Posted: Sun May 11, 2008 11:39 pm Post subject: زمينه ها و نشانه هاي ابتلا به آسم
زمينه ها و نشانه هاي ابتلا به آسم و روش هاي مقابله با آن
همه راه ها بسته است
افسانه طاعتي* دکتر رامين علاسوند**
گروه علم؛ چهارشنبه گذشته (هفدهم ارديبهشت ماه) مصادف بود با روز جهاني آسم. مطلبي که مي خوانيد به اين بهانه و براي آشنايي بيشتر خوانندگان با علائم، روش هاي تشخيص و درمان اين بيماري تهيه شده است.
---
اکسيژن براي زندگي حياتي است و بدون آن مرگ به سرعت رخ مي دهد. ريه ها به ما اجازه مي دهند خون مان سرشار از اکسيژن شود. هوايي که تنفس مي کنيم، در عمق ريه ها در تماس مستقيم با خون قرار مي گيرد. خون سرشار از اکسيژن شده و گازکربنيک را دفع مي کند. وقتي تنفس مي کنيم، هوا از طريق بيني، دهان و راه هاي هوايي که به عنوان تراشه شناخته مي شوند، عبور کرده و در ضمن اين عبور، گرم و مرطوب مي شود. از تراشه لوله هاي متعدد کوچکي به نام برونش منشعب مي شود. در انتهاي اين لوله هاي کوچک، کيسه هاي بادکنک مانند کوچکي به نام آلوئول وجود دارند. ديواره آلوئول ها بسيار نازک است و در سمت ديگر اين ديواره رگ هاي خوني کوچک وجود دارند. ديواره بسيار نازک آلوئول اجازه تبادل اکسيژن و دي اکسيد کربن را بين خون و ريه ها مي دهد. در اطراف لوله هاي برونشيال بزرگ تر، عضله قرار دارد. پوشش داخلي اين لوله هاي برونشيال مواد مخصوصي به نام موکوس (خلط) ترشح مي کنند. موکوس در به دام انداختن گرد و غبار موجود در هوا موثر است. اين موکوس، به طور مداوم به کمک حرکات مژک هاي سطح داخلي مجاري تنفسي، از ريه ها به سمت قسمت هاي فوقاني تر در حال تخليه شدن است.
تعريف آسم
به گرفتگي (اسپاسم) گذرا و منتشر راه هاي تنفسي آسم مي گويند. آسم بيماري است که ميليون ها نفر را در سراسر دنيا درگير کرده است. آسم وضعيتي است که سبب سختي تنفس و احساس سفتي در قفسه صدري مي شود. بيماران مبتلا به آسم، به بعضي از مواد (که سبب التهاب يا تورم پوشش داخلي ريه ها مي شود) حساسند. اين تورم به نوبه خود، سبب باريک شدن راه هاي تنفسي مي شود. تورم و التهاب پوشش داخلي ريه ها مي تواند به علائمي مانند سختي در تنفس و احساس سنگيني در قفسه صدري منجر شود. عضلات اطراف لوله هاي برونشيال، ممکن است به صورت غيرطبيعي منقبض شده و به باريک شدن راه هاي هوايي منجر شود. وقتي يک حمله آسم اتفاق مي افتد، پوشش داخلي ريه ها به سرعت متورم مي شود. راه هاي هوايي با موکوس يا خلط غليظ پر شده و از سوي ديگر عضلات اطراف لوله هاي برونشيال منقبض مي شود. مجموع اين اتفاقات باعث تنگي شديد مسير عبور هوا و در نتيجه احساس خفگي مي شود که مي تواند تهديدکننده حيات باشد.
محرک ها
مواد مختلفي مي توانند به التهاب ريه ها و سفتي غيرطبيعي عضلات مزبور منجر شود که به آنها عوامل تحريک کننده مي گويند. تحريک کننده ها شامل موادي هستند که فرد ممکن است به آن حساسيت داشته باشد؛ مو، پشم يا ترشحات حيوانات، کپک، گرد و غبار موجود در هوا و آلودگي هاي صنعتي مثال هايي از اين آلرژن ها (حساسيت زاها) هستند. همچنين هواي بسيار سرد يا بسيار داغ، تحريک کننده حملات آسم است. ذرات موجود در هواي ناشي از اگزوز ماشين يا ديگر آلودگي ها و بعضي داروها مثل آسپرين و بروفن نيز از عوامل محرک بروز آسم است. افزودني هاي غذايي مانند رنگ ها و نگهدارنده هاي موجود در غذاهاي فرآوري شده نيز ممکن است به عنوان محرک بروز آسم عمل کند. بعضي از بيماري ها مانند سرماخوردگي نيز عامل شروع کننده حملات آسم است. استرس، حالات هيجاني شديد مانند خنده يا گريه بلند و بعضي مواقع حرکات ورزشي شديد نيز مي توانند محرک آسم باشد.
تشخيص
حملات تکرارشونده سختي تنفس و خس خس (ويزينگ) مي توانند نشانگر وجود آسم در يک فرد باشند. پس از گرفتن شرح حال کامل پزشکي و سمع ريتين، پزشک با درخواست آزمايش ها و بررسي عملکرد ريوي (اسپيرومتري) مي تواند تشخيص خود را تاييد کند. اين آزمايش ها توانايي عملکرد ريه شما را مشخص مي کند.
اندازه گيري حداکثر جريان خروجي هوا از ريه ها از طريق بازدم عميق، جزيي از آزمايش هايي است که بيماران مشکوک به آسم بايد انجام دهند. در اين آزمايش، بيمار بايد با حداکثر توان به داخل يک لوله بدمد. سرعت هواي خروجي ريه ها به کمک يک شاخص سنجيده مي شود. ممکن است عکسبرداري ساده ريه، براي رد ديگر علل بروز علائم مشابه آسم انجام شود. در بعضي افراد در اثر شک به بروز آسم آلرژيک، ممکن است از تست هاي پوستي شناسايي آلرژن ها نيز کمک گرفته شود.
انتخاب هاي درماني
مهم ترين قسمت درمان آسم، جلوگيري از بروز حملات شديد آسم است. اگر حمله آسم رخ داده باشد، درمان هاي سرپايي براي توقف حملات و حفظ وضعيت تنفسي طبيعي انجام مي گيرد. علاوه بر نظارت دوره يي پزشک و انجام آزمايش هاي مربوطه تحت نظر وي اجتناب از عوامل محرک بسيار مهم است. نظافت منزل، تهويه مناسب هوا، دور نگه داشتن حيوانات از فضاي درون منزل و استفاده از سيستم هاي تهويه هوا مثال ها يا راه هايي از کنترل محرک ها هستند. استفاده کافي از داروها در درمان آسم مزمن و جلوگيري از حملات آسم بسيار مهم است. درمان آسم مزمن معمولاً شامل استفاده از داروهاي کاهنده التهاب لوله هاي برونشيال و نيز کاهش حساسيت ريه ها به مواد آلرژن است. اين داروها شامل کورتيکواستروئيدها (کورتن) است که به اشکال خوراکي (قرص)، استنشاقي و نيز تزريقي به کار مي روند. بعضي از داروهاي غيراستروئيدي مانند کرومولين نيز در پيشگيري از حملات آسم به کار مي رود. براي پيشگيري و درمان حملات آسم از داروهاي گشادکننده برونش (سالبوتامول) استفاده مي شود. عمل اين داروها شل کردن عضلات برونشيال است. بعضي از اشکال اين داروها به طور استنشاقي مصرف مي شود و سريعاً اثر مي کند، درحالي که بعضي از آنها به صورت خوراکي مصرف مي شوند و در مدت زمان بيشتري اثر مي کنند. (به طور مثال اسپري سالبوتامول براي برطرف کردن حملات حاد و قرص يا شربت آن براي پيشگيري از بروز اين حملات است) به دليل اينکه بعضي از حملات آسم با ورزش تحريک مي شوند، بنابراين فعاليت هاي ورزشي بايد تحت نظارت پزشک و با تاييد و تجويز وي انجام شود.
نتيجه
آسم بيماري مزمن مجاري هوايي بوده که مي تواند بالقوه بسيار خطرناک باشد. پيشرفت هاي بارز در درک بيماري زايي و نيز در درمان آسم در سال هاي اخير، سبب شناخت بهتر بيماري و انتخاب هاي درماني متنوع شده است که مبتلايان به آسم زندگي بهتر و سالم تري را از سر بگذرانند.
*کارشناس مامايي
**متخصص اطفال و نوزادان
آشنايي با شخصيت شگفت انگيز و خرافه گرا-بخش پاياني
تشنه تله پاتي
دکتر بهنام اوحدي*
در مطالعات گذشته نگر ديده شده شمار فراواني از بيماراني که به نظر مي رسيده دچار اسکيزوفرني باشند، درواقع مبتلا به اختلال شخصيت شگفت انگيز و خرافه گرا (اسکيزوتايپال) بوده اند. اگرچه در مطالعات درازمدت انجام شده گزارش شده که در نهايت ده درصد افراد دچار اختلال شخصيت اسکيزوتايپال دست به خودکشي مي زنند، اما بسياري از بيماران نيز در سراسر زندگاني خويش به گونه يي ثابت ويژگي هايي پررنگ از شخصيت اسکيزوتايپال دارند و با وجود همه شگفتي ها و غرابت هايي که دارند، پيمان زناشويي بسته و حرفه و شغلي در پيش مي گيرند.
در سامانه شخصيتي اسکيزوتايپال، در بخش سرشت، شخصيت اسکيزوتايپال را در هر چهار ويژگي سرشتي- پرهيز از آسيب، نوخواهي (تازه و تنوع طلبي)، وابستگي به پاداش و پشتکار (مداومت)- مي توان نه بالا يا پايين، که «متوسط» برشمرد. البته در مواردي که هم ابتلايي و هم زماني با اختلال يا صفات پررنگ شخصيت مرزي- آشوبناک (بوردرلاين) مطرح باشد، نوخواهي (تنوع طلبي) فزوني يافته و پشتکار و گاه پرهيز از آسيب کاهش مي يابند. در بخش منش، خودفراروي بالا بوده، اما همکاري و خودمداري پايين است.
از لحاظ هم ابتلايي و به هم آميختگي، اختلال يا ويژگي هاي شخصيت اسکيزوتايپال مي تواند هم زمان و همراه با اختلالات و ويژگي هاي شخصيتي بدگمان (پارانوئيد)، مرزي- آشوبناک (بوردرلاين)، جدايي گزين- درخودمانده (اسکيزوئيد) و مردم گريز- پرهيزمدار ديده شود.
نسبت جنسيتي اين اختلال درست هويدا نشده است و نمايان نيست که در مردان بيشتر است يا زنان؛ اما آشکار شده که در زنان دچار نشانگان کروموزوم ايکس شکننده به گونه يي شايع ديده مي شود. در بستگان درجه نخست افراد دچار اسکيزوفرنيا شيوع بيشتري دارد. همچنين شيوع افزايش يافته يي از اسکيزوفرنيا و ديگر اختلالات روان پريشانه (سايکوتيک) در بستگان بيماران دچار اختلال شخصيت اسکيزوتايپال ديده مي شود.
اختلال شخصيت اسکيزوتايپال را بايد از اختلال شخصيت هايي همچون جدايي گزين-درخودمانده (اسکيزوئيد)، بدگمان (پارانوئيد)، مردم گريز-پرهيزمدار، مرزي-آشوبناک (بوردرلاين) و خودشيفته (نارسي سيستيک) جدا کرده و بازشناخت. به ويژه آن که دو شخصيت اسکيزوئيد و پارانوئيد به ندرت داراي ويژگي هايي همچون انديشه جادويي، تجربه هاي ادراکي نامعمول و غرابت هايي در گفتار، سيما، پوشش، کردار و فرآيند تفکر هستند.
شخصيت هاي مردم گريز-پرهيزمدار نيز به سبب برخي کردارها و سيما و پوشش شان به ندرت مايه شگفتي ديگران مي شوند، البته تنهايي گزيني و خودداري اجتماعي اينان به دليل شرمگيني و نه بي علاقگي، جدا کردن و کناره گيري شان است.
اصول درمان افراد دچار اختلال شخصيت اسکيزوتايپال همانند بنيان هاي درمان افراد مبتلا به اختلال شخصيت اسکيزوئيد است؛ هرچند برخورد با اسکيزوتايپال ها بايد دورانديشانه و محتاطانه تر باشد. بيماران اسکيزوتايپال الگوها و انگاره هاي فکري ويژه و منحصر به فردي دارند. برخي از آنها کوشش مندانه در انجام عبادات، آيين ها و آداب غريب مذهبي، جشن هاي فرقه يي و مراسم جادويي و استوار بر ماوراء الطبيعه شرکت مي کنند. درمانگر نبايد اين گونه فعاليت ها را مورد ريشخند قرار داده و به تمسخر بگيرد يا درباره کنش ها، کردارها و پندارهاي فرقه يي و شبه خانقاهي آنان سمت و سو و جبهه قضاوت گرايانه يي بگيرد. حتي چنانچه اين کنش ها کاملاً ناواقع بينانه و نامنطقي باشند. از آدم اسکيزوتايپال انتظار هر کردار شگفت انگيز و دور از ذهن را بايد داشت. به ويژه اگر ويژگي هاي پررنگ يا اختلال شخصيت مرزي- آشوبناک با آن سرشته و همراه شود. پس ديدار دختر دانش آموخته و پايتخت نشيني که هر هفته دوبار براي دور کردن اشباح از حمام آپارتمانش در آنجا خود به دست خويشتن مرغي زنده را سر مي برد، نبايد موجب شگفتي فراوان يک روانپزشک شود. به خوبي مي توان انتظار داشت که مادر اين دختر چندين خط کج و معوج براي دور ساختن اشباح از حمام بر آينه نوشته باشد تا آن اندازه که امکان تماشاي خود در آينه حمام فراهم نباشد،
بدين ترتيب، اسکيزوتايپال ها با کردارهاي نامعمول و پندارهاي عجيب و غريب خود در فرآيند ازدواج مشکلي ده چندان دارند چرا که ديگران از آنان به همين دلايل رويگردان و حتي گريزانند،
البته به دليل شيوع گسترده برخي پندارهاي شبه روان پريشانه و انديشه هاي جادويي (که براي کودکان دو تا هفت ساله طبيعي و نرمال شمرده مي شود) در فرهنگ و آيين جوامع توسعه نيافته و به رنسانس نرسيده، مشکل ازدواج براي اسکيزوتايپال ها در اين گونه اجتماع ها کمتر از جوامع پيشرفته و مدرن است. بنابراين احتمال فراواني دارد که افرادي دچار اختلالات و ويژگي هاي شخصيتي اسکيزوتايپال، تنهايي گزين-درخودمانده (اسکيزوئيد)، بدگمان (پارانوئيد)، مرزي-آشوبناک (بوردرلاين)، نمايشگر (هيستريونيک)، مردم گريز-پرهيزمدار و آميخته به هم (مختلط)، پندارهاي نامعمول و باورهاي عجيب و غريب اينان را طبيعي و خرده فرهنگ پنداشته و نرماليزه کنند. پس دور از ذهن نبايد باشد که اينچنين شخصيت هايي با بيماران اسکيزوتايپال پيمان زناشويي بسته و يک عمر کمابيش آنان را پذيرا باشند و اين کار آساني نيست؛ چرا که اگر فرد اسکيزوئيد به فيلم، موسيقي، کتاب، کلکسيون و کاري «گير» مي دهد (گيري از جنس گيرهاي آسپرگرگونه) و مثلاً هزاران بار به يک آهنگ يا آلبوم يک خواننده خاص گوش جان مي سپارد يا با وجود صدها بار تماشا و از بر شدن يک فيلم، باز هم در اشتياق و عطش ديدن آن به سر مي برد، يک آدم اسکيزوتايپال همين گرايش مداوم و مکرر آسپرگرگونه را به فال، کف بيني، غيب گويي، حس ششم، تله پاتي، هيپنوتيزم، منيتيزم، ذن و هر پديده ماورايي، جادويي و شبه جادويي ديگر دارد.
به طور کلي ممکن است خانم هاي دچار اختلال شخصيت نمايشگر (هيستريونيک) يا مرزي-آشفته (بوردرلاين) به گونه يي ويژه جذب مردان و نيز کيش ها و فرقه هاي اسکيزوتايپال شوند. اين دخمه هاي خرافه مدار سنت گرا يا مدرن با آغوش باز پذيراي آنها هستند. اين آغوش باز تنها با خواست و نيت سوء استفاده هاي جنسي و عاطفي آتي نيست. آنها مبلغان گيرا و پرکششي براي کيش و فرقه غريب و شگفتي آور هستند؛ در عين حال به سبب توانايي ويژه و بسيار شخصيت هاي نمايشگر (هيستريونيک) در فرآيند دفاعي «تجزيه» دارند که طي آن محتويات ذهني در هشياري هاي موازي حضوري هم زمان دارند. بدين ترتيب نمودهاي متناقض خويشتن که با يکديگر در تضاد و تقابلند، در بخش هاي جداگانه ذهن نگهداري مي شوند. آري، افراد هيستريونيک «مديوم»هاي توانا و چشمگيري بوده و در آيين و آداب فرقه درست در پيشگاه رئيس آن در هسته و کانون مراسم جادويي قرار مي گيرند و چشم و گوش و دل و هوش از کف همگان مي ربايند.
طي فرآيند درمان-صدالبته اگر فرد و خانواده کمابيش پذيراي او اصولاً بيمار و نيازمند درمان بودنش را بپذيرند- از داروها، به ويژه داروهاي روان پريشي ستيز (آنتي سايکوتيک) براي برخورد با افکار انتساب به خود (رفرنس)، فريفتارها و خطاهاي ادراکي (ايلوژن ها)، انديشه هاي جادويي، حملات گذرا و پراکنده روان پريشانه، واقعيت باختگي، بدگماني ها و ديگر علائم اين اختلال به خوبي مي توان سود جست. به ويژه به هم آميختن و افزودن دارودرماني به روان درماني بسيار سودمند خواهد بود. اگر نشانه ها و علائمي از افسردگي ديده شود، داروهاي افسردگي ستيز (آنتي دپرسانت) را نيز مي توان تجويز کرد.
*روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسي، زناشويي و خانوادگي
معيارهاي تشخيصي اختلال شخصيت اسکيزوتايپال
معيارهاي تشخيصي اختلال شخصيت اسکيزوتايپال بر پايه چهارمين ويرايش کتابچه تشخيصي و آماري اختلالات رواني عبارت است از؛
الف- کاستي ها و نواقصي در روابط اجتماعي و بين فردي که مشخصه آن بروز رنج و مشقتي حاد در روابط صميمانه و کاهش توانايي دارا بودن اين روابط و همچنين آشفتگي ها و برهم خوردگي هاي شناختي يا ادراکي و نامتعارف (اکسنتريک) بودن رفتار است؛ به گونه يي که اين الگوي ژرف و فراگير از اوايل بزرگسالي آغاز شده و در زمينه هاي گوناگون به چشم آيد که نشانه اش وجود دست کم پنج تا از موارد زير است؛
1- افکار انتساب (رفرنس) به خويشتن؛ نه هذيان هاي (روان پريشانه) انتساب به خود
2- باورهاي عجيب يا انديشه هاي جادويي که بر رفتار اثر بگذارند و با هنجارهاي برآمده از خرده فرهنگ فرد همخواني نداشته باشند. (مانند خرافاتي بودن، اعتقاد به غيب بيني، تله پاتي و دورآگاهي، حس ششم و نيز گمانه ها، تخيلات يا اشتغال هاي ذهني غريب در کودکان و نوجوانان)
3- تجربه هاي نامعمول ادراکي، از جمله فريفتارها و خطاهاي ادراکي (ايلوژن هاي) پيکري
4- پندار و گفتار عجيب (براي نمونه مبهم، حاشيه پردازانه، استعاره يي با شرح و تفصيل بيش از اندازه و فراوان يا کليشه يي و قالبي)
5- شکاکيت يا فکر بدگمانانه
6- حالت عاطفي نابجا يا محدود
7- رفتار يا حالت ظاهري عجيب، نامتعارف يا ويژه خود
8- نداشتن دوستان صميمي يا مورد اطمينان، به جز بستگان درجه نخست
9- اضطراب بيش از اندازه در ميان جمع، به گونه يي که با آشنا شدن هم کاهش نيابد؛ اين اضطراب بيشتر به ترس همراه با بدگماني مرتبط است و نه به قضاوت منفي درباره خودش
ب- فقط در سير اسکيزوفرنيا، اختلال خلقي با ويژگي هاي روان پريشانه (سايکوتيک)، ديگر اختلالات روان پريشانه يا يکي از اختلالات ژرف و فراگير رشد (اوتيسم، آسپرگر و...) پيدا نشده باشد.
نکته؛ اگر اين معيارها پيش از آغاز اسکيزوفرنيا وجود داشته باشند، قيد «پيش مرضي» را بايد افزود؛ براي نمونه، «اختلال شخصيت اسکيزوتايپال (پيش مرضي)».
پيامد اعلام زودهنگام نتايج تحقيقات علمي
روش تحقيق همپاي موضوع تحقيق
دکتر بابک زماني*
دو سال پيش در کشور ما سروصداي زيادي در مورد نوعي درمان جديد و ابداعي براي ضايعات نخاعي با استفاده از سلول هاي بنيادي به راه افتاد. اين موفقيت به عنوان يک حادثه بزرگ از رسانه هاي مختلف اعلام شد و عده زيادي از بيماراني که سال ها از ضايعات نخاعي قديمي رنج مي بردند در نوبت عمل قرار گرفتند و بسياري از آنان تاکنون عمل شده اند و همچنان اين شيوه درماني ادامه دارد. از آنجايي که اين گونه درمان ها به خصوص در مواردي که تا به حال لاعلاج در نظر گرفته مي شده اند از نظر تاثير درازمدت بيشتر اهميت دارند تا نتايج زودرس آنان، به نظر مي رسد زمان آن رسيده باشد که دست اندرکاران محترم اين روش درماني يک بار ديگر نتايج اعمال خود را در همان سطحي که نتايج اوليه منتشر شد، مجدداً منتشر سازند. از آنجا که بنده اطمينان دارم به زودي اين نتايج در دسترس عموم قرار خواهد گرفت و از آنجا که در اين گونه موارد روش تحقيق و راه رسيدن به حقيقت به هيچ وجه اهميتي کمتر از موضوع تحقيق ندارد براي آنکه افکار عمومي بيش از پيش قدر زحمات اين گروه از محققان را بدانند بنا دارم به زبان ساده و به اختصار شيوه تحقيقات علمي اينچنيني را توضيح دهم.
در ابتدا بايد يک به اصطلاح هيپوتز در ذهن کسي شکل بگيرد که مثلاً فلان دارو ممکن است در فلان بيماري موثر باشد. اين فرضيه نمي تواند از زمينه هايي منطقي سرچشمه نگرفته باشد. در ضمن نمي تواند تکراري باشد و مغاير اصول اخلاقي شناخته شده باشد، مثلاً کسي نمي تواند در مورد تاثير اسپيرن در سکته مغزي مطالعه کند يا مثلاً تاثير ترياک در سردردهاي ميگرني را مورد بررسي قرار دهد يا نمي تواند بي دليل ماده يي را که هيچ زمينه درماني ندارد مورد بررسي قرار دهد. ابتدا بايد کميته يي از کارشناسان موارد فوق را مورد بررسي قرار دهند. در بسياري از موارد اين موضوعات به همين سادگي نيستند و اظهارنظر در مورد آنها پروسه پيچيده يي است که قطعاً بايد با در نظر گرفتن نظريات افراد متعددي باشد و وقتي کار شروع شد تازه مسائل بسياري وجود دارد که بايد مورد توجه جدي قرار بگيرند و هرچه موضوع جديدتر و نوآورانه تر باشد اين مسائل جدي تر و سختگيري ها بيشترند. ابتدا بايد از بي خطري يک دارو و يک روش درماني اطمينان حاصل شود بنابراين بايد مطالعه روي حيوان انجام شود و وقتي بي ضرري دارو به اثبات رسيد، مي توان اين روش درماني را روي انسان آزمود که ابتدا بايد روي داوطلبان باشد. حال اگر کسي خودش ايده موثر بودن اين دارو را داده باشد ممکن است اين موضوع روي قضاوت او تاثير بگذارد، در نتيجه بايد ارزيابي را کسي انجام دهد که خود دارو را تجويز نکرده و اساساً نمي داند اين بيمار به خصوص دارويي مصرف کرده يا خير؟
از سوي ديگر ممکن است بيماران صرفاً به دليل شرکت در مطالعه علائم بهبودي نشان دهند. اين صرفاً به خاطر اثرات تلقيني داروها و شرکت در مطالعه نيست. بي ترديد وقتي کسي در يک مطالعه پزشکي قرار مي گيرد از جهات ديگر مورد توجه بيشتري است، به خصوص در مورد ضايعات نخاعي که قطعاً همه بيماران مورد فيزيوتراپي بهتري قرار مي گيرند. از اين رو بايد بيماران به طور کاملاً تصادفي به دو قسمت تقسيم شوند. يک گروه داروي واقعي را مصرف کنند و گروه ديگر يک داروي کاذب را منتها با همان شکل و با همان ترتيب مصرف کنند، يعني در اين مورد به خصوص بايد گروهي از بيماران به اتاق عمل برده شوند ولي هيچ عملي روي آنها صورت نگيرد. تازه باز هم اين کافي نيست بايد تعداد بيماران يا به عبارتي حجم نمونه کافي باشد وگرنه عامل تصادف ممکن است مطالعه را منفي کاذب يا مثبت کاذب کند و البته همان طور که قبلاً اشاره کردم مدت پيگيري بيماران نيز بايد به حدکفايت طولاني باشد تا بتوان در مورد اثرات درازمدت آن نتيجه گيري کرد. از همه اينها گذشته در صورت مثبت بودن نتايج بايد در اعلام اين نتايج هم با دقت و احتياط رفتار کرد. معمولاً شرکت هايي که در پرداخت هزينه هاي تحقيقات شرکت داشته اند هميشه تمايل دارند تاثير اين داروها را در بوق وکرنا کرده و گاه نتايج اغراق آميزي بگيرند،
اعلام زودرس يک تحقيق علمي مي تواند آن تحقيق را نابود سازد. بايد تمام بيماران به طور آگاهانه و با اطلاع از ميزان تاثير احتمالي در تحقيق شرکت کنند و در هيچ يک از مراحل هيچ بيماري نبايد براي يک تحقيق پزشکي پولي پرداخت کند و از همه اينها مهم تر اينکه بايد تمام موارد فوق به صورت مداوم تحت نظر يک کميته کارشناسي مستقل باشد. بي ترديد قبل از اعلام نتايج اوليه اين نوع درمان در دو سال پيش، تمام نکات بالا رعايت شده بود. حالا همه منتظريم نتايج درازمدت اين گونه درمان را ببينيم.
*متخصص مغز و اعصاب _________________
" آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند " . ارد بزرگ
تعديل رفتار جنسي کم توانان ذهني
اعتماد؛ نخستين کارگاه آموزشي «ارزيابي و چاره انديشي پيرامون خواسته ها و کردارهاي جنسي کودکان و نوجوانان کم توان ذهني» با محور تنش زدايي از خانواده هاي داراي فرزند کم توان ذهني از طريق ارائه راهبردها و راهکارهاي علمي و عملي براي پيشگيري و کاهش رفتارهاي مهارگسيخته جنسي بيماران کم توان ذهني در تاريخ هشتم خردادماه سال جاري در مرکز حرفه آموزي ارمغان از ساعت 14 الي 16 برگزار مي شود. حضور کارشناسان شاغل در مراکز توانبخشي و خدمات مددکاري سراسر کشور در اين کارگاه آزاد است. علاقه مندان به شرکت در اين کارگاه که با بيان سخنراني و انجام پرسش و پاسخ از سوي دکتر «بهنام اوحدي» روانپزشک، سکسولوژيست و سکس تراپيست ارائه مي شود، مي توانند براي ثبت نام حداکثر تا تاريخ اول خردادماه با شماره تلفن 88781052 تماس گرفته يا به نشاني تهران، خيابان وليعصر، روبه روي خيابان توانير (بيمارستان دي)، بن بست شمس، پلاک 9 مراجعه کنند.
دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي
اعتماد؛ در آستانه برپايي دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي، دبير اجرايي اين سمپوزيوم با هشدار نسبت به مراجعه افراد براي اعمال جراحي زيبايي بيني (رينوپلاستي) به متخصصان رشته هاي غيرمرتبط جراحي گفت؛ «اين اقدام، سلامت و زيبايي افراد را به مخاطره انداخته است.» دکتر «اميرآروين سازگار» که به مناسبت برپايي اين سمپوزيوم (که اول تا سوم خردادماه امسال برپا مي شود) سخن مي گفت با اعلام اين خبر گفت؛ «انتخاب جراح مناسب براي جراحي بيني نخستين گام براي انجام عمل موفقيت آميز است.» وي بر مشاوره پيش از عمل تاکيد کرده و مي افزايد؛ «در صورتي که پزشک پيش از عمل براي مشاوره با فرد داوطلب عمل جراحي وقت کافي بگذارد، نتيجه آن به مراتب رضايتبخش تر از مشکلات بعد از عمل است.» دکتر «سازگار» در ادامه تصريح کرد؛ «در دومين سمپوزيوم تازه هاي رينوپلاستي مبحثي با عنوان «جراحي هاي مجدد زيبايي بيني» پيش بيني شده است که صاحبنظران در اين زمينه به بحث و تبادل نظر مي پردازند.»
