تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

درباره پديدارشناسي روح

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش هشتم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
parivash
10000
10000



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 367

PostPosted: Sun May 04, 2008 8:48 pm    Post subject: درباره پديدارشناسي روح Reply with quote

گزارش درسگفتارهاي جواد طباطبايي
درباره پديدارشناسي روح


تنظيم از؛ پگاه جهاندار

خلاصه جلسات اول و دوم؛ دويست سال از تاريخ انتشار کتاب «پديدارشناسي روح» هگل مي گذرد و تاکنون تفاسير بسياري بر آن نوشته شده است. شاگردان باواسطه هگل نظير مارکس، کي يرکگارد و نيچه ناچار بودند موضع خود را با اين اثر روشن کنند و از اين رو هگل از اوايل قرن بيستم همواره مرکز مباحث فلسفي بوده است. ژان لويي لبرير در ابتداي يکي از تفاسيرش بر پديدارشناسي روح مي نويسد؛ پديدارشناسي روح به جاده يي مي ماند که در دو سويش کشتگان بسيار افتاده اند. هگل آنچه عصاره و چکيده تمدن و فرهنگ اروپايي بوده را در اين اثر وارد کرده و از مفاهيم فلسفي کاخي بلند بنا کرده است. بسياري از مفسران هگل از بيرون به اين کاخ نگريسته اند حال آنکه براي مشاهده معماري پيچيده اين بنا بايد به آن وارد شد و سال ها بحث و تفسير لازم است تا گوشه هاي پنهان آن شناخته شود.

هابرماس در اوايل دهه 80 ميلادي در کتاب «گفتار فلسفي مدرنيته» مي نويسد مدرنيته (به معنايي که او از آن بحث مي کند) در اولين سال هاي قرن نوزدهم با هگل آغاز مي شود. هگل در سال 1801 در رساله يي يکي از مسائل بسيار مهم فلسفه را نسبت ميان عقل و ايمان مي داند. در اين رساله مي نويسد که ما به دوران جديدي وارد شديم که حتي بحث عقل و ايمان نيز در حوزه عقل مطرح مي شود. از اين پس هيچ مومني نمي تواند به طور شهودي ايمان خود را به اثبات برساند و بيرون از دايره عقل بحث کند. هابرماس مي گويد اگرچه مدرنيته با من مي انديشم دکارت آغاز شد و تا انقلاب کپرنيکي کانت ادامه پيدا کرد، اما از زمان هگل بود که زمين لرزه يي در انديشه غربي رخ داد و گسلي ايجاد شد که تاريخ فلسفه غرب را به قبل و بعد از آن تقسيم کرد که از آن پس مدرنيته به موضوع خودش تبديل شد. (ما ايرانيان هرگز از اين گسلي که در آگاهي انسان اروپايي ايجاد شد، گذر نکرديم و امکانات زباني ما، همچنان امکانات زباني قبل از گسل است.)

در قرن بيستم، مبارزات ايدئولوژيک بسياري حول محور هگل شکل گرفت. پس از مرگ او، هگلي هاي جوان و پير، راست و چپ، پيدا شدند و کوشيدند بر اساس مقدمات فلسفي يا ايدئولوژيک خودشان، هگل را توضيح دهند. يکي از اين مناقشات اين است که هگل را مقدمه مارکس مي دانند. مارکسيست هاي هگلي نظير لوکاچ ادعا مي کنند که هگل مساله ديالکتيک را دريافته بود اما اين هسته معقول را در پوسته يي ايده آليستي پيچيده بود و مارکسيست ها هسته را از پوسته بيرون کشيدند. در کنار اين تفسير، جريان تفسيري ديگري نيز از هگل به وجود آمد که پديدارشناسي روح را از منظر ديني- الهياتي توضيح داد. مفسران ديني هگل به اين واقعيت استناد مي کنند که هگل در جواني درس ديني خوانده است و يادداشت هاي اوليه اش نيز به مباحث ديني مي پردازد. اين دو تفسير متناقض، هر دو تفاسيري برون متني اند. در هر دو جريان مفسر واجد يک موضع فلسفي خاص است و مي خواهد دريابد که موضع فلسفي او تا کجا با هگل همخواني دارد. اما هگل نه درباره معناست و نه درباره ماده. هگل بحث آگاهي را مطرح مي کند و مي گويد در زمان ما علم (در اينجا معادل فلسفه) به جايي رسيده است که بر آگاهي خود آگاه مي شود. علم ضمن حرکت در مسيري مستقيم، هربار برمي گردد و با درجه يي از علم که در اين مرحله به آن دست يافته است، به خود مي نگرد. اين نگرش به خويشتن را هگل خودآگاهي مي نامد (که با خودآگاهي در بحث هاي روانشناسي متفاوت است).

دوره يي از فلسفه در اروپا (از يونان تا پايان قرون وسطي) فلسفه عين محور است. اصل بر عين است که عاقل شناسا (ذهن) آن را مي فهمد. هر گاه ذهن مطابق با عين شود، علم پديد مي آيد. فلسفه قديم تا دکارت بر اين اعتقاد استوار است. ذهن منفعل است و جهان خارج فعال. دکارت به درون خود بازگشت و گفت تنها يقين، يقين نسبت به وجود خودم است. از اين پس ذهن به فاعل بدل شد.

با دکارت، مني که مي انديشم به وجود آمد و اين بحث تا کانت و فيشته ادامه پيدا کرد. بر حيث درون انسان تاکيد شد، انساني که عاقل است و مي کوشد جهان خارج را (معقول را) به مدد اين عقل بفهمد. آغاز نوشته هاي هگل مصادف است با اوج دوران کانت و فيشته. به اين ترتيب هگل زماني شروع به نوشتن مي کند که دو دوره تاريخي بر انديشه غربي گذشته است؛ اصالت معقول و اصالت عاقل. هگل دريافت که اين دو يکي افراط در بها دادن به ذهن است و ديگري تفريط در آن. او دريافت که بايد فلسفه جديدي بسازد که حيث درون و جهان را مستقلاً در نظر داشته باشد. از نظر هگل نه عيني موجود است( به آن معنا که در فلسفه قديم بود) و نه ذهني(به معنايي که بعد تر در فلسفه جديد به وجود آمد.) هر دوره يي از تاريخ، در هر مکاني که باشيم، حاصل ديالکتيک عين و ذهن است و تغيير و تبديل شان به يکديگر.

هگل نوشتن پديدارشناسي روح را از 1805 آغاز کرد و در آوريل 1807 به پايان رساند. کتاب مقدمه يي دارد، که در ابتداي نگارش اثر نوشته شده است و پيشگفتاري که بعداً نوشته شده. در اکتبر 1807 هگل يادداشت کوچکي نيز به کتاب اضافه کرد که در ميان صفحات کتاب قرار گرفت و در اين نوشته کوچک تقريباً تمام مطالب مطرح شده در کتاب و مفاهيم اصلي با اساسي ترين اصطلاحات توضيح داده شده است. اين يادداشت با اين جملات آغاز مي شود؛ «اين مجلد دانش را در صيرورت آن باز مي کند.» منظور از صيرورت، شأني از وجود است که تحول پيدا مي کند و در فارسي معادل آن «شدن» است. باز نماياندن، در آلماني darstellen و در انگليسي presentation پس از آنکه در آثار هگل و مارکس به کار رفت، وضعيت پيچيده يي پيدا کرد که ترجمه آن را به زبان هاي ديگر دشوار ساخته است و در اينجا به معناي تکرار تجربه آگاهي است. هگل در اين يادداشت از کساني که براي فلسفه مقدمه مي نويسند انتقاد مي کند. به زعم هگل فلسفه آغازي ندارد و آن کس که مي خواهد فلسفه بياموزد بايد خود در مسير قرار بگيرد و علم تجربه آگاهي پيدا کند. پديدارشناسي روح نيز مقدمه يي بر فلسفه نيست، کوششي است در جهت آنکه نشان دهد علم در سير تکويني اش چگونه تاسيس شده، چطور پيش رفته است و ما چگونه بايد اين راه را براي آگاهي يافتن از آگاهي دوباره طي کنيم. هگل در ادامه اين يادداشت مي نويسد؛ «اين پديدارشناسي در خود شامل صورت هاي متفاوت روح به مثابه منازل راهي است که روح به دانش ناب يا روح مطلق تبديل مي شود.» روح با هدف تبديل شدن به روح مطلق يا دانش ناب مسيري را مي پيمايد و در هر منزل خود را به شکلي نشان مي دهد. هگل در کتاب پديدارشناسي روح به اشاره مي گويد که منظورش از روح چيزي است که در الهيات به آن خدا مي گويند. خدا و انسان هگلي نهادي ناآرام دارند و نياز دارند که به خود آگاه شوند. حديث قدسي يي وجود دارد که مي گويد؛ «من کنز ( گنجي) پنهان بودم و خواستم شناخته شوم. پس عالم را خلق کردم.» هگل از پينه دوز وعارف بزرگي به نام ياکوب بوهمه که نوع عرفانش به عرفان نظري ابن عربي شباهت دارد و رساله هاي مهمي نيز از او به جا مانده است، تاثير مي گيرد و مطلق را به کنز نهان تعبير مي کند که براي شناخته شدن علم را مي آفريند. کنز نهان هگل نياز دارد که به خود آگاه شود. در مسيري که هگل وصف مي کند، روح هم در آغاز هست و هم در پايان. در خلجان دائمي خود در مسير آگاهي حرکت مي کند و در پايان به آگاهي کامل مي رسد. روح در اثر هگل ترجمه کلمه Geist است که معادل spiritus در اصطلاحات کليسايي است و در هيچ يک از اديان ديگر به آن معنايي نيست که در مسيحيت هست. در مسيحيت هيچ چيز از آغاز کامل نيست و پديدارها در تحرک به کمال مي رسند. در سير ديالکتيکي است که کمال بالقوه، بالفعل مي شود. روح حيثي از خداست که از آغاز وجود دارد اما کامل نيست و بايد به صورت هاي مختلفي ظاهر شود تا مطلق شود و به کمال برسد. الگوي اين فکر ديالکتيکي در مسيحيت (ظاهر شدن روح در جسم) وجود دارد. وقتي روح به غيرخود تبديل شد، از خود بيگانه مي شود و دوباره بايد به خود بازگردد تا به خود آگاهي پيدا کند، تا آنجا که ديگر ثنويتي در کار نباشد. هگل بعد زمان را از امور جدانشدني مي داند. منازلي که روح طي مي کند، همان تاريخ است و به اين تعبير آخرالزمان به معناي تحقق صرف آگاهي است.

هگل در ادمه اين يادداشت مي نويسد؛ «غناي پديدارهاي اين روح که در نخستين نگاه آشفته و بي نظم به نظر مي رسد، در اين کتاب به مرتبه نظم علمي آورده مي شود که آن پديدارها را در ضرورت شان باز مي نمايد.» به اين ترتيب پديدارشناسي اشکال ظاهر شدن روح را در يک نظام علمي شرح مي دهد. پديدار شدن به معناي آن است که چيزي از حالت مضمر و پنهان خود خارج شود. در اين نظم علمي پديدارهاي ناقص حل مي شوند و به مرتبه پديدارهاي بالاتري گذر مي کنند. صورت هاي اوليه روح در سير تکويني ناپديد مي شوند و صورت هاي جديدي ظاهر مي شوند. ديالکتيک به معناي سير تکويني روح در گذشتن از منازل مختلف و ظاهر شدن به اشکال مختلف است. صورت هاي اوليه از بين مي روند تا در اشکال کامل تر بعدي ظهور و تجسم پيدا کنند. ديالکتيک عبارت است از سلوک روح در اين مسير پررنج و انباشته از مصائب.

«پس پديدارها نخست در دين و آنگاه در علم از اين حيث که نتيجه کل است به حقيقت نهايي مي رسند.» به اين ترتيب به زعم هگل علم در آغاز وجود ندارد، بلکه در انجام کار به دست مي آيد. روح خود را تجسد مي بخشد و اين راه را دنبال مي کند تا به مرتبه روح مطلق برسد. انسان نيز همراه با روح حرکت مي کند تا به جايي برسد که ذهن عين آگاهي است و به خود آگاه است. جايي که فاصله ذهن و عين از ميان رفته و با هم يکي شده اند. وقتي انسان و روح تمام اين مراحل را بگذرانند و به انتهاي تاريخ برسند، روح مطلق مي شود و انسان دانش ناب و در آنجا آنطور که هگل در پديدارشناسي نشان مي دهد يکي مي شوند همان طور که سي مرغ و سيمرغ به وحدت مي رسند.

_________________


هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Sun May 04, 2008 8:48 pm    Post subject: Adv



Back to top
parivash
10000
10000



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 367

PostPosted: Sun May 04, 2008 8:49 pm    Post subject: Reply with quote

نگاهي به گذشته در امروز
نوشيروان کيهاني زاده

شهادت استاد مطهري

ساعت 10/40شب 11 ارديبهشت 1358 (اول مه 1979) آيت الله مرتضي مطهري از روحانيون، استاد فلسفه و الهيات، پژوهشگر و رئيس جلسات شوراي انقلاب پس از خروج از خانه دکتر سحابي در خيابان فخرآباد (تهران) از فاصله نزديک از پشت سر هدف گلوله قرار گرفت و چند دقيقه بعد در بيمارستان «طرفه» واقع در همان نزديکي به شهادت رسيد. ساعتي پس از وقوع حادثه فردي ناشناس تلفني به روزنامه هاي تهران خبر داد که استاد مطهري توسط گروه فرقان ترور شده بود. مهندس کتيرايي وزير وقت مسکن که او هم در خانه دکتر سحابي بود به روزنامه ها گفته بود؛ با استاد مطهري از خانه دکتر سحابي بيرون آمده بوديم. استاد 10 ، 15 قدم از ما دور شده بود که هدف گلوله قرار گرفت و ضارب با اتومبيل فرار کرد. وي افزوده بود استاد مطهري چون احساس خطر نمي کرد بدون محافظ رفت و آمد مي کرد.

زادروز «رهي معيري» غزلسراي بزرگ معاصر

30 آوريل (دهم ارديبهشت) زادروز غزلسراي معاصر ايران، محمدحسن معيري (رهي معيري) است که در سال 1909 (1288 خورشيدي) به دنيا آمد و 59 سال عمر کرد. مردم معمولي وطن از طريق اشعار ترانه ها با «رهي» آشنا هستند. رهي علاوه بر شعر و ادب در موسيقي، نوشتن و هنر نقاشي دست داشت و به همين دلايل مدتي رياست سازمان انتشارات کشور به او واگذار شده بود. رهي بر اثر بيماري سرطان درگذشت.

زادروز اينترنت

30 آوريل 1993 را زادروز دبليو دبليو دبليو (شبکه شبکه ها- اينترنت) و آغاز بهره برداري از بزرگ ترين پديده ارتباط عمومي و غيرانحصاري نوشته اند که در زندگاني يکايک مردم تحول ايجاد کرده است. اين وسيله عام المنفعه که از آن پس در حال تکامل است بشر را در جريان همه امور قرار داده و کارها را بر آن آسان ساخته است. با اين ابزار ديگر «محرمانه بودن، در خفا کارها را انجام دادن و...» معنا ندارد. شبکه شبکه ها که براي عمومي شدنش ده ها سال تلاش شده بود 30 آوريل 15 سال پيش در تالار مرکز سازمان اروپايي براي تحقيقات هسته يي (و اختصاراً سرن) که بزرگ ترين آزمايشگاه فيزيک در جهان است و در حومه ژنو و مرز سوئيس و فرانسه استقرار دارد تولد خود را اعلام داشت. اين وسيله بزرگ، دوران کودکي نداشت و از همان نخستين روز تولد وارد ميدان شد و ارتباط مردم با يکديگر از اطلاع رساني تا انتشار عقايد و نظرات، انعکاس ناله ها و تظلمات تا انجام امور روزمره از قبيل ارسال و دريافت پيام، سفارش کالا و خدمات و... را برقرار ساخت و هر فرد باسواد را با يک «لپ تاپ» ناشر خبر و نظر کرد و عامل پيدايش مشاغل تازه شد.

آغاز کار تلويزيون به عنوان يک رسانه

30 آوريل 1939 شبکه ان بي سي (نشنال برادکستينگ کامپني) متعلق به کمپاني آر سي آ (راديو کورپوريشن آو امريکا) کار پخش منظم برنامه هاي تلويزيوني را آغاز کرد و نخستين برنامه يي که پخش شد جريان بازديد روزولت رئيس جمهور وقت امريکا از يک نمايشگاه بين المللي در نيويورک بود. به اين ترتيب روزولت نخستين رئيس يک کشور به شمار مي رود که گزارش کار او از تلويزيون پخش شده است. «ان بي سي» که در سال 1926 براي پخش برنامه هاي راديويي تاسيس شده بود در سال 1986 به کمپاني جنرال الکتريک فروخته شد و مقر مرکزي آن در ساختمان راکفلر در شهر نيويورک است. از همان آغاز کار از شبکه هاي تلويزيوني به صورت ابزاري براي اجراي سياست ها و برنامه هاي دولتي استفاده شده است. يکي از مهم ترين تحولات در دنياي تلويزيون، تصميم سه دولت پارسي زبان و داراي فرهنگ و تاريخ مشترک (ايران، تاجيکستان و افغانستان) به ايجاد يک شبکه تلويزيوني مشترک با هدف تحکيم همبستگي هاي فرهنگي و ارتقاي معلومات عمومي و آموزش است.

سوگند رياست جمهوري در «وال استريت»

30 آوريل 1789 ژنرال جرج واشنگتن در بالکن ساختمان فدرال در خيابان «وال استريت» شهر نيويورک به گونه يي که مردم او را ببينند سوگند وفاداري به قانون اساسي و ملت ياد کرد و نخستين رئيس جمهور فدراسيون (ايالات متحده) شد.

www.iranianshistoryonthisday.com

_________________


هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
Back to top
View user's profile Send private message
parivash
10000
10000



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 367

PostPosted: Sun May 04, 2008 8:49 pm    Post subject: Reply with quote

دوره آموزشي «شناخت بکت» و «نقد ادبي» در شهر کتاب

دوره نقد ادبي به مهم ترين رويکردهاي نقد ادبي در صد سال گذشته مي پردازد. هدف از اين دوره، نه طرح مباحث صرفاً نظري بلکه تمرکز بر روش هاي خواندن متون ادبي و هنري است. به عبارت ديگر هر جلسه کلاس به يک رويکرد اختصاص مي يابد، مفاهيم کليدي هر رويکرد به طور خلاصه طرح و روش ها يا استراتژي هاي خواندن متن به صورت کاربردي براساس آن رويکرد معرفي مي شود و سپس نقد و تحليل متني ادبي يا هنري (فيلم، تئاتر، عکس، نقاشي، موسيقي، معماري يا متون رسانه يي) برآن اساس انجام مي گيرد. دانشجويان کلاس موظفند با نوشتن نقد براي هر رويکرد به طور عملي در مباحث شرکت کنند. تمام نقدها را استاد مي خواند و راهنمايي هاي عملي را ارائه مي دهد. رويکردهاي مورد بررسي در اين دوره عبارتند از نقد تاريخي- زندگينامه يي، نقد فلسفي، نقد اخلاقي، فرماليسم روسي، نقد نو، نقد اسطوره يي، نقد روانشناختي (فرويد و لاکان)، نقد جامعه شناختي و ايدئولوژي، نقد مکتب فرانکفورت، ساختگرايي، نشانه شناسي، پساساختگرايي، نقد پسااستعماري، نقد فمينيستي و مطالعات هويت جنسي، نقد خواننده محور، نقد واساز (ديکانستراکتيو)، نقد تاريخ گرايي نو، نقد فرهنگي و... اين دوره از 6 خرداد روزهاي دوشنبه ساعت 15 تا 17 برگزار مي شود و 24 جلسه طول مي کشد. مدرس اين کلاس ها دکتر اميرعلي نجوميان است.همچنين دوره «شناخت بکت» با هدف معرفي، بررسي و تحليل آثار نمايشي و داستاني ساموئل بکت (1906-1989) برگزار مي شود. دوره با معرفي بکت در بافت اجتماعي و تاريخي شروع و سپس به بررسي ديدگاه هاي فلسفي، سبک نمايشي و داستاني او پرداخته مي شود و در ادامه چند اثر مهم نمايشي (در انتظار گودو، آخر بازي، آخرين نوار کراپ، فيلم و چند نمايش کوتاه ديگر) و داستاني او (سه گانه، متن هايي براي هيچ و چند داستان کوتاه) با استفاده از رويکردهاي متفاوت تحليل و تفسير مي شود. طي دوره دانشجويان فرصت تماشاي مجموعه بي نظيري از آثار نمايشي وي، خواندن چند اثر داستاني ترجمه شده از او و مستندي درباره زندگي و آثار بکت را خواهند يافت.اين دوره از 6 خرداد روزهاي دوشنبه ساعت 30/17 تا 30/19 برگزار مي شود و 10 جلسه طول مي کشد. مدرس اين کلاس ها دکتر اميرعلي نجوميان است. فرصت ثبت نام براي اين دوره ها تا 25 ارديبهشت ماه است و اولويت با کساني است که زودتر نسبت به ثبت نام اقدام کنند. علاقه مندان مي توانند با شماره 88806743 تماس بگيرند يا به نشاني خيابان حافظ شمالي، نبش زرتشت شرقي، شهرکتاب مراجعه کنند.

_________________


هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
Back to top
View user's profile Send private message
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش هشتم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004