Posted: Sun May 04, 2008 8:51 pm Post subject: سخنراني بابک احمدي در دفتر پژوهش
متن سخنراني بابک احمدي در دفتر پژوهش هاي دکتر علي شريعتي
سير تحول مفهوم روشنفکري
تنظيم؛ پروين بختيارنژاد
فضاي فرهنگي يکصد سال اخير ما مملو از هتک حرمت، توهين و برچسب زدن و رد کردن عقيده ديگري بود. تحمل ديگري به ندرت اتفاق مي افتاد. در آن دوره هر کس در پي تدوين نظريه جامع و نهايي بود که با آن بتواند به همه مسائل پاسخ دهد و به ندرت آدمي پيدا شد که قبول کند حقيقت پيش او نيست و حتي توانايي کشف کل حقيقت را ندارد و نيازمند ديگران و گفت وگو و مکالمه با سايرين است. به شکرانه شرايط تازه يي که در دهه اخير در ايران اتفاق افتاد، مباحث تازه تري به جاي آن مباحث کهنه استاليني طرح شد. در ميان چپگرايان فضاي دموکراتيک تري پيدا شد. از اين طرف هم به شکرانه فعاليت هاي قبلي که ريشه اش به شريعتي، طالقاني، بازرگان و ديگر بزرگان مي رسد، نسلي جديد پيدا شدند و فضايي دموکراتيک را دامن زدند. در نتيجه امکان اين مکالمات فراهم شد. با تجربه يي که از روند برخي جريانات چپ دارم، در حال حاضر نسخه سوسيال دموکرات را در نظر دارم و در تمام آثاري که در زمينه سياست نوشته ام يا به شکلي به سياست مربوط مي شد، مثل کتاب معماي مدرنيته يا کتاب هاي ديگري در مورد مارکس هم از آنجايي که دانشجوي علوم سياسي و بعد فلسفه بوده ام، در حوزه فلسفه اروپاي قاره يي که دغدغه ذهنم است، با خيلي از بزرگان کنوني فلسفه ايران همراه و هم سخن نيستم.موضوعي که من با آن روبه رو بوده ام و بسيار به آن فکر کرده ام اين است که مفهوم روشنفکري اصلاً به چه درد مي خورد و کاربردش براي ما چه سودي دارد زيرا ما شاهد يک جنبش فکري هستيم که نسبت به نتيجه و وضعيت اجتماعي خود موضع دارند و نيز چيز ديگري مي خواهند و آن چيز ديگر حالا چه خوب تبيين شود، يا نشود براي ايشان روشنگر راه آينده است. چنين آدم هايي از شاخه هاي مختلف زندگي اجتماعي و فکري برمي آيند و پر و بال مي گيرند و بر نسل خود و نسل بعد از خود هم موثرند و کارهاي روشمند و علمي مي کنند و راه تازه يي را در ايران و فضاي فرهنگي آن باز مي کنند.تعداد چنين انسان هايي در تاريخ يکصد سال ايران که دلبسته به فرهنگ بودند و مي خواستند اوضاع سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي عوض شود و با حکومت ها هم به شکل هايي گوناگون همراه نبودند، زياد است. آنان گاه مجبور مي شدند در برابر حکومت ها تمکين کنند و گاهي هم به گونه يي سياسي يا مهم تر اخلاقي مقاومت تندي مي کردند و سزاي آن را هم مي ديدند، روزي به عقايدي دل مي بستند و روز ديگر از آن دور مي شدند. روزي آکادميسين نام مي گرفتند، روزي روشنفکر، روزي انقلابي.