشت.
- خبي عيبي ندارد. در عوض كرايه زيادي نداده اي؛ چون اگر به يك هتل «چهار ستاره» رفته بودي، حسابي لختت مي كردند و اندازه خون پدرشان كرايه مي خواستند.
- راست مي گويي. ولي اين هتل كه من رفتم «چهار ستاره» نبود؛ پنج ستاره بود.
مسعود كيمياگر

_________________



وجود کارمندان ناشایست ، برآیند دوام مدیران نالایق است . ارد بزرگ
Back to top
View user's profile Send private message Send e-mail
Google







PostPosted: Thu Apr 10, 2008 12:02 pm    Post subject: Adv



Back to top
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش هشتم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004