Posted: Sat May 10, 2008 3:30 pm Post subject: «بي سوادي» در آمريكا، يك معضل بزر
«بي سوادي» در آمريكا، يك معضل بزرگ اجتماعي است ؛ روزنه اي در تاريكي
* وحيد عماد
براي برخي از افراد خوش شانس، روند آموختن دائم به مفهوم دانشگاه، تحصيلات عالي و آموزش حين خدمت است. اما براي بعضي
ديگر، اين است كه روزي با اعتراف به اين كه خواندن نمي دانند، به مدرسه برگردند.
در زيرزمين ساختماني از آجر قرمز رنگ، اتاقي است كه اين گونه افراد در آن درس مي خوانند. اين اتاق كه ديوارهايش از پوسترهاي رنگارنگ كلمات و هجاهاي ساده پوشيده شده، به اتاقهاي كلاس اولي كه همگي در كودكي در آنها درس خوانده ايم، شباهتي ندارد.
معلم كاغذهايي را براي تمرين هجي كردن توزيع مي كند و شاگردان به نوبت اين لغات را با صداي بلند مي خوانند. آنها ارتباط بين صداها و حروف را مي آموزند. اين شاگردان ياد مي گيرند كه چگونه از پيشوند و پسوندها استفاده كنند و تفاوت بين اسم و قيد را بدانند.
به منظور لذت بخش كردن كلاس و سرگرمي، رقابتهاي كوچكي ترتيب داده مي شود و آموزگار به شاگردان برنده، آب نبات مي دهد. تفاوت عمده اين كلاس با دبستانهاي ديگر اين است كه شاگردان نه كودك، كه افراد 55 ساله عيالوار و صاحب مشاغلي هستند كه عمري را پشت سر گذاشته اند.
اين زيرزمين محل «شوراي سواد آموزي واشنگتن» است كه سازماني غير انتفاعي مي باشد و در سال 1963 و با هدف كمك به بزرگسالاني تأسيس شده كه با كم سوادي دست به گريبانند.
مؤسس آن «فرانك لوباچ» بود كه مدتي به عنوان مبلغ مذهبي در پاكستان به سر برده و شاهد بود كه چگونه افرادي كه خواندن و نوشتن نمي دانند، با مشكلات زيادي دست به گريبانند. بنابراين پس از بازگشت به آمريكا تصميم گرفت با استفاده از تجارب خود، اين سازمان را بنا نهد.
به گفته «اليزابت ليپتاك»، مدير اين شورا، هدف از اين كار اين بود كه افراد باسواد به كساني كه خواندن نمي دانستند، تعليم بدهند.
نگاهي به وضعيت سواد در آمريكا نشان مي دهد كه اين كشور هنوز به كار اين گونه سازمانها نياز مبرم دارد. زيرا بر اساس آمار «برآورد ملي سوادآموزي بزرگسالان»، 19درصد اين افراد يا به كلي بي سواد بودند و يا ميزان سوادشان كمتر از حد لازم بود. به اين مفهوم كه در بهترين حالت مي توانستند فرمي را امضا كنند، يا مثلاً مكان اعداد را مي دانستند و مي توانستند در حدي ابتدايي براي برخي محاسبات پيش پا افتاده، از اعداد استفاده كنند.
آمار ياد شده بيشتر شامل افرادي است كه در شهرها زندگي مي كنند، اغلب سياهان بين 40تا60 ساله هستند كه بيشتر از طريق كمك هزينه هاي بيكاري يا نقص بدني امرار معاش مي كنند يا با مشاغل ساده بدون نياز به مهارتي خاص، مانند كار در قهوه خانه ها يا رختشويخانه هاي بيمارستانها، با حقوقي اندك سر مي كنند.
كنث 67 ساله يكي از اين سواد آموزان است. او كلاهي بافتني به سر دارد و با كمك عصا راه مي رود. وي در كودكي به مدرسه رفت، اما مشكل داشت و به گفته خودش «به طور اتفاقي» در كلاس هشتم، ترك تحصيل كرد. او به خاطر مي آورد كه در نوجواني خيلي از روش زندگي عادي و كار يكنواخت دفتري بدش مي آمد. وي مي گويد: «فكر مي كردم افرادي كه كار دفتري دارند، خيلي احمقند.» به همين سبب هم در پي كسب درآمد آسان و سريع بود ولي در آن زمان كسي به او هشدار نداد كه «هيچ چيز مجاني به دست نمي آيد.»
به اين ترتيب پيش از آنكه به خودش بيايد به الكل و مواد مخدر معتاد شد. با اين حال، با تنها 8 كلاس سواد فقط مي توانست درمراكز محلي يا اماكن بهداشتي، مسؤول زباله شود.
در زماني كه كنث ساكن ويرجينياي غربي بود، مشاور مواد مخدرش متوجه شد كه او خواندن و نوشتن نمي داند. بنابراين وي را در جريان شوراي سواد آموزي واشنگتن قرار داد. كنث مي گويد: «سرانجام تشخيص دادم كه نمي خواهم مانند يك معتاد به الكل و يا مواد مخدر بميرم. زيرا انسان بايد به خودش فرصت بدهد.»
ديويد نيز كه شاگرد اين مركز است، پشت ميز نزديك در ورودي مي نشيند و به همه كساني كه به اينجا مي آيند، خوشامد مي گويد. او نيز مانند كنث يك آفريقايي-آمريكايي مي باشد كه زندگي سختي را پشت سر گذاشته است.
وي در كاروليناي جنوبي بزرگ شد و در دهه هاي 1950و 1960 به مدارس پسرانه رفت. او نيز براي درك مطالب درسي به همان مشكل كنث، ولي از نوع حادتر دچار بود زيرا از همان ابتدا در خواندن و نوشتن مشكل داشت و به همين سبب بايد به عنوان تنبيه در كنار كلاس، سرپا مي ايستاد.
او به خاطر مشكلات رفتاريش كه خود ناشي از ناتواني در خواندن مي شد، به طور مرتب از مدير مدرسه شلاق مي خورد.
وقتي ديويد در دوره اول دبيرستان بود، مادرش به اين اميد كه در واشنگتن موقعيتهاي بهتري براي فرزندش پيش بيايد، او را به اين شهر فرستاد تا پيش دو برادرش بماند. ديويد تازه وارد، مجددا در موقعيتي قرار گرفت كه بايد خود را به ساير بچه ها مي قبولاند. بنابراين يك بار ديگر مسير خشونت را در پيش گرفت و رهبر خطرناك ترين گروه خلافكار شمال شرقي اين شهر شد.
ديويد ديگر به مدرسه نرفت و هرگز نياموخت چگونه بخواند و بنويسد. چند سال بعد به واشنگتن برگشت و به عنوان نصاب موكت، به كار مشغول شد، اما در سال 1994، تصادفي وادارش كرد كه دست از كار بكشد.اداره خدمات اشتغال زايي به او پيشنهاد كرد كه در پي كارهاي دفتري باشد. اما اين كار به خاطر ميزان بسيار اندك سواد ديويد، خيلي زود برايش غير قابل تحمل شد. زيرا هرجا كه ناچار بود در صف متقاضيان كار فرمي پر كند، مجبور بود اين عذر را بتراشد كه عينكش را جا گذاشته و نمي تواند خوب بخواند. و يا با ذكر اينكه بايد به سرعت به ماشينش برگردد، مجبور به ترك محل مي شد. سرانجام اين شهامت را پيدا كرد كه مشكل خود را با مشاورش در ميان بگذارد. اين مشاور 11 سال پيش او را به شوراي سواد آموزي واشنگتن معرفي كرد.
ديويد هرگز اين مركز را ترك نكرد و در خلال چند سال نخست، همان مشاورش شغل نمايندگي شاگردان را به وي پيشنهاد كرد. از آن هنگام تا كنون مرتب سر كلاسهايش حاضر مي شود و به عنوان سخنران به اماكن مختلف سفر مي كند و در مورد برنامه هاي سواد آموزي بزرگسالان سخن مي گويد.
ديويد مي گويد: «وقتي كه انسان نتواند بخواند، هر روزش با دروغ گويي سپري مي شود. زيرا هميشه راهي پيدا مي كند كه اين حقيقت را پنهان كند. زيرا زماني كه فرد نمي تواند بخواند، تصور مي كند اگر ديگران از اين ناتواني آگاه شوند، فكر مي كنند او از خودشان پايين تر است." اين گونه افراد براي پنهانكاري، كلكهايي مي زنند كه خيلي مؤثر و مبتكرانه است.
ديويد مي گويد: «من هميشه فكر مي كردم افراد تحصيل كرده، الزاماً شيك پوش هم هستند. بنابراين هميشه لباسهاي خوب مي پوشيدم كه خود را در موقعيتي قرار دهم كه ناچار نشوم ناتواني خود در خواندن را، بروز دهم.» ولي اين روشها نخ نما مي شود و نيروي بدني نيز تحليل مي رود.
اليزابت و نيكول با افراد زيادي روبرو شده اند كه با سرنوشتهايي مانند كنث و ديويد، براي كمك به آنها مراجعه كرده اند. اين مركز همواره 170 شاگرد دارد و در خلال 40 سال گذشته هزاران نفر به آن مراجعه كرده اند. اما مشكل بتوان گفت كه چه تعدادي از آنان برنامه هاي اين مركز را تمام كرده اند. زيرا برخي فقط مي آيند و مي روند.
برآورد مي شود كه به 250 ساعت آموزش نياز است تا سواد آموزان بتوانند به سطح كلاسهاي ششم تا هشتم برسند كه براي موفقيت در شركت در برنامه آمادگي براي (امتحان) ميزان تحصيلات عمومي (جي اي دي) كافي باشد.
به همين سبب، اليزابت و نيكول دارند تمام سعي خود را مي كنند تا ساعتهاي هفتگي را كه هر شاگرد بايد در اين مركز بگذراند، افزايش دهند كه سواد آموزان بتوانند قبل از اين كه رخدادي مانع ادامه كارشان بشود، آموزش لازم را ببينند. زيرا به گفته نيكول، اين شاگردان معمولا با مشكلاتي روبرو مي شوند. «مثلا در هنگامي كه يكي از اعضاي خانواده شان به طور ناگهاني بيمار مي شود، آنها دچار مشكلات اقتصادي مي شوند. وقتي هم كه يكي از فرزندانشان بچه دار مي شود و خودش نمي تواند از نوزاد نگهداري كند، او را به مادربزرگ مي سپارد.»
اين شاگردان همچنين بايد با بيكاري ناگهاني و غير منتظره نيز، دست و پنجه نرم كنند كه سبب مي شود آنها نتوانند ديگر به اين مركز بيايند. زيرا به گفته اليزابت مشاغل آنها از نوعي است كه ساعتهاي كاري شان قابليت انعطاف چنداني ندارد. «در عين حال، اين افراد دوست ندارند كه به صاحب كاران خود بگويند كه نمي توانند بخوانند و به كلاسهاي ما مي آيند. بنابراين وقتي ناچارند خود را يا با ساعتهاي كاري و يا ساعتهاي درسي ما مطابقت دهند، (طبيعتا) اين مركز را كنار مي گذارند.»
شوراي سواد آموزي واشنگتن عمدتاً از روش يك مربي براي يك شاگرد استفاده مي كند. اين روش بر مبناي گفته «هر يك به يكي درس دهد» لوباچ، بنا نهاده شده است. هر شاگرد و مربي هفته اي چند بار با يكديگر كار مي كنند. اخيرا نيز تعاملات جمعي به عنوان روشي براي ايجاد انگيزه مراجعه بيشتر شاگردان به مركز، به كار گرفته مي شود. زيرا شركت در فعاليتهاي گروهي، احساس مهم جمع بودن را در شاگردان پديد مي آورد.
نيكول در مورد اهميت جمع، مي گويد: «وقتي افراد براي نخستين بار به ما مراجعه مي كنند، مي گويند من احمقم، من تنها كسي در شهر هستم كه خواندن نمي داند. بنابراين بايد عقب مانده باشم. اما وقتي به اينجا مي آيند و ديگر افراد باهوش، بامزه و دوست داشتني را مي بينند، متوجه مي شوند كه اين تنها خودشان نيستند كه با چنين مشكلي دست به گريبانند.»
شوراي سواد آموزي واشنگتن كه تنها 5 حقوق بگير دارد، نمي تواند تنها روي آنها حساب كند. زيرا اگر كمك داوطلبان نبود، نمي توانست به كار خود ادامه دهد. تعداد اين داوطلبان به حدود 200 نفر مي رسد. بنابراين استفاده از كلاس و مربي، براي سواد آموزان مجاني مي باشد.
اين مركز هيچ گونه كمك مالي از دولتهاي ايالتي يا مركزي دريافت نمي كند و تنها از طريق جمع آوري كمكهاي مالي خود و وجوهي كه افراد نيكوكار مي پردازند، اداره مي شود.
اخيراً نيز مبلغ كمي به عنوان شهريه از سواد آموزان دريافت مي شود، كه در حقيقت به عنوان نمادي براي كمك به مركز است. اين شهريه به درخواست خود اين سواد آموزان برقرار شده و اگر كسي مايل به پرداخت نباشد، الزامي براي اين كار وجود ندارد.
نابينايان و خبرهاي خوش «ژن درماني» ؛ جادوي ژنتيك
دانشمندان براي اولين بار از تكنيك ژن درماني براي اصلاح ديد در بيماراني كه مبتلا به نوع نادري از كم بينايي پيشرفته مي باشند، استفاده كردند.
آزمايشها بر روي 4 نفر از 6 بيمار جواني كه تحت درمان قرار گرفتند، نتيجه مثبت داد. دو نفر از داوطلبان كه تنها قادر به ديدن حركتهاي دست بودند، توانستند بعد از چند هفته چند خط از نمودار تست چشم پزشكي را تشخيص دهند.
Stephen Rose، رئيس تيم تحقيقاتي بنياد مبارزه با نابينايي در بيمارستان كودكان فيلادلفيا مي گويد: اين پديده بسيار خارق العاده خواهد بود.
اگر اين موفقيت در تعداد بيشتري از بيماران نيز پاسخگو باشد، اين تكنيك ظرفيت بالايي براي از بين بردن نابينايي در ديگر بيماريهاي موروثي چشم خواهد داشت.
دكتر Jean Bennett يكي از استادان رشته چشم پزشكي در دانشگاه پنسيلوانيا مي گويد: اين نتايح فوق العاده است و مي تواند آغازگر مرحله جديدي از تحقيقات باشد.
دو تيم از دانشمندان بصورت جداگانه، ژن درماني را بر روي سه بيمار كه مبتلا به نوع كميابي از بيماري موروثي چشمي بودند، آغاز كردند. اين بيماري كه درماني براي آن وجود ندارد، در سنين بسيار كم آشكار شده و باعث اختلال در بينايي و كاهش شديد ديد بخصوص در شب مي شود و هم اكنون نزديك به 2000 نفر آمريكايي از اين بيماري رنج مي برند.
ژن درماني - جايگزيني ژنهاي معيوب با ژنهاي سالم - كه مدت 15 سال از آغاز آن مي گذرد تاكنون موفقيتهاي محدودي را نيز براي انسان به همراه داشته است. اين مطالعات در سال 1999 با شكست مواجه شد يعني زماني كه اين درمان بر روي دختر 18 ساله اي كه از اختلال كبدي رنج مي برد، انجام شد و منجر به مرگ او شد و تعدادي از كودكاني كه از نوعي اختلال ايمني بدن رنج مي بردند نيز مبتلا به سرطان خون شدند.
كساني كه در اين تحقيقات شركت كردند، جهش ژنتيكي اي داشتند كه پروتئين مورد نياز شبكيه براي احساس نور و ارسال تصاوير به مغز را تأمين مي كرد. كساني كه فاقد اين ژن بودند، به تدريج بينايي خود را از دست مي دادند و در بزرگسالي نابينا مي شدند.
در اين حالت شبكيه تا مدتي وضعيت عادي خود را حفظ مي كند و در اين فاصله مي توان از آن براي جايگزيني ژن سالم استفاده كرد. در اين حالت ژن معيوب را مي توان به فقدان شمع موتور، در يك خودرو تشبيه كرد كه بدون آن كل موتور از كار خواهد افتاد.
دانشمندان ميليونها ژن يكسان را كه سالم بودند به شبكيه در پشت چشم تزريق نمودند. يك چشم كه كمترين ديد را داشت مورد آزمايش قرار گرفت و چشم ديگر جهت مقايسه نگه داشته شد. بعد از درمان، ميزان ديد و حساسيت به نور هر كدام به صورت دوره اي اندازه گيري شد و براي تست تحريك پذيري، از مسيرهاي پرپيچ و خم با مانع استفاده شد.
هر سه داوطلب شركت كننده در اين درمان، دو زن 19 و 26 ساله و يك مرد 26 ساله، بهبود قابل توجهي در بينايي خود - بخصوص در نوركم - داشتند.
استيون، پسر 18 ساله اي كه تحت درمان قرار گرفت، تا قبل از عمل، مسير پر پيچ و خم مخصوصي كه براي تست در نظر گرفته شده بود را در 77 ثانيه طي مي كرد، اما بعد از آن توانست اين مسير را در نور كم و در طول 14 ثانيه بدون برخورد با موانع طي كند.
تاكنون عوارض جانبي جدي از اين آزمايشها گزارش نشده و محققان بر اين باورند كه ويروس تغيير يافته اي كه براي تزريق ژن به داخل شبكيه استفاده شده، به قسمتهاي ديگر بدن راه نيافته است.
گروه تحقيقاتي اميدوارند كه اين آزمايشها در بيماران خردسال با عارضه خفيف تر نتيجه بهتري را در پي داشته باشد.
«گاليله»؛ رقيب اروپايي GPS نبرد در آسمان
فناوريهاي جديد اين امكان را فراهم كرده اند كه برنامه فضايي جديد اروپا يعني «سيستم رهياب گاليله» مختصات جغرافيايي بر روي
زمين را با دقت زياد و بسيار مطمئن تعيين كند. سيستم رهياب اروپايي در آينده رقيبي جدي براي سيستم فعلي يعني سيستم GPS آمريكايي خواهد بود.
بنا به توضيحات «ولفگانگ تيفن زي»، وزير ترابري آلمان، زمان بهره برداري از اين سيستم رهياب سال 2013 خواهد بود و تا اين تاريخ بايد 30 ماهواره براي كار رهيابي در خدمت اين سيستم، در فضا، در مداري به دور زمين قرار گيرند. به نظر كارشناسان دقت «گاليله» براي تعيين مختصات بر روي زمين كمتر از يك متر خواهد بود. به خاطر دقت اين سيستم رهياب، مخارج آن هنگفت خواهد بود. هزينه اين پروژه تاكنون حدود 4/3 ميليارد يورو برآورد شده است. مسؤولان آلماني تأكيد مي كنند كه اهميت رهياب "گاليله" براي اروپا در حوزه اقتصاد حياتي است. اتحاديه اروپا در زمينه تحقيقات فضايي و استفاده اقتصادي از آن چشم انداز گسترده اي را در مقابل خود گشوده است.
وزير ترابري آلمان، اهميت «سيستم رهياب گاليله» را برابر با صنعت مشترك هواپيماسازي ايرباس براي كشورهاي اروپايي دانست. بنا به نظر مسؤولان دولت آلمان، صنايع فضايي اين كشور در رقابت با ديگر كشورهاي اروپايي در شرايط بسيار مساعدي به سر مي برند و در اين پروژه نيز نقش فعالي بر عهده دارند.
مقامهاي اروپايي يادآور مي شوند كه به لحاظ استراتژيك چشم پوشي از حوزه اقتصادي كه در آن ميلياردها يورو سود خوابيده، كاري به غايت خطاست. اروپا خواهان اين نيست كه اين عرصه مهم تنها در اختيار آمريكا باشد. به نظر كارشناسان اين سيستم رهياب با توجه به توانايي بالاي آن به راحتي مي تواند براي مقاصد نظامي نيز مورد استفاده قرار گيرد. تاكنون كشورهاي اروپايي در زمينه نظامي وابسته به سيستم رهياب آمريكايي بوده اند.
به دليل برخي اختلاف نظرها بخش خصوصي از سرمايه گذاري مستقيم در اين پروژه تاكنون خودداري كرده است و تمام هزينه بردوش دولتهاي اروپايي بوده است. اما اتحاديه اروپا خواهان به مناقصه نهادن بخشهايي از اين پروژه عظيم است. در آينده بخش خصوصي مي تواند در قسمتهاي برنامه ريزي، ساخت تأسيسات لازم بر روي زمين، سيستم هاي كنترل و نگهداري و سرانجام ساخت ماهواره مشاركت داشته باشد. بر خلاف سيستم GPS آمريكايي و سيستم گلوناس Glonass روسي، كنترل رهياب «گاليله» زير نظر مقامهاي نظامي نخواهد بود و در زمان بهره برداري يعني از سال 2013 به عنوان واحدي غيرنظامي و به طور غالب در حوزه مصارف اقتصادي به كار گرفته خواهد شد.
مصارف سيستم رهياب ماهواره اي
ساخت و نصب رهياب گاليله با پرتاپ اين ماهواره جديد (GIOVE-B ) شتاب بيشتري پيدا كرده است. دو سال و اندي از پرتاپ نخستين ماهواره مي گذرد و استقرار دومين ماهواره در مداري به ارتفاع 23600 كيلومتري زمين سريعتر مراحل آزمايشي را به پايان خواهد برد.
به نظر «هوبرت ريله»، مسؤول هماهنگي سيستم «گاليله»، اين فاصله دو ونيم ساله ميان پرتاپ دو ماهواره براي اين پروژه بسيار سودآور بوده است، زيرا در اين فاصله متخصصان موفق شدند كه ماهواره اي بسيار تواناتر و مجهزتر از ماهواره نخست بسازند. مهندسان در مقايسه ميان اين دو ماهواره سخن از جهش بزرگ و اساسي مي كنند. به طور مثال دقيق ترين ساعت اتمي جهان در ماهواره دوم، نتيجه تحقيقات در دوسال گذشته بوده است. درصد خطاي اين ساعت در شبانه روز تنها يك نانو ثانيه مي باشد. يعني درصد خطاي آن براي 2،73 ميليون سال تنها يك ثانيه است.براي يك رهياب ماهواره اي اندازه گيري دقيق زمان يكي از مقدمات اساسي است. براي تعيين مختصات جغرافيايي دستگاه گيرنده كه به طور نمونه در خودرو و يا كشتي نصب است، اندازه زماني حركت سيگنالها فرستاده شده از سوي ماهواره نقشي پايه اي دارد. ساعت اتمي جديد نه تنها از دقت زيادي برخوردار است، بلكه داراي سرعتي فوق العاده نيز مي باشد. به نظر كارشناسان اين دو عامل به تنهايي نشان دهنده برتري سيستم اروپايي نسبت به رهياب آمريكايي است.مصارف سيستم رهيابي گسترده است. سيستم هاي رهنما در خودروها، كشتي و هواپيماها، همه با كمك سيستم رهياب ماهواره اي كار مي كنند. سيستم هاي رهياب در عمليات امدادي نيز كارآمدي خود را تاكنون نشان داده اند. بخشهاي نظامي، كشاورزي، حفاري چاه هاي آب و نفت، ساخت تونلها و راههاي زيرزميني و دهها عرصه ديگر از اين سيستم سود برده و در آينده به طور گسترده تري از آن بهره خواهند گرفت.
اوباما: بازيهاي ويدئويي را دور بريزيد!
باراك اوباما به والدين پيشنهاد كرد در صورتي كه كودكانشان اين كار را انجام ندادند، آنها خود به جنگ با تلويزيون و بازيهاي ويدئويي بروند.
نامزد دموكرات انتخابات آتي رياست جمهوري آمريكا، باراك اوباما، به كودكان آمريكايي توصيه كرد: «تلويزيون ها را خاموش كنيد و بازي هاي ويدئويي را دور بريزيد!»
او اين پيشنهاد را هنگام بازديد از يك مدرسه واقع در محله فقيرنشين هريس بورگ و در پاسخ به يك خانم معلم بيان كرد كه از او پرسيد: «آقاي اوباما! به نظر شما چطور ما مي توانيم كودكان ساكن شهرهاي بزرگ آمريكا را به درس خواندن تشويق كنيم؟»
در اين موقع آقاي رئيس جمهور آينده هيجان زده شد و پس از مطرح كردن پيشنهاد بالا، گفت: «تنها علت اين كه من حالا اينجا كنار شما ايستاده ام، اين است كه خيلي درسخوان بودم!»
او اضافه كرد: «ما بايد گرايشهاي كودكان را تغيير دهيم.»
اوباما در پايان به والدين پيشنهاد كرد در صورتي كه كودكانشان اين كار را انجام ندادند، آنها خود به جنگ با تلويزيون و بازيهاي ويدئويي بروند.
تنها نگراني از وجود هكرها در المپيك خريد بليت بازي هاست
با وجود جرايم سايبر، يك مفهوم جهاني به وجود آمده كه براي بررسي و رسيدگي شايد نياز به تأسيس يك سازمان پليس جهاني محسوس شده است.
به گزارش سرويس بين الملل سيتنا، اگرچه اينترپل نخستين گروه اعمال قانون نيست كه مردم براي مقابله با جرايم آنلاين با آن همكاري مي كنند، اما اين سازمان 85 ساله متعلق به پليس با كمك پرورش نسل جديد محققان، جرايم سايبر براي مبارزه با «بوت نت» و شكل دهي گروههاي كاري منطقه اي براي تمركز بر روي تهديدهاي مجرمان IT، توجه خود را به اين مفهوم جديد افزايش داده است.
اينترپل، نخستين تجربه خود را در برابر حملات آنلاين به دست مي آورد.
ژان ميشل لوبوتين، مديرعامل اين سازمان در بخش خدمات پليس، در اين زمينه مي گويد كه اخيراً شبكه اين سازمان با حملات بوت نت مواجه شده و هر روزه توسط 100هزار رايانه مورد حمله قرار مي گيرد.
وي، تروريسم را منبع اصلي اين حملات مي داند و اينترنت را وسيله اي براي تبليغ، يارگيري و انتقال اطلاعات در اين گروه مي شمارد.
به عقيده لوبوتين، تروريسم با استفاده از اينترنت مي تواند به سايت هاي مورد نظر خود دست يافته و آموزش دهد، قرارهاي خود را هماهنگ نمايد و با استفاده از زبان هاي رمزي مي توانند پيام هاي خود را ارسال نمايد. اين شيوه تهديد جدي به شمار مي رود.
مديرعامل اينترپل، ارتباطات را بيش از هك كردن جدي و تهديدآميز مي داند، زيرا به اعتقاد وي با افزايش امنيت شبكه مي توان در برابر هك شدن بيمه شد همان گونه كه شبكه اينترپل به دليل امنيت بالاي خود هكرها را هر روز نااميد مي كند. مسلماً هك كردن اين شبكه براي هكرها افتخار بزرگي محسوب خواهد شد.
وي بر اين باور است كه براي يك هكر 15 ساله كسب نام و كنجكاوي باعث اين اقدام است، نه درآمد و كسب ثروت.
لوبوتين، پيرامون نگراني مقامهاي چيني از حملات سايبر طي برگزاري بازي هاي المپيك پكن مي گويد كه تنها مورد نگراني براي هك شدن خريد بليت بازي هاست و تنها چيزي كه بايد به آن توجه داشت، اقدامهاي تروريستي فيزيكي است كه با كمك اينترپل و مقامهاي دولت چين همه چيز در كنترل خواهد بود.
فروش رايانه در كوبا آزاد شد
فروش قانوني رايانه هاي خانگي در كوبا آغاز شده است، اما دسترسي به اينترنت همچنان در اين كشور ممنوع است.
رفع ممنوعيت فروش رايانه، تازه ترين اقدامي است كه رائول كاسترو، رئيس جمهور جديد كوبا، در هفته هاي اخير براي افزايش آزاديهاي شخصي به اجرا در آورده است.
در يك نمونه، آغاز اجراي اين قانون باعث ازدحام مردم در مركز خريد «كارلوس سوم» در هاوانا پايتخت كوبا شد، هرچند بسياري تنها براي تماشا آمده بودند.
در كشوري كه حقوق متوسط افراد ماهانه 20 دلار است، رايانه هاي خانگي تقريبا قيمتي معادل 800 دلار دارند.
اما برخي شهروندان كوبا درآمد هاي جنبي دارند كه قسمت عمده آن از طريق اقوام خارج از كشور آنها تأمين مي شود.
رائول كاسترو از زمان روي كار آمدن در ماه فوريه، مجموعه اي از محدوديتها را لغو كرده است و به شهروندان كوبا اجازه داده به برخي كالاها كه در گذشته ممنوع بود دسترسي داشته باشند.
در هفته هاي اخير هزاران نفر از مردم كوبا صاحب تلفن همراه و دستگاه پخش دي وي دي شده اند.
اما ورود رايانه به مغازه ها مسأله اي تازه است.
دسترسي به اينترنت تنها در برخي محلهاي كار، مدارس و دانشگاهها ممكن است.
دولت كوبا اعلام كرده است به دليل تحريم تجاري آمريكا نمي تواند اتصال كابلهاي عظيم فيبر نوري در زير دريا را به جهان خارج برقرار سازد و تمامي مجاري ارتباطي اينترنت اين كشور از طريق ماهواره هايي ايجاد شده است كه سرعت و پهناي باند پاييني دارند و استفاده از آنها هم پر هزينه است.هوگو چاوز، متحد ضد آمريكايي كوبا مشغول نصب كابلهايي تازه در زير درياي كارائيب است.
با اين وجود مشخص نيست كه پس از برقراري اتصال تازه دولت كوبا، اجازه دسترسي بدون محدوديت به اينترنت را براي شهروندانش صادر كند.
به انتخاب پنجره
اين روزها كه هندي ها و ويتنامي ها، دروازه هاي صادرات برنج خود را بر روي جهان بسته اند، ديدن چنين تصاويري طبيعي به نظر مي رسد. افزايش بي نظير قيمت برنج و غلات در سال جاري كه مرهون افزايش تقاضا، آب و هواي نامساعد و بالا رفتن نرخ سوخت بود، غول گرسنگي را در بسياري از كشورهاي جهان، بيدار كرد.
اين مرد تبتي كتك خورده تبعيدي، يكي از كساني است كه اين روزها (و در ادامه چند ماه اخير)، مقابل سفارت چين در نپال جمع مي شوند و به سخت گيريهاي نژادي چشم باداميهاي خاور دور به مردم سرزمين تبت، اعتراض مي كنند... و البته كمي هم كتك مي خورند!
اين خانه اي كه اكنون به طنابهاي ضخيم بسته شده تا به محل جديدش منتقل شود، براي بسياري از اهالي ينگه دنيا، مكان مقدسي محسوب مي شود، چرا كه در عصر برده داري غرب، مكان تجمع و ساماندهي فرار برده هاي سياه پوست به شمار مي رفته است...
شايد شما هم در نگاه اول، گمان كرديد كه اين مرد پرتلاش درصدد ساختن لانه اي براي آن چند پرنده اي است كه در آسمان به پرواز مشغولند... اما اينگونه نيست. او كارگري است كه به بستن طناب دور نيشكرهاي مزرعه اي در هائيتي مي پردازد؛ كشوري كه در غوغاي سرسام آور قيمت غذا در جهان، بيش از همه متضرر شد...
به اين مي گويند اورژانس! حتي براي گربه هاي تنهايي كه آسيب ديده اند هم به ارايه خدمات مي پردازند! مثال عيني اش، همين گربه بيچاره است كه از ميان چنگال آتش سوزي بزرگ شهر دالتون كه در آن چند خانه متحرك گرفتار حريق شدند به زندگي و تنفس با اكسيژن خالص بازگشت...
شايد بتوان كار او را سخت ترين كار دنيا دانست. اينكه روي شيشه سقف جايي به اسم مركز تجارت جهاني شهر «درسدن» آلمان بروي و بدون ترس از ارتفاع 27 متري اين سازه شيشه اي، مساحت بيش از 2700 متر مربعي آن را به اتكاي يك طناب امنيتي ويژه شستشو كني...
لينوكس موبايل در برابر مايكروسافت و سيمبيان
سيستم عامل لينوكس موبايل درحال كنار زدن مايكروسافت و سيمبيان است.
شركت تحقيقاتي «ABI» با اشاره به رشد بنياد غيرانتفاعي «LiMo» و همچنين گسترش نفوذ گوگل در پلتفورم موبايل پيش بيني نموده كه در آينده اي نزديك سيستم عامل لينوكس بر روي اغلب تجهيزات همراه مشاهده شود.
لينوكس موبايل پيش از اين با پشتيباني نوكيا از «Maemo» و همچنين خريد «Trolltech» توسط اين شركت جاني تازه يافت.«ABI» مي گويد، تا سال 2013 از هر پنج دستگاه متوسط و سطح بالاي موبايل يك دستگاه از سيستم عامل لينوكس استفاده خواهند نمود.
وي در توضيح اين مطلب مي گويد: «عامل قيمت، فاكتور مهمي در وقوع اين اتفاق خواهد بود.»
در انتهاي گزارش آمده است، تمايل براي حركت به سمت لينوكس بر روي ابزار موبايل به خاطر تأمين محتواي تحت وب بر روي تجهيزات رده متوسط مي باشد. _________________
مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ
دكتر ايرج وثوق در گفتگو با قدس:
آموزش و برخورد قانوني، بهترين راه مقابله با زورگيري است
گروه حوادث: خسته از كار روزانه به خانه برمي گشت كه مرد ميانسالي به همراه دو زن دست بلند كردند و خودروي او را به قصد خارج
از شهر دربست كرايه كردند. در طول راه مرد ميانسال مرتباً با او حرف مي زد، به طوري كه متوجه نشد چقدر از شهر دور شده اند، وقتي به خود آمد كه سردي چاقو را پشت گردنش حس كرد و يكي از آن دو نفر به ظاهر زن چادرش را انداخت و با صداي دورگه اي گفت: ترمز كن و بي سر و صدا پياده شو... راننده بدون كمترين مقاومتي تسليم شد و هر چه به همراه داشت، از قبيل پول و تلفن همراه و حتي ساعت و انگشترش، تحويل داد.
سپس هر سه سارق سوار خودروي او شدند و او را در بيابان رها كردند و رفتند.
زورگيري شيوه اي است كه به تازگي بيش از گذشته رواج پيدا كرده است و بررسي و موشكافي بيشتري را مي طلبد. در اين مورد گفتگويي با دكتر ايرج وثوق روانپزشك و مشاور اجتماعي انجام داده ايم كه از نظر شما مي گذرد.
* آقاي دكتر! اگر ما به زورگيري به عنوان يك پديده اجتماعي نگاه كنيم چه عواملي باعث به وجود آمدن آن مي شود؟
** زورگيري با انجام رفتار خشونت آميز و تهديد مسأله اي است كه اين روزها، زياد در روزنامه ها منعكس مي شود. اگر ما به زورگيري به عنوان يك آسيب اجتماعي نگاه كنيم لازم است علل و عواملي كه باعث به وجود آمدن اين پديده مي شود از ديدگاه روان شناسي و روان شناختي مورد بررسي قرار گيرد. اولين نكته اي كه به نظر مي رسد مسايل وراثتي و سرشتي است كه يكي از عوامل مؤثر در شكل گيري رفتار انسان محسوب مي شود، چون بيشتر افراد تحت تأثير ژنها و براساس آن عمل مي كنند. همچنين ضربه ها و صدمات وارده به ناحيه سر و پيشاني افراد ممكن است موجب اختلالات رفتاري شود. اين ضربه ها معمولاً شخص را بي هوش نمي كند، اما بر اثر ايجاد تكانهاي مغزي اختلال رفتاري به وجود مي آورد.
* آموزش چه نقشي در تغيير رفتار انسان دارد؟
** علاوه بر عوامل جسمي و تغيير هورموني، آموزش هم نقش مهمي در تغيير رفتار انسان دارد. چه بسا كه فردي با آموزش صحيح بتواند بر عوامل وراثتي غلبه كند و داراي شخصيت سالمي شود، اما معمولاً كسي كه اقدام به عمل زورگيري مي كند احتمالاً نوع تربيتش از همان دوران كودكي به گونه اي بوده كه با توسل به زور و قهر و گريه و زاري به خواسته هايش رسيده است و يا از پدر و مادر آموخته كه با توسل به زور مي تواند حرفش را به كرسي بنشاند و در واقع پدري كه با پرخاشگري و زورگويي نظرات خود را تحميل خانواده اش مي كند، الگوي نامناسبي است كه موجب مي شود فرزندانش در بزرگي افرادي زورگو، پرخاشگر و متجاوز بار بيايند. درصدي از اين افراد نيز نگاهشان در زندگي به گونه اي است كه براي حل مشكلات و مسايل زندگي دنبال راه حلهاي سريع مي گردند و فكر مي كنند براي پولدار شدن بهتر است به زورگويي و خشونت و تجاوز متوسل شوند. بنابراين هنگامي كه با آنها برخورد قانوني مي شود لازم است با روشهاي روانشناسي راه مقابله با مشكلات و معضلات زندگي را آموزش داد تا با شيوه صحيح و راه حلهاي مناسب مشكلات خود را حل كنند.
* به نظر جنابعالي بهترين راه مقابله با اين افراد چيست؟
** به نظر مي رسد بهترين راه مقابله اين است كه در محلهايي كه چنين افرادي وجود دارند و مي خواهند با ايجاد رعب و وحشت به خواسته هايشان برسند نبايد ترسيد و به اين گونه افراد ميدان داد، بلكه بدون درنگ بايد به مقامهاي انتظامي اطلاع داده شود تا با برخورد قانوني شر آنان را از سر جامعه كم كنند، چه بسا كه اين افراد نياز به درمان داشته باشند و با درمان و آموزش صحيح دست از كجروي بردارند. در ضمن با توجه به اينكه سيستمهاي پولي الكترونيكي شده، بهتر است كه همراه خود مقدار زيادي پول و مدرك حمل نكنيم و از كارتهاي اعتباري استفاده نماييم تا چنان كه با اين افراد برخوردي پيش آمد زياد دچار ضرر و زيان نشويم.
دستگيري سارقي كه براي چهارمين بار به منزلي دستبرد زد
گروه حوادث- زنجاني: سارقي كه براي مرتبه چهارم قصد سرقت از منزلي را داشت، شناسايي و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت فردي مبني بر اينكه طي ماه گذشته سه مرتبه سارقان به منزلش دستبرد زده اند، با دستور مقام قضايي در مجتمع قضايي شهيد قدوسي شناسايي و دستگيري عوامل اين سرقت در دستور كار مأموران تجسس كلانتري شهيد هاشمي نژاد قرار گرفت.
برپايه اين خبر، مأموران در بررسيهاي به عمل آمده با توجه به شگرد سارق دريافتند كه هر سه مورد اين سرقتها توسط يك نفر انجام شده و در جريان اين سرقتها اشياي گرانبها از جمله دوربين فيلمبرداري، دوربين عكاسي و وجوه نقد به سرقت رفته است.
ادامه اين خبر حاكي است، با آموزشهاي ارايه شده به مالباخته سارق كه براي چهارمين بار به اين منزل دستبرد زده بود مورد شناسايي قرار گرفت و در محدوده ميدان توحيد توسط مأموران گشت كلانتري شهيد هاشمي نژاد دستگير شد.
متهم در بازجويي ابتدا سرقت را انكار كرد، اما با ارشاد و راهنمايي مأموران به سرقتهاي قبلي از منزل شاكي اعتراف كرد.متهم به همراه پرونده در اختيار مقام قضايي قرار گرفت.
** مريم 32 ساله- خانه دار- جرم مشاركت در قتل و سرقت
* چه كسي را كشتي و به چه دليل مرتكب قتل شدي؟
** من كسي را نكشتم، شوهرم كشت. ما هر دو معتاد و به شدت خمار بوديم، چند روز بود كه غذا نخورده بوديم. بچه هايم گرسنه بودند، طرفهاي غروب شوهرم با حالي خراب آمد خونه و گفت كه راه بيفت با هم بريم از كسي پولي طلب دارم، بگيريم.
پسرم يواشكي گفت كه مامان نرو، بابام چاقو برداشته خطرناكه، گفتم بايد برم مبادا كاري دست خودش بده. هر دو راه افتاديم ما حتي پول كرايه ماشين را نداشتيم. شوهرم گفت كه يك فكري مي كنيم. يك سواري دربست به مقصد خارج شهر كرايه كرديم.
وقتي از شهر دور شديم شوهرم چاقو را گذاشت پشت گردن راننده و گفت كه هر چي داري بده و گرنه مي كشمت. كاش راننده تسليم مي شد، كاش مقاومت نمي كرد. شوهرم كه خماري ديوانه اش كرده بود، وقتي ديد راننده مقاومت مي كند شروع كرد به چاقو زدن او و من از حال رفتم. به حال كه آمدم جنازه را كنار جاده انداختيم. طفلك خيلي جوان بود. شوهرم پول و موبايل و بقيه وسايلش را برداشت و بعد فرار كرديم.
* چقدر پول داشت؟
* حدود 6 هزار تومان بيشتر نداشت، البته زاپاس و باطري و ضبط ماشين را نيز برداشتيم.
* چند تا بچه داري؟
** سه تا بچه دارم، يك پسر 12 ساله و دو دختر 8 ساله و 6 ساله.
* چطور شد كه معتاد شدي؟
** شوهرم مرا معتاد كرد. من 18 سالم بود كه ازدواج كردم، پس از ازدواج فقط يكسال با شوهرم به خوبي و خوشي زندگي كرديم، اما شوهرم معتاد شد و مرا هم بيچاره كرد به طوري كه هر چي داشتيم فروختيم و خرج مواد كرديم اين اواخر ما حتي پولي نداشتيم كه اجاره منزل را بپردازيم و به ناچار در يك «خانه باغ» زندگي مي كرديم. از آن جا هم وقتي ديدند معتاد هستيم، بيرونمان كردند.
شوهرم، من و بچه هاي بي گناهم را در يك چهار ديواري بدون در و پيكر به خارج از شهر منتقل كرد.
بعد از اينكه شوهرم فرار كرد يك آدم خير به داد ما رسيد. اول جا و مكاني به ما داد و مرا وادار كرد اعتيادم را ترك كنم، سپس كاري برايم پيدا كرد و پسرم را نيز سركار گذاشت، اما يك دفعه سر و كله شوهرم پيدا شد و مرا دوباره معتاد كرد.
* چگونه دستگير شديد؟
** از طريق تلفن همراه راننده، شوهرم آن را به يكي از همكارهاي برادرش فروخته بود. پليس هم برادرش را دستگير كرد و شوهرم نيز دستگير شد.
* بچه هايت كجا هستند؟
** پيش مادر شوهرم زندگي مي كنند.
* خانواده خودت چه نظري درباره تو دارند؟
** پدر و مادرم فوت كرده اند، اما يك برادر و دو خواهر دارم كه بعد از اين جريان طردم كرده اند و ديگر سراغم را نمي گيرند.
* براي آينده ات چه برنامه اي داري؟
** تصميم دارم مثل آدم زندگي كنم، حداقل براي آسايش خودم كه شده مثل آدم زندگي كنم.
روغن سرخ كردني با طعم ترياك
مقدار زيادي مواد افيوني كه به طور ماهرانه در حلبهاي روغن خوراكي جاسازي شده بود با هوشياري پليس بندرعباس كشف شد.به گزارش ايسكانيوز، پليس مبارزه با مواد مخدر بندرعباس با دريافت خبري مبني بر اينكه چندين شهروند در خانه شان مواد افيوني نگهداري مي كنند بلافاصله دست به كار شد و رسيدگي به اين پرونده را در دستور كار خود قرار دادند.مأموران با انجام كارهاي اطلاعاتي گسترده و استفاده از منابع و مخبرين محلي، مخفيگاه تبهكاران را در محله «اوزيها» شناسايي كردند و پس از هماهنگي با مقام قضايي در يك عمليات غافلگيرانه به پاتوق مجرمان رفتند و در بازرسي از آنجا 10 كيلو و 76 گرم ترياك كه به طور ماهرانه اي در حلبهاي روغن خوراكي جاسازي شده بود، كشف و پنج متهم را دستگير كردند.
سوداگران مرگ كه چاره اي جز بازگويي حقيقت نداشتند، جرمشان را گردن گرفتند و با تشكيل پرونده به ستاد مبارزه با مواد مخدر معرفي شدند.
سارقان لوله ، در دام پليس
گروه حوادث: سه سارق انبار لوله و تلفن همراه با تلاش مأموران انتظامي دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران دايره اطلاعات و تجسس كلانتري شفا، سارقي را كه در حال ربودن لوله و اتصالات از يك انبار در خيابان حر عاملي بود، دستگير و به كلانتري انتقال دادند.
متهم كه دو مورد سابقه كيفري در رابطه با سرقت دارد در بازجويي به چندين فقره سرقت از انبارهاي لوله در محدوده خيابان حر عاملي اعتراف كرد.
ادامه اين خبر حاكي است، دو سارق كه اقدام به ربودن گوشي تلفن همراه از يك فروشگاه در بلوار عبدالمطلب كرده بودند با اجراي طرح مهار توسط مأموران دايره اطلاعات و تجسس كلانتري شفا دقايقي پس از سرقت دستگير شدند.
متهمان به همراه پرونده در اختيار مقام قضايي قرار گرفتند و تحقيق از آنان ادامه دارد.
با تلاش مأموران نيروي انتظامي رخ داد؛
نجات دختري كه توسط پدرش زنده به گور شده بود
دختر جوان 22 ساله اي كه توسط پدرش با انگيزه نامعلوم زنده به گور شده بود، توسط مأموران نجات يافت.
به گزارش فارس، عصر چهارشنبه مأموران كلانتري 166 لشكرك از وقوع يك فقره شكنجه يك دختر جوان توسط پدرش باخبر شدند.
مأموران با بررسي اظهارات شهروندان دريافتند، دختر جواني در جاده تلو، زمينهاي خاكي، داخل اراضي ارتش، در زير سنگها مدفون شده است كه احتمالاً زنده است.
مأموران بلافاصله با حضور در محل مشخص شده از سوي شهروندان و پس از شناسايي مكان مورد نظر، نسبت به نجات اين دختر جوان اقدام كردند.
اين دختر جوان زماني كه از زير خاكها و سنگهاي موجود بيرون آمده و نجات يافت، خود را رويا 22 ساله معرفي كرده و مدعي شد پدرش وي را زنده به گور كرده است.
رويا مدعي شد معتاد بوده و قرص ترامادول مصرف مي كنم، به همين علت پدرم مرا در منزل مورد ضرب و شتم قرار داد و وقتي بي رمق شدم به اين مكان منتقل و در زير سنگها مدفونم كرد.
رويا توسط عوامل اورژانس به بيمارستان شهداي تجريش انتقال يافت و تحت مداوا قرار گرفت.
در حال حاضر تحقيقات براي دستگيري پدر رويا و همچنين تحقيق از وي درخصوص انگيزه ارتكاب اين عمل خشونت آميز وي آغاز شده است.
انهدام شبكه بزرگ تهيه و توزيع مشروبات الكلي در مشهد
گروه حوادث- محمدزاده: شبكه بزرگ تهيه و توزيع مشروبات الكلي با دستگيري 6 متهم اصلي منهدم شد.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران تيمهاي اطلاعات و عمليات اداره مبارزه با قاچاق كالا و ارز پليس آگاهي خراسان رضوي در ادامه مبارزه با توزيع كنندگان و توليدكنندگان مشروبات الكلي سرنخهايي در خصوص فعاليت يك شبكه بزرگ توزيع مشروبات الكلي به دست آوردند.
برپايه اين گزارش، تحقيقات فني مأموران نشان مي داد كه اعضاي اين شبكه به صورت برنامه ريزي شده و در فواصل زماني خاص مقادير قابل توجهي از مشروبات الكلي را از استانهاي غربي كشور به استان خراسان وارد مي كنند.
مأموران دامنه اقدامهاي كنترلي و اطلاعاتي خود را افزايش داده و موفق به كسب اطلاعات دقيقي در خصوص ورود محموله بزرگ مشروبات الكلي توسط اعضاي اين شبكه به مشهد شدند و در اقدامي غافلگيرانه صبح روز هجدهم ارديبهشت ماه جاري مخفيگاه اين افراد كه باغي در اطراف مشهد بود را مورد بازرسي قرار دادند.
مأموران در بازرسي اين محل موفق به دستگيري 6 عضو اصلي شبكه و كشف 18 هزار و 500 بطري و قوطي انواع مشروبات الكلي شدند.
متهمان دستگير شده به همراه پرونده متشكله به مراجع قضايي معرفي شدند و تحقيقات تكميلي در اين خصوص ادامه دارد.
بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛شكارچي شبهاي لس آنجلس
نويسنده: ديويد لور
مترجم: ز.رضايي
قسمت هفتم
«راميرز» پس از جنايتهايي كه انجام داد، كمتر از يك ماه و پس از آخرين جنايتش به خانه «كريستوفر پترسون» 38 ساله و همسر 27 ساله اش «ويرجينيا» رفت.
او به هر دوي آنها شليك كرد، اما «كريستوفر» كه بدني قوي داشت، به رغم جراحتش توانست «راميرز» را مجبور به فرار از خانه كند.«راميرز» تنها دو شب منتظر ماند تا جنايتي ديگر را رقم بزند.
اين دفعه او به خانه «احمد ضيا» 35 ساله و همسرش «سوكي» رفت و با شليك گلوله اي احمد را به قتل رساند و همسرش را مورد اذيت و آزار قرار داد.
اكنون پليس زير رگباري از انتقادات و سرزنش از سوي افكار عمومي قرار داشت. تعداد قتل ها هر روز بيشتر و فاصله آنها كمتر مي شد.
با شدت گرفتن عمليات، جستجوي پليس براي دستگيري شكارچي شب، «راميرز» ترسيد و براي ادامه جنون آدم كشي اش به سوي شمال گريخت.
در 24 آگوست 1985، «راميرز» به منطقه اي در 50 مايلي لس آنجلس رفت و وارد خانه «بيل كارنز» 29 ساله و نامزدش «اينز اريكسون» 27 ساله شد.
او مانند قبل «بيل» را به قتل رساند و «اينز» را مورد اذيت و آزار قرار داد و از او خواست تا سوگند ياد كند و وفاداري خود را نسبت به شيطان اعلام كند و بعد از آنجا گريخت.«انيز» بلافاصله خود را به پنجره رساند و مهاجم را ديد كه سوار بر اتومبيلي نارنجي رنگ شد. او سريعاً با پليس تماس گرفت.
همان شب جواني يك تويوتاي نارنجي رنگ را ديده بود كه در همان حوالي مشغول گشتن است و از آنجا كه موجب ظن وي شده بود، شماره پلاك آن را يادداشت كرده بود. او روز بعد با پليس تماس گرفت و مشخصات اتومبيل را اطلاع داد.
پس از بررسي پليس مشخص شد كه اتومبيل رؤيت شده سرقتي است و دو روز بعد نيز در يكي از حومه هاي شهر لس آنجلس رها شده پيدا شد.پليس چند روز اتومبيل را تحت نظر داشت تا شايد مظنون براي بردن آن بازگردد، اما نتيجه اي نداشت.
حوادث جهان
پيدا شدن چك قديمي پس از گردباد
آسوشيتدپرس: گردباد هفته پيش در ايالت آركانزاس كه خانه ها، اتومبيلها و همه چيز را از جا كند، چكي مربوط به سال 1971 را نيز آشكار كرد.«جن فلويد» پس از گردباد براي بازديد از چادر اردويي خود رفت كه ناگهان تكه ورقه اي را بر روي زمين ديد. اين ورقه تا خورده چكي بود كه تاريخش به سختي قابل خواندن بود.«فلويد» گفت: هنگامي كه ديدم تاريخ چك يك سپتامبر 1971 و مربوط به بانكي در 50 مايلي اين جاست، متعجب شدم.وي افزود: مبلغ اين چك يك دلار و 50 سنت و به نام خانم «بروس مورفي» است كه قبلاً نقد شده است.
مردي كه جان خودش را نجات داد
آسوشيتدپرس: مردي در ايالت اوماها پس از اينكه متوجه شد نفس كشيدن برايش مشكل شده است با استفاده از يك چاقوي آشپزخانه عمل تراكوتومي را با سوراخ كردن گلوي خود انجام داد.«استيو ويلدر» گفت: شب گذشته هنگامي كه از خواب پريدم، احساس كردم كه در حال مرگ مي باشم و نفس كشيدن برايم غير ممكن شده است.
وي افزود: با اورژانس تماس نگرفتم، زيرا مي دانستم آنها به موقع نخواهند رسيد و به همين دليل با استفاده از چاقوي آشپزخانه سوراخي در گلوي خود ايجاد كردم تا هوا وارد ريه هايم شود.اين مرد 55 ساله سالهاست كه از سرطان حنجره رنج مي برد. به گفته پزشكان، مسيرهاي تنفسي وي بسته شده بوده است.
عكس سارق در دوربين مالباخته
آسوشيتدپرس: به گفته پليس آمريكا، سارقي كه قبل از سرقت از وي عكس گرفته شده بود، خيلي سريع به دام افتاد.«آندره اسميت»كه در يك ميهماني سرگرم صحبت با عده اي بود پس از اينكه متوجه شد خانمي در حال عكس گرفتن از دوستانش است، خودش را جلوي دوربين انداخت تا در عكس باشد.
دقايقي بعد كه دو تن از ميهمانان قصد خروج داشتند «اسميت» كيفهايشان را دزديد و گريخت.آن دو كه سارق را شناخته بودند با نشان دادن عكسش به پليس باعث به دام افتادن وي شدند.
افزايش مجازات روابط نامشروع در اتريش
بي بي سي: دولت اتريش درباره تشديد قوانين عليه روابط نامشروع و فساد اخلاقي به توافق رسيد.
اين تصميم پس از آن اتخاذ شد كه با برملاشدن رابطه دهشتناك 24 ساله يك پدر با دختر خود كه حاصل آن 6 فرزند نامشروع بود، موجي از انتقاد درباره ضعف قوانين فعلي اين كشور به دنبال داشت.
«آلفرد گوسن باوئر» صدراعظم اتريش پس از نشست شوراي وزيران در نشستي مطبوعاتي گفت: ممنوعيت اشتغال از اين پس براي اين گونه متخلفان اعمال خواهد شد، علاوه بر اينكه تكلف و تربيت كودكان نيز براي آنان لغو مي شود.او تأكيد كرد: در بسته جديدي كه به زودي به مجلس اين كشور ارايه مي شود، قربانيان جنسي و حمايت از آنان محور توجه قرار مي گيرند.
احزاب راست گراي اين كشور به ويژه حزب اتحاد آينده اتريش طي دو هفته اي كه از برملا شدن جنايت اين پدر مي گذرد نسبت به كفايت مجازات فعلي براي اين تبهكار ابراز تشكيك كرده اند.
براساس قوانين فعلي اتريش كه «ماريا برگر» وزير دادگستري اين كشور آن را مناسب توصيف كرده است، تجاوز كار حداكثر با 15 سال حبس مواجه مي شود.
شكايت از يك سگ
آسوشيتدپرس: زني در نيويورك به خاطر خراب شدن كفشهاي كودكش در يك گردش خانوادگي توسط يك سگ، درخواست غرامتي 100 دلاري كرد.
اين زن ادعا كرد، كفشهاي كودك يك ساله اش با قدم گذاشتن بر روي مدفوع اين سگ از بين رفته است.«جفري اسپار» وكيل مدافع شهرداري درباره اين درخواست گفت: درخواست اين خانم رد شده است.
بايگاني راكد
روزنامه دولت عليه 577 پنجشنبه 12 جمادي الاخر 1282 ه- ق برابر با 1244 ه- ش
از قراري كه در روزنامه هاي ايتاليا نوشته اند، ويكتور امانوئل پادشاه ايتاليا در شكار گاهي در عقب يك غزال بوده و يك مرتبه به سنگي روي دره اي رسيده، خيال كرد كه مي تواند از آن رد شود وليكن چون برف زياد آن جا بوده و يخ بسته بود از بي اعتباري آن بي خبر گشته، غفلتاً روي برفها رفته و در حال سقوط به درون دره بوده است در همان وقت چوپاني كه آن شكارچي را نمي شناخت به چابكي دويده و او را عقب كشيده است و از هلاك نجاتش داده است، در آن وقت پادشاه خود را بر شخص چوپان شناسانيده و پانصد سكه طلا انعام به او داده است و در حق او مقرري صادر كرده است. _________________
مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum