تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

مدير سابق روابط عمومي تامين اجتم

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
مهشید دهقان
همدم
همدم



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 113

PostPosted: Sat May 03, 2008 7:01 am    Post subject: مدير سابق روابط عمومي تامين اجتم Reply with quote

مدير سابق روابط عمومي تامين اجتماعي جانشين غفاري شد
عظيم زاده به دنبال بازي هاي دوستانه براي تيم ملي
مدير سابق روابط عمومي و بين الملل سازمان تامين اجتماعي از اين پس وظيفه دارد تا نقش مهم رئيس کميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال را ايفا کند. محمد منصور عظيم زاده که تا قبل از حضور در فدراسيون فوتبال در سازمان تامين اجتماعي حضور داشته پس از استعفاي دکتر حسن غفاري به عنوان رئيس کميته روابط بين الملل فدراسيون فوتبال انتخاب شد تا بتواند در سخت ترين دوران فدراسيون، مهم ترين کار ممکن را انجام بدهد. در حالي که از سال 2004 و پس از بازي دوستانه تيم ملي ايران برابر آلمان تا به حال فوتبال ايران موفق به برگزاري يک بازي دوستانه با تيمي اسم و رسم دار نشده است، عظيم زاده بايد تلاش کند با وجود موانع زياد خواسته هاي سرمربي تيم ملي را بر آورده کند. با اين حال ضعف رئيس جديد کميته روابط بين الملل در ارتباط با فدراسيون هاي بين المللي، فيفا و کنفدراسيون فوتبال آسيا بزرگ ترين نکته منفي در رزومه عظيم زاده است. اين در شرايطي است که دکتر غفاري ارتباط بسيار خوبي با سازمان هاي بين المللي داشت و با وجود اين رابطه خوبش به دليل شرايط ايران نتوانسته بود ديدارهاي مناسبي را براي تيم ملي تدارک ببيند. هر چند خيلي ها رفتن غفاري از فدراسيون فوتبال را به دليل حضور او در تيم صفايي فراهاني مي دانند اما غفاري جدا شدن از فدراسيون فوتبال پس از 9 سال را به دليل مسائل شخصي عنوان مي کند؛ « بنده از اواخر دوره رياست دکتر دادکان قصد داشتم از فدراسيون فوتبال کناره گيري کنم اما مسائلي نظير تعليق فدراسيون فوتبال از سوي فيفا و سپس عضويت در کميته انتقالي و بحث برگزاري انتخابات از مهم ترين مسائلي بود که هر بار اين مساله را به تعويق مي انداخت. با روي کارآمدن فدراسيون جديد و پشت سرگذاشتن دوران بي ثباتي فدراسيون، فرصت را براي کناره گيري از رياست کميته روابط بين الملل مغتنم ديدم و مدتي پيش اين مساله را با آقاي کفاشيان درميان گذاشتم که خوشبختانه ايشان با اين موضوع موافقت کردند و تنها از من خواستند تا زمان انتخاب رئيس جديد کميته روابط بين الملل همچنان به همکاري ام با فدراسيون ادامه دهم.» همانطور که حضور مديران جديد در فدراسيون فوتبال براي همه کارمندان فدراسيون عجيب بود، انتخاب عظيم زاده هم براي غفاري با شگفتي همراه بوده به طوري که رئيس سابق کميته روابط بين الملل فدراسيون عظيم زاده را اصلاً نشناخته است؛ «کفاشيان روز چهارشنبه دکتر عظيم زاده را به عنوان جانشين بنده معرفي کردند که با واگذاري اين مسووليت بار بزرگي از روي دوش من برداشته شد و از امروز به بعد مي توانم با فراغ بال بيشتري به کارهاي شخصي ام برسم و در خدمت خانواده ام باشم.» غفاري در حالي جاي خود را به عظيم زاده ناشناخته مي دهد که رئيس سابق کميته بين الملل فدراسيون فوتبال اخيراً پيشنهاد دبير کلي کنفدراسيون فوتبال آسيا را رد کرده اما او نمي خواهد به فعاليت هايش در AFC پايان بدهد. به هر حال امروز صبح مراسم توديع حسن غفاري و معارفه محمد منصور عظيم زاده در فدراسيون فوتبال برگزار مي شود.
پرسپوليس ـ سايپا ساعت 15/18 در آزادي
به هر کس مي بازم جز تو
فرزاد حبيب اللهي

«خدا را شکر، با اين گل جواب بعضي ها را دادم.» اين ترجيع بند مهم علي دايي در دوران بازيگري بود؛ عبارتي به ظاهر ساده که ريشه موفقيت دايي را شکل مي داد. هميشه بخشي از انگيزه علي دايي، متوجه اثبات توانايي اش به «بعضي ها» بوده و دشمن ذهني داشتن، به او انرژي رقابت و رقابت جويي داده است. اين قدرت غريزي يک جنگجو براي رقابت هاي بزرگ و بازي هاي حساس را نشان مي دهد چنانکه امروز رکورد دايي در هيبت سرمربي سايپا در تقابل با پرسپوليس و استقلال درخشان شده است. سايپاي دايي از چهار بار رويارويي با استقلال، سه پيروزي و يک تساوي ثبت کرده و محصول سه بازي اش با پرسپوليس هم دو تساوي و يک شکست بوده است. عجيب است و جالب که پرسپوليس دنيزلي هر دو بار با گل دقايق تلف شده از شکست مقابل سايپا فرار کرد و يک امتياز گرفت و افشين قطبي هم در بازي رفت پرسپوليس ـ سايپا با گل دقيقه 5«90 محسن خليلي پيروز شد. جنگجوي بزرگ در واقع، پرسپوليس را هم به شدت عذاب داده است اما سه بار از دست دادن نتيجه مطلوب در لحظات تلف شده همان حسي را در جنگجو زنده مي کند که شنيدن انتقاداتي تلخ و برانگيزاننده.

علي دايي منتظر است از يکي انتقادي بشنود يا از کسي متنفر شود تا پروژه هميشگي را آغاز کند؛ «پروژه جنگيدن و ساکت کردن بعضي ها.»

علي دايي تا ساعت 15/18 امروز که سوت آغاز بازي سايپا ـ پرسپوليس زده مي شود جنگ رسانه يي با قطبي را مرور مي کند؛ جنگي که با ديالوگ هاي تند و جالب دو طرف، جامعه رسانه را تحت تاثير قرار داد. علي دايي فراموش نکرده دور افتخار افشين قطبي در حافظيه را و از آرشيو ذهن قطبي هم بيرون نمي رود لحظه يي که پس از چندين دقيقه دور زدن حافظيه، خبر انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي را شنيد. علي دايي هنوز يادش هست قطبي در کنفرانس مطبوعاتي خود پس از مشخص شدن تکليف نيمکت تيم ملي چه گفت؛ «وقتي سرمربي تيم ملي با پارتي بازي انتخاب مي شود، فکر جوان هاي ايراني خراب مي شود.» و قطبي يادش نرفته جواب دايي را؛ «اين آقا اول مدارک مربيگري اش را رو کند، بعد مدعي نيمکت تيم ملي شود.»

نه قطبي فراموش کرده و نه دايي اما «حافظه» علي دايي بيشتر تعيين کننده است چراکه او بخش اصلي موفقيتش را مديون دشمنان ذهني اش است؛ «خدا را شکر، با اين گل جواب بعضي ها را دادم.» حالا علي دايي دلايل کافي براي احساس خصم و حتي تنفر نسبت به قطبي پيدا کرده و اين براي پرسپوليس خطرناک ترين اتفاق پيش از آغاز بازي امروز است. دايي در جدال رسانه يي با سرمربي پرسپوليس «محق» نبود اما جنگجو هميشه احساس مي کند حق با اوست و با همين نگاه به استقبال نبرد مي رود و انرژي اش را بر سر حريف خالي مي کند. دايي براي اينجور بازي ها تئوري خودش را دارد؛ «به هرکس مي بازم جز تو.»

او ناخواسته کمک هاي بزرگي به قطبي کرده است؛ سپاهان را در اصفهان برده و با صبا مساوي کرده است اما امروز روز ديگري است؛ روزي که «ناخواسته ها» به کمک قطبي نمي آيد. افشين قطبي پس از اوج گرفتن دعواي رسانه يي با دايي، در تمرين تيم ملي حاضر شد، از دايي حمايت کرد و اعلام آتش بس داد اما يک حس دروني به قطبي مي گويد؛ «ثابت کن از دايي بهتري...ثابت کن که نيمکت تيم ملي حقت بوده.» و البته که علي دايي مي خواهد عکس حس دروني قطبي را به «او» و به جامعه فوتبال ايران ثابت کند. زماني که سوت آغاز بازي زده شود تمام اين فکرها و حس ها عقب نشيني مي کنند. فوتبال و نتيجه پررنگ مي شوند. قطبي مي ماند و فاصله چهار امتيازي با سپاهان که بايد کم شود. علي دايي مي ماند و انديشه حفظ آبروي سايپا.

تاکتيسين و جنگجو؛ جنگجو هميشه احساس محق بودن مي کند اما تاکتيسين با انديشه اش مي خواهد به خودش بقبولاند و مطمئن شود که محق است. پس از بازي از چه کسي مي شنويم که؛ «خدا را شکر، جواب بعضي ها را دادم» .
فيناليست هاي هر دو جام اروپا مشخص شدند
هيجان فوتبال در مسکو و منچستر
شيوا آباء؛ رقابت هاي فوتبال اروپا به اوج رسيده، تکليف فيناليست هاي هر دو جام اروپا مشخص شد. منچستر و چلسي يک فينال کاملاً انگليسي را در روسيه در چارچوب ليگ قهرمانان برگزار مي کنند و از اين سو در فينال جام يوفا دو تيم زنيط سن پترزبورگ و گلاسکورنجرز در استاديوم شهر منچستر به مصاف يکديگر مي روند.پنجشنبه شب اتفاقات جالبي در دور برگشت بازي هاي نيمه نهايي جام يوفا رخ داد.بايرن مونيخ که به سه گانه قهرماني اش در اين فصل فکر مي کرد، با اين آرزو راهي مسکو شد که مي تواند به فينال صعود کند، اما شکست پرگل 4 بر صفر مقابل زنيط همه روياهاي هيتسفلد و شاگردانش را نقش بر آب کرد تا بايرن بزرگ ترين بازنده رقابت هاي اروپايي اين فصل باشد.«ما کاملاً شوکه شديم و نتوانستيم از خلاقيت ها و برنامه هايي که داشتيم استفاده کنيم. در بازي هاي اروپايي شما هرگز فرصت اين را نداريد که اشتباه کنيد.» اينها را اوتمار هيتسفلد پس از بازي با زنيط گفت.اليور کان دروازه بان قديمي ژرمن ها که پايان اين فصل بازنشسته مي شود چهار بار در مهار توپ ناکام ماند تا دروازه اش در آخرين روزهاي فوتبال حرفه يي اش به اين شکل باز شود. اين آخرين بازي او در چارچوب رقابت هاي اروپايي بود.رومنيگه رئيس باشگاه بايرن نيز درباره شکست تيمش در روسيه گفت؛ «ما عادت نداريم 4 بر صفر ببازيم. حريف در اين مسابقه خارق العاده بازي کرد و بعد از اينکه بازي با نتيجه 2 بر صفر به نفع آنها ادامه يافت مي دانستيم راهي براي بازگشت نيست.»پاول پوگربنياک (دو گل) و کنستانتين زيريانوف و ويکتور فايزولين گل هاي زنيط را به ثمر رساندند. در ديگر ديدار مرحله نيمه نهايي فيورنتينا و گلاسکو که در ايبروکس با تساوي صفر - صفر تمام شد، در زمين فيورنتينا کار به ضربات پنالتي کشيده شد تا فيورنتينا با نتيجه 4 بر 2 مغلوب گلاسکو شود و از راهيابي به فينال رقابت ها باز بماند.نماينده ايتاليا که با عملکرد درخور ستايش اين فصل را با چهارمي در سري A به پايان رساند، تصور نمي کرد در فلورانس اسير ضربات پنالتي شود و به همين سادگي فينال جام يوفا را از دست بدهد.والتر اسميت سرمربي رنجرز پس از مسابقه و صعود تيمش عنوان کرد؛ «ما در بازي رفت مي توانستيم با تلاش بيشتر صعودمان را قطعي تر کنيم، اما کشيده شدن بازي به وقت اضافه و پنالتي فشار را روي هر دو تيم مضاعف کرد. خوشحالم که همه چيز به سود ما تمام شد.»فينال جام يوفا که روز چهاردهم مه در استاديوم شهر منچستر برگزار مي شود تکليف قهرمان را معلوم خواهد کرد، اما از الان مي توانيد روي پيروزي گلاسکو با توجه به حمايت انگليسي ها حساب کنيد. اگرچه در فوتبال هيچ چيزي قابل پيش بيني نيست.

اولين فينال ليگ قهرمانان براي چلسي

چهارشنبه شب چلسي در آخرين بازي مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان موفق شد طي يک بازي فوق العاده جذاب با غلبه بر ليورپول جواز حضور در فينال مسکو را به دست بياورد. در حالي که چلسي با آورام گرانت تنها به يک تساوي صفر - صفر نياز داشت تا براي اولين بار در فينال ليگ قهرمانان حضور يابد در همان نيمه اول با گل ديديه دروگبا از حريف پيش افتاد. در نيمه دوم ليورپول تيم برتر ميدان بود و نهايتاً موفق شد روي حرکت استثنايي يوسي بنايون و ضربه تمام کننده فرناندو تورس کار را در بازي برگشت و در کل دو بازي به تساوي بکشاند. از اين دقيقه به بعد چلسي در لاک دفاعي فرو رفت و ليورپول حتي مي توانست کار را در 90 دقيقه تمام کند اما نهايتاً بازي با همان نتيجه به پايان رسيد و کار به وقت اضافه کشيد. در وقت اضافه اول تصميم بحث برانگيز روبرتو روزتي و کمکش باعث شد گل مايکل اسين مردود اعلام شود. در اين صحنه در حالي که شوت اسين بدون برخورد به کسي وارد دروازه ليورپول شد کمک داور اعتقاد داشت دو بازيکن چلسي که در موقعيت آفسايد بودند ديد رينا را کور کرده بودند. در ادامه سامي هوپيا خطايي بي مورد روي ميشائيل بالاک در محوطه جريمه انجام داد و فرانک لمپارد ضربه پنالتي را به گل تبديل کرد و بعد با چشماني گريان به سوي پدرش که در ورزشگاه نشسته بود دويد و گل را به او و روح مادرش تقديم کرد. چند دقيقه بعد دروگبا حساب کار را 3 بر يک کرد تا ليورپول ديگر اميد چنداني به فينال نداشته باشد.شوت فوق العاده رايان بابل در نيمه دوم وقت اضافه با اشتباه پتر چک وارد دروازه چلسي شد اما نتيجه 3 بر 2 هم چلسي را به فينال برد تا اين تيم اولين فينال اروپايي اش را تجربه کند و 21 مه (يک خرداد) مقابل منچستر يونايتد قرار بگيرد. اين فينال اولين فينال تمام انگليسي تاريخ ليگ قهرمانان محسوب مي شود.
جشن پرسپوليس در هفته سي ام تکميل شد
باخت استقلال اهواز و شعار عليه قلعه نويي
باخت استقلال اهواز برابر پيکان خوشي هاي پرسپوليس در هفته سي ام را تکميل کرد. پس از باخت سپاهان برابر سايپا و تساوي صبا باتري، استقلال اهواز هم در هفته سي ام باخت تا از چهار تيم بالاي جدول پرسپوليس تنها تيم پيروز اين هفته باشد. پيکان که هفته گذشته توانسته بود استقلال تهران را شکست دهد اين هفته هم در تهران توانست با نتيجه دو بر صفر استقلال اهواز تيم چهارم جدول را از پيش رو بردارد. ابراهيم توره و محمد رضا طهماسبي دو گل پيکان را به ثمر رساندند. يکي ديگر از نتايج جالب بازي هاي اين هفته پيروزي پر گل ذوب آهن برابر مقاومت سپاسي بود. تيم اصفهاني موفق شد در ورزشگاه حافظيه با نتيجه چهار بر يک مقاومت را شکست دهد. محمدرضا خلعتبري با سه گلي که به ثمر رساند نقش مهمي در پيروزي تيم اصفهاني داشت. اميد ابوالحسني هم گل چهارم ذوب آهن را وارد دروازه مقاومت کرد. تنها گل مقاومت را هم هاشم بيک زاده به ثمر رساند. ملوان انزلي هم در ادامه نتايج ضعيف خود در نيم فصل دوم باز هم باخت تا تيم شمالي خطر سقوط را بيش از پيش احساس کند. در اين بازي ابومسلم با دو گل تکسيرا و محمد منصوري در مقابل تک گل هادي تاميني برابر ملوان به پيروزي رسيد. پس از اين باخت شايعه شد که محمد احمدزاده از کار بر کنار شده اما دفاعيه محکم باشگاه ملوان از مربي تيم شان به همه اطمينان داد که احمدزاده تا چهار هفته ديگر مربي ملوان خواهد ماند. اما در تنها بازي بدون گل اين هفته مصاف پگاه گيلان و مس کرمان با نتيجه مساوي به پايان رسيد. قلعه نويي که هفته قبل تيم اش برابر پرسپوليس به نتيجه تساوي بدون گل دست يافته بود اين هفته هم برابر پگاه گيلان به نتيجه صفر - صفر رسيد. هر چند اين بازي نکته خاصي نداشت اما اتفاقات حاشيه يي اين بازي جالب بود. هواداران تيم پگاه از ابتداي بازي تا انتها عليه امير قلعه نويي شعار مي دادند و تيم او را متهم به بازي تدافعي مي کردند. مهدي رحمتي هم که در مقام دفاع از قلعه نويي بر آمده بود حرکاتي را انجام داد که با واکنش چند بازيکن پگاه گيلان همراه شد.
پيشنهاد سيزده ميليارد توماني روي ميز علي آبادي
هدايتي به دنبال خريد سهام باشگاه پرسپوليس
شايد کمتر عکسي از او چاپ شده اما وقتي اسم او شنيده مي شود شنونده نا خود آگاه ياد رومن آبراموويچ مي افتد. حميد هدايتي که سال گذشته با خريدن امتياز باشگاه اکباتان، باشگاه استيل آذين را تاسيس کرد هواي حضور در ليگ برتر به سرش زده و مي خواهد با يک باشگاه اسم و رسم دار به کپي برابر اصل آبراموويچ وطني تبديل شود. اين تاجر بازار که تيم اش با علي پروين در دسته اول خوب نتيجه گرفته پس از مشورت با دوستان فوتبالي اش تصميم گرفته 49 درصد سهام باشگاه پرسپوليس را بخرد تا بتواند پروژه يي که از خيلي قبل در ذهن اش بوده را پياده کند. هر چند هنوز برنامه يي براي واگذاري باشگاه هاي دولتي به بخش خصوصي اعلام نشده و سازمان تربيت بدني نمي خواهد پروژه اجراي اصل 44 قانون اساسي را با واگذاري باشگاه هاي پرسپوليس و استقلال کليد بزند اما گويا حميد هدايتي پيشنهاد خود براي خريد 49 درصد سهام باشگاه پرسپوليس را به سازمان داده. البته با خريد اين 49 درصد مالکيت باشگاه پرسپوليس از دست دولت خارج نمي شود اما پاسخ مثبت سازمان تربيت بدني مي تواند فصل جديدي را از باشگاهداري را در ايران باز کند. ظاهراً هدايتي پيشنهاد سيزده ميليارد توماني اش را هم به سازمان تربيت بدني داده اما هنوز سازمان پاسخي به اين پيشنهاد نداده است. البته شرط هدايتي انتخاب مدير عامل توسط خودش است؛ شرطي که به احتمال زياد با مخالفت سازمان همراه خواهد شد. با اين حال پيشنهاد هدايتي در حد همان پيشنهاد باقي خواهد ماند؛ «اصلاً بحث واگذاري پرسپوليس به شخص خاصي مطرح نيست. ما يک برنامه به دولت داديم براي خصوصي سازي تيم هاي فوتبال که اگر هم قرار بر تصويب باشد، استقلال و پرسپوليس به اين زودي ها خصوصي نمي شوند چون اين تيم ها با طرفداراني که دارند، بحث هاي ملي و اجتماعي را هم در بر مي گيرند. پس اول تيم هاي ديگر واگذار مي شود تا با بررسي بيشتر و هماهنگي با نهادهاي مختلف، اين دو تيم هم خصوصي شوند که بعيد مي دانم اين اتفاق حداقل سال آينده رخ بدهد.»
اختلافات علني شد
قلعه نويي؛ دايي به تيم ملي فکر کن
درست از روزي که علي دايي شروع به انتقاد عليه امير قلعه نويي کرد، مي شد حدس زد که سرمربي تيم ملي با پاسخ تند قلعه نويي روبه رو خواهد شد اما اين انتظار تا روز بازي سايپا و مس کرمان طول کشيد تا اينکه مس توانست سايپا را شکست بدهد. در آن روز قلعه نويي با چهره يک قهرمان روبه روي خبرنگاران قرار گرفت و با اعتماد به نفس بالايي گفت؛ « جوابش را در زمين بازي دادم.» با اين حال همه مي دانستند که اختلاف اين دو خيلي زود دوباره بالا مي گيرد. سکانس دوم انتقاد دايي از قلعه نويي جايي زده شد که دايي پيش از حضور در جلسه با علي آبادي روبه روي دوربين هاي تلويزيوني قرار گرفت و گفت؛ « در زمان قبل وقتي تيم ملي به جام ملت هاي مالزي رفت آقايان 850 هزار دلار با خودشان برده بودند تا به بازيکنان تيم ملي بدهند اما الان بي پولي شان به ما رسيده است. البته شايد آن موقع تيم شان بهتر از حالا بوده.»

از حرف هاي دايي کنايه به قلعه نويي برداشت مي شد و دقيقاً به خاطر همين مساله هم بود که سرمربي سابق تيم ملي پنجشنبه و پس از بازي تيم اش برابر پگاه دايي را دعوت به سکوت کرد و از او خواست که ذهنش را بر روي بازي هاي تيم ملي متمرکز کند؛ « بهتر است آقايان به جاي پرداختن به اين موارد به مسائل فني تيم ملي فکر کنند.

در اين زمينه اسناد مالي موجود است، آقايان بهتر است بررسي کنند در زمان خودشان پاداش ها بيشتر بوده يا در زمان مربيگري بنده در تيم ملي؟ در اين زمينه يک نمونه بارز موجود است، پس از تساوي يک ـ يک مقابل کره جنوبي در مقدماتي جام ملت هاي آسيا در سئول به هر بازيکن تيم ملي هزار دلار پاداش داديم که روي مبلغ آن ناراضي بودند، وقتي علت را از بازيکنان تيم ملي جويا شديم، گفتند پيش از زمان سرمربيگري شما در تيم ملي در يک ديدار دوستانه دو بر صفر باختيم و بابت آن سه هزار دلار پاداش به بازيکنان تعلق گرفته است، آن وقت پس از تساوي در خانه کره جنوبي بايد هزار دلار بگيريم؟ به هر ترتيب در اين خصوص اسناد مالي به صورت مکتوب موجود است و بهتر است فکر مردم را منحرف نکنيم. آقايان بهتر است به جاي پرداختن به اين مسائل انرژي خود را صرف مسائل فني تيم ملي کنند، تمام پاداش ها بر اساس ضوابط صورت گرفته و حتي يک سنت آن هم حساب شده است، در واقع در زمان هدايت تيم ملي توسط بنده بر اساس بردهايمان پاداش داده ايم. به هر صورت فشاري که اکنون به باشگاه هاي ليگ برتر مي آيد و مجبورند هر سه روز به ميدان بروند به خاطر تيم ملي است و بحق هم صورت مي گيرد، همه بايد در راه حضور موفق تيم ملي در مقدماتي جام جهاني همت کنيم چرا که تاکنون چهار امتياز از دست داده ايم و بايد با توان بيشتر و مهيا ساختن بسترهاي لازم در ديدار حساس مقابل امارات شرايط را براي پيروزي ملي پوشان فوتبال ايران فراهم سازيم.»

هر چند قلعه نويي خيلي سعي کرده نامي از دايي نبرد اما منظور سرمربي سابق تيم ملي مشخص است. او نمايش ضعيف تيم ملي در دو ديدار گذشته را به عنوان دستاويزي براي انتقاد از علي دايي به کار برده است.
شاه اريک
آرش حقيقي

«مردان من جنگجوهاي خوبي هستند ولي براي شکست دادن ساکسون ها نياز به يک رهبر دارند.» (مرلين به آرتور- فيلم کينگ آرتور).

«ما براي غلبه بر گرندل به يک قهرمان نياز داريم» (شاه هروثگار به سربازانش- افسانه بيوولف).

«سائورون مي خواهد قبل از اينکه رهبر انسان ها بر تخت پادشاهي ميناس تريث بنشيند آن را نابود کند. او نمي تواند اين ريسک را بپذيرد.» (گندالف- ارباب حلقه ها- بازگشت پادشاه)...

اينها تنها نمونه هايي از نقش رهبر و فرمانده در جنگ هاي تاريخي، افسانه يي و اساطيري جهان بود. هميشه و هرجا که جنگي درمي گيرد آن لشکري که رهبري به معني واقعي خود دارد پيروزي را نزديک تر حس مي کند. فوتبال هم از اين قاعده دور نيست. وقتي ليگ برتر انگلستان در سال 91 براي اولين بار برگزار شد ليدز با يک ستاره فرانسوي به نام اريک کانتونا در روزهاي پاياني يونايتد را به زير کشيد و خود بر تخت قهرماني تکيه زد. از آن فصل به بعد و با پيوستن اريک به يونايتد شياطين سرخ اولدترافورد 5 سال قهرمان ليگ برتر شدند و تنها يک فصل را به بلکبرن واگذار کردند. بلکبرن که آلن شيرر را داشت و يونايتدي که کانتونا را در آن فصل به دليل محروميت در اختيار نداشت. 7 دوره ابتدايي ليگ برتر را بدون شک بايد از آن شماره هفت يونايتد بدانيم، مردي که از سوي هواداران اولدترافورد «شاه اريک» ناميده شد تا باز هم همان پيوند افسانه ها و جنگ ها بيشتر توي چشم بزند. فرگوسن که در آن زمان هنوز «سر» نشده بود براي تکميل قدرتش نياز به يک رهبر داشت، آمدن کانتونا به اولدترافورد آخرين حلقه قدرت پادشاهي فرگي و شياطين سرخ را کامل کرد تا دوران پرشکوه مرد اسکاتلندي از راه برسد. شايد اگر کانتونا پاي در جزيره نمي گذاشت سرنوشت يونايتد هم دگرگون مي شد و اين همه جام در تالار افتخارات سرالکس و تيمش نقش نمي بست. اما کانتونا دقيقاً مانند همان کابوي تنهاي غرب وحشي که پاي در شهري مي گذاشت، ششلول بندهاي ياغي را نابود مي کرد و پس از چسباندن ستاره کلانتري به سينه مردي از همان شهر سوار اسبش مي شد و شهر را ترک مي کرد، يونايتد را ترک کرد. کانتونا هنوز 29 سالش تمام نشده بود که فوتبال حرفه يي را کنار گذاشت و دنبال ماجراجويي هاي ديگر رفت.اما هنوز هم وقتي شاه اريک به اولدترافورد مي آيد چشمان همه را به خود خيره مي کند. او لقب بهترين بازيکن تاريخ باشگاه يونايتد را هم يدک مي کشد. خاطره شاه اريک تا ابد در ذهن هواداران يونايتد منجمد مي ماند و گذر زمان هرگز نمي تواند گزندي به آن بزند.
گفت وگوي تلويزيون TF1 با اريک کانتونا درباره فيلم «پروانه سياه»
با بال هاي خودم پرواز مي کنم

ژان ماري دوما

اريک کانتونا در آخرين حضور سينمايي اش در فيلمي از کريستين فور بازي کرده است. ستاره سابق يونايتد در اين فيلم نقش مردي خشن، تنها و ماجراجو را به عهده دارد که در نهايت بدل مي شود به قاتلي زنجيره يي. کانتونا در اين مصاحبه از نقش خود و اينکه چطور موفق شد در قالب آن جا بيفتد صحبت مي کند.

---

- چرا «پروانه سياه» را قبول کردي؟

زيبايي فيلمنامه و حيله هاي داستاني که در آن بود جاي هيچ شکي برايم باقي نگذاشت و نقش جک را که به من پيشنهاد شده بود، پذيرفتم. اما همين طور که خودم را براي بازي آماده مي کردم مدام در شک و ترديد بودم و به خودم مي گفتم؛ «مي توانم کار را به پايان برسانم و از پس نقش برآيم؟»

با خودم فکر مي کردم نکند کريستين فور از انتخابش پشيمان شود. ولي وقتي کار شروع شد خيلي زود توانستم خودم را در قالب نقشم پيدا کنم. پرسوناژ جک خيلي مرموز بود و در عين حال قدرتمند و مضطرب. اگر اين حمايت کارگردان نبود و البته تمرين هاي مدام خودم، هرگز نمي توانستم نقش را بازي کنم.

- چطور در قالب شخصيت جک درآمدي؟

شخصيت جک همانقدر که جذاب و کاريزماتيک است در عين حال غيرقابل پيش بيني، متوهم و سرسخت هم است. او چيزي را که مي خواهد به بقيه تحميل مي کند. با آن ريش و زندگي ماجراجويانه يي که در پيش گرفته است و همين طور غروري که هيچ گاه ترکش نمي کند، جک در پايان شخصيتي مي آفريند که نمي توان از تحسين کردنش گذشت. اين تحسين البته با ترس از او هم همراه است. براي اينکه بتوانم نقش را درست بازي کنم بايد حالتي وحشي و سرسخت در بازي ام به وجود مي آوردم. چند کيلو وزن کم کردم و ريش گذاشتم و اين دو عامل باعث شد چهره لازم و تاثيرگذار براي نقش جک ظاهر شود. اين چهره خيلي زود از يک ماجراجوي بي خانه بدل به يک قاتل زنجيره يي مي شود.

- بازي تو در کنار ريشار (با بازي استفان فرس) زوجي کامل و بدون نقص را پديد آورد، ترکيبي از دو وجود متلاطم و ناآرام...

شايد اين دو نقش خيلي خوب مکمل هم بودند. جک قوي هيکل است و ريشار بدني نحيف دارد. ريشار دائماً مشروب مي خورد ولي جک اين کار را براي خودش ممنوع کرده است. ولي هر دوي آنها ذاتاً انسان هايي تنها هستند و همين باعث مي شود در تقابل با هم زوجي جذاب بسازند. از اين تقابل واقعاً مي شد يک کتاب نوشت. در نهايت شرايطي که به جک تحميل مي شود، باعث مي شود اين دو در کنار هم قرار بگيرند. جک به ريشار مي گويد؛ «تو قرار است داستان ما را تعريف کني.»

- با توجه به اين دشواري نقش ها و اينکه شما دو نقش متفاوت بازي کرديد، رابطه خودت با استفان چطور شد؟ شخصيت هاي خودتان چطور به نقش آفريني کمک کرد؟

استفان بازيگري بسيار باهوش و حساس روي نقش است و اعتماد به نفس بالايي براي بازي در نقش هايش دارد. بازي کردن در کنار او براي من افتخار بزرگي بود و خيلي چيزها ياد گرفتم. ما لحظات فوق العاده زيادي را با هم سپري کرديم و من از توصيه هاي او خيلي استفاده کردم. حتي کافي بود به او نگاه کنم تا درس هاي زيادي درباره بازيگري ياد بگيرم. ما خارج از فيلم هم با هم بوديم. يادم مي آيد مسابقات جهاني راگبي بود و ما در حالي که تلويزيون تماشا مي کرديم و مدام يک توپ راگبي را به هم پاس مي داديم، گپ مي زديم. شب فوق العاده يي بود. اگر آن شب به من مي گفتند همين فردا دوباره بايد با هم يک فيلم بازي کنيد، جواب من صد درصد «بله» بود.

-چه احساسي نسبت به فيلم داري؟

اين فيلم فوق العاده يي بود. اين نقش از آن دست نقش هايي بود که مي تواند حرفه بازيگري يک نفر را تغيير دهد. «پروانه سياه» يک تريلر روانکاوانه است که خيلي خوب ساخته شد. با توجه به فيلمنامه قوي که کارگردان داشت فيلمي ساخته شد که واقعاً هيچ چيز کم نداشت. بايد از همه عوامل فيلم تشکر کرد.

-آيا شباهتي بين تو و جک وجود دارد؟

بدون شک. مثل همه فيلم هاي ديگر شخصيتي را که تو نقشش را بازي مي کني و در واقع کاراکترش را مي سازي، در لحظاتي بخشي از تو مي شود. به هر حال اين تو هستي که او را بازي مي کني، (مي خندد) تو اين نقش را با همه احساسات، فيزيک بدني و تخيلاتت بازي مي کني... اين نقش ها هميشه مثل آينه يي بخش هايي از رفتار و کاراکتر خودت را نشان مي دهد. بيشترين چيزي که در جک دوست داشتم اين ماجراجويي و آزادي او بود. آيا من خودم يک ماجراجو و خانه به دوش نيستم؟، (باز هم مي خندد) همه مي گويند تو يک خانه به دوش باکلاس هستي، به هر حال من هم زياد سفر مي کنم و به هيچ وجه نمي توانم يکنواختي زندگي را تحمل کنم. روزهايي که روي يک ريتم مشخص يکي پس از ديگري تکرار مي شوند واقعاً برايم قابل تحمل نيستند.من هميشه هر کاري که دوست دارم مي کنم و ريسکش را هم مي پذيرم. من هميشه با بال هاي خودم پرواز مي کنم....
کانتونا- لوچ؛ زوج رويايي
ريچارد بروکسہ

اريک کانتونا ستاره سابق منچستريونايتد و استاد کلمات قصار مرموز تهيه کنندگي فيلمي معروف درباره هواداران فوتبال را برعهده خواهد داشت. اين فيلم که ضبطش از ماه آينده در منچستر آغاز خواهد شد، کن لوچ را به عنوان کارگردان بالاي سر خواهد داشت. داستان فيلم راجع به هواداران وسواسي دنياي فوتبال است و ربطي به خود کانتونا ندارد. مرد فرانسوي اواخر دوران بازيکني اش درگير يک اتفاق منحصر به فرد با يکي از هواداران کريستال پالاس شد. کانتونا بعد از اخراج از زمين، يک لگد کونگ فو به آن هوادار زد. وجهه او به عنوان کسي که به فلسفه سوررئاليسم اعتقاد دارد، بعد از اين اتفاق تقويت شد. وقتي روزنامه ها از او دليل اين رفتارش را پرسيدند، گفت؛ «وقتي مرغ هاي دريايي يک قايق ماهيگيري را دنبال مي کنند، دليلش اين است که فکر مي کنند الان همه ماهي هاي ساردين به داخل دريا ريخته مي شوند.» کن لوچ هوادار دوآتشه تيم غيرليگي «بث سيتي» که در هيات مديره اين تيم هم عضويت دارد، در طول اين فصل همراه کانتونا به «اولدترافورد» رفته تا بازي هاي منچستريونايتد را تماشا کند. آخرين سفر آنها به منچستر اوايل اين ماه و در مرحله يک چهارم نهايي ليگ قهرمانان اروپا مقابل رم بود.به نظر مي رسد کانتونا که در سال 97 کفش هايش را آويخت و به بازيگري و کارگرداني روي آورد، ايده اين فيلم را به لوچ داده است. حتي اين احتمال وجود دارد که کانتونا روي اين فيلم حرف بزند. فيلم لوچ درباره شرايط اجتماعي و آنهايي است که مظلوم واقع شده اند. آخرين فيلم اين کارگردان به نام «اين دنيا آزاد است» راجع به کارگران مهاجرت کرده به بريتانيا است.

کانتونا که در مارسي بزرگ شده، يکي از محترم ترين بازيکنان سابق منچستريونايتد است. او چهره يي نمادين بين هواداران منچستريونايتد است و در سال 2001 جلوتر از جرج بست و بابي چارلتون از سوي هواداران يونايتد به عنوان بازيکن قرن «اولدترافورد» انتخاب شد.

فيلم هاي فوتبالي نتايج مختلفي دارند. «تب زمين چمن» که براساس کتابي از نيک هورنباي ساخته شده است، اولين فيلمي بود که روي هواداران فوتبال تمرکز داشت. از ماه آينده هم فيلمبرداري فيلمي تحت عنوان «يونايتد لعنتي» براساس داستان حضور برايان کلاف، سرمربي فقيد ليدزيونايتد، آغاز خواهد شد.

ہ دبير هنري روزنامه «تايمز»
آنچه مي گفت
من چرت و پرت زياد مي گويم
- وقتي مرغ هاي دريايي يک قايق ماهيگيري را دنبال مي کنند، دليلش اين است که فکر مي کنند الان همه ماهي هاي ساردين به داخل دريا ريخته مي شوند.

- بهترين لحظه ام؟ لحظات خوب زيادي دارم اما يکي را به همه ترجيح مي دهم آن هم وقتي بود که با لگد آن هوليگان را زدم.

- من درس نخواندم ولي زندگي کرده ام. شما نمي توانيد با خواندن همه چيز را ياد بگيريد. زندگي به شما درس خواهد داد؛ چيزي که درون کتاب ها پيدا نخواهيد کرد.

- من به آدم هايي که همه چيز را بيش از حد ممکن با روشنفکري تحويلت مي دهند، اعتماد ندارم کار اين آدم ها احساسات را مي کشد. بايد گاهي اوقات به خودت اجازه دهي که کنترل کارهايت را از دست بدهي.

- من يک حس آشوبگري و شور و هيجان جواني را در منچستر تجربه کردم. شايد زمان ما را از هم جدا کند اما هيچ کس نمي تواند منکر اين مساله شود که پشت پنجره هاي شهر منچستر، عشقي ديوانه به فوتبال، شادي و موسيقي وجود دارد.

- وقتي ثروتمندي، به داشتن رولز رويس افتخار مي کني و وقتي فقيري، به داشتن رنو.

- ايرلندي ها بايد مقابل پاهاي روي کين زانو بزنند نه اينکه او را سرزنش کنند چون کين بهترين بازيکني خواهد بود که مي توانند به او ببالند.

- فوتبال مثل عشق است. اگر نتواني 90 دقيقه مثل من دوام بياوري، نمي تواني برنده باشي.

- شايد اين حرفي که مي گوييد را گفته باشم. آخر من چرت و پرت مي گويم،

- من مقابل تيم خاصي بازي نمي کنم. من عليه باختن بازي مي کنم. (جمله معروف کانتونا وقتي براي ليست «فيفا 100» روي بدنش حک کرده بود. «فيفا 100»، 125 بازيکن انتخابي پله هستند.»

- «حمل و نقل کننده آب» اصطلاحي که کانتونا درباره ديديه دشان به کار مي برد. منظور کانتونا اين بود که دشان فقط به اين خاطر بازي مي کند که توپ را به بازيکنان مستعدتر برساند.

- من شجاع بودم. مي دانم که بدون شجاعت نمي توان فوتبال بازي کرد.

- نه، منم، (جواب کانتونا وقتي از او پرسيدند بهترين بازيکن تاريخ فوتبال فرانسه زين الدين زيدان است يا ميشل پلاتيني.)

- گل ها، مثل بچه کوچک مي مانند. همه گل ها زيبا هستند.
آنچه مي گفتند
کي دنبال پله مي رود وقتي کانتونا اينجاست
- مي داند چه جوري فضا خلق کند، دو مدافع را به هم بريزد و از آنها رد شود. کانتونا اينجاست، آره، توپ گل شد. يک گل عالي از کانتونا. بعد از تمام مشکلاتي که برايش پيش آمد، آمادگي بدني پايينش و انتقاداتي که از او مي شد، کانتونا به شيوه خودش برگشت. اين جواب دندان شکن او به همه بود. (جملات معروف جان چمپيون گزارشگر مسابقه منچستريونايتد - ساندرلند در «اولدترافورد»، 21 دسامبر 96)

- حاضرم تمام چيزهاي خوشمزه يي را که تا به حال خورده ام بدهم تا بتوانم در يک بازي اروپايي کنارش بازي کنم. (جرج بست اسطوره دهه 60 يونايتد درباره کانتونا)

- يقه برگردانده، پشت صاف، سينه سپر، با اين شيوه راه رفتن جوري وانمود مي کرد انگار استاديوم لعنتي مال خودشه، هر استاديومي، به خصوص اولدترافورد. اولدترافورد براي او صحنه تئاتر بود. کانتونا اينجا را دوست داشت و هواداران هم دوستش داشتند. (روي کين کاپيتان يونايتد بعد از کانتونا)

- کي دنبال پله مي رود وقتي کانتونا اينجاست؟ (جملات مارتين تايلر بعد از بازي يونايتد - چلسي در فصل 94 - 93. در آن مسابقه کانتونا با شوتي که از وسط زمين زد تير دروازه را به لرزه درآورد.)

- ما در هتل کرايدون بوديم. از خواب بيدار شدم و کت و شلوارم را پوشيدم. رفتم پشت در اتاق کانتونا و در زدم. او در را باز کرد. يک ژاکت روي پيراهني سفيد پوشيده و يقه اش را مثل هميشه برگردانده بود. دکمه هاي پيراهنش باز و چيزي هم زير پيراهنش نپوشيده بود. به او گفتم؛ «اريک، تو اين جوري نمي توني بري دادگاه.» بهم گفت؛ «من کانتوناام. هر جور بخوام، مي رم،» (جملات پل اينس بازيکن سابق يونايتد قبل از رفتن به دادگاه)

- اگر يک فرانسوي راجع به مرغ دريايي، قايق ماهيگيري و ساردين حرف بزند، همه مي گويند او فيلسوف است. لابد من هم يک اسکاتلندي کوتوله احمقم که حرف مفت زياد مي زند. (گوردون استراکان در جواب جمله معروف کانتونا در سال 95 و بعد از اتفاقات بازي کريستال پالاس)

- کانتونا يک فرار سريع را آغاز مي کند... رسيد به دروازه. يک گل زيبا، يک گل زيبا. (اين جمله گزارشگر بازي در آهنگ «اوه، آه، کانتونا» مورد استفاده هواداران منچستريونايتد قرار گرفت.)

_________________
بسيار ياد کردن از سختي هاي زندگي ، بردگي مي آورد . ارد بزرگ



Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Sat May 03, 2008 7:01 am    Post subject: Adv



Back to top
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> از هر دری سخنی - بخش پنجم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004