حکومت ها عليه «روشنفکران» هستند و زبان حکومت ها در عرض يکصد سال اخير به طور کلي مگر در استثناهايي زبان عدم همراهي با آنان بوده است. خود «روشنفکران» نيز با هم بي رحم بوده اند. شايد يکي از بهترين نمونه هايش شريعتي است، وقتي به زندگي او نگاه مي کنيم مي بينيم رنج هايي کشيده و دردهايي را تحمل کرده که به هيچ وجه حق هيچ انساني نبود و سپس مورد بي مهري کساني قرار مي گيرد که حداقلي از رنج هاي او را نکشيده اند. اين يک اصل زندگي فرهنگي ايران در سال هاي اخير است. حال پرسش من در اينجا در مورد تعريف روشنفکري است.آيا روشنفکر کسي است که کار فکري منظم و سيستماتيک مي کند؟ خوب به نظر مي آيد همه آدم هاي دنيا کار فکري مي کنند. هيچ کار يدي نيست که در آن رگه هايي از کار فکري، آن هم به شکلي از پيش تعيين شده و به عنوان پيشنهادهاي کار فکري منظم وجود نداشته باشد. ساده ترين کار، کار يک کارگر است که برمي گردد به يک دانايي و آن دانايي به قول ارسطو دانايي و حکمت عملي است و شناخت جهان يعني کار فکري. اين کار فکري براي همه پيش مي آيد. پس چرا ما دسته يي خاص را به عنوان روشنفکر نامگذاري مي کنيم.عملاً از بحث اينتليجنسياي روسي به بعد که من در کتابم از آن ياد کردم و موقعيت شان را توضيح داده ام، بحث روشنفکري در صد و پنجاه سال اخير در غرب در دنياي مدرن و فلسفه و علوم انساني به اين صورت طرح شد که روشنفکر کسي است که به عواقب اجتماعي کار فکري اش خيلي اهميت مي دهد و در نتيجه خيلي وقت ها با نظم حاکم نمي خواند و به نظر مي آيد در تعريف از روشنفکر آن مقاومت و مخالفتي که من به عنوان يک امر اخلاقي از آن ياد کردم، موثر خواهد بود. يعني سويه سياسي در تعريف از روشنفکر برجسته مي شود.در اينجا ما دچار مشکلي جديد مي شويم و آن اين است که آدم هاي زيادي در دوره هاي مختلف تاريخي کارهايشان تعبيرهاي متفاوتي به خود مي گيرد و آنچه آنها در دوره خودشان به عنوان امري مترقي ارزيابي مي کردند، به راحتي مي تواند در سال هاي بعد به امري در خدمت نوعي واپس رفتن و عقب افتادگي تبديل شود. آيا کساني در فضاي فرهنگي ما در توجيه نظام مخوف پليسي و استبدادي و استالينيستي اشتباه نمي کردند؟ آيا کارهايي که کردند در خدمت به مردم و زحمتکشان کشورشان بوده يا در راستاي عدالت بوده؟آنها طبعاً با تاويل خودشان مي توانند همه آن کارها را توجيه کنند. اما با تاويل اخلاقي ما نمي توانيم آن کارها را توجيه کنيم. مي بينيد که چه اختلاف فهمي وجود دارد. مثال مشهور اختلاف فهم سارتر و کامو در مورد جنگ الجزاير است. دو متفکر، دو اهل فرهنگ، دو فيلسوف و دو نويسنده که هر دو نفر دلبسته آزادي بودند، در جريان جنبش مقاومت فرانسه عليه نازي ها جنگيده و زندگي شان را به خطر انداخته بودند، در برابر جنگ الجزاير مواضع متضادي گرفته بودند و اين مواضع هنوز که هنوز است، مورد بحث است. ما هم هر دو آنان را «روشنفکر» مي خوانيم.