تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران (( ایران و کره سابق))

تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index
تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران


تالار گفتگو

 FAQFAQ   {جستجو}   {اعضا}Memberlist   Usergroups{گروه ها}   CalendarCalendar   Register{ثبت نام} 
 Profile{مشخصات کاربر}   Log in to check your private messagesLog in to check your private messages   Log in{ورود_خروج} 

حمايت مالي از قهرمانان؛ شعار ساز

 
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> رویدادها - بخش ششم
View previous topic :: View next topic  
Author Message
مریلا مفتح
همدم
همدم



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 131

PostPosted: Sun May 11, 2008 11:37 pm    Post subject: حمايت مالي از قهرمانان؛ شعار ساز Reply with quote

انتقاد رسانه هاي حامي دولت از تاسيس شرکت تعاوني آبادگران ورزش
حمايت مالي از قهرمانان؛ شعار سازمان تربيت بدني
در شرايطي که هيچ يک از رسانه هاي منتقد دولت انتقادي را به تاسيس شرکت تعاوني آبادگران ورزش ايرانيان مطرح نکردند دو سايت همسو با دولت به تاسيس اين شرکت واکنش نشان دادند. رجانيوز که يکي از نزديک ترين سايت هاي دولت است اين اقدام سازمان تربيت بدني را غيرقانوني خوانده و سايتي ديگر هم در گزارشي مفصل به دلايل تاسيس اين شرکت پرداخته است. هنوز دو روز بيشتر از انتشار اين گزارش نگذشته بود که رئيس تعاوني آبادگران ورزش ايران هم در گفت وگو با سايت فارس که از جمله حاميان دولت محسوب مي شود سعي کرد تاسيس اين شرکت را توجيه کند.براساس آن چيزي که در اظهارنامه شرکت تعاوني آبادگران ورزش ايرانيان آمده موضوع فعاليت اين شرکت سرمايه گذاري و مشارکت و انجام فعاليت هاي اقتصادي و بازرگاني مرتبط و تشکيل شرکت ها براي رسيدن به اهداف مطابق ماده سه اساسنامه ذکر شد و در تبصره مربوط به موضوع فعاليت اين شرکت ذکر شده هر يک از اين موارد پس از گرفتن مجوزهاي لازم انجام خواهد شد. رئيس صندوق تعاوني آبادگران ورزش در توضيحش براي دليل تاسيس اين صندوق گفت؛ «تاسيس اين شرکت تعاوني در راستاي اصل 44 قانون اساسي که شاخص ترين آن تاسيس تعاوني ها بود، انجام شد. مطابق اين اصل، تقويت بخش تعاوني و واگذاري امور دولتي به بخش خصوصي طبيعي است.» خزايي در حالي تاسيس اين شرکت را با اصل 44 قانون اساسي توجيه مي کند که سازمان هنوز شرايط را براي واگذاري دو باشگاه پرسپوليس و استقلال به بخش خصوصي فراهم نکرده است. اما يکي ديگر از نکات جالب اين شرکت تعاوني ترکيب هيات مديره آن است که سايت تابناک آن را به شرکت تعاوني مديران سازمان تربيت بدني تشبيه کرده است. محمدتقي خزايي رئيس هيات مديره شرکت آبادگران ورزش ايرانيان، مديرعامل شرکت دولتي صندوق حمايت از قهرمانان و پيشکسوتان هم هست.در جايگاه نايب رئيس هيات مديره هم شاهرخ شهنازي مشاور رئيس سازمان تربيت بدني و رئيس فدراسيون پينگ پنگ قرار گرفته. سعيد شاکر عضو هيات مديره شرکت توسعه و تجهيز که نماينده تام الاختيار مديرعامل اين شرکت در مجموعه هاي ورزشي هم هست از سوي اعضا به عنوان مديرعامل شرکت تعاوني آبادگران ورزش انتخاب شده است. حسين هادياني مديرعامل شرکت توسعه و نگهداري اماکن ورزشي هم نقش منشي هيات مديره را خواهد داشت اما نکته جالب تر جايي است که مديرکل دفتر ارزيابي عملکرد و پاسخگويي به شکايات سازمان تربيت بدني به عنوان بازرس اصلي اين شرکت انتخاب شده است. در شرايطي که سوالات فراواني پيرامون تاسيس شرکت وجود دارد رئيس هيات مديره اين شرکت مي گويد براي مديرعامل شرکت تعاوني آبادگران فعاليت در اين سمت هيچ سودي ندارد؛ «در تعاوني ها درآمدي براي افرادي که خدماتي ارائه مي کنند، وجود ندارد. هر کس مديرعامل مي شود بايد به طور رايگان خدمات بدهد و فقط مسووليت ايجاد مي شود. مي خواهم هفت هزار و 500 عضو صندوق حمايت از ورزشکاران را به اين تعاوني بياورم. در شرايط کنوني کدام تعاوني موفق بوده است؟ چه کسي جرات مي کند در تعاوني مسووليت بگيرد؟ اگر فقط 100 نفر هر کدام 100 هزار تومان پول سرمايه گذاري کنند، پس از مدتي خواهند گفت اگر اين پول را در بانک مي گذاشتيم، 12 هزار تومان سود مي برديم، حال سود ما کجا است؟ با ايجاد تعاوني خطر مي کنيم. شرکتي که آحاد مردم از قهرمان تا کارمند سازمان تربيت بدني مي توانند در آن عضو شوند و رسانه ها هم که يا منتقد يا مروج ما هستند، مي توانند حضور داشته باشند.»
تساوي سپاهان- صبا در فولاد شهر و پرسپوليس- برق در استاديوم آزادي
ضيافت قهرماني بدون ميزبان

پرسپوليس بهترين فرصت را براي رسيدن به صدر جدول از دست داد. در روزي که ورزشگاه آزادي حدود 60 هزار نفر را روي صندلي ها و سکوهاي خود مي ديد، محمود ياوري به وعده اش عمل کرد و پرسپوليس را هم مثل سپاهان متوقف کرد تا سرنوشت ليگ برتر در دو هفته پاياني تعيين شود. قطبي که هفته گذشته نام نيکبخت را به دليل بي انضباطي از فهرست تيمش خارج کرده بود، اين بار با مثلث نيکبخت، کعبي و خليلي در خط حمله بازي را آغاز کرد. نمايش خوب پرسپوليس در نيمه اول که با خلق 5 موقعيت گل همراه شد، سرانجام در دقيقه 40 اين تيم را به گل رساند. ضربه عالي محسن خليلي به کنج دروازه برق رسيد تا ورزشگاه آزادي شرايط جالبي پيدا کند. در عين تعجب اما نيمه دوم با حملات پردامنه برق و اشتباهات سازمان دفاعي پرسپوليس آغاز شد و اين روند آنقدر ادامه يافت تا فريد عابدي در دقيقه 61 بازي را به تساوي کشاند. در اين صحنه ضربه سر مهاجم برق با دست کريم باقري دفع شد اما پرسپوليس خوش شانس بود که توپ از خط دروازه عبور کرده بود تا داور کريم باقري را اخراج نکند. پس از اين اتفاقات تعويض هاي قطبي تا حدودي سازمان هجومي پرسپوليس را ترميم کرد و يک گل اين تيم هم توسط فراز فاطمي در موقعيت آفسايد به ثمر رسيد اما همانطور که قطبي پس از پايان بازي هم اعتراف کرد، تيمش در نيمه دوم عملکرد ضعيفي داشت تا مسابقه روز چهارشنبه مقابل صباباتري، به جدال مرگ و زندگي تبديل شود. آنچه در جريان نيمه دوم جلب توجه مي کرد، ضعف بدني پرسپوليسي ها بود که قطعاً در بازي با صبا هم شاگردان قطبي را دچار مشکل خواهد کرد. اما از سوي ديگر در ورزشگاه فولادشهر هم سپاهان نتوانست در بازي با صبا باتري به نتيجه بهتر از تساوي 2 - 2 برسد.