نقش مسکن ها در پيشگيري از آلزايمر
سلامت نيوز؛ پژوهشگران به شواهد مثبتي در خصوص تاثير برخي از انواع داروهاي مسکن در پيشگيري از ابتلا به آلزايمر دست يافتند. به گفته پژوهشگران، مصرف داروي مسکن ايبوپروفن و ديگر انواع داروهاي ضدالتهابي غيراستروئيدي خطر ابتلا به آلزايمر را بين 25 تا 40 درصد کاهش مي دهد. پژوهشگران با بررسي بيش از 49 هزار فرد بيش از 55 سال متوجه شدند مصرف اين مسکن ها پس از چند سال خطر ابتلا به آلزايمر را کاهش مي دهد. البته محققان تاکيد دارند مصرف بي رويه و خودسرانه داروهاي مسکن گاه عوارض خطرناکي را در پي دارد و تجويز اين داروها حتماً بايد از سوي پزشک صورت گيرد. آلزايمر نوعي بيماري پيش رونده مغزي است که با فراموشي و اختلالات شناختي رفتاري تظاهر مي کند.
ارتباط بيماري قلبي با پوکي استخوان
سلامت نيوز؛ مبتلايان به پوکي استخوان بايد بيش از ديگران مراقب سلامت قلب خود باشند. محققان کالج پزشکي نيويورک با بررسي گروهي از افراد دريافتند احتمال بروز بيماري هاي قلبي در مبتلايان به پوکي استخوان بيش از افرادي است که تراکم استخوان آنان طبيعي است. براساس اين بررسي، مبتلايان به پوکي استخوان بيش از ديگران به تنگي رگ هاي خون رسان قلب مبتلا مي شوند. محققان با توجه به نتايج اين بررسي به مبتلايان به پوکي استخوان توصيه مي کنند با معاينه هاي دوره يي، سلامت قلب و عروق خود را پيگيري کنند.
ارتباط آلودگي هوا و طاسي مردان
ايسنا؛ گروهي از پژوهشگران دانشگاه لندن هشدار دادند آلودگي هوا باعث طاسي در مردان مي شود. اين پژوهشگران اعلام کردند تنها ژن ها عامل بروز طاسي در مردان نيستند بلکه آلودگي هوا نيز نقش تعيين کننده يي در طاس شدن مردان دارد. با توجه به نتايج تحقيقات اين گروه از متخصصان، مرداني که ساکن مناطق آلوده و پرجمعيت هستند در مقايسه با مرداني که هواي پاک تنفس مي کنند، بيشتر در معرض طاسي قرار دارند. گفته مي شود الگوي طاسي مردانه عامل وراثتي دارد. اما در اين تحقيق جديد، پژوهشگران دانشگاه لندن ظهور اين الگوي طاسي مردانه را به فاکتورهاي محيط زيستي مانند آلودگي هوا و نيز سيگار کشيدن ربط داده اند. براساس اين مطالعات در فرآيند رشد مو مکانيسم هايي دخالت دارند که پروتئيني را توليد مي کنند و از اين پروتئين مو توليد مي شود اما مواد سمي و سرطان زا که در هواي آلوده وجود دارد، در واقع مي توانند با متوقف کردن اين مکانيسم ها، رشد مو را متوقف کنند.
يازدهمين کنگره انجمن اورولوژي ايران
اعتماد؛ يازدهمين کنگره انجمن اورولوژي ايران با همکاري انجمن اورولوژي اروپا 9 تا 12 خرداد ماه امسال در محل کتابخانه ملي تهران برپا مي شود. دکتر «محمدعلي زرگر» قائم مقام انجمن اورولوژي ايران و رئيس اين کنگره با اعلام خبر فوق افزود؛ «در کنگره امسال علاوه بر طرح مباحث مختلف اورولوژي، يک روز به موضوع آندرولوژي (عقيمي و ناتواني جنسي در مردان و زنان) اختصاص دارد.» وي با اشاره به اينکه در «يازدهمين کنگره انجمن اورولوژي ايران» متخصصاني از کشورهاي منطقه نيز شرکت مي کنند، از برپايي يک کنفرانس مشترک بين ايران، ترکيه و سوريه در زمينه دستاوردهاي جديد رشته اورولوژي همزمان با برپايي کنگره سالانه اين انجمن خبر داد. دکتر «زرگر» در ادامه افزود؛ «هدف کلي کنگره به روز کردن علم اورولوژي در کشور و آشنايي با فناوري هاي جديد دنياست.» يادآور مي شود پايگاه اينترنتي www.iuatehran2008.ir آماده ارائه مطالب بيشتر در زمينه اين کنگره است. _________________
" آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند " . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum