تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

ديدار با مهدي آذريزدي

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> گفتگو با بزرگان
View previous topic :: View next topic  
Author Message
کامران مقیمی
6 ستاره
6 ستاره



Joined: 09 Apr 2008
Posts: 223
Location: اصفهان

PostPosted: Mon Jun 23, 2008 6:01 pm    Post subject: ديدار با مهدي آذريزدي Reply with quote

«اين اجتماع جواب مرا نداده است»






مهدي آذريزدي كه عمرش را براي كتاب گذاشته و كتاب‌هايش را بچه‌ها، حالا با گله مي‌گويد: اين اجتماع جواب مرا نداده است.

راوي «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب»‌ كه دوران نقاهت را پس از مرخصي از بيمارستان در منزل پسرخوانده‌ي خود در كرج مي‌گذراند، در ديدار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، هم از تنهايي و روزگار گله دارد و هم مي‌گويد كه راضي است و كاري نمي‌توان كرد.

او به اين اشاره مي‌كند كه دوستان غايب زيادي در سراسر ايران دارد، اما مي‌گويد: الآن زندگي من نبايد اين‌طور باشد كه پول دوا و درمان نداشته باشم. در اين سن و سال و با اين وضع بايد پرستار داشته باشم.

آذريزدي كه چند سال پيش هم براي زندگي از يزد به كرج آمده و دوباره به شهرش بازگشته، درباره‌ي آمدن اين‌بارش مي‌گويد: تنها بودم و نمي‌توانستم خودم را اداره كنم. اين شد كه از يزد فرار كردم و به اين‌جا (‌منزل پسرخوانده) پناه آوردم، كه به من محبت زيادي دارند. اما وقتي رسيدم، حالم بد شد و يك هفته‌اي در بيمارستان بودم.

او مي‌گويد كه از زندگي طلب‌كار است و به هيچ‌كس بدهي ندارد. «‌همش خدمت كردم، هميشه صرفه‌جويي كردم و سوختم. هرگز جز مهماني و اين‌جا، غذاي خوب نخوردم. لباس خوب نپوشيدم. بعضي‌ها به‌خاطر صرفه‌جويي مي‌گويند خسيس‌ام، اما وقتي درآمد ندارم، صرفه‌جويي مي‌كنم. ولي بدنام نشدم، بدي نكردم و الهي شكر!»

اين نويسنده‌ي پيشكسوت كودكان و نوجوان كه كتاب‌هايش را چندي پيش به كتابخانه اهدا كرده بود، ‌٥٠٠هزار تومان بن كتاب مي‌گيرد و ‌٥٠٦هزار تومان كتاب مي‌خرد؛ كتاب‌هايي را كه لازم داشته، مثل فرهنگ لغت.

همچنان تنها لذت زندگي‌اش، كتاب خواندن است و مي‌گويد: «سرم را كه توي كتاب مي‌كنم، مثل يك آدم مست، دنيا روي سرم خراب مي‌شود. اين تنها لذتي است كه مي‌شناسم.»

اين روزها بيش‌تر كتاب‌هاي مربوط به پيري را در زمينه‌ي روان‌شناسي، تغذيه‌ و دارو مي‌خواند. كتاب آشپزي «از سير تا پياز» نجف دريابندري و فهيمه راستكار را هم در كتابخانه‌اش دارد، كه آن‌ را بسيار مفيد و از كتاب رزا منتظمي هم بهتر مي‌داند.

آذريزدي همچنين شرط كتاب‌خوان شدن را برداشتن مميزي عنوان مي‌كند.

اما نام اين نويسنده هميشه همراه است با «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب»... مي‌خواسته براي بچه‌هايي كه مثل خودش كتاب نداشته‌اند، كاري بكند، كه اين قصه‌ها را مي‌نويسد.

اولين جلد مجموعه را سال ‌١٣٣٥ منتشر مي‌كند كه با گذشت سال‌ها همچنان مورد توجه است. مي‌گويد، با اخلاص كار كرده كه كارهايش ماندگار شده‌اند.

بيست و سه عنوان كتاب براي بچه‌ها نوشته و تصحيح «مثنوي» مولوي را انجام داده كه تأكيد مي‌كند، برايش ادعاي زيادي هم دارد.

مهدي آذريزدي كه ازدواج نكرده است، خاطره‌اي را بازگو مي‌كند از سخنراني در يك دبيرستان دخترانه. آن‌جا به پرسشي درباره‌ي ازدواج نكردنش دو پاسخ داده؛ يكي شوخي و ديگري جدي. شوخي اين‌كه: من با زن ديوانه نمي‌توانم زندگي كنم؛ چرا كه زن اگر عاقل باشد، زن من نمي‌شود! و جواب جدي اين‌كه: پيش نيامده؛ با استناد به اين گفته‌ي آناتول فرانس كه پيشامدهاي حساب‌نشده‌ي زندگي، خدايان روي زمين‌اند.

به گزارش ايسنا، پيرمرد ‌٨٥ساله‌ي متولد محله‌ي خرمشاه يزد، تكيه‌گاه اين روزهايش را از سال‌هاي ‌١٣٢٧، ‌١٣٢٨ دارد. زماني در يك عكاسي كار مي‌كرده و يك پسربچه‌ي هفت، هشت‌ساله‌ي بي‌سواد براي كار آن‌جا مي‌رود. وقتي به‌خاطر سواد نداشتن، نااميد از گرفتن كار روي پله‌ها گريه مي‌كرده، آذريزدي با پيشنهاد همكارش، او را پسر خود مي‌داند. «بهش گفتم پسر من و حالا بچه‌هايش به من مي‌گويند پدربزرگ».

از كوچه پس‌كوچه‌هاي محله‌ي خرمشاه يزد و ديوارهاي كاهگلي تا گوهردشت كرج در دل اين پاييز سرد، همسفر تنهايي شده تا از تنهايي فرار كند، با دوستان غايبي كه همسفر داستان‌هايش شده‌اند و عنوان مي‌كند، گاهي يك تلفن‌شان قند توي دلش آب مي‌كند.

هرچند بي‌حوصله‌ است و مي‌گويد حوصله‌ي رفتن و آمدن و گزارش ندارد، اما با روي باز و شوخي‌هاي هميشگي‌اش پذيراي‌مان شد و به يادگار نوشت: «من هميشه اين مشكل را دارم كه وقتي مي‌خواهم چيزي بنويسم، انقدر حواسم پرت مي‌شود كه از هميشه بدتر مي‌نويسم. درست مثل حالا كه اصلا هوش و حواسم را گم كرده‌ام. عيبي هم ندارد. زندگي پر از اين پست و بلندهاست. همش هم خوب است.

مهدي آذريزدي

‌٢١/٩/٨٦»

_________________



ارد بزرگ : ارزش سختي هاي روزگار را بايد دانست ، آنها آمده اند تا ما را نيرومندتر سازند .
Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Mon Jun 23, 2008 6:01 pm    Post subject: Adv



Back to top
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> گفتگو با بزرگان All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004