در اين ديدار که صبا با گل آلن آوديچ در آن از رقيب پيش افتاد، سپاهان حتي شانس داشت که اختلاف خودش را با پرسپوليس به 4 امتياز برساند. شاگردان ويرا پس از گل آوديچ با ضربات عمادرضا و حسين کاظمي ورق را به نفع خودشان برگرداندند. با اين دو گل سپاهان مي توانست در فاصله دو بازي مانده به پايان ليگ برتر با اختلاف 4 امتياز بيشترين اميد قهرماني را مال خود کند ولي ضربه سر فريدون فضلي در وقت دوم در نهايت باعث تساوي 2 - 2 دو تيم شد. البته روز گذشته تنها بازي تيم ها در صدر جدول حساس نبود، چرا که جدال تيم هاي قعر جدول هم از حساسيت خاصي برخوردار بود. ملوان يکي از سه تيمي که نامزد سقوط به ليگ دسته اول است، در ديدار با راه آهن 1 - 2 بازي را واگذار کرد تا بيشترين شانس را براي سقوط داشته باشد، اما از سوي ديگر پگاه گيلان که براي بقا در ليگ برتر با ملوان مي جنگد در بازي با سايپا به پيروزي عجيب يک بر صفر رسيد تا خطر سقوط کمي از اين تيم دور شود. آنها اختلاف سه امتيازي با ملوان به وجود آوردند و اين حاشيه امنيت خوبي را برايشان به وجود مي آورد.

در آبادان هم صنعت نفت با نتيجه يک-يک برابر ذوب آهن اصفهان متوقف شد. در يکي از مسابقات معمولي روز گذشته هم با اينکه استقلال در ورزشگاه قدس همدان روي گل زودهنگام شاگردان وينکو بگوويچ از رقيب عقب افتاد، اما در وقت دوم مسابقه اميدرضا روانخواه براي چندمين مرتبه در طول فصل بازي را براي تيمش به تساوي کشاند. در بازي ديگر هم شيرين فراز، تيمي که از بازي گذشته سقوطش به ليگ دسته اول ايران قطعي شده، صفر- يک به ابومسلم باخت. در شيراز هم مقاومت سپاسي در يک بازي پرگل با استقلال اهواز به تساوي 2-2 رسيد. ديدار تيم هاي پيکان با مس کرمان هم به تساوي رسيد تا غير از سه ديدار، تمام مسابقات ليگ در روز گذشته با تساوي به پايان رسيده باشد. با اين حساب پرونده قهرماني مسابقات ليگ برتر و سرانجام سقوط تيم ديگر ليگ برتر به مسابقات ديگر ليگ کشيده شد؛ ديدارهايي که چهارشنبه اين هفته و شنبه هفته آينده انجام مي شود.
برداشت هايي از مصاحبه تازه علي کفاشيان
کاش فوتبال به همين شيريني بود
استراتژي کلي علي کفاشيان در مواجهه با رسانه هاي گروهي، در تمام سال هايي که پسوند معاونت سازمان تربيت بدني، رئيس کميته ملي المپيک و رئيس فدراسيون فوتبال را داشته، کلي گويي و مبهم گويي بوده و هست. کفاشيان ديروز در مورد ادعاي تازه علي دايي مبني بر ادامه حضور در سايپا به خاطر صعود اين تيم به مرحله بعد ليگ قهرمانان آسيا، گفت وگويي با خبرگزاري ايسنا انجام داد.

چند جمله اش را بخوانيد؛ «به نظر من اگر برنامه هاي سايپا لطمه يي به تيم ملي وارد نکند، حضور دايي در سايپا بدون مشکل است اما او قطعاً در فصل آينده رقابت هاي ليگ، سرمربي سايپا نخواهد بود.» و بخش ديگري از همين مصاحبه؛ «اگر بازي هاي سايپا در ليگ قهرمانان آسيا، به تيم ملي ضربه نزند، ايرادي براي حضور دايي در سايپا تا پايان بازي هاي اين تيم در ليگ قهرمانان وجود ندارد.»

هرچند مي توان تجسم کرد علي کفاشيان مثل هميشه با فراغ خاطر حرف هايش را رسانه يي کرده اما «برداشت» و نتيجه گيري از صحبت هاي او، مثل هميشه سخت ترين کار ممکن است چه اينکه از خوانش چندباره حرف هاي رئيس فدراسيون فوتبال مشخص نمي شود علي دايي «مي تواند» فصل آينده روي نيمکت سايپا بنشيند يا «بايد» تنها به تيم ملي فکر کند؛ اينکه دايي «مجاز» است در فصل آينده به سايپا هم فکر کند يا نه.

