تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

وزير ارشاد و مشکل بنيادي کتابها

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
مهشید دهقان
همدم
همدم



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 113

PostPosted: Sat May 03, 2008 7:08 am    Post subject: وزير ارشاد و مشکل بنيادي کتابها Reply with quote

آغاز نمايشگاه کتاب تهران
وزير ارشاد؛ 10درصد کتاب ها مشکل بنيادي دارند
گروه فرهنگي؛ با آنکه تنها 48 ساعت از افتتاح بيست و يکمين نمايشگاه کتاب تهران گذشته است، مباحث مرتبط با مديريت فرهنگي، حضور ناشران، مجوز نشر و حاشيه هاي مرتبط با آخرين نمايشگاه کتاب تهران ادامه دارد. وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي که متولي اين نمايشگاه است در ميزگرد ويژه خبري شبکه دوم سيما، عملکرد ناشران و مولفان فرهنگي را به شدت مورد نقد قرار داد. دکتر محسن پرويز خود را ملزم به پاسخگويي در مورد عدم ترتيب الفبايي نمايشگاه ديد و جلسه رونمايي از 33 جلد کتاب منتشره از سوي وزارت ارشاد محلي براي انتقاد از مديريت فرهنگي و عدم توجه به ادبيات داستاني از سوي اين مديران شد. از سوي ديگر عدم حضور مدير نمايشگاه فرانکفورت که پيش از نمايشگاه در خبرهاي زيادي بر حضور او در نمايشگاه تاکيد شده بود، با کمترين انعکاس اعلام شد. با اين همه خبرهايي همچون افزايش يک ساعته فعاليت نمايشگاه، بسياري از علاقه مندان به جشن بزرگ کتاب را اميدوار کرد که با توجه به ساعت کاري خود، برنامه ريزي بهتري را جهت حضور در بيست و يکمين نمايشگاه کتاب تهران برنامه ريزي کنند. نمايشگاه از ساعت 10 تا 21 و در ايام تعطيل از 9 تا 22 در مصلاي تهران پذيراي اهالي کتاب خواهد بود. پيش از اين ساعت کار نمايشگاه از 10 تا 20 بود.وزير ارشاد پنجشنبه شب در برنامه گفت وگوي ويژه خبري شبکه دو سيما حاضر شد و درباره وضعيت نشر کتاب در ايران و طولاني شدن روند مميزي و بررسي کتاب توضيحاتي ارائه داد. وزير ارشاد در اين برنامه گفت که ده درصد کتاب ها مشکل هاي حاد دارند و اين رقم زيادي است. صفارهرندي در اين برنامه درباره طولاني شدن روند بررسي کتاب ها در اداره کتاب وزارت ارشاد و کندي پاسخگويي مسوولان ارشاد به ناشران و نويسندگان گفت؛ با طيف مختلفي از پاسخگويي به ناشران مختلف روبه رو هستيم ولي آنچه براي کار ما اهميت دارد جنس کتاب ها است. وزير ارشاد گفت؛ ناشري داريم که طي ده سال هر کتابي براي بررسي آورده مشکلي نداشته و کلمه قبيحي لابه لاي صفحات کتابش نياورده، طبيعي است که اين ناشر براي ما مورد اطمينان است. به گفته صفارهرندي جنس کتاب و موضوع آنها در بررسي کارشناسان اين وزارتخانه مهم تلقي مي شود. صفارهرندي گفت؛ کتاب هايي هستند که به لحاظ کارشناسي مي طلبد تا کارشناسان ما زمان بيشتري براي بررسي آ نها صرف کنند. براي مثال کتابي هست که مي خواهد نسبت هاي ناروا به خدا و پيغمبر بدهد. ما نشسته ايم کسي به خدا و پيغمبر نسبت ناروا ندهد و اصلاً يکي از وظايف ما همين است. وي سپس همچون ادوار گذشته به انتقاد از مديران فرهنگي دولت اصلاحات پرداخت و در پاسخ به انتقادات مرتبط با خريد کتاب توسط وزارت ارشاد گفت؛ در گذشته از يک ناشر خريدهاي چندصد ميليوني و حتي ميلياردي مي شده و از برخي حتي يک کتاب هم خريداري نمي شده است. صفارهرندي بدون آنکه تعريف روشني درباره عنوان «کتاب خوب» داشته باشد، افزود؛ کتاب خوب مي تواند خريداري شود بدون اينکه ما نظر به شخص ناشر داشته باشيم. وزير ارشاد معتقد است با همين شيوه فعلي خريد کتاب اگر رسانه ها به عموم ناشران مراجعه کنند مي توانند رضايت آنها را ببينند. با اين حال صفارهرندي گفت؛ بعضي از خواص ناشران ممکن است از اين شيوه راضي نباشند چرا که در گذشته از آنها سخاوتمندانه کتاب خريداري مي شده ولي الان نمي شود. شيوه خريد کتاب از ناشران طي دو سال گذشته باعث رد و بدل شدن سوال و جواب هايي بين وزارت ارشاد و برخي از ناشران شده است. تيرماه سال گذشته جعفر همايي سخنگوي سابق اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران به محسن پرويز نامه يي نوشت و در آن گلايه هاي خود را نسبت به شيوه خريد کتاب عنوان کرد. در همان ماه محسن پرويز نيز با ارسال نامه يي پاسخ هاي معاونت فرهنگي را به معترضان و منتقدان داد.