Posted: Sat May 10, 2008 3:29 pm Post subject: سفر به دنياي نويسنده ها
گشت وگذاري در بيست و يكمين نمايشگاه كتاب تهران ؛ سفر به دنياي نويسنده ها
* خديجه زمانيان
در كشور ما كه هنوز تعداد كتابفروشي ها قابل مقايسه با ميزان ناشران نيست و كتاب هاي منتشر شده مكان مناسبي براي عرضه
ندارند و بيشتر، كتابهاي زرد و غيرارزشي در كتابفروشي ها عرضه مي شود، نمايشگاه كتاب تهران فرصت خوبي است كه دوستداران كتاب، بخصوص آنهايي كه پيگير جدي ادبيات هستند و در طول سال بايد انتشاراتي هارا گز كنند تا كتاب مورد نظرشان را پيدا كنند، به آن جا سري بزنند و آثار تازه چاپ شده نويسندگان را خريداري كنند.
اگر چه بسياري از نويسندگان معتقدند كه نمايشگاه كتاب تهران نبايد به ده روز در سال منحصر شود و ناشران و نويسندگان بايد در طول سال مكاني براي بحث و تبادل نظر داشته باشند، پس بايد به فكر راه اندازي يك نمايشگاه دائمي كتاب بود.
***
وارد مصلا كه مي شوي و تابلوهاي راهنما را كه نگاه مي كني، يك به يك به دنبال ناشراني هستي كه قرار است كتاب مورد علاقه ات را چاپ كنند. قبل از هر چيز براي خريدن كتابهاي تازه اي از سالينجر، سراغ نشر نيلا مي روم. «نغمه غمگين» با ترجمه امير مجد و بابك تبرايي اثري است كه به تازگي از اين نويسنده آمريكايي ترجمه شده است و خيلي از نويسندگان و مترجمان در وبلاگهايشان توصيه كرده اند آن را بخوانيم. غير از اين اثر مجموعه داستان «هفته اي يكبار آدمو نمي كشه» با ترجمه ليلا نصيري ها و اميد نيكفرجام و «شانزدهم هپ ورث 1924» با ترجمه رحيم قاسميان هم توسط اين نشر چاپ شده كه هواداران سالينجر را به طرف خودش كشانده است.
به نظر مي رسد اين آثار مجموعه اي از داستانهاي اين نويسنده است كه در نشريه نيويوركر، چاپ شده اند.
البته «نيلا» در مجموعه كتابهاي كوچكش دو نمايشنامه از ديويد آيوز را هم منتشر كرده است كه دوستداران ادبيات نمايشي را مي تواند خوشحال كند.
به ترتيب به دنبال كتابهايي مي روم كه فهرست آنها دستم هست، «دم را درياب» اثر سال بلو، «اختراع انزوا» آخرين اثر پل آستر؛ محبوبترين كشف سال گذشته ام. در وبلاگها خوانده بودم اين اثر يك اتوبيوگرافي از اين نويسنده است و مثل ساير آثار اين نويسنده نشر افق آن را منتشر كرده. در نشر افق كتابهاي تازه به چاپ رسيده خوبي ديده مي شود. كتابهايي مثل «اگر تو بميري» اثر محمدرضا گودرزي و رمان «در باغ بزرگ» اثر احمدرضا احمدي. و حالا دنبال كتابهاي نويسندگان ژاپني ام، آنها كه با معرفي نويسندگاني مثل «ايشي گورو»، «موراكامي» و... ادبيات جهان را شگفت زده كرده اند.
اثر «كافكا در كرانه» يا «كافكا در ساحل» همچنان فروش بالاي خود را دارند و بعد آثار «كازوئو ايشي گورو» مثل «هرگز رهايم نكن»، «تسلي ناپذير» و....
مقابل نشر مرواريد شلوغ است، به غرفه نرسيده مي دانم دوستداران «خالد حسيني» اين جا جمعند تا دو كتابش را بخرند. پوستر متفكرانه او بر ديوار غرفه آويزان شده «خالد حسيني» دست زير چانه اش گذاشته و لبخند مي زند و دو اثر معروف و پرفروشش «بادبادك باز» و «هزار خورشيد تابان» روي كتابهاي ديگر چيده شده اند. صاحب غرفه به كساني كه به دنبال يك رمان خوبند، اين دو اثر را معرفي مي كند.
اما مي رسم به نشر «ماهي»، با آنكه اين نشر تازه شروع به كار كرده، اما مورد توجه اهالي ادبيات قرار گرفته است، جلد سفيد و نارنجي و طرح جلدهاي متمايزي كه اين انتشارات براي كتابهايش در نظر گرفته نظم و زيبايي خاصي به غرفه داده است. آثار «جومپا لاهيري»، آثار نويسندگان آلماني زبان با ترجمه هاي علي اصغر حداد و محمود حسيني زاد اين غرفه را كم و بيش شلوغ كرده است.
در گوشه اي چشمم مي افتد به سه جلد جيبي آثار «فردريش دورنمارت» خوشحالم كه هر سه جلد را خوانده ام؛ «قول»، «سوء ظن» و «قاضي و جلادش».
مقابل نشر ققنوس مي ايستم، اين انتشارات هم مثل سالهاي گذشته با استقبال مخاطبان مواجه شده است، نشر ققنوس هم كتابهاي پر مشتري اش را روي پيشخوان چيده، رمان «سمفوني مردگان» عباس معروفي كه مهر چاپ يازدهم بر آن خورده، چاپ چهارم «بازي آخر بانو»، چاپ سوم رمان «حيات خلوت» و «چركنويس» اثر بهمن فرزانه.
دو مهمان در غرفه انتشارات ققنوس نشسته اند و غرفه را بيش از پيش پررونق كرده اند؛ «بهمن فرزانه» و «سياوش جمادي» دو مترجمي اند كه در نشر ققنوس حضور و از نزديك با مخاطبان خود ديدار مي كنند.
در غرفه انتشارات علمي و فرهنگي هم «هوشنگ مرادي كرماني» نشسته و مقابلش، روي پيشخوان غرفه، كتابهايش چيده شده است. بازار عكس و ديدار و امضاء در غرفه هايي كه نويسندگان در آن جا آمده اند داغ داغ است.
كمي آن طرف تر در يكي از غرفه ها رماني از «دوريس لسينگ»؛ برنده نوبل ادبي 2007 توجهم را جلب مي كند؛ رمان «علف ها آواز مي خوانند» با ترجمه زهرا كريمي در غرفه انتشارات آشيانه كتاب.
كتابي كه براي ترجمه اش حرف و حديث هاي زيادي زده شد. اما اين انتشارات در سكوت خبري آن را به چاپ رسانده است!
سراغ نشر مركز مي روم تنوع و تعدد اين انتشارات در خصوص چاپ كتاب، اسم آن را بر سر زبانها انداخته، هر كس سري به نمايشگاه كتاب بزند حتماً سراغ نشر مركز مي رود كتاب «سرشت و سرنوشت» مصطفي مستور را دوست دارم بگيرم، كتابي است در وصف و ستايش سينماي «كشيلوفسكي».
سري هم به غرفه انتشارات روشنگران و مطالعات زنان مي زنم تا خريد فيلم نامه «لبه پرتگاه» بهرام بيضايي را كه در ليست خريد كتابهايم گذاشته ام از دست ندهم.
در خبرها خوانده بودم نشر چشمه ،كتاب تازه اي از ريچارد براتيگان منتشر كرده است «در رؤياي بابل» عنوان اين كتاب است، به نظر مي رسد اين كتاب هم مثل ساير آثار اين نويسنده، عجيب و غريب باشد، كتاب را مي بينم گوشه غرفه گذاشته شده است.
انتشارات سخن كه چندين سال است گزيده هاي لوكسي از شاعران معاصر منتشر مي كند امسال هم با اين مجموعه ها در نمايشگاه حضور دارد، اما آنچه رونق اين غرفه ها را دوچندان كرده، گزيده هاي لوكس شاعران معاصر نيست، بلكه كتابهاي عطار با تصحيح شفيعي كدكني است كه در سال گذشته با حضور استادان زبان و ادبيات فارسي رونمايي شد. طبق گفته هاي مدير انتشارات سخن، كتابهاي عطار با تصحيح محمدرضا شفيعي كدكني فروش بسيار خوبي دارد.
***
وقتي مي خواهم از نمايشگاه برگردم از مقابل انتشارات مرواريد دوباره رد مي شوم، پوستر قيصر امين پور را مي بينم كه دارد نگاه مي كند، شاعري كه سالهاي گذشته با حضورش در نمايشگاه كتاب، مشتاقانش دورش حلقه زدند و او گاهي براي گريز از پاسخگويي به احساسات، آرام و بي سر و صدا مي آمد و مي رفت و حالا پوستر اوست كه به ديوار زده شده و كتاب دستور زبان عشق؛ آخرين اثر چاپ شده اين شاعر است كه بر دست هاي هوادارانش ديده مي شود. اين كتاب كه مرداد ماه سال گذشته چاپ شده كمتر از يك ماه به چاپ دوم رسيد و حالا با چندين چاپ در نمايشگاه حضور دارد.
ده روز نمايشگاه كتاب تمام شد، ده روزي كه مي شد همه نويسندگان دنيا را اين جا دورهم ديد؛ آثارشان روي پيشخوان و پوسترهايشان روي ديوار غرفه ها آويزان شده است.
اين ده روز براي كساني كه بهترين لحظات زندگي شان، گذران با كتاب است، بهترين روزهاي سال است، مكاني در گوشه اي از شهر تهران كه همه آدمهايي كه در آن جا جمع مي شوند، يك وجه اشتراك دارند و آن، دوست داشتن كتاب است. چيزي كه وقتي بازش مي كني تمام دنيا و آدمهايش را فراموش مي كني و وارد دنيايي مي شوي كه نويسنده با كلماتش برايت خلق مي كند و حالا كه در نمايشگاه قدم مي زنم، شوق دارم، شوق خريدن دنياهاي متفاوت را، دنياي نويسنده ها را.
نگاهي به زندگي و آثار يوكيوميشيما ؛ مدرن نويس كلاسيك
* رضا خسروزاد
«هيرائوكا كيمي تاكه» معروف به «يوكيوميشيما» نويسنده برجسته و نامي ژاپن، در ايران ناشناخته نيست. بسياري از آثار مهم او از داستان تا شعر و نمايشنامه، به زبان فارسي ترجمه و انتشار يافته است.
او در چهاردهم ژانويه 1925 به دنيا آمد، در جواني، تحت تأثير اسكاروايلد قرار گرفت و اين آشنايي دريچه ورود او به ادبيات دنياي غرب شد. نوشتن و انتشار چندين داستان و شعر سبب شد تا پاي ميشيما به مجامع ادبي ژاپن باز شود. در آنجا با «سوناري كاواباتا» نويسينده بزرگ ژاپن و برنده جايزه نوبل آشنا شد. كاواباتا از او حمايت و او را تشويق به چاپ آثارش كرد. تشويقهاي كاواباتا آن چنان اثر گذار بود كه ميشيما از كارش در اداره دارايي استعفا داد و نويسندگي را شغل تمام وقت خود كرد.
«وطن پرستي»، «مرگ در وسط تابستان»، «برف بهاري»، «درياي بارور»، «سارقان» و «اعترافات نقاب» از جمله آثار پرفروش وي به شمار مي آيند و سبب شهرت هرچه بيشتر او گرديدند تا جايي كه كتابهايش به زبانهاي ديگر نيز ترجمه شد.
سفر او به كشورهاي خارجي و از جمله يونان سبب تغييراتي در نگرش او گرديد. با فلسفه غرب و عرفان مستقر در حكايتها و افسانه هاي رومي- يوناني آشنا شد و شيفته آنها گرديد. افسانه ها و اسطوره هاي خدايان و ابر قهرمانهاي نيمه انساني با ابعاد ماورايي و چند گانه شان، چنان او را تحت تأثير قرار دادند كه مي توان اثرات آن را در آثارش يافت. گرايش او به ادبيات كهن بي دليل نبود. سبك نوشتاري او نيز كلاسيك بود و اگرچه مدرن نويسي نيز كرده، اما همواره فضا و حال و هواي كارش قديمي است، گويي او با اين شيوه قصد اداي احترام به تمام سنتها و آداب و رسوم پيشينيان خود داشته و نيز اضمحلال و رو به نابودي رفتن اين فرهنگ را در برابر تفكر و شيوه نوين زندگي گوشزد مي نمايد. از اين لحاظ ادبيات ميشيما، ادبيات معترضانه است. اين اعتراض خواسته يا ناخواسته از او چهره اي خشن و در عين حال پر صلابت ارائه مي دهد.
او چه در زماني كه در هيأت دانش آموز مدرسه «پيرزه» مورد تمسخر همشاگردي هاي پولدارش قرار مي گرفت و چه زماني كه در اوج خلاقيت هنري، مورد آزار منتقدان قرار مي گرفت، همواره نوشتن را به عنوان تنها پناهگاه و دوست واقعي اش مي يافت و شايد از اين رو بود كه در بيشتر آثارش نوعي بازگشت، استحاله و پاك شدن خشن و قابل لمسي ترسيم و يا توصيه شده است. ميشيما در دهه شصت به چهره اي اجتماعي بدل شد و در اواخر اين دهه، به اوج شكوفايي هنري ادبي نيز رسيد. اما در همين دوران (سال 1970) به آيين نياكان سامورايي اش كه همواره به آنها افتخار مي نمود، خودكشي كرد. سخنراني عجيب او قبل از پايان زندگي اش نه تنها سبب روشنگري عمل او نشد كه پرسشهاي بيشتري را نيز برانگيخت. پرسشهايي كه پاسخ آنها تا امروز همواره در پرده اي از ابهام باقي مانده است.
نگاهي به سريال تلويزيوني «روزگار قريب» ساخته كيانوش عياري؛غربت قهرمان ايراني
* مهدي نصيري
داستان مجموعه تلويزيوني «روزگار قريب» روايت چند مقطع مهم از زندگي دكتر قريب است. اما د ركنار اين داستان زندگينامه جامعه و حوزه هايي از تاريخ اجتماعي دوران زندگي دكتر قريب (قهرمان داستان) نيز روايت مي شود.
«كيانوش عياري» يكي از بهترين فيلمسازان سه دهه اخير سينماي ايران اين بار نيز همچون تجربيات موفق گذشته اش در انتخاب سوژه موفق عمل كرده و ضمن روايت زندگينامه يكي از مفاخر پزشكي ايران داستاني زيبا را به گونه اي هنرمندانه و در قالب ساختار تصويري زيبا و هدفمند براي مخاطبش تعريف مي كند. اين داستان آن قدر ظرفيت و توانايي دارد كه در قسمتهاي مختلف سريال، دچار كاستي و كمبود نشود.در مقايسه اي گذرا و كوتاه بين اين سريال و سريال تلويزيوني ديگري در همين ژانر (شهريار) كه از شبكه دوم سيما پخش مي شود، مي توان به قابليتها و ظرفيتهاي دراماتيكي قوي سريال «عياري» پي برد.
«شهريار» كه در قسمتهاي اخير بشدت اسير تكرار شده و هفته هاست جز محور روايي عاشقانه و رمانتيك اش چيزي براي ارائه به مخاطب ندارد، در مقايسه با ظرفيتهاي داستاني «روزگار قريب» و توانايي هاي زياد دراماتيك آن دچار كمبودهايي است كه بيش از هر چيز، اهميت و نقش انتخاب سوژه را در نخستين قدم ياد آور مي شود.
سريال تلويزيوني «كيانوش عياري» علاوه بر يك شخصيت قوي، زندگي پر فراز و نشيب و پر ماجراي قهرمانش را نيز به عنوان محمل روايت داستاني اش به همراه دارد، بنابراين مي توان انتظار داشت كه هر قسمت آن با موقعيت و ماجرايي جذاب و جديد همراه باشد.
اما «عياري» حتي در روايت داستانهاي قوي مربوط به سوژه اش هم زياده روي نكرده و نشان داده كه بيشتر به روايتي روان، هدفمند و هماهنگ علاقه مند است «عياري» در «روزگار قريب» دو هدف مهم را در تعريف روايت مورد توجه قرار داده است؛ اول آنكه مي خواهد شخصيت مورد نظرش را به گونه اي وفادارانه و نزديك به واقعيت و باورپذير معرفي كند.
دكتر قريب، با وجود همه خدمات و زحماتي كه براي جامعه ايراني چه به لحاظ خدمات پزشكي و چه از نظر آموزشي و تربيت پزشكان- انجام داده، تاكنون آن گونه كه بايد براي مردم ما شناخته شده نبوده است.
اما «روزگار قريب»، در جهت نخستين هدف كارگردان آن توانست دكتر قريب را بشناساند، مردم را نسبت به زندگي او علاقه مند كند و ضمن الگوسازي- به عنوان يك هدف ديگر- زمينه هاي دستيابي به هدفي مهمتر را نيز فراهم سازد.
دومين رويكرد مهم «روزگار قريب» بدون شك به روايت تاريخي- اجتماعي آن مربوط مي شود كه به بهانه- و در كنار- روايت زندگينامه اي سريال قرار مي گيرد و شناسنامه اي تحليلي، جذاب و نزديك به واقع را از تاريخ اجتماعي ايران ارائه مي دهد. نكته مهم ديگر اينكه بيننده سريال عياري، تاريخ را هم از دريچه ذهن و نگاه دكتر قريب مي بيند.
***
«روزگار قريب» يك محور اصلي داستاني و دو بستر زماني روايت را شامل مي شود؛ در يكي از اين بسترهاي زماني، گذشته دكتر قريب از كودكي به مخاطب نشان داده مي شود. يكي از قوتها و جذابيتهايي كه «روزگار قريب» را به سريالي موفق تبديل كرده نيز، همين روايت شيرين گذشته است كه از دوران تولد و شكل گيري شخصيت و علايق قهرمان در روستا آغاز مي شود و لحظه به لحظه زندگي فردي، خانوادگي و اجتماعي او را روايت مي كند و پيش مي رود.
«كيانوش عياري» در حوزه روايت و ساختار تصويري، قهرمان را محور اصلي رويدادها قرار داده و حوادث تاريخي و اجتماعي را نيز به بهانه حضور اين قهرمان پيش مي كشد و نشان مي دهد. به همين دليل وفاداري به واقعيت جزء اصلي كار اوست. در واقع او جامعه و تاريخ را در متن روايت داستاني همچون طبيعتي كه در پس زمينه حضور اين قهرمانان قرار داده باور پذير، ساده و دوست داشتني نشان داده است. به همين خاطر ديدن لحظاتي از سريال نه تنها به واسطه ايجاد شناخت براي بيننده، ديدني و جذاب است، بلكه به همان ميزان برايش خاطره انگيز و دوست داشتني هم جلوه مي كند.
در بستر روايي مربوط به گذشته پرداختن به جامعه و محيط زندگي قهرمان به دقت و با سادگي و احتياط لحاظ شده اند. «عياري» با اطمينان به قدرتش در روايت داستان هيچ گونه عجله نمي كند و موقعيت و رويداد را با شتابزدگي هدر نمي دهد. به همين دليل دو بستر روايي سريال، همپا و هماهنگ با هم پيش مي روند و هيچ يك در مقابل ديگري كم نمي آورند گر چه روايت مربوط به گذشته به مراتب جذاب تر، دلچسب تر و متنوع تر از بسترهاي امروزين روايت است.
بستر روايي ديگر سريال به صحنه ها و ماجراهاي مربوط به سالها و روزهاي پاياني عمر «دكتر قريب» اختصاص پيدا كرده است. آنچه در مورد ساختار داستان و پرداخت تلويزيوني اين بخشها مي توان اشاره كرد، بدون شك محدوديت فضا و به تبع آن وقوع رويدادهاي كمتر است. حتي رويدادهاي قوي و خوب هم به واسطه تفاوت زياد ميان تنوع و تغيير فضاهاي گذشته و حال و در مقايسه با رويدادها و صحنه هاي گذشته دكتر به چشم مي آيند.
اما در عين حال مي توان گفت كه كارگردان محدوديتهاي بصري مربوط به صحنه هاي بسته بيمارستان- در حال- را با تنوع و جذابيت صحنه هاي بي شمار خارجي و بيروني مربوط به گذشته جبران كرده است. هماهنگي ميان رويدادها و پرداخت و ترتيب اين دو فضا هم آنچنان هماهنگ است كه نه تنها كاستي ندارد، بلكه به خودي خود به ريتم روايي تبديل شده و توجه مخاطب به روايتها را وزن مي بخشد و آهنگين مي كند.در صحنه هاي مربوط به حال، دكتر قريب و بستري شدن او در بيمارستان بهانه اي مي شوند براي شناسايي شخصيت؛ ما، در صحنه هاي حال به دكتر قريب و خصوصيات فردي او- در فضاي محدود- نزديك مي شويم و زمينه هاي شكل گيري و تكامل اين شخصيت را در گستره اي وسيع تر و نامحدودتر مي بينيم.
«عياري» حتي سعي كرده تا موقعيتهاي مربوط به اين دو بستر زماني را نيز در هماهنگي و ارتباط ساختاري و مفهومي با هم قرار دهد و ضمن زيبا سازي روايت، بر محتواي اثرش نيز بيفزايد.
در يك جمع بندي پاياني بايد «روزگار قريب» كيانوش عياري را يك سريال خوب و خوش ساخت دانست كه هم مفيد و آگاه كننده است و هم ظرفيتها و قابليتهاي هنري قابل توجهي را مورد كاربرد قرارداده است. تنها نكته اي كه سريال عياري را با مشكل مواجه كرده شايد زمان پخش- تاريخ و ساعت پخش- آن باشد. شايد چنانچه سريال به برخي ويژه برنامه ها و سريالهاي مناسبتي محرم و نوروز برخورد نمي كرد، محبوبيت و استقبالي بسيار بيشتر را به همراه مي داشت.
نمايشگاه مادر نقاشي ايران بر پا شد؛ «جاودانه خليج فارس» بر بوم ايران درودي
«از پيش از انقلاب آثارش را ديده بودم با خودش برخورد نداشتم. چند سال از انقلاب گذشته بود كه براي ديدن برادرم به فرانسه رفتم.
برادرم داستاني را تعريف كرد كه باعث شناخت من از ارزش اين هنرمند به عنوان شخصيتي قابل ستايش و احترام شد.
در بحبوحه اي كه بسياري از هنرمندان از كشور فرار مي كردند، او در پاريس بيمار بوده، مدت كار اقامتش تمام شده و به پليس پاريس مراجعه كرده تا كارت اقامتش را تمديد كند.
تصادفاً برادر من هم براي تمديد كارت اقامتش مراجعه مي كند. او اين هنرمند را نمي شناخت، برايم تعريف كرد كه خانمي بيمار، مداركش را براي تمديد اقامتش عرضه كرده است، اما بعد از نيم ساعت كه كار و آثارش را بررسي كردند، رئيس بخش تمديد مدارك خارجي مي آيد و كاغذي را مقابل او گذشته و مي گويد بنويسد كه پناهنده سياسي ام تا كارتش را براي چندسال تمديد كرده و ماهي يك هزار و 500 فرانك هم به او بپردازيم.
اما ايران درودي خيلي ناراحت و عصباني شده و به غيرتش برخورده و گفته است كه نمي نويسم. من ايراني ام و به ايراني بودنم هم افتخار مي كنم و اين افتخار را به يك هزار500 فرانك در ماه نمي فروشم، كارت را تمديد نكنيد با همين حالم به ايران برمي گردم.
برادرم از آنها مي پرسد كه اين فرد كيست، مي گويند ايران درودي نقاش است. از من پرسيد كه او را مي شناسي، گفتم او نقاش پيشكسوت ايران است و هنر نقاشي اش تصويري است و نگاه فوق واقعي گرايي سورآليستي در آثارش دارد.»
اينها روايتي است كه حبيب ا... آيت اللهي - مدرس دانشگاه و دبير دوسالانه نقاشي معاصر ايران از ايران درودي دارد.
او به خبرنگار ايسنا گفت: در طول سالها متوجه شدم كه موزه هنرهاي معاصر تهران و وزارت ارشاد چندان با وي لطفي ندارند. علتش هم اين بود كه مدير وقت موزه، مشاورهاي مناسبي نداشت، افرادي با تظاهرهاي خاص دوروبرش را گرفته بودند. تا اينكه در دوره هاي بعد قرار شد انجمن نقاشي تشكيل شود؛ درودي به جلسه انجمن آمد؛ خيلي ناراحت بود، چراكه مادرش را بتازگي از دست داده و كسي تسليت نگفته و احترام نگذاشته بود. در آن جلسه هم با احترام از ايشان ياد و پذيرايي نشد. كم كم داشت خود را منزوي مي كرد.
دكتر آيت اللهي يادآوري كرد: دوسالانه نقاشي ايران كه برنامه ريزي مي شد، به اين فكر افتادم كسي در رأس داوران قرار گيرد كه پيشكسوت باشد و آثار نسل جوان را داوري كند. بنابراين، رياست افتخاري دوسالانه را به استاد محمود جوادي پور سپرديم و رئيس هيأت داوران هم ايران درودي شد.به گفته آيت اللهي همه داوران هم بر اين عقيده بودند كه سخن اول را ايران درودي بگويد. وقتي پيشكسوتي درباره كار يك جوان قضاوت مي كند ارزشمند است.
اين مدرس و عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس تأكيد كرد، لازم بود ايران درودي از انزوا بيرون بيايد و مردم هم او را بشناسند و فكر نكنند كه تنها اين عده كساني كه در گوشه و كنار اين مملكت همديگر را قبول ندارند و عنوان هنرمند هم به آنها اطلاق مي شود و پشت سرهم بدگويي مي كنند، وجود دارند. بلكه اينها هنرمندنما و يا به قول نظامي ناهنرمندان يا همان ناهنران هستند.
وي افزود: پس از دوسالانه نقاشي، حبيب ا... صادقي كارهايش را ديد و حالا اين نمايشگاه برپا شده است.
رئيس دانشگاه شاهد اذعان كرد، اين نمايشگاه به حق نمايشگاهي است كه بايد خيلي پيشتر از اين ها براي او برگزار مي شد، تا همه جهان بدانند اين انديشه كساني كه فكر مي كنند جمهوري اسلامي ايران با پيشرفت زنان مخالف است، ناشي از تبليغات منفي و باطل است.
به عقيده آيت اللهي «ايران درودي» عصاره هنر ايران است.
ياد ديار، معبر، در اسارت زمان، عاشقان بنفش، رهايي، راهي به ابديت، هم راز، به زلالي يك عشق، خزانه اسرار، آن سوي آيينه، انسانم آرزوست، قلمرو سكوت، نبض تاريخ، سلطه بودن، از اين گونه رستن، بهشت دشت، و... . همه 207 تابلو ايران درودي در نمايشگاه «جاودانه خليج فارس» اسم گذاري شده و عنوان دارند.
«جاودانه خليج فارس» عنوان نمايشگاه نقاشيهاي ايران درودي است كه در ادامه برپايي مروري بر آثار هنرمندان پيشروي ايران، عصر چهارشنبه در موزه هنرهاي معاصر تهران برپا شده است. نام نمايشگاه برگرفته از يكي از تابلوهاي او با همين عنوان است.
عصر هجدهمين روز ارديبهشت، اهالي هنر، سينما، موسيقي و برخي مسؤولان فرهنگي كشور، نمايندگاني از سفارتخانه هاي خارجي در ايران و... در موزه هنرهاي معاصر تهران جمع شده بودند تا پرده سفيد مقابل نخستين گالري كنار رفته و با روشن شدن چراغ، نمايشگاهي با 207 تابلو از بانوي نقاشي ايران، براي عرضه اي 35 روزه گشايش يابد.
در ادامه ايران درودي در جايگاه قرار گرفت؛ صدايش لرزان بود و بغض داشت؛ با ته لهجه فرانسوي اش از همه قدرداني مي كرد. آرزو كرد روزي تك تك نقاشان ايران جاي او باشند.
او به تكرار، از عشق به سرزمين مادري اش مي گفت.
نقاشيهاي ايران درودي تا 22 خردادماه سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران مي ماند.
احمد عزيزي روي ويلچر ؛ بوسه شاعر بر گونه مادر
احمد عزيزي - شاعر - بعد از حدود دو ماه از تخت به پائين منتقل و براي دقايقي روي ويلچر حركت داده شد.
حسين عزيزي - برادر احمد عزيزي - به مهر گفت: طي هفته گذشته براي اولين بار بعد از 15 اسفند 86 احمد را از تخت بيمارستان پائين آوردند و روي ويلچر نشاندند.
وي درباره دليل اين عمل گفت: او براي آماده سازي جهت انجام فيزيوتراپي روي ويلچر نشانده شد. با اين حال سطح هوشياري احمد تغيير نكرده است.عزيزي با بيان اينكه هنوز مقدمات انتقال برادرش به تهران و يا خارج از كشور فراهم نشده، اضافه كرد: خانواده تا اين هفته از حضور مادر احمد در بيمارستان و مشاهده وضعيت او جلوگيري مي كرد ولي اين هفته اين كار انجام شد و وقتي مادر او را بوسيد، احمد هم متقابلاً چند بار بر گونه هاي مادر بوسه زد كه اين مسأله ما را نسبت به هوشياري و بهبود سيستم عصبي احمد اميدوار كرده است.وي همچنين از محبتهاي مهندس ضرغامي رئيس سازمان صداوسيما و حضور نمايندگان وي بر بالين احمد عزيزي تشكر كرد.
همايش روز ملي خيام در نيشابور برپا مي شود
گروه هنر- همايش روز بزرگداشت خيام 28 ارديبهشت ماه در نيشابور برگزار مي شود.همايش روز ملي خيام با پيام محمد حسين
صفار هرندي - وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي - و با سخنراني محمد علي اسلامي ندوشن، شيرين بياني، احمد دالكي، كاووس حسن لي و چند نفر از خيام شناسان در محل فرهنگسراي سيمرغ نيشابور آغاز مي شود.
همچنين به گفته محمد مهدي مژدي - دبير اجرايي همايش بزرگداشت و رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي نيشابور -، پيامهاي وزير ارشاد، اسفنديار رحيم مشايي - معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري - و مهدي مصطفوي - رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي - همزمان به تمام رايزنيهاي فرهنگي ايران در سراسر جهان مخابره و در بيش از 35 كشور جهان، آيين مراسم ويژه بزرگداشت حكيم عمر خيام برگزار خواهد شد.
او در ادامه عنوان كرد: روز 28 ارديبهشت ماه با به صدا درآمدن زنگ خيام در مدرسه ها همراه است. همچنين گلباران مقبره خيام و اجراي برنامه فرهنگي و هنري روز ملي خيام نيشابوري، از ديگر برنامه هاست.
مژدي افزود: در حاشيه برپايي اين همايش، مسابقه ي رياضي در سطح دبيرستانهاي نيشابور، اجراي مسابقه شطرنج ويژه تمام سنين و نمايشگاه بزرگ كتاب و سفالينه هاي نيشابور برپا مي شود.
«ققنوس» براي ساخت ارايه شد ؛اولين عكسها و آخرين خبرها از «دعوت» ابراهيم حاتمي كيا
محمد پيرهادي گفت: صداگذاري و ساخت موسيقي فيلم «دعوت» حاتمي كيا به پايان رسيده است و نسخه اي از فيلم، جهت دريافت پروانه نمايش به اداره كل نظارت و ارزشيابي وزارت ارشاد ارايه شده است.اين تهيه كننده با بيان اين مطلب به ايسناگفت: براساس هماهنگيهاي صورت گرفته با دفاتر پخش به محض دريافت پروانه نمايش، سينماهاي نمايش دهنده «دعوت» مشخص خواهند شد.پيرهادي همچنين خبر داد: فيلمنامه اي به نام «ققنوس» نوشته ابراهيم حاتمي كيا و با تهيه كنندگي محمد پيرهادي براي دريافت پروانه ساخت به اداره كل نظارت و ارزشيابي ارايه شده است كه به محض دريافت پروانه ، مقدمات پيش توليد آن آغاز و براساس برنامه ريزيهاي صورت گرفته ان شاءا... در جشنواره فيلم فجر به نمايش درخواهد آمد.در «دعوت»؛ محمد رضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئيني ها، سحر جعفري جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدق گويا، محمد رضا شريفي نيا به ايفاي نقش پرداختند.در خلاصه داستان «دعوت» آمده است: چند خانواده متفاوت با بحراني مشابه روبه رو مي شوند و هركدام از آنها بنا به نگاه خاص خود واكنشهايي از خود بروز مي دهند.
ماركز با يك رمان عاشقانه به دنياي نويسندگي بازمي گردد
«گابريل گارسيا ماركز» رمان جديد خود را در ژانر عاشقانه مي نويسد.
به گزارش ايسنا، «داريو آريزمندي» - دبير بخش خبر راديو كاراكول كلمبيا - كه دوست ماركز است، با اعلام اين خبر، گفت: ماركز هم اكنون آخرين قسمتهاي رمان جديدش را كه داستاني عاشقانه است، در حال نگارش دارد و اين رمان تا پيش از پايان امسال منتشر خواهد شد.
وي افزود: من اين فرصت را داشتم كه آخرهفته را در مكزيك با ماركز بگذرانم و به شما اطمينان مي دهم كه او در حال نوشتن قسمتهاي آخر رمان جديدش است.
به گزارش روزنامه گاردين، براي اين كتاب 250صفحه اي هنوز عنواني انتخاب نشده اما«آريزمندي» اعلام كرد كه «ماركز» اين رمان را پنج بار پاك نويس كرده است.
«ماركز» در سال 2006 به روزنامه اسپانيايي «لا وانگوارديا» اعلام كرده بود كه به پايان نويسندگي رسيده است؛ اما به نظر مي رسد بار ديگر قريحه نويسندگي اش را بازيافته است. _________________
مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum