Posted: Thu Apr 10, 2008 11:59 am Post subject: اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟
اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟
* گفتار متن فيلمي كه هرگز پخش نشد به قلم سيد مرتضي آويني در سالروز شهادتش
ماه ها از پايان جنگ و بسته شدن باب جهاد في سبيل ا... گذشته است و براي بسياري جنگ ديگر جز خاطره اي دور از يك دوران سپرده شده هيچ نيست. اما براي آن كه قسمتي از وجود خويش را در جنگ نهاده است چگونه پايان يابد؟
براي او جنگ خاطره اي دور از يك دوران سپرده شده نيست... باب جهاد را خداوند بر من و تو بسته است، اما براي او همچنان مفتوح است، چرا كه چشمانش ديگر بازنگشته اند. دلاوري ديگر پاهايش را نثار مجد و عظمت اسلام كرده است و اگر چه در دار بقاء آنجا كه من و تو را پاي رفتن نيست او پاهايش را در نزد خداوند خواهد يافت، اما اينجا دار فناست و آنچه فاني شدني است بازنمي گردد.... و او هم در انتظار معجزه نيست و رضاي خويش را در رضايت خداوند مي داند، اگر چه جوان است و هنوز ازدواج نكرده است. اما براي او جنگ تراژدي نامطلوبي از يك دوران غمبار نيست، خورشيد حيات بخشي است كه هنوز در آسمان سينه اش روشن است. شيطان مي خواست كه با قدرت سلاح بر جهان حكومت يابد و مؤمنين با گوشت پوست و رگ و استخوان در برابرش ايستادند. بمبها و موشكهايش را به جان خريدند و در فضايي آكنده از بخارات مرگبار شيميايي از استقلال و شرف و عزت خويش دفاع كردند... و هرگز در برابر عمل خويش مزدي نخواستند. اما اكنون كه علي الظاهر جنگ خاتمه يافته است آيا بايد در فراموشكده ها و غفلتكده هاي اذهان من و تو در هياهوي شهر گم شوند و... شايد جنگ خاتمه يافته باشد، اما مبارزه هرگز پايان نخواهد يافت و زنهار اين غفلتي كه من و تو را در خود گرفته است، ظلمات قيامت است. آنگاه كه آسمان انفطار يابد و ستارگان پراكنده شوند. آنگاه كه درياها شكافته شوند و انسانها سر از قبرها بردارند، خواهند دانست كه چه پيش فرستاده اند و چه واپس نهاده اند.
يا ايهاالانسان چيست آنچه تو را فريفته و بر آفريدگارت غره داشته است؟ آفريدگاري كه تو را آفريده است و استوار داشته بر اين صورت پرداخته است. اما حاشا و كلاً كه شما روز جزا را تكذيب مي كنيد و...
و توچه مي داني كه روز جزا چيست؟ آن روز كه كسي را بر ديگري اختياري نيست و فرمان هر چه هست خاص خداست. اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟
و مگر نه اينكه آن بخارات شيميايي جهنمي كه چشم تو را بازگرفته اند در كارخانه هاي همين شهرها و شهرهاي چنين (شهرهاي آلمان و ديگر كشورهاي غربي) ساخته مي شوند؟ شمس جهان آرا به ميهماني موشهاي كور آمده است و آنان درنمي يابند و اصلاً چگونه دريابند وقتي كه چشمان باطن شان كور است و هيچ چيز را جز خود و اهواء رنگارنگ خود نمي بينند؟
اگر نه جانبازي كه چشمان ظاهرش را اسلحه مرگباري كور كرده است كه در كارخانه هاي اينان ساخته مي شود، حجتي است كه خداوند بر آنان تمام كرده است. كجاست وجدان بيداري كه چشم بدين عبرت بازكند؟
جانبازي كه چشمان خود را در راه اقامه عدل باخته است و استقرار احكام خدا بر زمين... اما اين سخنان آن همه از اين ديار مرگ زده و ساكنانش دور است كه كسي بيدار نمي شود «و ما انت بمستمع من في القبور».
مردگان خفته در قبرستان اهواء نفس، اسيران سياه چالهاي شهوات، ساكنان ديار ظلمت جاودانه اند. منجي بشر و بشير عشق را آري، بسيجي جانباز را در شهر كوران باور نخواهند كرد، اگر نه آنان را مي گفتم كه شفاي كوردلي خويش را از تو بخواهند از تو كه حدقه چشمانت خالي است، اما چشمان باطنت سرشار از شهود هفت آسمان و زمين است...
اي منجي بشر، بشير عشق بسيجي !تو كجا و اينجا كجا؟ اين غربي ترين مغرب حقيقت بر گستره سياره رنج... اينجايي كه خفتگانش را جز نهيب مرگ چيزي بيدار نخواهد كرد... جز مرگ و صوراسرافيل. آنگاه كه آسمان انفطار يابد و ستارگان پراكنده شوند. آنگاه كه درياها شكافته شوند و انسانها سر از قبرها بردارند، خواهند دانست كه چه پيش فرستاده اند و چه واپس نهاده اند... يا ايهاالانسان! چيست آنچه تو را فريفته است و بر پروردگارت غره داشته است؟ و توچه مي داني كه روز جزا چيست؟ آن روز كه كسي را بر ديگري اختياري نيست و فرمان هر چه هست خاص خداست. اهل بصيرت را با شهر كوران چه كار؟
كارگردان: نادر طالب زاده
فيلمبردار: صادق ميانجي
صدابردار: مجيد مصدق
نويسنده و گوينده متن: شهيد سيد مرتضي آويني
تهيه شده: در سال 1368 كلن، آلمان، خانه جانبازان _________________
وجود کارمندان ناشایست ، برآیند دوام مدیران نالایق است . ارد بزرگ
You cannot post new topics in this forum You cannot reply to topics in this forum You cannot edit your posts in this forum You cannot delete your posts in this forum You cannot vote in polls in this forum You cannot attach files in this forum You cannot download files in this forum