محسن پرويز معاون فرهنگي وزير ارشاد و رئيس بيست و يکمين نمايشگاه بين المللي کتاب تهران درباره عدم رعايت فضاي متناسب و الفبايي نمايشگاه توضيحاتي داد. وي در اين مورد به ايسنا گفت؛ ممکن است کسي 100 متر تقاضا کند اما تعداد کتاب هاي منتشرشده و حجم فعاليتش معادل 10 يا 12 متر باشد. او در ادامه يادآور شد؛ حجم فضاي اختصاص داده شده به ناشران دانشگاهي مثلاً 2هزار متر است، در حالي که ممکن است حجم تقاضاي آنها، 12هزار متر باشد. محاسبه يي کرده ايم که به ازاي هر 7 يا 8 کتاب، يک متر به فرد جا مي دهيم. حالا ناشري ممکن است 30 کتاب داشته باشد و غرفه اش 5 يا 6 متر شود؛ اما متقاضي 60 متر باشد؛ ما نمي توانيم آن قدر به او فضا دهيم. محسن پرويز درباره به هم خوردن ترتيب الفبايي هم توضيح داد؛ اين خيلي تقصير ما نيست؛ ما در اين امر خيلي مداخله نکرده ايم. اگر کم و کاستي هست يا الفبايي به هم خورده، در اينجا ديگر مقصر ما نيستيم. اين به تشکل ها و انجمن ها واگذار شده بود که معيار و ملاک دروني داشته است. از سوي ديگر و با وجود اعلام قبلي ستاد خبري نمايشگاه کتاب تهران مبني بر حضور رئيس نمايشگاه کتاب فرانکفورت در تهران، اين سفر لغو شد. وي که سه سال عهده دار رياست نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت بوده است، از ذکر دلايل لغو اين سفر خودداري کرد.انتقاد محمدرضا سرشار از مديريت فرهنگي در مورد عدم توجه مناسب به ادبيات داستاني از ديگر موارد مرتبط با نمايشگاه کتاب تهران بود. اين نويسنده در مراسم رونمايي از 33 جلد از مجموعه 100 جلدي که زير نظر ارشاد و با محوريت ادبيات انقلاب اسلامي تهيه مي شد، حضور داشت در اين مورد گفت؛ چه بعد و چه قبل از انقلاب کمترين توجه به شعر و ادبيات داستاني بوده است چنان که معاونت سينمايي داريم؛ اما معاونت ادبيات نداريم و ادبيات زيرمجموعه معاونت فرهنگي است. با اين همه، در طول دو روز گذشته نمايشگاه کتاب تهران با توجه به روزهاي برگزاري روزهاي چندان شلوغي را پشت سر نگذاشت. وضعيت رفت و آمد در اطراف نمايشگاه با توجه به تمهيدات راهنمايي و رانندگي بهبود زيادي داشته است، با توجه به اين نکته که بخشي از اين بهبود وضعيت ترافيکي، به حضور کمتر بازديدکنندگان مرتبط مي شود. اما به نظر مي رسد که بنا به سنت هميشگي در روزهاي آينده و با نزديک شدن به روزهاي پاياني شاهد استقبال بيشتري از نمايشگاه کتاب تهران باشيم.
در سمينار «نمايشنامه نويس و حقوق شهروندي» ابراز شد
انتقاد نمايشنامه نويسان از وضعيت تئاتر
گروه فرهنگي؛ در ادامه برنامه هاي هفته تئاتر شامگاه چهارشنبه 11 ارديبهشت کانون نمايشنامه نويسان خانه تئاتر اقدام به برگزاري سمينار نمايشنامه نويس و حقوق شهروندي کرد. اين نشست با حضور «کريس تيلور» نمايشنامه نويس انگليسي و ادمون کيوز نمايشنامه نويس يوناني که اين روزها ميهمان جشنواره تئاتر دانشگاهي هستند و تعدادي از نمايشنامه نويسان ايراني همچون محمود استادمحمد، محمدامير ياراحمدي، نغمه ثميني، نادر برهاني مرند، حسين کياني، محمد يعقوبي، کوروش نريماني، منصور خلج، ناصح کامکاري و... در تالار کنفرانس خانه هنرمندان ايران برگزار شد. در ابتدا محمدامير ياراحمدي، رئيس هيات مديره کانون نمايشنامه نويسان، درباره انتخاب عنوان ميزگرد توضيح داد؛ «زماني که يک نمايشنامه نويس از حقوق شهروندي خود بي بهره مي ماند جامعه هم از آگاهي که حق مسلم اوست، بهره مند نمي شود.» محمد يعقوبي هم با اشاره به تعطيلي پنج ماهه تئاتر شهر در سال گذشته گفت؛ «بايد ديد با اين تعطيلي چه اتفاقي براي نمايشنامه نويسي ما افتاده است؟ آيا نمايشنامه نويسان حق دارند که دولت را موظف بدانند تا از آنها حمايت کند.»ناصح کامکاري نيز به عنوان يکي از سخنرانان اين سمينار گفت؛ «نمايشنامه نويس عادات روزمره را مي شکند و از منظر جديد به وقايع مي نگرد که گاه با آنچه در فرهنگ رسمي اجتماعي وجود دارد، متفاوت است، به همين دليل مسوولان بايد با سعه صدر و تساهل بيشتري به اين ديدگاه بنگرند. اگر با سياستگذاران فرهنگي به اين تعامل برسيم بسياري از مشکلات مميزي حل مي شود.»

به گزارش ايسنا در ادامه اين نشست نغمه ثميني با اظهار تاسف از اينکه نمايشنامه نويسي در ايران شغل محسوب نمي شود، گفت؛ «مهم ترين مساله يک شغل اين است که بتوان با آن گذران زندگي کرد اما در ايران حتي يک نفر هم نيست که بتواند با درآمد نمايشنامه نويسي امرار معاش کند. بنا بر اين اطلاق عنوان شغل براي نمايشنامه نويسي تنها يک شوخي است.»

وي افزود؛ «تا زماني که تنها مکان اجراي ما تئاتر شهر است و با رشد روز به روز فارغ التحصيلان رشته تئاتر که بسياري از آنان حتي سالي يک بار هم فرصت اجرا پيدا نمي کنند، بسياري از نمايشنامه نويسان ما بيکار خواهند ماند.»ثميني خاطرنشان کرد؛ «مشکل اينجاست که خطوط قرمز مدام در حال تغيير است و همين اعمال سليقه ها نمايشنامه نويسان ما را سردرگم مي کند.»حسين کياني يکي ديگر از نمايشنامه نويسان دعوت شده به اين سمينار گفت؛ «هميشه احساس وابستگي و تنبلي کرده ايم و هرگز تلاش نکرده ايم در درون خودمان، خودمان را به رسميت بشناسيم. هميشه منتظر سفارش يا مفري براي کار کردن بوده ايم. بنابراين تلاش مي کنيم تنها دولت ما را به رسميت بشناسد که هرگز چنين نخواهد شد.»منصور خلج نيز در سخنان خود از سازش پذيري برخي هنرمندان تئاتر انتقاد کرد و گفت؛ «سازش پذيري برخي از اصحاب تئاتر براي اجراي نمايش حاکي از اين واقعيت است که تئاتر در انحصار بخش دولتي است. جويندگان کار ناگزير از تطبيق خود با سليقه هاي مديران هستند.»محمود استادمحمد نيز در پايان اين سمينار گفت؛ «ما همه چيز را مي خواهيم. خيلي راحت به دولت و وزارت ارشاد اعتراض مي کنيم اما در بدنه همان وزارتخانه با تمام آيين نامه هايش صف مي کشيم تا حداقل هايي را بگيريم و حاضر نيستيم قراردادهايمان را به خطر بيندازيم.»
در باب اين حراج ها
ليلي گلستان

پيش از هر چيز بگويم که من، يعني گالري گلستان در هيچ کدام از اين حراج ها تا به حال شرکت نکرده ام؛ به دلايل شخصي، حرفه يي، اخلاقي، احساسي يا هر دليل ديگري که فقط به خودم مربوط مي شود،اما اگر نقاش بودم حتماً سعي مي کردم آثارم را در اين حراجي ها شرکت دهم و با قيمت مناسب بفروشم؛ قيمتي بسيار مناسب تر از قيمتي که در ايران به فروش مي رسانم.شخصاً با اين حراجي ها هيچ مشکلي ندارم و هر سال هم براي تماشا به دوبي مي روم، هيجان به خرج مي دهم، تشويق مي کنم و در نهايت افتخار و احساس سربلندي مي کنم.دو هفته پيش به بيروت رفته بودم براي تعطيلات عيد. مرا به يکي از بهترين گالري هاي آن شهر بردند به تماشا. خانم گالري دار وقتي فهميد ايراني هستم و هم حرفه او، با صداي بلند و معترض گفت چه خبرتان است، خاورميانه را قبضه کرده ايد،شايد در اين بيست سال کار گالري داري، اين حرف بهترين تعريفي بود که از کسي در باب کارم شنيده بودم.معتقدم نقاش هاي ما تازه به حق شان رسيده اند. احصايي يا زنده رودي يا تناولي بعد از اين همه سال تازه دارند هم پاي هنرمندان نوپاي هندي يا شايد هنوز کمتر از آنها مي فروشند، در حالي که کيفيت هنري آثارشان خيلي بالاتر و بهتر از آنها است.آقاي مشيري (که شخصاً ايشان را نمي شناسم) بسيار شروع خوبي داشته اند و بسيار روند درستي را در جهت ارائه آثارشان به کار گرفته اند. اگر عده يي با هنر نوي قرن بيست و يکم آشنايي ندارند و هم پاي زمانه پيش نرفته اند و اين آثار برايشان عجيب است اين ديگر مشکل آنها است، نه مشکل آقاي مشيري. آقاي مشيري حرفه يي است و حرفه يي عمل کرده، نوآور است و ابداع کرده. جسارت داشته و احتياط نکرده. قيمت هايش بالا بوده و بالاتر رفته و همين کمک مي کند قيمت آثار باقي ايراني ها هم بالا برود. آيا اين عيبي دارد؟آثار نقاش هاي ما ساليان سال مهجور مانده بود. حالا شخص يا اشخاصي (آن هم مستقل و نه وابسته) با هوشياري و فراست به کمک شناساندن آنها آمده اند، برنامه ريزي درستي کرده اند و موفق هم شده اند. خدا حفظ شان کند.در اينجا فقط دو نکته از نظر من مي تواند جاي نگراني داشته باشد؛ اول اينکه نقاشان جوان ما هول نکنند و کارهايشان را با قياس با قيمت هاي حراجي ها بي منطق گران نکنند، که با سر و نه با جاي ديگر حسابي به زمين خواهند خورد، (حالا ببينيد چه وقت دارم مي گويم...) دوم اينکه دست اندرکاران هوشيار و بافراست اين امر مهم دامنه انتخاب نقاش ها را وسيع تر کنند. يعني هر بار و هر بار همان نقاش ها نباشند. مي توانند جواب دهند که مشاوران اين حراجي ها خودشان اينها را انتخاب کرده اند، اما نه، شما هر بار نقاش يا نقاش هاي ديگري را معرفي کنيد تا از ميان آنها، افراد جديد انتخاب شوند، سعي کنيد حرف تان را به کرسي بنشانيد.من نه نقاش هستم که سودي از اين تعاريف ببرم و نه گالري ام در اين قصه شرکت دارد. من فقط فرد دلسوزي هستم که بيست سال است براي اعتلاي هنر تجسمي زحمت کشيده ام. بيست سال سخت و نفس گير.

حالا دارم عرق ام را خشک مي کنم، نفسي به راحت مي کشم و لبخند مي زنم.

دم تان گرم.

ہاين نوشته پيش از برگزاري حراج چهارشنبه گذشته نوشته شد.

- - -

بعد از حراج

خب، ديديم که شد. باز هم شد و اين قصه ادامه دارد. خيلي ها معتقدند اين حبابي است که به زودي شاهد ترکيدن آن خواهيم بود و من مي گويم نه، اين قصه ادامه دارد. فقط بايد مراقبش بود و اشتباه نکرد.تناولي و احصايي با دو و نيم و يک و نيم ميليون دلار، پويا آريان پور جوان با پنجاه هزار دلار و سيمين اکرامي تنها مجسمه ساز زن شرکت کننده با حدود چهل هزار دلار، باعث شادماني همه ايراني ها شده اند.بياييد دست به دست همديگر بدهيم و براي شناساندن هنر ايران «به هر طريقي که امکان دارد» بکوشيم. حق مان است حق را بايد گرفت. باز هم دست مريزاد.
از اينجا تا پتل پورط
مهدي کرم پور

1- همچنان مشکل اصلي اين شهر، ترافيک است. البته فکر کنم همه مان در يک اقدام هماهنگ و نانوشته تصميم گرفته ايم راجع به معضلات فرهنگي، شخصي و گروهي مان حرفي نزنيم. صف هاي طويل بنزين هم به تازگي به ناوگان مشکلات شهري پايتخت اضافه شده است. گروهي سهميه بندي بنزين و گروهي نرخ آزاد جديد را بهانه اين صفوف به هم پيوسته مي دانند، اما ثابت شده جواب هميشه راحت تر از اين حرف هاست. مقدار توليدات و واردات خودرو، ساليانه رو به افزايش است و اين هيچ تناسبي با تعداد جايگاه هاي سوخت گيري بنزين ندارد. در مورد جايگاه هاي گاز صحبت نمي کنم. عدد متمايل به صفر، هميشه قابل چشم پوشي است.

2- انتخابات دور دوم مجلس شوراي اسلامي در تهران و چند شهر ديگر برگزار شد. نتايج هماني بود که پيش بيني مي شد. ما در اغلب موارد، ملت غيرقابل پيش بيني و شگفتي سازي هستيم، اما بعد از هر شگفتي همه چيزمان بيش از حد شفاف مي شود. انتخابات بعد از خرداد 76 و تير 84 را به ياد بياوريد. سياست در ايران آنقدر پيچيده است که ديگر کودکان مان نيز دستمان را مي خوانند.خبرهاي خوب اينکه بهرام بيضايي و اصغر فرهادي فيلم هاي جديد خود را کليد زدند. دو کارگردان از دو نسل متفاوت که انتظار از هر دويشان بالا است. کاري از دستمان برنمي آيد. براي هر دويشان دعا مي کنيم.بعد از همايون ارشادي و گلشيفته فراهاني به تازگي فرهاد توحيدي نيز به جمع لژيونرهاي سينماي ايران اضافه شده است. فيلمنامه نويس حرفه يي و خوش قريحه ايران براي فيلمي با تهيه کننده و عوامل اروپايي مي نويسد. اين اتفاق خجسته يي ا ست که جز فوتبال بازي کردن براي تفکر و استعدادهاي هنري مان نيز دعوت به کار شويم. اعلام شده است امسال به دليل خشکسالي، برنج کاران برنج نکارند، در اين صورت محتمل است جز معضل تشنگي، امسال با مشکل گرسنگي نيز مواجه شويم. آماده باشيد.اما اين هفته راجع به هيچ کدام از اينها نمي خواهم بنويسم.

3- نمايشگاه کتاب تهران اين هفته آغاز به کار کرد. براي کشوري که سرانه خواندن در آن عدد متمايل به چشم پوشي است، توجه هرچند چندروزه بدان غنيمتي محسوب مي شود. يادم مي آيد چند سال پيش که براي اولين بار وارد روسيه شدم، اولين چيزي که بسيار توجهم را به خود جلب کرد، فرهنگ غني کتابخواني روس ها بود. دختران جوان متصدي تور سيرک بزرگ مسکو، در تاريکي کامل چادر نمايش، از کورسوي بازتاب پشت نورهاي (Folow spot) استفاده مي کردند و در فرصت کوتاه تلف شده کاري شان، کتاب مي خواندند. هر چهار نفر در هر چهار گوشه. کشوري که در کافه ها و رستوران ها و تاکسي و مترو حتي کتاب وجود دارد. در سن پترزبورگ که بي شک يکي از مهم ترين مراکز فرهنگي جهان است، پوشکين نه در قالب نويسنده کتابي خاک خورده بلکه روح آثارش در کوچه پس کوچه هاي شهر جاري است.مردم با وضعيت مالي نه چندان مناسب در شلوغ ترين روزهاي کاري شان به اپرا و باله و تئاتر مي روند (جمعيت فقير هند و رونق بي بديل سينما را در آن کشور به ياد بياوريد). وقتي در روسيه جلوي بزرگ ترين کتابخانه جهان زير مجسمه عظيم داستايوفسکي ايستادم، شايد اولين بار بود که فهميدم چرا داستايوفسکي اينقدر بزرگ است، اگر اقتصاد جسم يک جامعه است، فرهنگ روح آن محسوب مي شود. بدون آن يک جامعه مي تواند خسته، بي روح، خشن و کلافه باشد. اينکه چرا فرهنگ غني ايراني، امروز اقبال چنداني نزد نسل جوان مان ندارد، سوالي است که همه ما بايد به آن پاسخ بگوييم.بياييد يک راه نرفته را امتحان کنيم؛ روزي ده دقيقه کتاب بخوانيم. شايد مشکل ترافيک شهري مان نيز حل شود. من خوشبينم.

Info@mehdikarampour.com
اثبات هنر ايراني
سيدمحمد احصايي

با توجه به آنچه چهارشنبه شب اتفاق افتاد حراج هاي برگزار شده در منطقه خاورميانه روال طبيعي خودشان را به طرف رشد طي مي کنند. پيش از اين نيز نتايج دوره هاي قبلي حراج کريستي و موسسه تازه وارد «بونام» در منطقه خاورميانه نشان داده بود که آثار ايراني به قيمت هاي مناسب و درخورشان نزديک مي شوند؛ آثاري که با توجه به تجربه افراد، علاوه بر اينکه ارتباطي مستقيم با فرهنگ ايراني دارند در اجرا نيز به پختگي کامل رسيده اند. فروش آثار هنرمندان خارجي در ديگر کشورها و با قيمت هاي 50 و 100 ميليون دلاري در حال حاضر به امري تثبيت شده در هنر آنها تبديل شده و به تبع آن امکان خوبي براي سرمايه گذاري در اين بخش ايجاد کرده است. اگر چه اين مورد در کشور ما نيز قابل تعميم و بررسي است اما سواي ارزش هاي فرهنگي و هنري کارهاي مبادله شده بيش از هر چيز اين حراج ها و نتايج شان نفس تبادل يک اثر هنري را در نوبت هاي مختلف به عنوان يک موضوع هنري بيشتر مي کند و در نهايت ممکن است مشغوليات اصلي افرادي همچون مجموعه داران که اين کار جزء علايق شان است را فراهم کند. در طول قرن ها ثابت شده کارهاي هنري مخصوصاً آثار تجسمي، بعد از گذشت زمان ارزش و رونق بيشتري پيدا مي کند که از آن مي توان به عنوان منبعي مناسب براي سرمايه گذاري خصوصي و حتي ملي استفاده کرد. نمونه عالي اين سرمايه در ايران گنجينه موزه هنرهاي معاصر است و خودم به شخصه مجموعه داراني را مي شناسم که سرمايه کلاني را از اين راه به دست آورده اند. اين البته آخرين بخش ماجراست و پيش از آن نيز قبل از هر سود اقتصادي، حيثيت و هويتي جهاني براي هنر ايراني و رضايت خاطر فردي از اين عمل به دست آمده است. در حال حاضر بانک هاي ايراني به تاسي از بانک هاي خارجي به خريد و سرمايه گذاري روي آثار هنري روي آورده اند. چنين امکاني بيش از همه براي نقاشان جواني که در حال مطرح شدن هستند فرصت مناسبي است تا با سرمايه گذاري بخش هاي خصوصي روي آثارشان شاهد رشد و پيشرفت هنر آنها باشيم. در نهايت اما اقبال به هنر ايراني و آثار هنرمندان ايراني اميدواري زيادي براي تاثير بر کار هنرمندان و در نهايت آثار مسلمانان منطقه که بيشترين افراد شرکت کننده در اين حراج ها هستند در آينده ايجاد مي کند؛ اميدواري که با حمايت دولت نه با شرکت در اين تجارت بلکه با نيت شکوفا کردن و تعامل فرهنگي به طور قطع بيشتر نيز خواهد شد.
استادان روزگار ژوراسيک توي اين دورهمي ها
سيد علي ميرفتاح

پيغام و پسغام آنقدر زياد بود که خوف کردم مبادا دست به کاري زنم، که به سهولت نتوان راست و درستش کرد و همه چيز را سر جاي اصلي اش برگرداند. شوخي که نيست، پاي حيثيت خودم که نه، قلندران در بين است و همين طور حيوانات. کلي اي ميل و اس ام اس و تهديد و خط و نشان که «مگر شهر هرت است که فکر کردي مي تواني هر اسمي که دلت خواست روي هر خر و گاوي بگذاري و سه نقطه؟» از آن طرف، بدبختي- و بلکه خوشبختي- اين است که همين خر و گاو هم حالا مدعي پيدا کرده اند که «ما بعد از اين همه مدت به اينها دل بسته ايم و رفيق شان شده ايم و تازه داريم با حيوانيت شان حال مي کنيم که يک باره برمي داري لباس تن شان مي کني و اسم رويشان مي گذاري و سه نقطه.» متاسفانه در هر دو گروه پيام ها اين «سه نقطه ها» را - که حجم قابل ملاحظه يي هم هستند- نمي شود چاپ کرد. فقط براي تقريب به ذهن بگويم که از همان نوع حرف هايي است که معمولاً راننده هاي خطي به موتورسواراني مي زنند که يک باره جلويشان مي پيچند، يا از همان فرمايشاتي است که اين روزها مردم با ديدن نرخ بعضي اقلام و شنيدن بعضي کرايه ها و پشت شيشه بنگاه هاي محترم معاملات ملکي، گاهي زير لب و گاهي با صداي رسا مي فرمايند، که البته صورت خوشي هم ندارد. کاش در کنار باقي عادات زشتي که مردم در حال کنار گذاشتن شان هستند، اين عادت سه نقطه را هم ترک مي کردند- بلکه ترک مي کرديم- تا نويسنده ها مجبور به نقل قول هايي نشوند که چاپ شان نمي توان کرد و دردسرساز است و سه نقطه. بگذريم. بحث اين بود که متاع کفر و دين بي مشتري نيست و گروهي اين، گروهي آن پسندند. براي همين اعتراض زياد و پشت سر هم وارد شده است که آيين قلندران را به کفر حيوانات مخلوط نکنيد و بگذاريد هرکدام راه خودشان را بروند و از اين دست توصيه ها و فرمايش ها. اصل مطلب درست است و در اين چند شب کلي زيت فکرت (اگر چيزي ته اش مانده باشد) سوزاندم و با چشم باز شبم را صبح کردم و عقلم به جايي نرسيد و ناچار گفتم بهترين راه شايد اين باشد که ببينيم در چند روز آينده تقدير براي ما چه رقم خواهد زد که فعلاً اسب تدبير ما لنگ و نابلد و نحيف است. آنها که مدبر روزگار خويش بودند، فرمودند که چه برخيزد از دست تدبير ما / همين نکته بس عذر تقصير ما»، خود واضح است که ما - خودم را عرض مي کنم- چه بايد بگوييم. اصلاً يک چيز ديگر و به زعم من مهم تر. قلندران که رفته اند و مرده اند و خاک شده اند و به قول معروف خاکش علف و علف چرنده. حيوانات هم که هنوز اول راهند و معلوم نيست که مي خواهند چه بکنند و کجا بروند و چه بگويند. از من هم که ديده ايد چندان حرف شنوي ندارند. همين که لطف کرده اند و لباس بر تن کرده اند و بعضي آداب زندگي جمعي را رعايت مي کنند تا ابد ممنون شان هستم، پس بايد رشته کار را به دست خودشان داد تا آنها ما را به جايي که قرار است، ببرند. وقتي عقل نويسنده به ته ديگ رسيده است و قلمش از رفتن بازمانده همين بهتر که خود را بسپرد به همين شتر و گاو و پلنگ و سه نقطه و بنشيند و ببيند که اين ناقه کجا و در خانه که مي نشيند. هرچه باشد حيوانات بهتر از ما و عميق تر از ما با سرنوشت و تقدير کنار آمده اند. ميليون ها سال است که غزالان تيزپا زير پنجه و لاي دندان شيران شرزه از هم دريده مي شوند اما نه به قانون حمايت از حيوانات متوسل مي شوند و نه عليه شيران توطئه يي مي کنند و نه توي مستراح هاي بيشه عليه شيران و پلنگان شعر زشت و حرف بي ادبي مي نويسند. لابد به قول اگزوپري اين غزالان در همان لحظه که به شکار و خوراک شيران و انسان ها و تمساح ها درمي آيند، حقيقت وجود خويش را درمي يابند. اگر بدانند که تقدير محتوم برايشان چنين رقم زده است که لب برکه لقمه چپ يک کروکوديل عظيم الجثه شوند، اگر چه با ترس اما مي روند و مشغول آب خوردن مي شوند تا دهاني به اندازه دوتاي هيکل شان باز شود و سه نقطه. و اگر ببينند که تقدير چنين حکم کرده که نسل شان بالکل منقرض شود، نه عليه گرم شدن زمين بيانيه صادر مي کنند و نه شو و کليپ و سخنراني و بروشور و سه نقطه. آرام و بي صدا سر به زير مي اندازند و حتي از جفت خود احتراز مي کنند تا حکم تقدير به اجرا درآيد. از شما سوال مي کنم آيا اگر دايناسورها به روش انسان ها سعي مي کردند با تقديرشان سر ناسازگاري بگذارند و به هر شکل ممکن جلوي انقراض شان را بگيرند و به هر زور و ضربي بود، مي ماندند آن وقت الان دنياي بهتري بود، واقعاً که توي اين دور همي فقط جاي اين استادان روزگار ژوراسيک خالي است... حرفم تمام نشده. فردا عرض خواهم کرد.

mirfattah@yahoo.com

_________________
بسيار ياد کردن از سختي هاي زندگي ، بردگي مي آورد . ارد بزرگ



Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Sat May 03, 2008 7:08 am    Post subject: Adv



Back to top
مهشید دهقان
همدم
همدم



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 113

PostPosted: Sat May 03, 2008 7:08 am    Post subject: Reply with quote

مستندهاي «چينه چيتا» و «سياهي لشکر»؛امروز دو فيلم مستند در سالن سينماتک موزه هنرهاي معاصر به نمايش درمي آيد. اولين فيلم، مستند «چينه چيتا» به کارگرداني مسعود بخشي است که روايتي از وضعيت سينماي معاصر ايتاليا و دانشجويان سينما در دانشگاه جديد سينما و تلويزيون است و ديگري فيلم «سياهي لشکر» به کارگرداني شاهد احمدلو که درباره آدم هاي فراموش شده سينماي ايران است که بعد از مدت ها تلاش و کار در اين وادي، پاداش شان تغيير واژه سياهي لشکر به هنرور بوده است. هر دو فيلم امروز بعدازظهر ساعت 30/16 اکران مي شوند.

نمايشگاه نقاشي هاي «وثوق احمدي»؛آثار احمد وثوق احمدي در گالري گلستان به نمايش درآمده است. تکنيک اين هنرمند براي خلق اين آثار آبرنگ است. اين نمايشگاه تا پنجشنبه 19 ارديبهشت ادامه دارد. گالري گلستان در خيابان دروس، خيابان شهيد کماسايي، پلاک 42 واقع است. بازديد از نمايشگاه از ساعت 16 تا 20 است.





فيلم «مرد حصيري»؛نمايش فيلم هاي خارجي در سانس هاي محدود چند سينماي تهران ادامه دارد و اين روزها علاوه بر فيلم «1408» که نمايشش از اکران نوروزي آغاز شده بود فيلم «مرد حصيري» هم در سانس آخر سينما آزادي روي پرده رفته است. اين فيلم با بازي نيکلاس کيج تا حدودي در ژانر فيلم هاي ترسناک قرار مي گيرد. فعلاً همچنان روزهاي شنبه بليت سينماها نيم بها است.


چهره ها

يان مک کلن يک بار ديگر در نقش جادوگر؛ يان مک کلن که حضورش در نقش جادوگر در سه گانه «ارباب حلقه ها» فراموش نشدني است، بار ديگر در اين نقش ظاهر مي شود. اين بازيگر 68ساله بريتانيايي در گفت وگويي عنوان کرد گندالف جادوگر نقشي نيست که بتوان ردش کرد. اين بار دل تورو 44 ساله مکزيکي کارگردان خواهد بود و داستان فيلم پيش از سه گانه معروف «ارباب حلقه ها» روي مي دهد.





تقدير اهالي تئاتر کودک از توران ميرهادي ؛طي مراسمي که پنجشنبه شب در تالار بتهوون خانه هنرمندان ايران برگزار شد، انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر نشان ويژه اين تشکل را به توران ميرهادي به خاطر نيم قرن تلاش در راستاي ادبيات و هنر کودکان و نوجوانان اهدا کرد. در بيانيه يي که به اين مناسبت نوشته شده بود از کم توجهي به بخش پژوهش تئاتر کودک انتقاد و درخواست شد ناشران خصوصي براي انتشار نمايشنامه هاي مربوط به کودک توجه بيشتري داشته باشند.





جايزه آرتور سي کلارک براي ريچارد مورگان ؛ريچارد مورگان توانست با رمان «مرد سياه» معتبر ترين جوايز انگليسي را از آن خود کند. هيات داوران جايزه آرتور سي کلارک 2008 در بيانيه خود نوشتند؛ کتاب «مرد سياه» مورگان يکي از پيچيده ترين کتاب هاي علمي، تخيلي است که به کنکاش در موضوع هويت و تبعيض نژادي مي پردازد و از چنان قدرت روايي برخوردار است که توانست نظر داوران اين جايزه را جلب کند. جايزه آرتور سي کلارک در سال 1987 با هدف تقدير از «آرتور سي کلارک»

- نويسنده فقيد داستان هاي علمي، تخيلي - تاسيس شد.

_________________
بسيار ياد کردن از سختي هاي زندگي ، بردگي مي آورد . ارد بزرگ



Back to top
View user's profile Send private message
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004