موضوع جالب تر تقسيم بندي ذهني علي کفاشيان، در مورد سايپاي فصل آينده است چرا که در بخشي از مصاحبه کفاشيان به اين نکته جالب برمي خوريم که «دايي قطعاً در ليگ برتر سرمربي سايپا نخواهد بود.» و در بخشي ديگر مي خوانيم «دايي بسته به شرايطي، مي تواند سايپا را در ادامه مسابقات ليگ قهرمانان همراهي کند.» اين پارادوکس جالب نشان مي دهد به زعم رئيس فدراسيون فوتبال، دايي مي تواند به مسوولان سايپا بگويد؛ «من از تيم شما جدا مي شوم اما قبل از هر بازي در ليگ قهرمانان برمي گردم و به عنوان سرمربي کمک تان مي کنم.» احتمالاً طبق اين طرح جالب و نوين علي کفاشيان، جانشين علي دايي در سايپا هم مي پذيرد پيش از هر مسابقه در ليگ قهرمانان، سايپا را تحويل علي دايي بدهد و مثل تماشاگران روي سکوها بنشيند. به هر حال اگر «ساده انگاري» رئيس فدراسيون فوتبال، به همين سهولت قابل اجرا بود، بخش ويژه يي از مشکلات فوتبال ايران و حتي جهان حل مي شد. فکرش را بکنيد؛ علي دايي يک هفته ديگر از سايپا جدا شود و تمام توان خود را معطوف تيم ملي کند اما هر وقت بازي هاي مراحل حذفي ليگ قهرمانان آغاز شد، موقتاً به اردوي سايپا برگردد، سرمربي اين تيم را کنار بگذارد، سايپا را در بازي هاي آسيايي هدايت کند و پس از بازي دوباره چمدانش را به قصد اردوي تيم ملي ببندد. تئوري کفاشيان خيلي جالب است. کاش فوتبال به همين «شيريني» نگاه رئيس فدراسيون فوتبال ايران بود.
مقام سوم تيم ساحلي و سومين صعود به جام جهاني
صعود تيم بي سرپرست
تيم ملي فوتبال ساحلي براي سومين بار سهميه حضور در مسابقات جام جهاني ساحلي را گرفت. اين بار هم تيم ساحلي ايران در تورنمنت انتخابي جام جهاني ساحلي در آسيا بين تيم هاي شرکت کننده به رتبه سوم رسيد تا يک رکورد ويژه براي فوتبال ساحلي ايران رقم بخورد. تيم ايران در هر سه سالي که در مسابقات آسيايي ساحلي شرکت کرده، رده سوم مسابقات را مال خود کرده و هر سه بار هم به جام جهاني فوتبال ساحلي راه پيدا کرده. به هر حال اين بار تيم ساحلي ايران با شکست به ژاپن در گروه A مسابقات به عنوان تيم دوم گروه به نيمه نهايي مسابقات راه پيدا کرد. هرچند در نيمه نهايي تورنمنت هم ايران به مصاف امارات رفت؛ ديداري که در آن ميزبان مسابقات با حمايت تماشاگران اماراتي و البته اشتباهات فردي بازيکنان ايران توانست به پيروزي 3 بر 1 برسد. پس از اين باخت بود که فوتبال ساحلي ايران براي سومين صعود به مسابقات جهاني ساحلي نيازمند شکست تيم ملي چين بود. اين ديدار دو شب پيش در زمين ماسه يي دوبي آغاز شد که در آن تيم ايران بدون آنکه به مشکل خاصي بخورد، توانست چين را شکست دهد. تيم ملي ايران در ديدار رده بندي مسابقات 4 بر 1 چين را برد تا غير از مقام سوم مسابقات آسيايي به مسابقات جام جهاني هم راه پيدا کند. در اين بازي عبداللهي، بلوک باشي، خسروي و مسگر چهار گل ايران را به ثمر رساندند. در ديدار فينال اين مسابقات هم امارات که در نيمه نهايي 3 بر يک ايران را شکست داده بود، موفق شد 4 بر 3 ژاپن را ببرد. امارات با اين پيروزي براي دومين سال پياپي کاپ قهرماني مسابقات فوتبال ساحلي آسيا را مال خود کرد. امارات سال گذشته هم در فينال مسابقات آسيايي ژاپن را شکست داده بود. به هر حال با اين اتفاقات امارات، ژاپن و ايران سه تيم آسيايي حاضر در مسابقات جام جهاني 2008 ساحلي هستند. مسابقات جام جهاني 2008 در پاييز سال جاري در يکي از سواحل زيباي مارسي در فرانسه آغاز مي شود و ايران بايد در انتظار قرعه کشي تورنمنت بماند. در هر دو دوره گذشته ايران در همان مرحله گروهي از مسابقات کنار رفته. اين را هم بايد اضافه کرد که تيم ساحلي ايران در شرايطي به اين موفقيت رسيد که اکتاويو سرمربي برزيلي تيم چند ماه پيش با استعفا از سمت خودش، سرمربيگري شيرين فراز کرمانشاه را پذيرفت. از سوي ديگر هم بايد بحث ادغام کميته فوتبال ساحلي با کميته فوتسال را پيش کشيد که در آن فوتبال ساحلي پس از اين بايد زيرمجموعه فوتسال فعاليت کند.
کاپيتان ايران با بدشانسي شروع کرد
حيدري مصدوم شد و کنار رفت
آمده بود تا ثابت کند بعد از مدت ها دوري از دنياي ورزشکاران هنوز آنقدر سرپا و آماده است که مي تواند براي مدال المپيک هم دندان تيز کند اما در اولين رقابت بين المللي اش مصدوم شد تا در همين اول راه به مشکل بربخورد.«عليرضا حيدري» مرد شش مداله کشتي آزاد ايران که سابقه ناموفق مربيگري تيم ملي را هم در کارنامه کاري اش دارد، بعد از آنکه ديد هنوز براي سرمربيگري در تيم ملي کم تجربه است، تصميم گرفت بار ديگر دوبنده به تن کند و شانس اش را روي تشک امتحان کند. حيدري که در بازگشت به دنياي قهرماني مخالفان زيادي را بر سر راه خود مي ديد با اعلام اينکه با هدف حضور در المپيک به کشتي بازگشته، قصد داشت خود را براي بازگشتي قدرتمندانه آماده کند. مخالفان حيدري ادعا مي کردند او قصد دارد با استفاده از روابطش سهميه حضور در المپيک را که توسط کشتي گير ديگري به دست آمده از آن خود کند و او در پاسخ به اين شايعات قول داده براي آنکه حق کسي را پايمال نکند، در مسابقات انتخابي شرکت کند. اما پيش از آنکه بحث کشتي گير 96 کيلوگرمي اعزامي به المپيک به ميان آيد، عليرضا حيدري همراه با ديگر کشتي گيران ايران راهي مسابقات جام علي اف شد تا همان طور که خودش گفته بود با رقابت در چند تورنمنت بين المللي بار ديگر خود را در شرايط مسابقه قرار دهد اما کاپيتان تيم ملي کشتي ايران چندان خوش شانس نبود و در جام علي اف نتوانست حتي يک مسابقه را هم به پايان برساند.حيدري که در اين مسابقات همراه رضا يزداني در دسته 96 کيلوگرم قرار داشت، در اولين مبارزه اش برابر ابراهيم سعيدوف از روسيه قرار گرفت. او در جريان اين مبارزه بعد از آنکه با اجراي ميانکوب و خاک کردن حريف به يک امتياز رسيد، از ناحيه کتف مصدوم شد و پزشک حاضر در سالن او را از ادامه مبارزه منع کرد تا او با وجود تلاشي که براي حضور در يک ميدان بين المللي داشت، قادر به ادامه مبارزه نباشد.اما حضور دوباره حيدري روي تشک کشتي مشتاقان زيادي داشت که يکي از آنها الدار کورتانيدزه کشتي گير رويايي گرجستان بود. حريف سال هاي گذشته حيدري که سه سال پياپي در مسابقات جهاني ملي پوش ايراني را شکست داده بود، در مبارزه اولش در المپيک آتن مغلوب حيدري شد تا خداحافظي زودهنگامي با المپيک قبلي داشته باشد. او هم که مانند حيدري بعد از المپيک آتن قصد داشت کشتي را کنار بگذارد، باز هم در آستانه المپيک 2008 درصدد است با غلبه بر مدعيان روانه پکن شود.
گزارشي از حضور مخفيانه دختران در استاديوم ها براي تماشاي بازي فوتبال
دختران آفسايد

مهدي اميرپور

از روزي که دختران «کمپين استاديوم» با روسري هاي سفيد کنار در ورودي استاديوم آزادي تجمع کردند تا شايد بتوانند بازي ايران - بحرين را در مسابقات مقدماتي جام جهاني تماشا کنند، موضوع «ورود دختران به استاديوم هاي فوتبال» از موضوعات داغ ورزشي ايران شد. البته آن روز، زماني که سيدمحمد خاتمي رئيس جمهور وقت ايران با هيات همراه از در اصلي مجموعه ورزشي آزادي عبور کرد و با صحنه تجمع دختران روبه رو شد، اجازه حضور آنها در ورزشگاه را تنها براي يک مسابقه صادر کرد. آنها بازي ايران - بحرين را تماشا کردند و حتي در جشن صعود تيم ملي به مسابقات جام جهاني هم حضور داشتند ولي پس از پايان آن ديدار باز هم دختران پشت درهاي استاديوم ماندند. در اين بين حتي محمود احمدي نژاد يک مرتبه دستورالعملي را براي سازمان تربيت بدني فرستاد که در آن تصريح شده بود؛ «بسترسازي براي حضور دختران در ورزشگاه ها در اولويت قرار بگيرد.» هر چند آن دستورالعمل با مخالفت برخي علما به بايگاني نهاد رياست جمهوري رفت.

با اين اتفاقات بود که حضور در استاديوم هاي فوتبال بين دختران به يک آرزوي دست نيافتني تبديل شد. اما نبايد از قلم انداخت دختراني هم هستند که به اين آرزو دست يافتند. الگوي اين گروه دختران براي رسيدن به سکوهاي استاديوم فوتبال فيلم «آفسايد» جعفر پناهي است. پس از آنکه جعفر پناهي در آفسايد به موضوع ورود غيرقانوني دختران به استاديوم آزادي پرداخت که در آن دختران با لباس پسرانه دنبال عبور از بازرسي هاي نيروي انتظامي بودند، حالا نوبت رسيده به اينکه خارج از فضاي سينما دختران اين ترفند را براي ورود به استاديوم امتحان کنند. اين اتفاق دست کم در مسابقات اين فصل ليگ برتر ايران چند باري از استاديوم هاي فوتبال گزارش شده و بازخوردهاي عجيبي هم داشته.

آنهايي که شناسايي شدند

نيم ساعتي از آغاز داربي خوزستان گذشته بود که چند نفر از تماشاگران آباداني مسابقه سراغ نيروي انتظامي ورزشگاه مي روند تا تماشاگر مشکوکي را که روي سکوهاي ورزشگاه تختي آبادان نشسته بود به نيروي انتظامي معرفي کنند. آن تماشاگر مشکوک تنها با پسري که همراهش بود حرف مي زد و البته تن صداي ظريف اش باعث شده بود تماشاگران به او شک کنند. آن تماشاگر اصلاً هيبت پسرانه يي نداشت و البته در اولين برخورد ماموران نيروي انتظامي، ديگر همه فهميدند آن تماشاگر مشکوک دختر است. او از سوي نيروي انتظامي دستگير شد. گويا پس از دستگيري دختر نيروي انتظامي سراغ پسري که همراه او بوده، مي رود و پسر را که از خويشاوندان دختر بود، مجبور کردند به والدين دختر خبر بدهد تا با حضور در يکي از کلانتري هاي نيروي انتظامي دخترشان را از ماموران نيروي انتظامي تحويل بگيرند. ولي پس از اينکه ماموران نيروي انتظامي با فرمانده مستقر در ورزشگاه مشورت مي کنند، متوجه مي شوند که نمي توانند دختر را بازداشت کنند چرا که از نظر قوانين موجود او اصلاً هيچ جرمي را مرتکب نشده. به عبارت ديگر حضور يک دختر با لباس پسرانه در استاديوم هاي فوتبال به شکلي رسمي، خلاف قانون نيست و براي همين بود که ماموران نيروي انتظامي دختر تماشاگر را در مقر خود در ورزشگاه نگه داشتند تا عموي دختر برخلاف تصور، با اطلاع قبلي از حرکت برادرزاده اش او را از ماموران نيروي انتظامي تحويل بگيرد. اين تنها موردي نيست که در مسابقات ليگ برتر اين فصل دختري با لباسي پسرانه براي تماشاي بازي فوتبال به استاديوم مي رود. پيش از اين اتفاق در آبادان دختري در بازي ملوان انزلي - پرسپوليس خودش را به جمع تماشاگران حاضر در ورزشگاه تختي بندر انزلي رسانده بود.

البته او از سوي ماموران نيروي انتظامي حاضر در استاديوم شناسايي نشد و حتي با اينکه نيمکت نشينان پرسپوليس هنگام گرم کردن در پيست تارتان متوجه حضور او روي سکوهاي پشت نيمکت تيم شان شدند، باز هم اين موضوع را به ماموران اطلاع ندادند. از سوي ديگر سال گذشته هم در استاديوم شريعتي کرج يک دختر در کنار پدر و برادر خودش شاهد يکي از ديدارهاي خانگي سايپا بود. اين حضور هم با برخورد روبه رو نشد. البته هنوز عکسي که از حضور مخفيانه او در ورزشگاه شريعتي کرج ثبت شده در وبلاگ هاي «حامي حضور زنان در استاديوم» استفاده مي شود ولي چون از پشت سر دختر گرفته شده، چهره او قابل شناسايي نيست. جالب اينکه او با پوشش متعارف دخترانه يعني با مانتو و روسري به استاديوم شريعتي کرج رفته بود.

البته قطعاً آمار دختراني که مخفيانه براي تماشاي مسابقات ليگ برتر به استاديوم هاي فوتبال مي روند بالاتر از اينهاست ولي از آنجا که حضور آنها در ورزشگاه هم از چشم خبرنگاران و هم از ديد ماموران نيروي انتظامي پنهان مي ماند، رسانه ها خبر حضور آنها در استاديوم فوتبال را از دست مي دهند. با وجود اين کافي است پاي حرف برخي از تماشاگران مرد بنشينيد تا وقتي از خاطرات خود حرف مي زنند با گوش خودتان بشنويد که چند مرتبه دختران را با لباسي پسرانه در صندلي هاي کنار خود در ورزشگاه شناسايي کردند و البته مواظب بودند دستگير نشوند.

وقتي روي سکوها هستي

«و. م.» يکي از تماشاگراني است که مخفيانه براي تماشاي مسابقات ليگ برتر ايران به استاديوم آزادي رفته. او 12 اسفندماه سال گذشته روز بازي استقلال تهران با برق شيراز در استاديوم آزادي با لباس پسرانه و يک پرچم بزرگ استقلال در جايگاه تماشاگران دوآتشه استقلال نشسته بود و تا پايان مسابقه بدون مشکل بازي تيم محبوبش را تماشا کرد. وقتي خبرنگار روزنامه اعتماد با تماس تلفني با او به دنبال جزئيات ورود مخفيانه اش به استاديوم بود، نه تنها مخالفتي با اين درخواست نداشت که حتي با خوشرويي و هيجان زدگي تمام ماجرا را تعريف کرد.

او از روزهايي حرف زد که اين ايده در ذهنش شکل گرفته و البته از روزي که اين ايده عملي شد؛ «البته اصلاً برنامه يي جهت اينکه براي بازي استقلال- برق شيراز به استاديوم بروم، نداشتم ولي چون ديگر روزهاي پاياني فصل زمستان بود و من براي رفتن به استاديوم بايد لباس هاي ضخيم زمستاني را تنم مي کردم، ترجيح دادم پيش از پايان زمستان از فرصت استفاده کنم. براي رفتن به استاديوم يک کاپشن گشاد و کلفت پوشيدم و سرم را هم با يک کلاه بافتني پوشاندم. البته پيش از اينکه به استاديوم بروم از دوستان و همکاران خودم که به ورزشگاه رفته بودند بابت فضاي ورزشگاه پرسيده بودم تا مشکلي پيش نيايد.» البته او براي ورود به استاديوم تنها به سمت مجموعه ورزشي آزادي حرکت نکرده و همراه چهار نفر از خويشاوندان پسر خود دست به اين کار زده. آنطور که خودش اعتراف مي کند صحنه عبور از در ورودي ورزشگاه حساس ترين جايي است که او در پروسه ورود مخفيانه به ورزشگاه آزادي گذرانده. چند گام از آن ورودي که گذشته به جايي رسيده که ماموران نيروي انتظامي براي جلوگيري از ورود ترقه و مواد محترقه تماشاگران را بازرسي مي کنند. ولي گويا از آنجايي که جثه «و.م.» کوچک تر از چيزي بوده که به آن شک کنند، او بدون بازرسي از آخرين گيت بازرسي هم عبور مي کند و مي رسد به ورودي سکوهاي ورزشگاه.

او روي يکي از سکوهاي تماشاگران دوآتشه استقلال مي نشيند و دو طرفش را خويشاوندان اش پر مي کنند تا کسي متوجه حضور او نشود. اما ديالوگ هايي که بين او و پسران شکل مي گيرد و تن صدايش باعث مي شود چند نفر از تماشاگران غريبه بفهمند که او دختر است و مخفيانه به ورزشگاه آمده. «و.م.» مي گويد؛ «پس از آنکه فهميدند من دخترم اصلاً اتفاق خاصي نيفتاد. البته پيش از اينکه بفهمند من پسر نيستم به راحتي فحاشي مي کردند ولي پس از آن احترام من را نگه مي داشتند و اگر کسي هم از سکوهاي آن طرف تر فحاشي مي کرد، يک جوري ساکتش مي کردند.»

او حتي صورتش را هم مطابق معمول دختران که براي ورود به ورزشگاه صورت شان را رنگ مي کنند، رنگ نکرده و جالب اينکه از سوي هيچ کدام از ماموران انتظامي شناسايي نشده. البته او آن سوي سکه را هم پيش بيني کرده بود و در صورت دستگيري با يکسري از دوستان خود هماهنگ بود تا آنها او را از ماموران انتظامي استاديوم آزادي تحويل بگيرند؛«البته خانواده ام از ماجرا اطلاعي نداشتند چرا که هنوز اين قضيه در خانواده ها حل نشده.» ولي از سوي ديگر هم «و.م.» هيچ ترسي از اين کار نداشته. به هر حال گويا او کاملاً به قوانين جزايي آشنايي دارد و مي داند که در قانون، جرمي با موضوع «ورود غيرقانوني دختران به ورزشگاه» وجود ندارد. البته در توضيح ماجرا بايد اضافه کرد که در قانون بر «ممنوعيت حضور دختران در استاديوم هاي فوتبال» تاکيد نشده و اين محدوديت تنها به خاطر سنت هاي اجتماعي شکل گرفته. به هر حال هنوز کسي نمي داند با دختراني که براي رسيدن به سکوهاي استاديوم فوتبال دست به هر کاري مي زنند، چه کار بايد بکنند. نه قانوني داريم که بتوانيم مانع از حضور آنها در استاديوم هاي فوتبال شويم، نه مي توانيم با استدلال منطقي آنها را از اين کار منصرف کنيم. البته هر وقت هم بحث با اين دسته از دختران باز مي شود آنها از حقوق خودشان مي گويند. به هر حال اين انتظار چندان انتظار زيادي هم نيست. وقتي دختران به راحتي مي توانند به سالن بسکتبال مجموعه ورزشي آزادي بروند و مسابقات ليگ برتر بسکتبال را تماشا کنند و هنگامي که آنها به راحتي مي توانند شاهد مسابقات ليگ برتر واليبال باشند و وقتي که همسر افشين قطبي و فريده شجاعي نايب رئيس بانوان فدراسيون فوتبال شاهد بازي استقلال- پرسپوليس هستند، ديگر کسي نمي داند با چه استدلالي بايد اين درخواست آنها را وتو کرد.
نسيم حسن پور، نماينده ورزش زنان ايران در المپيک آتن؛
جاي تيراندازي در المپيک خالي نيست
حديث علمي



اين روزها ورزش زنان ايران در حالي کسب دو سهميه المپيک را جشن گرفته که براي اولين بار خبري از دختران تيرانداز ايران در المپيک نيست. تيراندازي که در سه دوره گذشته بازي هاي المپيک تک نمايندگان ورزش زنان را راهي المپيک کرده بود، اين بار نماينده يي در کاروان اعزامي ايران ندارد تا بعد از المپيک آتلانتا، سيدني و آتن که دختران تيرانداز نمايندگي جامعه ورزشي زنان ايران را برعهده داشتند، در المپيک پکن نوار حضور مستمر آنها پاره شود.

حضور زنان ورزشکار ايران در بازي هاي المپيک با اعزام ليدا فريمان به المپيک 1996 آتلانتا شروع شد. بعد از او منيژه کاظمي به المپيک 2000 سيدني اعزام شد و آخرين نماينده تفنگداران نسيم حسن پور که شانس رقابت در بازي هاي 2004 آتن را به دست آورد. اين در حالي بود که هر سه اين تيراندازان با وايت کارت و سهميه آزاد راهي المپيک شده بودند. اما در شرايطي که اين بار ورزش زنان ايران با کسب دو سهميه مستقيم در تکواندو و قايقراني خود را يک پله بالا کشيده است، تيراندازي حتي مانند دوره هاي پيش و با وايت کارت هم جايي بين المپيکي ها ندارد. اما نسيم حسن پور ستاره چهار سال پيش تيراندازي دختران که ناگهان ستاره شد و به المپيک هم رسيد خيلي ساده مي گويد که در المپيک پکن اصلاً جاي تيراندازي خالي نيست، او که بعد از آن دوران طلايي مدتي است افت کرده، شرايط مديريتي فدراسيون را در اين وضعيت مقصر مي داند. حسن پور بين سه تيرانداز المپيکي بهترين نتيجه را گرفته بود و حتي بعد از بازگشت از آتن و با تجربه يي که به دست آورده بود، روياي مدال المپيک را در سر داشت اما شرايط طوري پيش رفت که خيلي زود از ستاره يي پرفروغ به ملي پوشي معمولي تبديل شد. او اميدوار است ديگر دختران المپيکي شرايط او را تجربه نکنند؛«مي گفتند من اعجوبه ام اما بعد همه انگيزه هايم را از بين بردند.»

---

-به يک المپيک ديگر نزديک مي شويم. حال و هواي آن روزهاي خودت يادت هست؟

شرايط خوبي نداشتم. در سالني تمرين مي کردم که خبرنگاران به آن مي گفتند «دخمه»، سالن سرد و تاريک آزادي. با اين حال چيزي که من را بيشتر اذيت کرد، شرايطم در بازي هاي آتن بود.

-عکس هايت در آتن نشان مي داد آرام نيستي.

هنوز هم نفهميده ام چرا اجازه ندادند مربي ام با من به المپيک بيايد. تيراندازي رشته يي است که بيشتر از آمادگي بدني به تمرکز و آرامش روحي متکي است. من چيز زيادي نخواسته بودم اما به عنوان تنها نماينده ورزش زنان ايران در المپيک همان را هم ناديده گرفتند.

-با اين حال بهتر از دو نفر قبلي نتيجه گرفتي.

من فشار رواني زيادي را تحمل مي کردم. نتيجه يي هم که گرفتم به خاطر زحمتي بود که کشيده بودم اما حالا که فکر مي کنم مي بينم آن موقع براي من زود بود به المپيک بروم.

-اما آن موقع در اوج بودي. حالا که ديگر اثري از آن نسيم حسن پور نمانده است.

براي اينکه تيراندازي هيچ وقت برنامه ريزي درست و حسابي نداشت. ما حتي در اين دوره از مسابقات المپيک هم مي توانستيم براي گرفتن وايت کارت اقدام کنيم اما من شنيدم کوتاهي از طرف ايران بود و ما اين شانس را از دست داديم.

-چرا اينقدر افت کردي؟

اين شرايطي است که تمام تيراندازان دارند. من خودم هيچ انگيزه يي ندارم. سياست هاي فدراسيون آنقدر عجيب بود که همه چيز را خراب کرد. آنقدر مربي ها را عوض کردند و شرايط روحي تيم را به هم ريختند که ديگر جايي براي فکر کردن به تيراندازي نمانده بود. دخالت مربيان در کار يکديگر هم که ديگر عادي بود.

-يعني تعويض مربي باعث اين افت در تيراندازان شد؟

فقط اين نبود. وقتي در يک مجموعه تمام تصميمات غيرمنطقي باشد نتيجه بهتري نمي دهد.

-مثلاً چه تصميماتي؟

مثلاً اينکه چرا ما نبايد در تورنمنت هايي در سطح خودمان شرکت مي کرديم؟ در شرايطي که تيراندازي ما هنوز در حد جهاني نيست، فدراسيون ما را فقط به مسابقات جهاني اعزام مي کرد و تنها نتيجه اش اين بود که از لحاظ روحي خراب و خراب تر مي شديم. يک تيرانداز بدون روحيه هيچ است.

-و بعد از تمام اينها تيراندازي المپيک پکن را از دست داد. جاي يک دختر تيرانداز در کاروان ايران خالي نيست؟

نه، با وضعيت فعلي هيچ کدام از دختران تيرانداز آمادگي چنين مسابقاتي را ندارند. المپيک جاي ورزشکاران رشته هايي مثل تکواندو است که به خوبي اوج گرفته اند و لياقت حضور در اين بازي ها را دارند.

-تصورت از عملکرد دختران ورزشکار ايران در اين دوره از بازي هاي المپيک چيست؟

من فقط از راه دور برايشان انرژي مثبت مي فرستم و اميدوارم با دست پر به ايران برگردند.
رابطه دوست داشتن و هويت
بهمن فروتن

اينکه دکتر صدر چلسي را دوست ندارد، براي من مساله بزرگي شده است. البته دليل اينکه او، روزي روزگاري چلسي را دوست مي داشته است برمي گردد به وجود دروازه باني در اين تيم به نام «بنتي». صدر، چلسي امروز را باشگاهي بي هويت مي نامد و به همين دليل هم آن را ديگر دوست ندارد. درست از زماني که اين قضيه دوست نداشتن چلسي به دليل بي هويتي مطرح شد، من هم در همين رابطه يعني «دوست نداشتن به خاطر بي هويتي» شديداً به فکر فرو رفته ام. اينکه يک نفر چلسي را دوست داشته است، آن هم سي و هفت، هشت سال پيش چون دروازه بانش «بنتي» بوده است و حالا دوست ندارد؛ چون طبيعي است که بعد از اين همه سال دروازه بانش ديگر «بنتي » نمي تواند باشد هيچ سوالي را به وجود نمي آورد اما با وجود «مورينيو» که بالاخره در گذشته يي نه چندان دور مربي اين باشگاه بوده و بازيکناني مثل «لمپارد»، «بالاک»، «دروگبا»، «پيتر چک» يا همين آورام گرانت و حتي خود آبراموويچ، اين اشاره به بي هويتي باشگاه چلسي، براي من بسيار سوال برانگيز است. اشتباه نکنيد يا بهتر است بگويم زود قضاوت نکنيد، من قصد «پوئميک» ندارم برعکس در قالب يک بحث ديالکتيکي مي خواهم به رابطه دوست داشتن و هويت در فوتبال بپردازم. ببينيد، روزي، در گذشته يي دور، تعيين کننده هويت باشگاه چلسي «بنتي» بود و چون صدر «بنتي» را دوست داشت، به خاطر حکم برابري دوچيز مساوي يک چيز پس باشگاه او را هم بايد دوست داشته باشد، يعني اينکه در حقيقت او چلسي را به خاطر «بنتي» دوست داشت و البته گاه برعکس هم مي شود؛ به اين شکل که کساني هم دروازه باني را به خاطر باشگاهش دوست داشته باشند در واقع، هم نيروي انساني و هم باشگاه به طور متقابل تعيين کننده هويت يکديگرند به اين ترتيب، در يک شما و تصوير کلي، مي شود عموميت داد که هر باشگاه که قدمتي داشته باشد صاحب هويت است؛ هويتي که از نيروهاي انساني اش در گذشته گرفته و به شکل خودکار در زمان حال به نيروهاي انساني موجود انتقال مي دهد.

مي خواهم يک مثال ايراني بزنم؛ همين باشگاه «استيل آذين» خودمان. ديگر به اين باشگاه نمي شود گفت بي هويت چون مرداني مثل پروين، کاظمي، انصاريان، آذري و... به اين باشگاه هويتي داده اند که با بردن نام آن، پارامتر، نرم، معيار و مشخصه هاي دقيقي در دسترس عموم قرار داده مي شود که مي توان به وسيله آن، هويت اين باشگاه را مشخص کرد و به اين ترتيب است که اگر کسي پروين را دوست داشته باشد، استيل آذين را هم دوست خواهد داشت و اگر نداشته باشد که خب دوست نخواهد داشت به همين شکل هم بايد گفت که اگر صدر چلسي را دوست ندارد به اين دليل است که او شايد پس از رفتن مورينيو ديگر کسي را در اين باشگاه نمي پسندد و دوست نداشتن او هم دليل بي هويتي اين باشگاه نبايد باشد.

در گذشته يي بسيار نزديک در جواب به سوال «عملکرد روزنامه هاي ورزشي را چطور ارزيابي مي کنيد»، اردشير لارودي سردبير روزنامه جهان فوتبال اظهار مي دارد که «... اگر واقع بين باشيم، روزنامه هاي ورزشي در حال حاضر مخاطبان خود را تا حدودي از دست داده اند و اين مهم باز به گردن خود روزنامه هاست، ... به دليل پوشش رسانه يي فوتبال، جامعه فوتبال کوچک مي شود و اين روي عملکرد روزنامه ها تاثير مي گذارد...» البته به دليل تک سوالي بودن مصاحبه، آقاي لارودي به چرايي و چگونگي کوچک شدن جامعه فوتبال نپرداخته اند و دقيقاً سوال من از آقاي لارودي همين جاست؛ جامعه فوتبال چگونه کوچک مي شود؟ يکي دو هفته است که آرزو مي کنم پرسپوليس قهرمان شود و سپاهان جام حذفي را ببرد و فيروز کريمي از استقلال برود و از اينکه مجيد جلالي هم ضعف نشان داده است، دوست دارم که بقيه بازي هايش را هم ببازد. کم کم من هم باورم شده قطبي بزرگ ترين و بهترين مربي ايران است و به همين دليل هم از فيروز که او را در گذشته بي نهايت دوست داشتم و حرف هايش را که مرا در شب هاي 90 شاد مي کرد و به خنده وامي داشت، شديداً بدم آمده و طنزهايش هم به شکل عجيبي برايم مشمئزکننده شده اند. دارد کم کم باورم مي شود که مجيد جلالي هم چيزي از فوتبال حاليش نيست و در اين پهندشت ول معطل است. علي دايي هم که تکليفش معلوم است. ان شاءالله از شر او هم خلاص مي شويم، وقتي از خودم سوال مي کنم بهمن چرا اين احساس را نسبت به اين سه نفر پيدا کرده يي، دقيقاً مي بينم که تاثير مطبوعات و رسانه هاي تصويري عامل اصلي به وجود آمدن تفکرات منفي در من نسبت به اين سه همکار بوده است و اين حقيقت محض است؛ قسم مي خورم، مطبوعات و رسانه هاي تصويري فيروز کريمي، مجيد جلالي، علي دايي و حتي ناصر حجازي را که به فوتبال ايران هويت بخشيده اند، از من گرفته اند و در عوض قطبي را که فوتبال ايران به او هويت بخشيده است، به من داده اند. عيبي ندارد من در فوتبال، قطبي را با آغوش باز پذيرفته ام ولي آقاي لارودي، اين همان کوچک شدن جامعه فوتبال نيست؟ اين همان از دست دادن مخاطبان نيست؟ چرا من وقتي روزنامه مي خوانم يا تلويزيون مي بينم بايد از همکارانم بدم بيايد؟ چرا من بايد چهار مربي خوب را بدهم تا تنها يک خوب نصيبم شود؟ نمي شود هر پنج مربي را داشته باشم؟ نمي شود کاري کرد که دنياي من بزرگ تر شود تا همچنان مخاطب شما باقي بمانم؟ آقاي لارودي، ياغيگري نزد بازيکنان سر به آسمان کشيده است مي دانيد چرا؟ براي اينکه افراد بي هويتي که هيچ کس آنها را نمي شناسد، بهتر بتوانند اين فوتبال را کنترل کنند. براي اينکه همين افراد بي هويت بتوانند قسمت بيشتري از پولي را که دولت به فوتبال اختصاص مي دهد، به جيب بزنند. بازيکنان ما به وسيله يي براي هدر دادن سرمايه هاي ملي تبديل شده اند. آقاي لارودي، متاسفم که پس از 35 سال رفاقت مي بايست از طريق مطبوعات با شما سخن بگويم. براي من، شما بزرگ ترين و پرتجربه ترين مرد فوتبال ايران به شمار مي آييد. شاگردان قديمي شما محترم ترين و خوش اخلاق ترين فوتبالي هاي اين جامعه اند. چگونه مي توانيد در مقابل اين همه بي هويتي سکوت کنيد؟ مگر شما فوتبال ايران را دوست نداريد؟

_________________


" آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند " . ارد بزرگ


" اميد با مرگ هم به گور نمی رود " . شيلر
Back to top
View user's profile Send private message
Google







PostPosted: Sun May 11, 2008 11:37 pm    Post subject: Adv



Back to top
مریلا مفتح
همدم
همدم



Joined: 10 Apr 2008
Posts: 131

PostPosted: Sun May 11, 2008 11:38 pm    Post subject: Reply with quote

تور رياست جمهوري در راند آخر
ايسنا؛ سومين مرحله تور دوچرخه سواري جام رياست جمهوري ايران با قهرماني يک رکاب زن ژاپني به پايان رسيد. در اين مرحله که به مسافت 148 کيلومتر در مسير تهران به قزوين با حضور 75 رکاب زن در قالب 9 تيم خارجي و 5 تيم داخلي برگزار شد «پاياتو تاشيتا» از ژاپن با زمان 3 ساعت و 3 دقيقه و 39 ثانيه صدرنشين شد. مهدي سهرابي از تيم مس کرمان در مکان دوم قرار گرفت و «واديم شاکف» ازبک مکان سوم را به خود اختصاص داد. بدين ترتيب و پس از سه مرحله برگزاري تور دوچرخه سواري جام رياست جمهوري در رده بندي مجموع انفرادي مهدي سهرابي از تيم مس کرمان با زمان 7 ساعت و 12 دقيقه و 35 ثانيه در صدر قرار دارد و پيراهن طلايي را بر تن خواهد کرد. شاکف ازبک با 24 ثانيه اختلاف نسبت به نفر نخست در مکان دوم قرار گرفت. احد کاظمي با زمان 7 ساعت و 13 دقيقه و 11 ثانيه سوم است. در رده بندي امتيازي مجموع حسين ناطقي از تيم پتروشيمي تبريز با پنج امتياز در صدر قرار دارد، مهدي سهرابي با سه امتياز دوم است و سيدرضايي با دو امتياز در مکان سوم ايستاده است. در رده بندي مجموع انفرادي سرعت، عبدالباسط هناچي از تيم دوحه قطر با 23 امتياز در صدر قرار گرفت. حسين ناطقي با 6 امتياز دوم و مهدي سهرابي با همين امتياز سوم است. چهارمين مرحله اين تور دوشنبه به مسافت 70 کيلومتر در شهرک غرب برگزار مي شود.


مقام سوم کيک بوکسينگ در قبرس
ايرنا؛ در پايان پيکارهاي جهاني کيک بوکسينگ در قبرس، تيم ملي کيک بوکسينگ ايران با کسب دو مدال طلا، دو نقره و دو برنز به مقام سوم مشترک اين رقابت ها دست يافت. در اين رقابت ها که با حضور 42 کشور به مدت يک هفته در کشور قبرس برگزار شد، تيم هاي جمهوري آذربايجان و اوکراين نيز به ترتيب اول و دوم شدند. تيم ملي کيک بوکسينگ کشورمان توسط اکبر کريمي و سعيد علي محمدي به مدال طلا، سيد سعيد افتخاريان و عباس شيبک به مدال نقره، محمدجواد صادق و علي عسگر اکبرخاني به مدال برنز نائل آمد. ملي پوشان کشورمان امروز 23 ارديبهشت ماه از طريق فرودگاه بين المللي امام خميني وارد کشور خواهند شد.


انصراف ميلينکوويچ از بازي با ايران
ايسنا؛ «مارکوس ميلينکوويچ» بهترين بازيکن تيم ملي واليبال آرژانتين، حريف تيم ملي ايران، از شرکت در مسابقات انتخابي المپيک انصراف داد. ميلينکوويچ ملقب به پرنس واليبال آرژانتين پس از تماس تلفني با سرمربي تيمش و نايب رئيس فدراسيون واليبال آرژانتين انصراف رسمي خود را از شرکت در بازي هاي انتخابي المپيک پکن اعلام کرده است. بدين ترتيب اين تيم که يکي از حريفان ايران در مسابقات انتخابي ژاپن است، کاپيتان و قطر پاسور خود را در اختيار نخواهد داشت. ميلينکوويچ دليل اصلي اتخاذ اين تصميم را مسائل خانوادگي عنوان کرده است. مشکل او به تولد دومين فرزندش برمي گردد. وي طي اظهارنظري جالب اعلام کرده است تصميم خيلي سختي در زندگي شخصي و ورزشي اش بوده است اما در اين مقطع ترجيح داده به زندگي شخصي اش برسد. تيم هاي ملي ايران و آرژانتين چهارشنبه پانزدهم خردادماه مقابل يکديگر به ميدان مي روند.


پنجاهمين سهميه المپيک براي ايران
ايسنا؛ علي محمدي فرنگي کار وزن سوم کشتي فرنگي ايران در رقابت هاي گزينشي ايتاليا به ديدار فينال راه يافت تا ضمن کسب پنجمين سهميه کشتي فرنگي ايران، به عنوان پنجاهمين ورزشکار کاروان ورزش ايران در المپيک پکن لقب بگيرد. در مرحله نيمه نهايي وزن 66 کيلوگرم کشتي فرنگي گزينشي المپيک در شهر رم ايتاليا، علي محمدي نماينده کشورمان موفق شد با نتايج 4 بر صفر و 2 بر صفر تيزيانو کوريگا از ايتاليا را شکست داده و با حضور در فينال رقابت ها پنجمين سهميه المپيک را براي کشتي فرنگي ايران به دست آورد. او پيش از اين حريفاني از بلاروس و لهستان را شکست داده بود. با موفقيت علي محمدي در راه کسب سهميه المپيک پکن، کاروان ورزش ايران براي حضور در اين بازيها تاکنون50 نفره شد.


راي دايي تا دو روز ديگر
کميته انضباطي فدراسيون فوتبال خبر داد که هنوز راي علي دايي سرمربي تيم فوتبال سايپا تهران صادر نشده است. نشست کميته انضباطي فدراسيون فوتبال در خصوص اعتراض علي دايي به داور ديدار تيم هاي سايپا و پرسپوليس تهران عصر شنبه در غياب اين مربي برگزار شد. يکي از اعضاي کميته انضباطي فدراسيون فوتبال عصر يکشنبه گفت؛ «هنوز اين کميته راي خود را در خصوص اعتراضات دايي صادر نکرده است. کميته انضباطي فدراسيون فوتبال 48 ساعت فرصت دارد راي سرمربي تيم سايپا تهران را اعلام کند که هنوز رايي در اين باره صادر نشده است.» عبدالرحمان شاه حسيني رئيس کميته انضباطي فدراسيون فوتبال به دليل همراهي با تيم ملي فوتسال ايران در رقابت هاي قهرماني آسيا در اين نشست حضور نداشت.


ابهام در انتخابي رودکي و ميران
ايسنا؛ ديدار انتخابي جودوکاران سنگين وزن ايران در آستانه تعويقي مجدد قرار گرفت. بعد از اينکه مبارزه محمدرضا رودکي و محمودرضا ميران در وزن 100« کيلوگرم براي تعيين جودوکار اعزامي به المپيک يک هفته به تعويق افتاد، اين مسابقه در آستانه تعويقي مجدد قرار گرفت. پيش از اين به درخواست ميران به دليل آسيب ديدگي دست، اين مبارزه يک هفته عقب افتاد به طوري که پنجشنبه اين هفته و شنبه هفته آينده به عنوان زمان برگزاري اين ديدار تعيين شد تا جودوکار پيروز راهي المپيک شود. اين در حالي است که عصر روز گذشته شوراي فني فدراسيون بار ديگر تشکيل جلسه داد. بر اساس آخرين تصميمات قرار است جابري، پزشک تيم، به همراه يک متخصص ارتوپد ميران را به دقت معاينه کنند تا بعد از اطمينان از سلامت کامل وي اين مسابقه برگزار شود.


پيروزي حسين شمس در بازي با تيم سابقش
برد 12 گله برابر کويت
تيم ملي فوتسال ايران در اولين ديدار خود در مسابقات قهرماني 2008 آسيا موفق شد با 12 گل کويت را شکست دهد. تيم ايران در اولين مسابقه از مرحله گروهي قهرماني فوتسال آسيا موفق شد تيم ملي کويت را با نتيجه 12 بر صفر شکست دهد. وحيد شمسايي، مجيد رئيسي، علي حسن زاده، و محمد طاهري هر کدام دو گل و کشاورز، هاشم زاده، اصغري مقدم و حيدريان هر کدام با به ثمر رساندن يک گل پيروزي پرگل تيم ايران را برابر کويت رقم زدند. حسين شمس سرمربي تيم ملي فوتسال پس از برتري 12 بر صفر در اولين مسابقه مرحله گروهي قهرماني 2008 آسيا گفت؛ «امروز مقابل تيم خوبي بازي کرديم. اطمينان دارم که کويت يکي از تيم هاي صعودکننده به مرحله بعدي خواهد بود. به دليل سه سالي که در کويت مربيگري کرده ام، همواره احساس مي کنم تيم ما است. کويت تيم خوبي است؛ اما فکر مي کنم براي کسب نتايج بهتر به تاکتيک هاي تيمي بيشتري نياز دارد. با گذشت زمان تيم بهتري را از تيم ملي کويت در مسابقات شاهد خواهيم بود. تمام بازيکنان ما برابر کويت انسجام تيمي را حفظ کردند. به همين دليل شاهد يک مسابقه زيبا از ايران بوديم. آنچه مقابل کويت ارائه کرديم، همه توان ايران نبود و بدون شک در ديدارهاي بعدي تاکتيک هاي ديگر را براي حريفان پياده خواهيم کرد.» از سوي ديگر نايف الاتايبي پس از شکست تيم ملي فوتسال کويت برابر تيم ملي ايران گفت؛ «حسين شمس، سرمربي ايران، معلم فوتسال کويت است و در واقع وي اين رشته ورزشي را به کويت داده است، اگر چه در شرايط فعلي ما بايد پيشرفت کنيم و براي صعود به مرحله بعدي مسابقات بايد نتايج خوبي را کسب کنيم. اطمينان زيادي به موفقيت تيم خود دارم و اين شکست نمي تواند مانع صعود ما به مرحله بعدي مسابقات شود. پس از هم گروه شدن با ايران و قبل از مسابقه نيز من به پيروزي مقابل ايران فکر نمي کردم، اما با وجود اين شکست همچنان به موفقيت کويت در مسابقات اطمينان دارم. براي صعود به مرحله بعدي مسابقات اميدوار هستيم که تيم ملي ايران بتواند ما را در اين زمينه کمک کند تا کويت نيز بتواند يکي از تيم هاي راه يافته به مرحله يک چهارم نهايي باشد.»

تيم ملي فوتسال در دومين مسابقه با تيم چين ديدار مي کند. از سوي ديگر عباس ترابيان رئيس کميته فوتسال و فوتبال ساحلي پس از پيروزي تيم ملي فوتسال ايران برابر کويت گفت؛ «اين پيروزي نبايد باعث غرور بازيکنان ما شود. کويت تيم بسيار قدرتمندي است و براي بازي هاي بعد مي بينيد که اين تيم چگونه مقابل دو تيم ديگر بازي مي کند. با اين حال بازيکنان ما به خوبي تاکتيک هاي مربي تيم را در زمين اجرا کردند و موفق شديم با چنين نتيجه خوبي کويت را از پيش رو برداريم.»

او درباره ديدار تيم ملي برابر چين گفت؛ «چيني ها تيم سرعتي هستند ما پيش از اين چندين بار با اين تيم روبه رو شده ايم و شناخت خوبي از بازيکنان اين تيم داريم. فکر مي کنم مي توانيم با اقتدار برابر چين هم به پيروزي برسيم. پس از بازي با کويت بازي لبنان و کره جنوبي را از نزديک ديديم. لبناني ها به دليل شرايطي که در کشورشان وجود دارد تا آخرين لحظه حضورشان مشخص نبود، اما در آخرين لحظات خود را به مسابقات رساندند ولي از روحيه شاداب گذشته اين تيم خبري نيست.»


ايلخاني فني ترين تکواندوکار دنيا
بهزاد ايلخاني نماينده وزن هشتم ايران به عنوان فني ترين تکواندوکار نوجوانان جهان معرفي شد. کاپيتان تيم ملي ايران که به مدال طلاي هفتمين دوره مسابقات نوجوانان جهان دست يافته بود، از سوي کميته برگزاري به اين مهم دست يافت. او در پنج مبارزه خود تنها دو امتياز را به حريفان واگذار کرد. اردن، هلند، تايوان، ايتاليا و چين تکواندوکاراني بودند که ايلخاني از سد آنها گذشته بود.


ليگ برتر
87.2.25

سپاهان - نفت

سايپا - ابومسلم

ملوان - مقاومت

استقلال اهواز - پاس

شيرين فراز - پيکان

مس - راه آهن

برق شيراز - پگاه

استقلال - ذوب آهن

صباباتري - پرسپوليس

_________________


" آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند " . ارد بزرگ


" اميد با مرگ هم به گور نمی رود " . شيلر
Back to top
View user's profile Send private message
Display posts from previous:   
Post new topic   Reply to topic    تالارهای گفتگوی انجمن دانش پژوهان ایران Forum Index -> رویدادها - بخش ششم All times are GMT + 1 Hour
Page 1 of 1

 
Jump to:  
You cannot post new topics in this forum
You cannot reply to topics in this forum
You cannot edit your posts in this forum
You cannot delete your posts in this forum
You cannot vote in polls in this forum
You cannot attach files in this forum
You cannot download files in this forum


Powered by MasterTopForum.com with phpBB 2003 - 2004