يا زماني که آل احمد غرب زدگي را نوشت و آن موضع را در مقابل شيخ فضل الله گرفت و به تعبير برخي مترقي بود و به تعبير برخي مرتجع. از همه پيچيده تر اين است که آل احمد که زماني به جهان سوم مي انديشيد آثار فانون را مي خواند و از طريق خليل ملکي با مباحث تازه يي آشنا شد و در واقع جنبش فکري را هدايت مي کرد و بر مخاطبانش تاثيرگذار هم بود. همين نويسنده کتاب «سنگي بر گوري» که کتابي است به شدت مرد سالار و ضدزن را نوشته است.وقتي ما از عرصه اتفاق ها دور مي شويم، حوادث براي ما تاريخي مي شوند و زماني که کمي از حوادث و وقايع تاريخي دور مي شويم، اختلاف تاويل ها شکل مي گيرد و آن موقع آدم ها در دادگاهي قرار مي گيرند که اعمال شان در آن دادگاه از نظر برخي محکوم و مذموم و از نظر برخي ستايش شدني هستند.در نتيجه ما نمي توانيم از طريق مفهوم روشنفکري موقعيت آدم ها را مشخص کنيم. مفهوم روشنفکري گيج کننده است. من اينجا فقط در قلمرو کار فکري بحث نمي کنم و بحث را بيشتر سياسي و اجتماعي کردم. در نتيجه اين مفهوم روشنفکر به درد نمي خورد و چيزي را روشن نمي کند. اهل فرهنگ در جاهايي که کار مي کنند بايد ارزيابي شوند. آنجا که دايره المعارف نوشته مي شود آن کسي که اهل فرهنگ است بايد ارزيابي شود. در نتيجه هر تلاشي را بايد داخل ديسکورس يا گفتمان خود مورد ارزيابي قرار داد و حتي وقتي شما به هر کاري در قلمرو گفتمان نگاه مي کنيد، پيشرفتگي و واپس ماندگي کار روشن مي شود. معلوم مي شود که چه کسي چه تغييري کرده است. کوشش من اين است که براي کار روشنفکري يک تعريف پراگماتيک بدهم و تعريف من تعريفي ذات باور نيست چون به کار مربوط مي شود نه به ماهيت آدم ها.من امروز کار روشنفکري انجام مي دهم و فردا انجام نمي دهم، هر کسي برخي از کارهايش روشنفکرانه است و کار ديگرش نتايج روشنفکري به بار نمي آورد. تمام تاريخ روشنفکري صد سال ايران تاريخ منازعات افراد با همديگر است، نه بر سر عقايد. بخش عمده بي اعتقادي به کارهاي همديگر از آن جاها شروع مي شود و اينکه ما قدرت درک گفتماني را از دست مي دهيم و بحث را منتقل مي کنيم به اينکه گوينده کيست؟ چه کرده است و کجاها مي شود او را افشا کرد؟ ولي اين جدال روزي بايد به پايان برسد. بايد فکري براي اين جدل کنيم. راه برون رفت از آن، گفتمان است. گفتمان اين امکان را به ما مي دهد که کجا ما محدوديم و کجا در حال پيشرفت.کجا مي توانيم چيزهايي بگوييم، کجا نمي توانيم. کجا مي توانيم آزادي خود را تجربه کنيم و کجا امکان براي ما تنگ مي شود يا از بين مي رود. _________________
هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
سيدحسن خميني؛
برخي به عمد اجتهاد در انديشه امام را بد فهميدند
گروه سياسي؛ حجت الاسلام والمسلمين «سيدحسن خميني» نسبت به تحريف بحث اجتهاد در انديشه امام خميني(ره) هشدار داد.
نوه امام خميني(ره) در ديدار اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان از ضرورت اجتهاد در انديشه امام خميني(ره) سخن گفت ولي در عين حال تاکيد کرد؛ «متاسفانه به نظر مي رسد اين بحث از سوي برخي به عمد، بد فهميده شد.»
سيدحسن خميني چندمين بار است که طي چند ماه گذشته در اين باره تذکر مي دهد. در واقع از همان زماني که يکي از روزنامه هاي صبح نقل خاطره يي از امام خميني(ره) در کتاب هاشمي رفسنجاني را تحريف اظهارات بنيانگذار انقلاب تعبير کرد و به همين دليل بنياد تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) را به سکوت در مقابل انحراف از افکار ايشان متهم کرد، مجادله يي آغاز شد که با توهين يک سايت اينترنتي به نوه امام خميني بالا گرفت. اين پايگاه نزديک به دولت در مطلبي به سخنان سيدحسن خميني مبني بر ممنوعيت ورود نظاميان به سياست واکنش نشان داد و با جملات غيرمتعارفي نوه بنيانگذار انقلاب را مخاطب قرار داده بود. توهين اين سايت واکنش بسياري از شخصيت هاي کشور را در پي داشت.
تا آنجا که آيت الله توسلي رئيس دفتر امام خميني(ره) وقتي در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام از توهين به بيت امام گلايه مي کرد دچار حمله قلبي شد و درگذشت. فوت اين روحاني باسابقه چند وقتي به بحث و جدل ها در اين موضوع خاتمه داد اما اخيراً با مباحثي که درباره نمايندگي امام خميني(ره) در سپاه پيش آمد، دوباره موضوع تحريف انديشه ها و خط مشي بنيانگذار انقلاب بر سر زبان ها افتاد. به واسطه اهميت قضيه و پي درپي شدن مجادلات گروه هاي مختلف سياسي در اين باره بود که موسسه تنظيم و نشر آثار امام با همکاري انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان همايش دوروزه «تبيين انديشه هاي سياسي امام خميني(ره)» را اين هفته برگزار مي کند تا به شبهه هاي موجود پايان دهد. اما پيش از برگزاري اين همايش نوه امام خميني(ره) چندين مرتبه راجع به انديشه هاي پدربزرگش سخن گفته بود. او در ديدار اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه گيلان نيز يادآور شد؛ «پيش از اين هم گفته بودم که بايد به امام و انديشه هاي امام به عنوان يک مکتب نگاه شود.»
وي به وجود برخي نحله هاي فکري در تاريخ اسلام اشاره و از يکي از آنها يعني از نحله اهل حديث که تقيد خشک و غيرمجتهدانه را سرلوحه خويش قرار داده بودند، ياد کرد و با اشاره به تداوم تاريخي اين نحله يادآور شد؛«مي توان گفت جريان القاعده در جهان امروز بازخورد آن نحله يي است که برآمده از تفکر اهل حديث است. اين تفکر مي گويد براي سوالات جديد بايد به دنبال پاسخ هاي از پيش تعيين شده در متون مقدس بگرديم. عدم پذيرش نقش زمان و تاثير دوره هاي مختلف زماني در اجتهاد از متون مقدس از مهم ترين ويژگي هاي اين تفکر است؛ البته اين جريان مختص اسلام نيست و در ساير اديان هم ديده مي شود.»
به گزارش ايسنا به نقل از واحد خبر جماران نوه امام در اين باره تصريح کرد؛ «طبعاً يکي از آفت هاي اين تفکر جمود و در خود تنيدگي است و ممکن است في حد نفسه طرفداران پاک و مخلص داشته باشد اما معمولاً اين قضايا مدافعاني پيدا مي کند که نان به نرخ روز خور هستند و کاسه داغ تر از آش مي شوند و شروع مي کنند شعارهاي مهم تر از متن دادن.»
وي با اشاره به جريان ديگري که به بي نيازي از متون مقدس و کنار گذاشتن آن و قطع ارتباط با گذشته معتقد است، اضافه کرد؛«دين گريزي و دين ستيزي رهاورد اين انديشه در غرب است که به صورت خزنده در تاريخ اسلام هم جريان داشت.»
وي در ادامه معنويت بي شريعت را آفت بازگشت به دين عنوان کرد و اظهار داشت؛«بحران هاي بزرگ جهان در قرون اخير مثل جنگ هاي جهاني باعث شد تا بشر به اين نتيجه برسد که علم منهاي دين چه فضايي را مي تواند براي دنيا به وجود بياورد. امروز وظيفه ما اين است که هوشيار باشيم که معنويت بدون شريعت چه مصائبي را پديد خواهد آورد.» سيدحسن خميني در بخش ديگري از سخنان خود به تشريح نحله هاي گوناگون مواجهه با امام و انديشه ايشان پرداخت و افزود؛«اينکه دوره امام را تمام شده تلقي کنيم يا در مقابل بخواهيم براي هر پرسش جديد به دنبال پاسخ از پيش داده شده در سخنان امام که همان متن مقدس انقلاب اسلامي است، بگرديم يا اينکه براي يافتن راه حل هاي جديد در متون و انديشه امام اجتهاد کنيم، سه راهي است که پيش روي جامعه امروز ماست.»
وي با تاکيد بر اينکه اجتهاد بايد چارچوب مشخص داشته باشد، خاطرنشان ساخت؛«اجتهاد فراتر و متفاوت از نقد است. در اجتهاد مجتهد از نقد مي گذرد تا به اعماق حقيقت دست يابد.» فرزند يادگار امام تصريح کرد؛«راه مورد نظر ما درباره انديشه امام اين است که به عنوان کساني که انديشه امام را به مثابه انديشه هاي حقيقي و متن مقدس انقلاب مي پذيرند در اين انديشه اجتهاد کنيم.»
سيدحسن خميني در ادامه با اشاره به چالش هاي دين و مردم سالاري، آزادي و عدالت، عدالت و دين و... گفت؛ «دغدغه پاسخ به سوالات جديد دغدغه مقدسي است، اما بايد پذيرفت که لزوماً همه جواب ها درست نيستند. فقط يکي از جواب ها درست است ولي همان طور که ما نمي توانيم اجتهادهاي داراي اصول را در مکتب امام صادق تخطئه کنيم بايد حق اجتهادهاي مختلف را به رسميت بشناسيم ولي اين به معناي آن نيست که لزوماً بگوييم همه آنها درست است.»
در ادامه اين ديدار اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه گيلان به طرح سوالاتي در زمينه امام، مردم سالاري، حضور نظاميان و حدود و ثغور اجتهاد در انديشه امام پرداختند.
نگراني از ورود نظاميان به سياست
حجت الاسلام و المسلمين سيدحسن خميني در پاسخ به سوال دانشجويي مبني بر اينکه آيا بر مبناي انديشه حضرت امام نظاميان بعد از استعفا از عرصه نظامي گري مي توانند وارد سياست بشوند، گفت؛«در فضاي نظامي مسائل آمرانه انجام مي شود اما در جريانات سياسي افراد نه با دستور، که با گفت وگو و نقد و نظر عمل مي کنند. برداشت من از نظريات حضرت امام اين است که اگر نظامي سلاح بر زمين گذاشته و استعفا دهد اشکالي ندارد در سياست وارد شود.»
فرزند يادگار امام افزود؛«اينکه حضرت امام در وصيتنامه الهي - سياسي خود در دو جا بر مساله عدم دخالت نظاميان در سياست تاکيد کرده است، نشان مي دهد اين نگراني تنها مربوط به برهه خاصي نيست.»
سيدحسن خميني در پاسخ به سوال دانشجوي ديگري درخصوص حدود و ثغور اجتهاد اظهار داشت؛ «بايد بتوانيم متد و اصول روشني براي اجتهاد در متون انقلاب تعريف کنيم. در اين صورت مي توان اجتهاد کرد.»
نوه امام راحل در پاسخ به سوال دانشجويي درخصوص مردم سالاري در انديشه امام گفت؛«در اين مساله بايد به گونه يي عمل کرد که نه به شرک آلوده بشود و نه به گونه يي باشد که هيچ کس نتواند حق راي داشته باشد و هيچ دخالتي براي آراي عمومي نباشد.» _________________
هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
تجديد سازمان رايحه خوش خدمت براي رياست جمهوري
گروه سياسي؛ «رايحه خوش خدمت تجديد سازمان مي شود.»
اين خبري است که روز گذشته «علي اصغر زارعي» اعلام کرد. عضو شاخص اين جريان حامي دولت نهم به ايسنا گفت قصد دارند با نظم و انسجام بيشتري فعاليت هايشان را ادامه دهند.
زارعي که نمايندگي تشکل جبهه متحد اصولگرايان را در طول انتخابات مجلس برعهده داشت در پاسخ به اين پرسش که آيا اين گروه قصد ندارد در ادامه به عنوان يک حزب فعاليت کند، گفت؛ «ما در حال بررسي هاي لازم هستيم تا اگر مصلحت باشد اين کار را انجام دهيم.» وي درباره اينکه آيا قصد دارند از کميسيون ماده 10 احزاب براي ادامه فعاليت هاي خود مجوز بگيرند يا نه، افزود؛ «ما قبلاً درخواست داده بوديم و همان درخواست مان را پيگيري مي کنيم.»
زارعي گفت؛ «رايحه خوش خدمت قصد دارد فعاليتش را با نظم و انسجام بيشتري طي و واحدهاي استاني اش را فعال تر کند.» اعضاي رايحه خوش خدمت در پي آن هستند که فعاليت هايشان را به صورت يک حزب رسمي و شناسنامه دار پيگيري کنند تا به انتقادهايي مبني بر نامشخص بودن نحوه عملکرد و اتهام «زيرزميني بودن» آن پايان دهند. هرچند اين اقدام در راستاي شفاف سازي چارچوب سازماني و عقبه فکري و وابستگي هاي سياسي رايحه خوش خدمت، مثبت است، اما مي تواند به زمينه سازي براي آغاز فعاليت هاي انتخاباتي رياست جمهوري دهم تعبير شود. به ويژه اينکه زاکاني در اين گفت وگو رسماً کانديداتوري احمدي نژاد را اعلام کرد و گفت؛ «طبيعي است که آقاي احمدي نژاد در دور دوم نيز رئيس جمهور شود.» نام «رايحه خوش خدمت» نخستين بار در آستانه انتخابات شوراهاي سوم شنيده شد. جمعي از اعضاي آبادگران جوان در جريان انتخابات شورا از اين گروه جدا شدند و با حمايت کانديداهاي دولت نهم ليست مستقلي ارائه کردند. رفتار آنها شکاف سياسي در جريان راست را علني کرد و البته آبادگران جوان را نيز شوکه کرد چرا که جوانان رايحه خوش خدمت، حاضر به سهم دهي به پدران خود نشده بودند. آنها سرليست خود را «پروين احمدي نژاد» قرار دادند و تبليغات وسيعي را آغاز کردند، اما نتيجه چندان مطلوب نبود چون نه تنها نتوانستند موفقيت چنداني در رقابت هاي انتخاباتي کسب کنند، بلکه در انتخاب «شهردار تهران» نيز گزينه مورد نظر آنها توفيقي نيافت. اين اتفاقات سبب شد چند صباحي رايحه خوش خدمت به حاشيه برود ولي در انتخابات مجلس هشتم از حاشيه به در آمد و ضلعي از اضلاع سه گانه جبهه متحد اصولگرايان شد.
آنها در اين انتخابات نيز موفق نشدند در مقابل ديگر گروه هاي اصولگرا پيروزي چشمگيري داشته باشند و هم وزن ساير گروه ها کانديداهايشان را روانه پارلمان کردند. هم اکنون رايحه خوش خدمت انتخابات رياست جمهوري دهم را در پيش رو دارد. تجربه چند انتخابات اخير، توشه يي براي اين جريان شده است تا برخي از شيوه هاي خود را اصلاح کند. اولين قدم نيز ثبت «رايحه خوش خدمت» به عنوان حزبي شناسنامه دار و مشخص است، هرچند اقدام آنها در مغايرت با تاکيدات رئيس جمهور مبني بر «حزبي نبودن» او است. _________________
هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum