Posted: Tue May 06, 2008 2:13 am Post subject: توفان ميانمار
هزاران نفر در توفان ميانمار کشته شدند
گروه حوادث؛ توفان موسمي در ميانمار حداقل 10 هزار کشته و هزاران بي خانمان بر جاي گذاشت. در حالي که وزير امور خارجه ميانمار از کشته شدن حداقل 10 هزار نفر و ناپديد شدن دو هزار و 129 تن در پي وقوع توفان موسمي «نرگس» خبر داده است، مقامات اين کشور اعلام کردند امکان دارد هزاران نفر ديگر نيز در اثر اين توفان در شهرها و روستاهاي دور افتاده جان خود را از دست داده باشند.توفان موسمي «نرگس» اواخر وقت جمعه از ناحيه دهانه رودخانه ايرا وادي واقع در حدود 220 کيلومتري جنوب غربي يانگون وارد خشکي شد و سپس منطقه اقتصادي يانگون ميانمار را در نورديد. سرعت وزش اين توفان که با رعد و برق و باران سيل آسا همراه شده در برخي مناطق به 241 کيلومتر در ساعت نيز رسيده است.
در حالي که حکومت نظامي ميانمار از روز يکشنبه در تمام اين کشور وضعيت فوق العاده اعلام کرده است سازمان هاي امدادي جهاني نيز به سوي مناطق حادثه ديده يانگون، ايراوادي، بيگو، کارين و مون گسيل شده اند تا به حادثه ديدگان امدادرساني کنند. در اين ميان اخبار رسيده حاکي است توفان باعث ناپديد شدن برخي روستاها شد، تمامي راه ها را مسدود و برق خطوط تلفن را قطع کرده است. به همين سبب کمک رساني به 92 هزار و 706 بي خانمان اين حادثه به کندي و سختي انجام مي شود و کمک 190 هزار دلاري هلال احمر و صليب سرخ جهاني نيز تاکنون نتوانسته به پناه دادن تمامي بي خانمان ها بينجامد.
در همين حال «ريچارد هورسي» دبير دفتر واکنش در برابر حوادث طبيعي سازمان ملل گفت؛ اين روشن است که فاجعه بزرگي رخ داده و ما فقط مي دانيم صدها هزار نفر نيازمند سرپناه و آب آشاميدني هستند اما از تعداد دقيق حادثه ديدگان بي اطلاع هستيم.
مسوولان برنامه جهاني غذا نيز اعلام کرده اند آسيب ديدگان به کمک هاي فوري احتياج دارند چرا که توفان «نرگس» که بدترين حادثه در ميان وقايع کشور ميانمار است حداقل 20 هزار خانه مسکوني را ويران کرده و تعداد زيادي کشته، مجروح و بي خانمان بر جاي گذاشته است. فدراسيون بين المللي صليب سرخ نيز اعلام کرد؛ نيروهاي اين سازمان در حال برآورد خسارات هستند و بر اساس تخمين هاي اوليه به کمک هايي براي 24 ميليون نفر در 5 منطقه حادثه ديده نياز دارند.
اکنون تلاش ها براي امدادرساني در حالي ادامه دارد که بسياري از مردم ميانمار که کشوري 53 ميليون نفري است، نگران از سرنوشت خانواده خود در جست وجوي افراد ناپديد شده هستند و بسياري ديگر نيز در وضعيت وخيمي به سر مي برند.
جاعلان حرفه يي کارت هاي پايان خدمت به مشمولان مي فروختند
گروه حوادث؛ دو نفر از اعضاي اصلي باندي که اقدام به جعل بيش از 300 فقره کارت پايان خدمت کرده بودند با انجام تحقيقات توسط ماموران پليس آگاهي دستگير و روانه زندان شدند.به گزارش خبرنگار ما اولين نمونه از اين کارت ها هنگامي کشف شد که فردي براي دريافت مجوز خروج از کشور به اداره گذرنامه مراجعه کرد. او که با اطمينان کامل از صحت اصالت مدرکش منتظر دريافت گذرنامه بود به خاطر جعلي بودن کارت پايان خدمت توسط پليس دستگير شد. اين مرد پس از بازداشت ضمن اظهار بي اطلاعي از جعلي بودن کارت پايان خدمت خود گفت چندي پيش اين کارت را در قبال پرداخت مبلغ 10 ميليون تومان از فردي به نام شاهرخ دريافت کرده و شاهرخ به او گفته اين کارت اصل است. در پي اظهارات اين فرد شاهرخ دستگير و او نيزمدعي شد کارت را از فرد ديگري گرفته و آن شخص جاعل اصلي کارت هاي پايان خدمت است. به دنبال اظهارات شاهرخ پليس که گمان مي کرد سرنخي از يک باند بزرگ جعل را يافته تحقيقات وسيعي را براي شناسايي عوامل اصلي آن پي گرفت و ماموران پليس آگاهي در قالب چند تيم اطلاعاتي و با بررسي اطلاعات به دست آمده در نهايت موفق شدند جاعل اصلي را در مخفيگاهش بازداشت کنند. متهم 31ساله به نام حميد در بدو دستگيري به جرم خود اعتراف کرد و گفت با همکاري فرد ديگري به نام رسول در قبال دريافت مبالغي بين پنج تا 10 ميليون تومان براي 300 نفر کارت جعلي پايان خدمت صادر کرده است. همچنين در بازرسي از منزل حميد يک قبضه سلاح کمري به همراه 300 تير فشنگ جنگي و وسايل پيشرفته جعل کشف شد. به دنبال دستگيري حميد، رسول نيز پس از چند روز به دام افتاد و اتهام جعل را پذيرفت.پس از انجام تحقيقات مقدماتي پرونده به دادسراي ناحيه 11 تهران ارجاع شد و بازپرس مکرمي -رئيس شعبه يک بازپرسي- بررسي آن را برعهده گرفت. مکرمي در تحقيقات خود دريافت کارت هاي صادر شده توسط اين گروه آنقدر ماهرانه جعل شده که چندين نفر با ارائه اين کارت ها موفق به اخذ گذرنامه شده اند. با تکميل تحقيقات حدود 30 مظنون به همکاري با جاعلان اصلي دستگير اما با بررسي نقش هر يک از آنها در نهايت همگي آزاد شدند اما بازپرس پرونده ضمن صدور کيفرخواست براي دو متهم اصلي براي حميد يک ميليارد و براي رسول 300 ميليون تومان قرار وثيقه صادر کرد.بازپرس مکرمي با اشاره به اين پرونده گفت طبق قانون مجازات اسلامي براي افرادي که اقدام به جعل اسناد دولتي مي کنند از يک تا پنج سال حبس پيش بيني شده است و اين مجازات با اعلام رضايت شاکي نيز قابل اغماض نيست.
انگيزه مبهم زوج جوان براي قتل مرد صاحبخانه
گروه حوادث؛ پرونده مردي که مدعي است در پي تعرض صاحبخانه به همسرش، مرد مسن را به قتل رسانده براي برگزاري جلسه محاکمه به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد.به گزارش خبرنگار ما، بعدازظهر روز 17 بهمن ماه سال گذشته هنگامي که کارآگاهان جنايي پليس آگاهي شهريار از کشف جسد مردي مسن در يک مکان عمومي مطلع شدند به سرعت به محل حادثه رفتند تا از چگونگي اين واقعه مطلع شوند. آنان دريافتند مقتول مردي 76 ساله به نام قادر است که در همان مکان عمومي زندگي مي کرده است. پس از انتقال جسد مقتول به پزشکي قانوني، متخصصان خونريزي شديد ناشي از جراحات متعدد را علت اصلي مرگ قادر دانستند و اعلام کردند اين مرد مورد اصابت چندين ضربه شيء برنده و نوک تيز قرار گرفته است.کارآگاهان پس از پرس وجو از آشنايان قادر متوجه شدند اين مرد برخلاف تصور اوليه صاحب يک منزل مسکوني است اما آن را به يک زوج اجاره داده و خودش زندگي در آن مکان عمومي را انتخاب کرده است. از آنجا که احتمال داشت زن و شوهر مستاجر اطلاعات تازه يي از زندگي قادر داشته باشند بازپرس پرونده دستور بازداشت آن دو را صادر کرد. هرچند زوج جوان در ابتدا خود را بي خبر از علت قتل صاحبخانه شان نشان مي دادند اما اظهارات ضد و نقيض اين دو ظن پليس را برانگيخت و کارآگاهان به اين يقين رسيدند که مرضيه و جواد از اسرار اين جنايت مطلع هستند. با ادامه يافتن بازجويي ها از دو مظنون بالاخره مرضيه راز قتل مرد مسن را افشا کرد و شوهرش را قاتل ناميد. او گفت؛ چند روز قبل از قتل من براي پرداخت کرايه خانه به محل زندگي قادر رفتم. آن روز در محل کسي حضور نداشت و صاحبخانه مرا به بهانه صحبت بر سر اجاره بها به داخل کشاند و سپس به زور مورد تعرض قرار داد.زن جوان ادامه داد؛ پس از رهايي از دست قادر در حالي که بسيار آشفته و پريشان بودم به منزل بازگشتم و منتظر جواد ماندم. به محض حضور او در خانه، حادثه را برايش تعريف کردم ولي به هيچ وجه فکر نمي کردم وي مرتکب قتل شود. هدف من از بازگو کردن حقايق صرفاً اين بود که تصور مي کردم شوهرم بايد بداند چه اتفاقي برايم افتاده تا بعدها شائبه خيانت پيش نيايد.مرضيه افزود؛ چند روزي سپري شد و جواد در تمام اين مدت بسيار عصبي شده بود. او کمتر با کسي صحبت مي کرد و شب ها نمي توانست بخوابد. بي قراري هاي شوهرم سبب شده بود تا خودم نيز که وضع روحي بدي داشتم به شدت با بحران مواجه شوم. روزهاي سياه زندگي ما آغاز شده بود و هيچ کدام نمي توانستيم راهي براي خروج از اين وضع اسفبار پيدا کنيم تا اينکه روز حادثه هنگامي که جواد به منزل آمد متوجه برافروختگي و اضطراب بيش از حد او شدم اما هرچه سوال کردم ابتدا جوابي نداد تا اينکه بالاخره گفت قادر را کشته است.بعد از اعترافات مرضيه، همسر وي که مي ديد چاره يي جز تشريح چگونگي قتل ندارد به کارآگاهان گفت؛ پس از آنکه متوجه شدم قادر با همسرم چه کرده است به صرافت افتادم از وي انتقام بگيرم به همين خاطر نقشه قتل صاحبخانه را طراحي کردم و روز حادثه او را با ضربات متعدد چاقو از پا در آوردم و سپس از وسايل مقتول 200 هزار تومان پول نقد و چند حلقه انگشتر سرقت و فرار کردم.وي افزود؛ من نمي خواستم ماجراي قتل را به مرضيه اطلاع بدهم اما آن روز بعد از اينکه در خانه لباس هايم را عوض کردم همسرم متوجه شد آستين پيراهنم خون آلود است. به اين ترتيب دستم رو شد و مجبور شدم حقيقت را به او بگويم.پس از آنکه دو متهم روايت هاي خود را از قتل قادر بيان کردند، تحقيقات ادامه يافت و با توجه به اينکه برخلاف ادعاي مرضيه و جواد دليلي براي اثبات مهدورالدم بودن مقتول به دست نيامد، براي زوج جوان به اتهام قتل عمدي کيفرخواست صادر و اين پرونده ديروز به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارجاع شد. قضات دادگاه اکنون در صدد بررسي اين موضوع هستند که آيا جواد در بازجويي هاي اوليه حقيقت را بيان کرده يا اينکه با انگيزه سرقت دست به جنايت زده است.
کيف قاپي با خودروي پژو
گروه حوادث؛ پسر جواني که متهم است با سرقت خودروي پدرش دست به 150 فقره کيف قاپي زده، از سوي پليس دستگير شد.به گزارش خبرنگار ما در پي ارسال گزارش هاي متعدد به پليس در رابطه با جواني که با يک پژو مشکي رنگ اقدام به کيف قاپي مي کند، کارآگاهان پليس آگاهي تحقيقات خود را براي دستگيري اين سارق آغاز کردند تا اينکه روز يکشنبه يکي از واحدهاي گشتي پليس به پژويي مشکي رنگ که شباهت زيادي با خودروي سارق تحت تعقيب داشت مشکوک شدند و آن را متوقف کردند.ماموران پس از بازرسي خودرو سه جفت پلاک اتومبيل به همراه مقاديري مدارک به دست آوردند و ضمن انتقال خودرو به پارکينگ سرنشين آن را نيز بازداشت کردند.با آغاز بازجويي از فرد دستگير شده مشخص شد وي همان سارق فراري است که پليس از مدت ها قبل به دنبال بازداشت او بوده، بنابراين اين جوان که حسن نام دارد تحت بازجويي هاي فني قرار گرفت اما فقط به سه فقره کيف قاپي اعتراف کرد. اعترافات حسن در حالي صورت گرفت که گزارش هاي رسيده از ارتکاب بيش از 150 فقره سرقت و کيف قاپي توسط او حکايت دارد.اين سارق که صبح ديروز براي انجام تحقيقات به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شده بود در اين باره به بازپرس قيصري- بازپرس شعبه 6- گفت؛ براي انجام سرقت خودروي پدرم را دزديدم و براي اينکه پليس نتواند ماشين را شناسايي کند در هر سرقت از يکي از سه جفت پلاکي که دزديده بودم، استفاده مي کردم.
زندگي هاي بر باد رفته در زندان
محمد بلوري
در هر جنايتي اگر در مراحل بازجويي نسبت به جمع آوري مدارک و شواهد لازم براي کشف جرم بي توجهي شود و ماموران تنها به بازجويي از متهم بسنده کنند، پرونده يي ناقص و پرابهام تشکيل مي شود که مي تواند در مرحله قضاوت، مسير حقيقت يابي را منحرف کند.چنين پرونده هاي ناقص و پر از پرسش هاي بي جوابي سبب مي شود اوقات پرارزش دادرسان دادگاه هاي کيفري در جريان قضاوت به هدر رود، پرونده ها براي تکميل و روشن شدن، دور تسلسلي را از مرحله بازجويي تا محاکمه بگذرانند و در نتيجه متهمان بسياري سال ها از عمر خويش را با بلاتکليفي دلهره آوري در کنج زندان ها بگذرانند.فاطمه پيرزني که سرگذشت غم انگيزش را در همين صفحه خوانديد، به عنوان قديمي ترين زن زنداني اوين، يکي از اينگونه متهمان است که تقاص کوتاهي عوامل کشف جرم را به بهاي تلف شدن 13 سال از عمرش در زندان و از دست دادن سلامت جسم و روان خود پرداخته است. در حالي که هنوز پرونده اتهامي اش، مراحل مختلف قضايي را طي مي کند، اگر يک بار ديگر بي گناهي اش ثابت شود، معلوم نيست فرشته عدالت، چگونه در ترازوي عدل خويش و با کدام پاره سنگ قانوني خواهد توانست در قبال 13 سال عمر برباد رفته اين زن رنج ديده توازن برقرار کند؟
ماجراي گرفتاري فاطمه حدود 15 سال پيش آغاز شده است؛ يک روز غروب ماموران گشت پليس، در يکي از بزرگراه هاي تهران، جسد مردي را پشت فرمان اتومبيلش يافتند و پزشکان قانوني علت مرگش را مسموميت شديد تشخيص دادند.پليس ضمن تحقيق پي برد که اين مرد به نام مجيد (قصاب شهر ري) آن روز در خانه زن و شوهري ميهمان بوده و در آنجا مسموم شده است.زن صاحبخانه (فاطمه) و شوهرش در ارتباط با مرگ ميهمان شان بازجويي شدند تا اينکه فاطمه اعتراف کرد قصاب محل را مسموم کرده است.براساس همين اعتراف پرونده يي تشکيل شد و فاطمه را به اتهام قتل بازداشت کردند که در جريان رسيدگي به اتهامش مدت 13 سال در زندان به سر برد.
فاطمه در دادگاه اول محاکمه شد و قضات او را براساس گفته اش در بازجويي عامل قتل شناختند و به قصاص (اعدام) محکومش کردند.فاطمه به راي دادگاه اعتراض کرد و گفت؛ «آن روز که قصاب محل ميهمان ما بود، من همراه عروسم به مراسم ختم رفته بوديم، وقتي به خانه برگشتم ديدم بساط ترياک برپا است و شوهرم گفت که مجيد قصاب ميهمانش بوده است. روز بعد شنيدم که جنازه مجيد را پشت فرمان اتومبيلش پيدا کرده اند. شوهرم با اصرار و التماس به من گفت تو اعتراف کن که باعث مرگ مجيد شده يي، من از زندان خلاصت مي کنم. من هم به خاطر آنکه بچه هايم بي سرپرست نشوند، قتل مجيد را گردن گرفتم...»پرونده محکوميت فاطمه براي رسيدگي نهايي به ديوان عالي کشور فرستاده شد و قضات اين ديوان به خاطر نواقص و ابهامات پرونده، حکم اعدام اين زن را شکستند و پرونده دوباره به دادگاه کيفري بازگردانده شد چرا که فقط به گفته هاي فاطمه استناد شده و در مرحله بازجويي تحقيق نکرده اند که سم توسط چه کسي و از کجا خريده شده؟ ضمناً از ليوان هاي مصرفي انگشت نگاري نکرده اند و درباره ادعاي غيبت فاطمه در خانه (که گفته به مراسم ختم رفته) تحقيق نشده و ابهامات ديگري در پرونده وجود داشته است.فاطمه پس از گذشت چند سال در دومين دادگاه محاکمه شد و اين بار قضات دادگاه کيفري به علت نبودن دلايل کافي عليه اين زن او را بي گناه تشخيص دادند تا اينکه سال پيش با تحمل 13 سال زندان آزادش کردند.فاطمه مي گويد؛ «در اين مدت چه شب ها که در کنج سلول تا سحر با دلهره اعدام به سر بردم و چنان دچار فشار روحي شدم که سه بار در زندان دست به خودکشي زدم. نه من را اعدام مي کردند که خلاص شوم و نه از زندان آزاد مي شدم. وقتي حکم اعدام من صادر شد، شوهرم هيچ کمکي نکرد. وقتي براي بار دوم محاکمه ام مي کردند، دانستم باز قاضي مي خواهد به من حکم اعدام بدهد. براي اثبات بي گناهي ام فکري به سرم زد. در جريان محاکمه ام در دادگاه دوم، شوهرم با تلفن همراه پسرم که پيشم بود با من تماس گرفت و دوباره خواهش و اصرار کرد که واقعيت را نگويم و باز قتل را گردن بگيرم. من هم گوشي را طوري گرفتم که قاضي گفت وگوي من و شوهرم را بشنود. قضات هم با شنيدن اعترافات شوهرم مرا بي گناه دانستند و حکم به آزادي ام دادند.»اما اين پايان گرفتاري فاطمه نبود، پرونده بار ديگر به ديوان عالي کشور ارجاع شد و قضات اين شعبه ديوان عالي برخلاف شعبه قبلي ديوان راي بي گناهي فاطمه را شکستند و نظر دادند که اين پيرزن بايد براي بار سوم در رابطه با قتل محاکمه شود.فاطمه مي گويد؛ «پس از آنکه در دادگاه دوم بي گناه شناخته شدم خانواده مجيد (مقتول) شکايت کردند که از شوهرم شکايتي ندارند و خواستار مجازات من شدند. به همين خاطر ديوان عالي کشور راي دادگاه را نقض کرد و بايد براي بار سوم محاکمه شوم...»
تشکيل پرونده هاي ناقص و پرابهامي چون پرونده فاطمه کم نيست.در شماره هاي بعدي نمونه هاي ديگري از اين نوع پرونده ها را مي خوانيد.
کلاهبرداري با ادعاي صفر کردن خلافي خودرو
پرونده فردي که متهم است با جعل عنوان سرهنگ انتظامي اقدام به کلاهبرداري کرده است، در شعبه اول بازپرسي دادسراي ويژه فرودگاه هاي کشور به جريان افتاد. به گزارش ايسنا، حدود يک هفته قبل فردي با مراجعه به حفاظت اطلاعات ناجا طي شکايتي گفت؛ من فروشنده ميوه و تره بار در يکي از ميادين شمال تهران هستم. چند ماه پيش پيرمردي به مغازه ام آمد و ميوه خريد. با گذشت مدتي به صورت مشتري دائمي مغازه براي خريد ميوه مراجعه مي کرد تا اينکه ارتباط ما با هم بيشتر شد و وقتي شغل او را پرسيدم، ادعا کرد سرهنگ نيروي انتظامي است و در شهرک آزمايش کار مي کند. آن مرد به من گفت اگر ماشينم خلافي دارد، مي تواند خلافي را صفر کند. اين شاکي ادامه داد؛ با حرف هاي اين مرد وسوسه شدم و يک روز چون وقت نداشتم خلافي خودروام را استعلام کنم، مدارک خودرو را به پيرمرد دادم. او بعد از چند روز آمد و گفت که حدود 280 هزار تومان خلافي دارم و مي تواند با گرفتن 80 هزار تومان خلافي را صفر کند. من هم اين مبلغ را به او پرداخت کردم اما وقتي چند روز قبل براي فروش خودروام به اداره راهنمايي و رانندگي رفتم متوجه شدم از ابتدا مبلغ خلافي خودروي من 16 هزار تومان بوده و آن پيرمرد هيچ اقدامي نکرده است. با بررسي شکايت اين فرد، موضوع بلافاصله به شعبه اول دادسراي فرودگاه گزارش و متهم در جريان يک قرار صوري با شاکي بازداشت شد. بهروز مهاجري- بازپرس پرونده- با تاييد اين خبر گفت؛ متهم در بازجويي ها اظهار کرده قصد کلاهبرداري و غصب عنوان نداشته و تنها با اين هدف که فروشنده به او ميوه هاي خوب بفروشد، چنين ادعاهايي را مطرح کرده است. وي با بيان اينکه براي متهم قرار قانوني لازم صادر شده است، خطاب به شهروندان گفت؛ چنين متهماني براي انجام اقدامات مجرمانه خود، از طمع افراد استفاده مي کنند؛ لذا با توجه به اينکه اقدام شاکي پرونده نيز غيرقانوني بوده، بايد گفت شهروندان هرگز به ادعاهايي از اين دست اعتماد نکنند، ضمن اينکه سيستم هاي نيروي انتظامي در اين زمينه مکانيزه است و نمي توان به راحتي در آن دست برد.
سرقت خودرو با جرثقيل
گروه حوادث؛ دو سارق با اجاره کردن جرثقيل يک خودروي فيات را به سرقت بردند.به گزارش خبرنگار ما چندي پيش مردي با مراجعه به پليس آگاهي از سرقت خودرواش که يک فيات مدل 78 است، خبر داد. در پي اين گزارش پليس تحقيقات خود را براي يافتن اين خودرو که در شهرک اکباتان سرقت شده بود، آغاز کرد و در اولين اقدام به تحقيق از افرادي که شاهد اين سرقت بودند، پرداخت.در پي اين تحقيقات يکي از شاهدان به پليس گفت آن روز يک جرثقيل به محلي که فيات پارک شده بود، آمد و به راحتي آن را با خود برد. من که صاحب خودرو را مي شناختم به جرثقيل مشکوک شدم و پلاک آن را براي اطمينان بيشتر برداشتم. به دنبال اظهارات اين فرد جرثقيل مورد نظر رديابي و مالک آن روز يکشنبه بازداشت شد.اين مرد در اظهارات اوليه اش ضمن اظهار بي اطلاعي از انجام اين سرقت گفت؛ آن روز دو جوان ضمن پرداخت هزينه حمل خودرو از من خواستند به محل پارک فيات بروم و آن را به کرج ببرم. بنا بر اين گزارش پس از اظهارات اوليه اين مرد پرونده براي بررسي بيشتر به دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد و رضا جعفري معاون دادسرا دستور پيگيري تحقيقات را براي به دام انداختن سارقان اصلي آغاز کرد.
دزد حرفه يي خانه دو ميلياردي را با سند مسروقه فروخت
گروه حوادث؛ مردي که با سرقت سند خانه يي آن را به قيمت دو ميليارد تومان فروخته بود از سوي ماموران پليس آگاهي تحت تعقيب قرار گرفت.به گزارش خبرنگار ما چندي پيش مردي با مراجعه به دادسراي ناحيه11 تهران از تصرف خانه اش توسط افرادي ناشناس خبر داد. اين مرد که پرونده دادخواهي اش در شعبه 2 بازپرسي اين دادسرا در حال رسيدگي است در توضيح ماجرا گفت؛ سال ها قبل خانه يي را در منطقه پاسداران خريدم و از آنجايي که به آن احتياجي نداشتم آنجا خالي از سکنه بود. چند روز قبل که پس از مدت ها براي سرکشي به آنجا رفته بودم در کمال حيرت ديدم خانه ام تخريب شده و چندين کارگر به همراه يک لودر در حال گودبرداري ملکم هستند. وقتي اعتراض کردم و به آنها گفتم من صاحب خانه هستم فردي که بر کار کارگران نظارت داشت، گفت چند روزي است که خانه را خريده و قصد دارد يک برج بسازد.پس از اظهارات اين مرد فردي که خانه را تصاحب کرده به دادسرا احضار شد اما او با تکرار ادعايش گفت هفته گذشته خانه را از فردي خريده و به سرعت عمليات ساخت و ساز را آغاز کرده است. اين بار فروشنده اول در دادسرا حاضر شد و ادعا کرد او نيز خانه را از فردي به نام محسن خريده است اما از وي هيچ اطلاعي ندارد، بنابراين تحقيقات به يافتن محسن معطوف شد.از سوي ديگر مالک اصلي خانه نيز در ادامه تحقيقات اظهار داشت سند خانه اش که در صندوق عقب خودرواش بوده، مفقود شده بنابراين بازپرس پرونده با بررسي رابطه ميان تصرف خانه و سرقت سند آن دريافت احتمالاً فروشنده خانه همان سارق سند است.با ادامه تحقيقات مشخص شد محسن پس از سرقت سند خانه از خودروي مالک آن به شهري ديگر رفته و در آنجا با ارائه وکالتنامه يي جعلي سند را به نام خودش کرده و در ادامه موفق شده در ازاي دريافت دو ميليارد تومان خانه را به فروش برساند.هم اکنون به دستور بازپرس شعبه 2 بازپرسي دادسراي ناحيه 11 ، ماموران اداره 14 پليس آگاهي ماموريت يافته اند اين سارق را دستگير کنند. _________________
دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . ارد بزرگ
Good point of view of people is the best patron of chosen men . Great Orod
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum