تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

سخنان حکیمانه فردریش نیچه
Goto page 1, 2, 3 ... 15, 16, 17  Next
 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> سخنان کوتاه بزرگان - 3
View previous topic :: View next topic  
Author Message
maral
کارشناس
کارشناس



Joined: 08 Apr 2008
Posts: 439

PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:35 pm    Post subject: سخنان حکیمانه فردریش نیچه Reply with quote

در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! . فريدريش ويلهلم نيچه
_________________
چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني
سنگي و ناشنيده فراموش مي كني
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني
دست مرا كه ساقه سبز نوازش است
با برگ هاي مرده همآغوش مي كني
گمراه تر ز روح شرابي و ديده را
در شعله مي نشاني و مدهوش مي كني
اي ماهي طلائي مرداب خون من
خوش باد مستيت كه مرا نوش مي كني
تو دره بنفش غروبي كه روز را
بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني
در سايه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سايه از چه سيه پوش مي كني ؟
Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:35 pm    Post subject: Adv



Back to top
maral
کارشناس
کارشناس



Joined: 08 Apr 2008
Posts: 439

PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:35 pm    Post subject: Reply with quote

از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟ فريدريش ويلهلم نيچه
_________________
چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني
سنگي و ناشنيده فراموش مي كني
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني
دست مرا كه ساقه سبز نوازش است
با برگ هاي مرده همآغوش مي كني
گمراه تر ز روح شرابي و ديده را
در شعله مي نشاني و مدهوش مي كني
اي ماهي طلائي مرداب خون من
خوش باد مستيت كه مرا نوش مي كني
تو دره بنفش غروبي كه روز را
بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني
در سايه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سايه از چه سيه پوش مي كني ؟
Back to top
View user's profile Send private message
maral
کارشناس
کارشناس



Joined: 08 Apr 2008
Posts: 439

PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:35 pm    Post subject: Reply with quote

آدم چیزی است که بر او چیره می باید شد. فريدريش ويلهلم نيچه
_________________
چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني
سنگي و ناشنيده فراموش مي كني
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني
دست مرا كه ساقه سبز نوازش است
با برگ هاي مرده همآغوش مي كني
گمراه تر ز روح شرابي و ديده را
در شعله مي نشاني و مدهوش مي كني
اي ماهي طلائي مرداب خون من
خوش باد مستيت كه مرا نوش مي كني
تو دره بنفش غروبي كه روز را
بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني
در سايه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سايه از چه سيه پوش مي كني ؟
Back to top
View user's profile Send private message
maral
کارشناس
کارشناس



Joined: 08 Apr 2008
Posts: 439

PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:36 pm    Post subject: Reply with quote

آن كه بر فراز بلندترين كوه رفته باشد ؛ خنده مي زند بر همهء نمايش هاي غمناك و جدي بودن هاي غمناك. فريدريش ويلهلم نيچه
_________________
چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني
سنگي و ناشنيده فراموش مي كني
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني
دست مرا كه ساقه سبز نوازش است
با برگ هاي مرده همآغوش مي كني
گمراه تر ز روح شرابي و ديده را
در شعله مي نشاني و مدهوش مي كني
اي ماهي طلائي مرداب خون من
خوش باد مستيت كه مرا نوش مي كني
تو دره بنفش غروبي كه روز را
بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني
در سايه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سايه از چه سيه پوش مي كني ؟
Back to top
View user's profile Send private message
maral
کارشناس
کارشناس



Joined: 08 Apr 2008
Posts: 439

PostPosted: Tue Apr 08, 2008 4:36 pm    Post subject: Reply with quote

آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند. فريدريش ويلهلم نيچه
_________________
چون سنگ ها صداي مرا گوش مي كني
سنگي و ناشنيده فراموش مي كني
رگبار نوبهاري و خواب دريچه را
از ضربه هاي وسوسه مغشوش مي كني
دست مرا كه ساقه سبز نوازش است
با برگ هاي مرده همآغوش مي كني
گمراه تر ز روح شرابي و ديده را
در شعله مي نشاني و مدهوش مي كني
اي ماهي طلائي مرداب خون من
خوش باد مستيت كه مرا نوش مي كني
تو دره بنفش غروبي كه روز را
بر سينه مي فشاري و خاموش مي كني
در سايه ها فروغ تو بنشست و رنگ باخت
او را به سايه از چه سيه پوش مي كني ؟
Back to top
View user's profile Send private message
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> سخنان کوتاه بزرگان - 3 All times are GMT + 1 Hour
Goto page 1, 2, 3 ... 15, 16, 17  Next
Page 1 of 17

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004